منابع تحقیق درباره نظریه کنترل اجتماعی هیرشی، و نظریه کنترل اجتماعی

دانلود پایان نامه

مقدمه
فصل پیشِ رو به ‌مرور پیشینه تحقیقات خارجی و داخلی مرتبط با تقلب علمی میپردازد. پژوهش‌های داخلی در تقلب علمی سهم بسیار اندکی را به خود اختصاص دادهاند؛ ازاین‌رو تقریبا تمامی این تحقیقات، در مرور پیشینه مورد بررسی قرار می‌گیرند. اما پژوهشهای خارجی طیف وسیعی از رشتهها ازجمله روانشناسی، فلسفه و اخلاق، اقتصاد، آموزش و مدیریت آموزشی را در برمی‌گیرد. با این‌وجود سهم رویکرد جامعهشناختی نسبت به سایر رشتهها کمتر است. بنابراین صرف‌نظر از چهارچوب نظری اتخاذشده و متناسب با پژوهش حاضر، به‌مرور پژوهشهایی با رویکرد جامعه‌شناختی پرداخته‌شده است که با موضوع تحقیق حاضر متناسب بودهاند.
2-1- پژوهش‏های داخلی
دریس (1376) تحقیقی را تحت عنوان «بررسی تأثیر تهدید به تنبیه خفیف و شدید بر نگرش نسبت به تقلب و اقدام به آن در دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی شهر اهواز»به انجام رسانده است. نمونه تحقیق حاضر 300 دانش‌آموز دختر سال سوم راهنمایی هستند که به شیوهی تصادفی ساده انتخاب و در گروههای مقایسه قرار گرفتند. تهدید به تنبیه در سه سطح به‌عنوان متغیر مستقل اول مورد دستکاری آزمایشی قرار گرفت. وضع اقتصادی-اجتماعی به عنوان متغیر مستقل دوم بود. متغیر وابسته نگرش و اقدام به تقلب در درس ریاضی است. نتایج نشان داد بین گروههای مقایسه، تهدید به تنبیه در میزان اقدام به تقلب در درس ریاضی تفاوت معناداری وجود دارد. به این ترتیب که بین گروه تهدید به تنبیه و گروه گواه و هم‌چنین بین گروه تنبیه به تهدید جدید و گروه گواه تفاوت معناداری وجود دارد. گروههای نه‌گانه‌ی تعامل تهدید به تنبیه و وضع اقتصادی-اجتماعی ازنظر میزان اقدام به تقلب در ریاضی با هم تفاوت معنیداری دارند.
نعامی و شکرکن (1376) در تحقیق خود تحت عنوان «بررسی تأثیر تهدید به تنبیه شدید در مقایسه با تهدید به تنبیه خفیف در ایجاد نگرش منفی نسبت به تقلب و اقدام به آن در دانش آموزان پسر سال سوم راهنمایی شهرستان اهواز» تأثیر تهدید به تنبیه خفیف را در مقایسه با تهدید به تهدید شدید در ایجاد نگرش منفی نسبت به تقلب و اقدام به آن در درس ریاضی موردبررسی قرار دادهاند. نمونه تحقیق 288 نفر از دانش آموزان پسر سال سوم راهنمایی با وضعیت‌های اجتماعی-اقتصادی مرفه، نیمه مرفه و غیرمرفه در شهر اهواز بودند. نتیجه این تحقیق حاکی از آن است که تهدید به تنبیه خفیف در ایجاد نگرش منفی نسبت به تقلب مؤثرتر از تهدید به تنبیه شدید است. تهدید به تنبیه خفیف در کاهش اقدام به تقلب موثرتر از تهدید به تنبیه شدید است. علاوه بر آن دانشآموزان واجد وضعیت اجتماعی- اقتصادی مرفه در مقایسه با گروه غیرمرفه نگرش منفیتری نسبت به تقلب ابراز داشتند.
