منابع تحقیق درباره نظریه یادگیری اجتماعی، رفتارهای انحرافی

دانلود پایان نامه

1-1-5- تقلب به مثابه رفتار انحرافی
جامعهشناسان ابتدا ادعا کردند، تقلبدانشگاهی یک امر فردی از سوءرفتار اخلاقی است که از درستکاری و ارزشهایی که بیشتر مردم اعتقاد دارند برای مسؤولیت شهروندی لازم است، تخطی می‌کند (بلانچار و بورنس ، 2011: 5)؛ اما بعدها تعاریف دیگری از عدم صداقت علمی یا تقلب علمی ارائه شد. بسیاری از نظریهپردازان درصدد بودهاند اظهار کنند که عدم صداقتعلمی هم برای اهداف نظری و هم عملی، باید تحت یک طبقهبندی عمومی از تقلب، شامل رفتارهای مجرمانه؛ به عنوان مثال کلاه‌برداری، اختلاس و فساد طبقهبندی شوند (تیبتس و مایر ، 1999). به عنوان مثال رویدادهای تقلب دانشآموزان، تخطی‌های سوءرفتاری کمتری از وندالیسم و تجاوز نیست (رادرفورد و اولسون، 1981؛ به نقل از تیبتس ومایر، 1999). هم عدم صداقتعلمی و هم اعمال مجرمانه، در حالی که به افراد برای دوری کردن از کارهای سخت یا به دست آوردن کامرواسازی فوری اجازه می‌دهند، به فراهم کردن راه‌های کوتاهِ سریع و آسان برای دست‌یابی به اهداف نیز اقدام می‌کنند (تیبتس و مایر، 1999: 182). در حالی که تقلب دانشجویان به طور سنتی به عنوان یک شکل نسبتاً جزئی از انحراف است، محققان اذعان کردهاند که عدم صداقتعلمی توسط دادگاه در تمامی سطوح به عنوان نقض قوانین اداری دیده می شود و این نشان می‌دهد که تقلب را باید به عنوان شکلی از تخلف مورد مطالعه قرار داد (همان: 181). تقلب علمی یک وسیله فریبآمیز درجهت به دست آوردن منابع ارزشمند کمیابی است که همراه با آن تنظیماتی اختصاص داده شده است. اگر چه مطالعات مربوط به تقلب علمی اغلب به لحاظ نظری هدایت نشدهاند، اما ادبیات نشان میدهد که تقلب شبیه به سایر صور رفتار انحرافی است. برای مثال، تقلب شامل سازوکارهای یادگیری و وزندهی احتمال هزینه و فایده کردن میباشد که توسط فشار خارجی و تمایلات شخصی برای کسب موفقیت برانگیخته میشود و ممکن است با مجازاتهای خاص و شدیدی بازداشتهشود (مایکلز و مایث ، 1989: 871-870).
مافتیک (2006) از تقلب به عنوان «یک جرم ابزاری » نام میبرد. جرایم ابزاری، جرایمی هستند که در پی هدف مادی شکل میگیرند و هم به آسیب جسمی و هم از بین رفتن اقتصاد منجر میشوند. این نوع از رفتارها شامل تخلفهای یقهسفیدان، جرایم خیابانی مانند راهزنی و خرید و فروش موادمخدر، و دیگرِ جرایمی که به عنوان پیآمدی از این فعالیتها رخ میدهند، میباشند. مافتیک بیان میکند:
«این میتواند استدلال شود که تقلب دانشجویان شکلی از تخلفات ابزاری است؛ زیرا که نوعی از پاداش غیرپولی (به عنوان مثال امکان بدستآوردنِ یک نمره بالاتر از دانشجویانی که تقلب نکردهاند) را برای دانشجو فراهم میکند. نمرات ممکن است همانند وجه رایجی از دانشگاه دیده شوند. نمره (معدل) بالاتر، وجه رایج بیشتری است که دانشجو دارد؛ بنابراین تقلب برای دانشجو ارزش ابزاری ذاتی دارد» (2006: 635).
همچنین بسیاری از تحقیقات نشان میدهند که رفتارهای متقلبانه در دانشگاه با بسیاری از جرایم عمومی شامل اعمال تجاری غیراخلاقی، و مصرف مشروبات الکلی مرتبط‌اند (نگاه کنید به؛ بلنکشیپ و وایتلی ، 2000؛ مافتیک، 2006؛ بوراس و همکاران، 2007). تقلب به عنوان بخشی از یک الگوی کلی از نقض هنجار به نظر میرسد. صرف نظر از هر گونه توجیهات عقلانی، سوءرفتار تحصیلی فعالیتی مضر در یک سیستم آموزشی رقابتی است. در واقع تقلب علمی ممکن است که، توزیع منابعی که به عنوان پاداشهای اجتماعی هستند، و مفروض داشته میشود که در یک جامعه علمی منصفانه به دست خواهند آمد، تحت تاثیر قراردهد (وُوِل و همکاران، 2004: 226)، از این رو تقلب علمی بهراحتی تهدیدی برای اجتماع علمی و در پی آن تهدیدی برای کل جامعه است.