سپهرینیا (1376) تحقیقی را تحت عنوان «تأثیر عزت نفس بر نگرش نسبت به تقلب و اقدام به آن در دانش آموزان دختر و پسر سال سوم راهنمایی شهرستان شوشتر»به انجام رسانده است. حجم نمونه این پژوهش 180 دانش آموز پسر و 180 دانش آموز دختر سال سوم راهنمایی شهرستان شوش بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. آزمودنیها در هرجنس با توجه به میانه نمرههای عزت نفس به دوگروه عزت نفس بالا و عزت نفس پایین تقسیم شدند سپس با توجه به عزت نفس قبلی به طور تصادفی به گروههای 30 نفری جهت دستکاری آزمایشی تقسیم شدند. براساس یافتههای این پژوهش عزت نفس آزمودنیهای دختر با عزت نفس آزمودنیهای پسر تفاوت معنیداری نداشتند. در نگرش نسبت به تقلب تفاوت آزمودنیهای دختر و پسر معنی دار بوده و نگرش نسبت به تقلب آزمودنی های دختر منفی تر است و در اقدام به تقلب بین آزمودنی‌های دختر و پسر تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. نگرش نسبت به تقلب در آزمودنی‌های دارای عزت‌نفس بالا که عزت‌نفسشان بالابرده شد منفی‌تر از آزمودنی‌هایی بود که عزت‌نفس پایین داشتند و عزت‌نفسشان به‌وسیله‌ی دست‌کاری پایین آمد و فرضیه مربوط تأیید شد. نگرش نسبت به تقلب آزمودنیهای دارای عزت‌نفس بالا که عزت‌نفسشان دست‌کاری نشده بود در مقایسه با آزمودنی‌های دارای عزت‌نفس پایین که عزت‌نفسشان دست‌کاری نشده منفی‌تر بود و تفاوت معنیدار بود. اقدام به تقلب آزمودنیهای دارای عزت‌نفس بالا که عزت‌نفسشان بالابرده شد کمتر از آزمودنی‌هایی بود که عزت‌نفس پایین داشتند و عزت‌نفسشان به‌وسیله دستکاری پایین آمد. اقدام به تقلب آزمودنیهای دارای عزت‌نفس بالا که عزت‌نفسشان دست‌کاری شده بود در مقایسه با آزمودنیهای دارای عزت‌نفس پایین که عزت‌نفسشان تغییر نیافت کمتر بود. مقایسه اقدام به تقلب با توجه به جنسیت و عزت‌نفس قبلی و با توجه به نوع دست‌کاری آزمایش معنی‌دار نبود.
مرادی و سعیدیجم (1380) تحقیقی را تحت عنوان «بررسی علل گرایش دانشجویان به تقلب در امتحانات دانشجویان علوم پزشکی همدان در سال 1375» به انجام رساندهاند. نمونه این تحقیق 270 نفر ازدانشجویان علوم پزشکی همدان میباشند. 4/66 درصد از دانشجویان اظهار کرده‌اند که در طول دوران تحصیل خود مرتکب تقلب شدهاند و 6/33 درصد اظهار کرده‌اند تقلب نداشتهاند. ترس از مردود شدن، فشرده بودن زمان امتحانات، اعمال مقررات آموزشی مانند عواقب ناشی از مشروط شدن و عدم انگیزه یادگیری علتهای عمده ارتکاب به تقلب بودهاند. در رابطه با نگرش دانشجویان نسبت به تقلب 8/61 درصد تقلب را نوعی ظلم به حقوق دیگران دانستهاند. 2/66 تقلب را راحتطلبی دانستهاند. 50 درصد تقلب را کمک به هم نوع دانستهاند.2/42 درصد تقلب را نوعی زرنگی دانستهاند. 9/24 درصد شروع تقلب را از دوره ابتدایی اظهار کردهاند. 2/11 اولین تقلب خود را در دانشگاه عنوان کردهاند.