1-2- ضرورت و اهمیت پژوهش
چندین عامل ادامهی علاقه به بررسی مساله عدم صداقت علمی را سبب شدهاند. مسلما یکی از این عوامل تاثیری است که تقلب روی ساختار ارزشی آموزش عالی داشته است. یک حس در جامعه علمی وجود دارد که ارزشهای صداقت و درستکاری از مفاهیم اساسی در یک محیط آموزشی هستند (بورآسا، 2011: 5). فاس (1986) روشن میسازد که این نگرش نشان میدهد عدم صداقت علمی «جدیترین نقض اعتماد است که میتواند در جامعهی پژوهشگران و مربیان اتفاق بیفتد» (به نقل از بورآسا، 2011: 5). مسلما عدم صداقت علمی درستکاری آموزشی را نابود میکند و حقانیت پیشرفت تحصیلی را زیر سوال میبرد (بورآسا، 2011: 5). دانشگاهی که تقلب علمی در آن جریان دارد، دانشی که در آن تولید میشود بر پایه جعل، تحریف و دادههای بی اساس است. با چنین دانشی، دانشگاه هیچ سودمندی برای جامعه نخواهد داشت. چنین دانشگاهی هیچ وقت نخواهد توانست نقش آنچه مانوئل کاستلز از آن به عنوان «دانشگاه حرفهای » (برنان ، 2004: 11) نام میبرد را بر عهده به گیرد. دانشگاه حرفهای دانشگاهی است که «نیروی کارماهر» را تربیت میکند، چیزی که کاستلز یکی از کارویژههای دانشگاه میداند.
عامل مهمِ دیگری که از ادامهی بررسی عدم صداقتعلمی حمایت میکند، تاثیری است که تقلب بر رفتارهای آینده دارد. مطالعات نشان دادهاست دانشجویانی که تقلب میکنند، احتمال بیشتری دارد که مجددا و با فراوانی بیشتری تقلب کنند (بروسلینو، 1983؛ جنسون وهمکاران، 2002؛ به نقل از بور آسا، 2011). گرایش به رفتارهای غیرصادقانه با هر رفتار غیرصادقانهای افزایش مییابد. بنابراین داشتن فهم قابل اطمینانی از پیآمدهای رفتار متقلبانه بسیار مهم است. علاوه بر تاثیری که عدم صداقت علمی بر فرهنگ و ارزشهای آموزشعالی دارد، تاثیر منفیای بر ارزشهای کل جامعه نیز برجای میگذارد. مفاهیم اساسی عدم صداقتعلمی به طور قویای با ارزشهای اعتماد، درستکاری و صداقت مرتبط شده است. تقلب علمی به طور منفیای این ارزشها را تحت تاثیر قرار میدهد و از بین رفتن ارزشها میتواند به کل جامعه انتقال یابد ( بورآسا، 2011: 5). بنا به آنچه دانیل و آندری (2009: 268) بیان میکنند، اگر چه عدم صداقتعلمی در آموزشعالی ممکن است نسبت به ادارات دولتی و بخشهای دیگر کمتر باشد، اما از نظر اثرات طولانی مدت بسیار مخربتر است؛ زیرا عدمصداقت علمی بهطور مستقیم نگرشها و اخلاقِ کاری جوانان را تحت تاثیر قرار میدهد. دانشجویانی که مواردی از فساد یا عدم صداقت علمی را در سیستم آموزشی مشاهده میکنند و یا در آن شرکت میکنند دانشگاه را با عاداتِ کاری ضعیف و پایههای اخلاقی سوالبرانگیزی ترک خواهند کرد. فاس (1986) اشاره میکند که آن دانشجویانی که در رفتارهای نادرست علمی شرکت میکنند، این رفتارها را در خارج از کلاس درس نیز ادامه میدهند (به نقل از بورآسا،2011). هم چنین مطالعات نشانمیدهد که تقلب در دانشگاه پیشبینیکننده قویای از تقلب در محل کار است (لاوسن،2004؛ به نقل از الیاس ، 2009).