نخعی و حسینی (1384) تحقیقی را تحت عنوان «بررسی نظرات دانشجویان پزشکی در مورد تقلب امتحانی و فراوانی نسبی آن» به هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی یکی از دانشگاههای علوم پزشکی نسبت به تقلب امتحانی و نیز تخمین فراوانی نسبی آن به انجام رساندهاند. نمونه پژوهش 302 نفر دانشجوی پزشکی سال اول تاششم بودند و داده‌ها بوسیلهی پرسشنامه جمعآوری شده است. از دیدگاه قابل توجهی از دانشجویان شرکت کننده در نمونه تا حدود 50 درصد برخی از انواع تقلب مورد تاییدشان بود. فراوانی نسبی برخی از انواع تقلب نیز تا حدود 50 درصد تخمین زده شد. از لحاظ جنسیتی 68 درصد از دانشجویان مورد مطالعه مؤنث و مابقی مذکر بودند که مقایسه نظرات آنان با توجه به سن تفاوت معناداری را نشان نداد.
نخعی و نیکپور (1384) «بررسی نظرات دانشجویان پزشکی در مورد فریبکاری پژوهشی در تدوین پایان نامه و فراوانی نسبی آن» این مطالعه به منظور تعیین شیوع فریبکاری پژوهشی در بین دانشجویان سال آخر پزشکی بر اساس گزارش خود آنان و تعیین نگرش آنان نسبت به برخی از موارد فریب‌کاری پژوهشی صورت گرفت.کلیه دانشجویان سال آخر پزشکی شامل 104 نفر نمونه این پژوهش بودند. این پرسشنامه شامل هفت نوع از موارد اصلی سو رفتار پژوهشی بود که با استفاده از متون معتبر و بحث گروهی با دانشجویان علاقه‌مند، تعیین گردید. از دانشجویان خواسته شد تا فراوانی نسبی هر یک از انواع سو رفتار پژوهشی را تعیین و نگرش خود را از طریق میزان تأیید انواع سود رفتارهای پژوهشی بر روی مقیاس پنج‌درجه‌ای لیکرت (از کاملا مورد تایید تا کاملا مردود) مشخص نمایند. بدین ترتیب میزان پاسخدهی صدرصد بود. 54 درصد پاسخ‌گویان زن و بقیه مرد بودند. میانه «جعل داده‌ها» و «دستکاری نتایج» به ترتیب 37 و 40 درصد بود و دانشجویان مورد مطالعه، سرقت ادبی را بین 25 تا 50 درصد تخمین زدند. در حالی که 71 درصد از دانشجویان عدم رعایت اصول اخلاقی در رابطه با بیماران را مردود می‌دانستند، «کپی گرفتن برخی مطالب پایان‌نامه از سایر منابع» به‌عنوان یکی از موارد فریب‌کاری پژوهشی مورد تأیید حدود 58 درصد از آنان بود.
چمبری (1385) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل جامعهشناسانه گرایش دانشجویان به کج‌روی در محیط‌های آموزشی، با تأکید بر هنجارهای علمی و آموزشی» عوامل جامعهشناسانهی گرایش به تقلب در بین دانشجویان را بررسی کرده است. به این منظور روش‌های مصاحبه و پرسشنامه برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شدند. در این تحقیق تعداد 23 نفر دانشجوی کارشناسی دانشگاه گیلان مورد مصاحبه قرار گرفتند و پرسشنامهای که حاوی مقیاس آنومی اسرول بود، توسط همین افراد تکمیل گردید. یافتههای تحقیق براساس نظریههای انحرافات اجتماعی یعنی نظریه خنثی‌سازی ماتزا، نظریه بیسازمانی اجتماعی مرتن و نظریه کنترل اجتماعی هیرشی مورد تفسیر قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد که کسب نمره خوب علت اصلی تقلب این دانشجویان بوده است. علاوه بر این، نتایج نشان داد دانشجویان از روشهای مختلف فردی، گروهی، متداول، نامتداول، سبک و سنگین برای تقلب استفاده کرده‌اند. همچنین نتایج نشان داد که دانشجویان برای توجیه رفتار تقلبشان از تکنیکهای خنثیسازی استفاده می‌نمایند. به‌علاوه آن‌ها نگرشی مثبت دربارهی تقلب دارند و آن را با زرنگی، شجاعت و هنر مترادف می‌دانند. مشاهده شیوع تقلب و تخلف از هنجارهای دانشگاه و ترس عقب ماندن از دیگران، تصور بی‌فایدگی درس خواندن و تلاش برای موفقیت، نارضایتی از امکانات و مدیریت آموزشی و … دانشگاه، تصور شیوع روابط خاصگرایانه و… عوامل مؤثر بر احساس آنومی در این دانشجویان است. در نتیجه احساس آنومی، آنها فکر می کنند که با استفاده از تقلب می‌توانند به نتیجه خوبی در امتحانات دست یابند. نتایج این مطالعه نشان داد که نگرشهای مثبت نسبت به تقلب، احساس بی‌هنجاری در دانشگاه، نارضایتی از رشته تحصیلی، تصور دانشجویان از کنترل توسط اساتید، خانواده و دوستان، اعتقادات ضعیف نسبت به رعایت هنجارهای علمی، عدم تعهد به هنجارهای دانشگاهی و عدم مشارکت در فعالیتهای اجتماعی مؤثرترین عوامل ارتکاب تقلب در این دانشجویان می‌باشند.
سواری (1387) تحقیقی تحت عنوان «بررسی جنسیت در سوگیری اخلاقی دانشجویان نسبت به تقلب» را به انجام رساند. این پژوهش از نوع علی- مقایسه‌ای و جامعه آماری آن را کلیه دانشجویان دانشگاه پیام نور اهواز تشکیل دادند. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی بوده است که حجم نمونه 300 نفر دانشجوی دختر و پسر می‌باشد. یافتههای توصیفی نشان داد که میزان شیوع تقلب خود گزارش شده در امتحانات بین دانشجویان پسر و دختر 13 درصد است که کمتر از آمار جهانی است. میزان شیوع تقلب در امتحان در دانشجویان پسر از دانشجویان دختر بیشتر است. نگرش نسبت به تقلب در امتحان نیز در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه آن، این بود که نگرش دانشجویان پسر نسبت به تقلب در امتحان از نگرش دانشجویان دختر به تقلب در امتحان مثبتتر بود و بین دانشجویان دختر و پسر از لحاظ نگر ش نسبت به تقلب در امتحان تفاوت معناداری وجود ندارد.
اژهای و همکاران (1390) در پژوهشی تحت عنوان «رابطهی ویژگیهای شخصیت با خود گزارشدهی تقلب تحصیلی در دانش آموزان دبیرستانی» به بررسی رابطهی ویژگیهای شخصیتی و تقلب تحصیلی پرداختهاند. نمونه این تحقیق 302 نفر از دانش آموزان دبیرستانی دختر و پسر شهر تهران می‌باشند. نتایج ضریب همبستگی نشان داد دو عامل شخصیتی وظیفهشناسی و توافق با خودگزارشدهی تقلب تحصیلی همبستگی منفی دارند. نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد عامل شخصیتی وظیفه‌شناسی 8 درصد و همراه با توافق 3/10 درصد از واریانس تقلب تحصیلی را پشتیبانی میکند.
خامسان و امیری (1390) در پژوهشی توصیفی مقایسه‌ای تحت عنوان« بررسی تقلب تحصیلی در میان دانشجویان دختر و پسر» میزان شیوع انواع تقلب تحصیلی در بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه بیرجند را بررسی کرده‌اند. نمونه تحقیق 400 نفر از دانشجویان دختر و پسر بودهاند که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای از 4 دانشکده و 30 رشته تحصیلی انتخاب شدند. داده‌ها نیز به‌وسیله پرسش‌نامه‌ی محقق ساختهای از سنجش میزان و نگرش نسبت به تقلب جمع‌آوری شدند. نتایج تحقیق نشان داد که میانگین انجام تقلب در امتحانات کمتر از حد متوسط است، اما باور عمومی به رواج تقلب بالاتر از حد متوسط می‌باشد. میزان تقلب در پسران بیش از دختران و باور به عمومیت داشتن تقلب در دختران به طور معناداری بیش از پسران است. رایج‌ترین شیوه‌ی تقلب در جلسات امتحان نگاه کردن و نوشتن روی کاغذ و رایج‌ترین شیوه‌ی تقلب در تکالیف درسی، گرفتن تکلیف از همکلاسی و از اینترنت می‌باشد. این تحقیق علت تقلب را عوامل درونی نظیر عدم مسؤولیت پذیری و عدم وقت کافی بیش از عوامل بیرونی نظیر سخت بودن تکلیف و توقع زیاد از دانشجو به‌عنوان علت تقلب توسط دانشجویان مورد تأیید قرارگرفته است.
رجب‌زادهعصارها (1390) در تحقیقی تحت عنوان «مطالعه میزان آشنایی اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران با تعاریف و مصادیق سوء رفتارهای پژوهشی و روش‌های کاهش آن» میزان شناخت دانشجویان و اعضای هیئتعلمی دانشگاه تهران را با مقوله سوءرفتارپژوهشی مورد بررسی قراردادهاند. حدود متوسط به بالا از نمونه تحقیق اظهار کردهاند با سوءرفتاری پژوهشی آشنایی دارند. بیش از 60 درصد نمونه تحقیق اظهار کردهاند که در محیط دانشگاهی خود به میزان قابل توجهی شاهد سوء رفتارهای پژوهشی بودهاند. اگرچه عامل جنسیت در مورد میزان شناخت از سوء رفتارهای پژوهشی تعیینکننده نبوده است؛ اما بنا به اظهار نمونه تحقیق میزان ارتکاب سوء رفتارهای پژوهشی درمیان دانشجویان و اساتید مرد بیش از زنان است. اختلاف معنیداری بین پژوهشگران دانشکدههای مختلف دانشگاه تهران در میزان آشنایی با تعاریف و انواع سوء رفتارهای پژوهشی وجود ندارد. 58 درصد از نمونه تحقیق برای پیشگیری از ارتکاب سوءرفتارهای پژوهشی در آثار خود، اعتماد زیادی به مشاوره با صاحب‌نظران دارند. تنها 16درصد از پژوهشگران در مورد زیاد بودن احتمال ارتکاب سوء رفتارهای پژوهشی در بین پژوهشگران ایرانی نظر مخالف داشتهاند و نسبت به ارتکاب سوءرفتارهای پژوهشی در آثار خود، مخالفت بیشتری (حدود 35) درصد نشان دادهاند.
زمانی و همکاران (1391) تحقیقی تحت عنوان «مقایسه عوامل مؤثر بر سرقت علمی برحسب جنیست و رشته تحصیلی از دیدگاه دانشجویان» را به انجام رساندهاند. این تحقیق با نمونه آماری شامل 370 دانشجوی دانشگاه اصفهان، به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای از سه دانشکده انتخاب شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که تفاوت جنسیتی تنها در سه مؤلفه از 9مؤلفه تأثیرگذار بر سرقت علمی وجود داشت ، زنان در دو مؤلفه نگرش‌های بازدارنده از سرقت علمی، و همچنین دانش و آگاهی نسبت به پدیده سرقت علمی نسبت به مردان برتری داشتند. ولی میزان خودکارآمدی مردان در انجام کارهای علمی و نوشتن مقاله از زنان بیشتر بود. مقایسه بین رشته‌ها نشان داد که در مؤلفه‌های دانش و آگاهی از سرقت علمی و پیامدهای آن و همچنین عدم خودکارآمدی دانشجویان در نوشتن مقاله بین دانشجویان علوم انسانی با علوم پایه و مهندسی تفاوت معناداری وجود داشت.
فعلی و همکاران (1391) تحقیقی تحت عنوان «نگرش و رفتار دانشجویان دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس در زمینه سرقت علمی»را به انجام رساندهاند. جامعه آماری مورد نظر شامل کلیه دانشجویان (کارشناسی ارشد و دکتری) دانشکده کشاورزی دانشگاه تربیت مدرس بود که حداقل دو نیمسال تحصیلی را گذرانده و از این میان 225 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی است که به روش پیمایشی همراه با پرسشنامه انجام شده است . نگرش بیشتر دانشجویان به سرقت علمی در سطح نسبتاً نامساعد یعنی 196 نفر حدود 10/87 درصد است. این وضعیت در حالی است که فقط 27 نفر 12درصد دارای نگرش نسبتا مساعدی به سرقت علمی هستند. میزان سرقت علمی بیشتر دانشجویان در سطح متوسط ( 109 نفر 40/48درصد ) قرار دارد. این وضعیت در حالی است که فقط 93 نفر حدود 30/41 دارای سرقت علمی درسطح کم و 23 نفر حدود 20/10درصد در حد زیاد هستند. همچنین، نتایج نشان داد که تفاوت معناداری بین دانشجویان مرد و زن، مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری و ترم تحصیلی دانشجویان در ارتباط با نگرش و رفتار آن‌ها در زمینه سرقت علمی وجود ندارد و رابطه میان سن دانشجویان با نگرش و رفتار آن‌ها در زمینه سرقت علمی معنادار نیست. این نتایج نشان می‌دهند که سرقت علمی (بدون توجه به میزان آن) پدیدهای رایج و شایع در محیط علمی است که مؤید آن نبود تفاوت معنادار بین گروههای مختلف سنی و جنسیتی دانشجویان در خصوص سرقت علمی است.
علیوردینیا و صالح نژاد ( 1392) تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل مؤثر بر اقدام به تقلب دانشجویان» را به انجام رساندهاند. این تحقیق در حجم نمونه 400 نفری جمعیت تحقیق دانشگاه ارومیه به انجام رسیده است. این پژوهش برای بررسی علل تقلب در سه بعدِ تقلب در امتحان، تقلب در تکالیف درسی و تقلب در نگارش مطالب علمی از نظریه انتخاب عقلانی با هشت متغیر مستقلِ فرصت انحرافی، باورهای اخلاقی، سرمایهگذاری، خودکنترلی، مجازات رسمی، مجازات غیر رسمی، پیوستگی و نیاز منفعتگرایانه؛ بهره گرفته است. بر اساس آزمون مقایسه میانگین دو گروه، مشاهده شد که میانگین تقلب دانشجویان پسر بیشتر از میانگین مشارکت تقلب در دختران میباشد. میزان تقلب دانشجویان در سطح کمی یعنی حدود 82 درصد در حد پایین قرار دارد. حدود 2/3 درصد از دانشجویان تقلبشان را در حد بالا گزارش دادهاند. متداول‌ترین نوع تقلب، تقلب در جلسات امتحانی است، حدود 9/31 درصد از دانشجویان در حد متوسط به بالا این نوع تقلب را گزارش دادهاند. تقلب درنگارش مطالب علمی و تقلب در تکالیف در ردههای بعدی قرار دارند. نتایج تحلیل رگرسیون به روش جبری حاکی از آن است که سه متغیر نیاز منفعتگرایانه، باورهای اخلاقی و فرصت انحرافی بطور هم زمان دارای همبستگی هستند. 31 درصد از تغییرات تقلب دانشجویان توسط این سه متغیر تبیین می‌شود. مابقی عوامل مربوط به متغیرهای خارج از دامنهی نظریه انتخاب عقلانی می‌باشد. متغیرهای نیاز منفعتگرایانه با ضریب بتای 31 درصد و فرصت انحرافی با ضریب بتای 21درصد قویترین و ضعیف‌ترین متغیرهای پیش بینیکننده مشارکت در تقلب هستند. متغیرهای باور اخلاقی نیز با ضریب بتای 22- درصد با تقلب رابطه معکوس دارند.
2-2- پژوهش‏های خارجی
لانزا-کاداگ و کلاگ (1986) در تحقیق خود تحت عنوان «یادگیری برای تقلب : تعامل نظریه‌های یادگیری اجتماعی و رشد اخلاقی» امکان تعامل بین سطح رشد اخلاقی و متغیرهای یادگیری اجتماعی را با دادههای خودگزارششده روی تقلب از 175 نفر از دانشجویان دانشگاه را مورد آزمون قرار دادند. در افرادی که در سطح پایینی از رشد قرار داشتند، عکسالعمل همتایان بهترین تبیین برای رفتارهای متقلبانه (علمی) آن‌ها بود. برای افراد بار رشد میانه، متغیر تعاریف بیشترین تبیین را داشتند. برای افراد با اخلاقیات مستقلتر (رشد بالا) هیچ الگویی از متغیرهای یادگیری اجتماعی برای تبیین تقلب علمی ظاهر نشد.
مککیب (1992) در تحقیقی تحت عنوان «تأثیر موقعیت اخلاقی بر تقلب علمی میان دانشجویان دانشگاه»، پرسشنامهای هفتاد و دو گویهای را که مربوط به تقلب علمی دانشجویان بود؛ در سی و یک دانشگاه توزیع کرد. از 6096 دانشجوی شرکت کننده در این پژوهش، بیش از دو سوم (4/67درصد) نشان دادند که حداقل یک بار در حالی که در مقطع کارشناسی بودهاند، در آزمون و یا تکالیف درسی تقلب کردهاند. از دانشجویان خواسته شد که میزان اهمیت چند عامل خاص را که ممکن است روی تصمیم آن‌ها به تقلب تاثیرگذاشته باشد، بیان کنند. دادههای تحقیق اهمیت انکار مسئولیت و محکوم کردن محکومکنندگان را به عنوان تکنیکهای خنثیسازی نشان دادند. به عنوان مثال 4/52 درصد از پاسخدهندگان؛ فشار برای گرفتن نمرات خوب، فشار والدین و رقابت برای کسب مجوزِ ورود به مدارس حرفهای را به عنوان یک عامل مهم در تصمیم به تقلب قلمداد کردند. 46 درصد از کسانی که در تقلب علمی درگیر شده بودند، حجم کار بیش از حد و عدم توانایی در انجام تکالیف را به عنوان عوامل مهم در تصمیمِ خود برای تقلب قلمداد کردند. 426 نفر از پاسخدهندگان در پاسخ به یک سؤال باز، انگیزه خود را برای تقلب ارائه کردند. پاسخها اهمیت انکار مسئولیت و محکومیت محکوم کنندگان را به عنوان تکنیکهای خنثیسازی تأیید کردند. از 354 پاسخدهندهای که در تکنیکهای خنثیسازی دستهبندی شدهاند، انکار مسئولیت (حدود 61 درصد) غالبترین تکنیکی است که در میان آن‌ها وجود دارد. رایجترین پاسخها در دسته‌بندی انکار مسئولیت؛ قفلکردن مغز، نفهمیدن مواد درسی، ترس از شکست و توضیحهای نامفهوم تکالیف، میباشند. محکومیت محکوم کنندگان با حدود 28 درصد در رده بعدی قرار دارد و شامل دادن تکالیف بیهوده، عدم احترام برای استادان، آزمونهای ناعادلانه، انتظارات پدر و مادر، و استادان بی‌انصاف میباشند. بیست‌وچهار پاسخ‌دهنده (8/6درصد) توسل به وفاداریهای بالاتر را برای توضیح رفتار خود ذکر کردهاند، کمک به یکی از دوستان و پاسخ به فشار همتایان برخی از دانش آموزان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و نمی‌توانند از آن چشمپوشی کنند. درنهایت، پانزده نفر (2/4درصد) انکار از آسیب را پاسخ دادهاند که شامل «کم‌اهمیت بودن تقلب» و «آسیب نرساندن به کسی» میباشد.