سوءرفتارهای علمی نه تنها اطلاعات علمی غیر قابل اطمینانی را تولید میکند؛ بلکه به تضادهای عمده بین افراد و گروهها، و تحلیل بردن اعتبار نهادها، منجر میشود و تاثیر منفیِ عمدهای بر زندگی و حرفهی هم افشاگران و هم متهمان دارد (دکو، 2002: 3). دانشجویان در حالی در دانشگاه به رشد و کمال میرسند که ارزشهای آنها و مسیر حرفهای شان به عنوان کسانی که مدارک علمی اتخاذ میکنند، شکل میگیرد. نهادها آموزشی به عنوان نهادهایی که خدماتی را برای عامهی مردم و فارغالتحصیلانشان تولید میکنند به گونه جداییناپذیری با جوامعشان درهم آمیخته شدهاند (سادلمایر، 2005: 2). به همین علت سوءرفتار علمی نباید به عنوان یک شکل بی اهمیت از رفتار انحرافی دیده شوند، چرا که سوءرفتار علمی پتانسیل ایجاد پیآمدهای جدی را برای افراد و نهادها دارند. در سطح فردی، مشارکت در سوءرفتارعلمی یادگیری دانشجویان را به خطر می اندازد که در آن ممکن است دانششان برای نقشهای حرفهای آینده، یا مطالعهای که در پیشِ رو دارند، ناقص باشد. در سطح نهادی، سوءرفتار تساوی حقوق و کارآمدی ارزیابی آموزشی را تهدید میکند و به اعتبار نهادهای آموزشی آسیب میرساند (اگیلوی ، 2010).
سیستمهای آموزشی همه ساله هزینههای هنگفتی را برای جلوگیری از رفتارهای متقلبانه میپردازند و این رفتارها نگرانیهای جدیای را در جهت تولید علم و کیفیت آموزشی برای مدیران به وجود آوردهاست. در سالهای اخیر سیاستگذاری در جهت مبارزه با رفتارهای متقلبانه در اولویت نهادهای آموزشی قرار گرفته است و پیدا کردن راه حلی برای ممانعت از این رفتارها یک مشکل بزرگ برای آنان است. برای نمونه در دانشکده کشاورزی دانشگاه کاستارت در کشور تایوان برای جلوگیری از تقلب، از «کلاههای ضد تقلب» استفاده کردهاند، کلاه‌هایی که با ورقه‌های کاغذ A4 ‌ساخته شده‌ تا فضای اطراف صورت دانشجویان را پوشانده و امکان مشاهده برگه‌های امتحانی دانشجویان کناری را از آنها بگیرد. با وجود انتقادهای بسیار نسبت به استفاده از کلاه‌های ضدتقلب در امتحانات، با این حال کارشناسان تاکید دارند که این کلاه‌های کاغذی با هدف «ترویج صداقت» ساخته شده‌اند. رییس دانشکده کشاورزی دانشگاه «کاستسارت» دراین‌باره گفت: از آنجا که مردم از این اقدام انتقاد کرده و آن را درخور دانشجویان نمی‌دانند لذا ما نیز مجددا از این کلاه‌ها استفاده نخواهیم کرد ( تابناک، 1392). همچنین دانشگاه ابوظبی برای کاهش تقلبها در سال 2009 میلادی «دفتر صداقت و درستکاری دانشگاهی» را راهاندازی کرد. دفتر صداقت و درستکاری دانشگاهی در این دانشگاه موفق شد تعداد 76 مورد تقلب از 4237 دانشجوی ثبت‌نامی سال تحصیلی 2010-2009 میلادی را به تنها پنج مورد تقلب در بین 5184دانشجو در سال تحصیلی 2013-2012 میلادی کاهش دهد. سرقت علمی که در سال تحصیلی 2010-2009 میلادی در این دانشگاه 196مورد صورت گرفته بود، در سال تحصیلی گذشته به تنها چهار مورد کاهش یافت. این نشان می‌دهد که کارکنان «دفتر صداقت و درستی» زمان بسیار زیادی را برای آموزش اهمیت صداقت و درستی دانشگاهی و ارتباط آن با کیفیت تحصیلی دانشجویان و سنجش بین‌المللی مدرک آنها از طریق کارگاه‌های آموزشی و جنبش‌های آگاهی‌دهنده، اختصاص داده‌اند. دانشجویان همچنین از جریمه‌های احتمالی تقلب که حتی منجر به از دستدادن مدرک آنها خواهد شد، آگاه شده‌اند. در دسامبر سال 2010 میلادی 34دانشجو به دلیل تقلب از دانشگاه ابوظبی اخراج شدند در حالی که در سال تحصیلی 2013-2012 میلادی این رقم تنها 14 نفر را شامل شد. در مجموع جرایمی نظیر سرقت ادبی و تبانی در دانشکده‌های ابوظبی و العین از 334 مورد به 48 مورد کاهش یافتند (ایسنا، 1392).
وایتلی و اشپیگل (2002) اظهار میکنند که دلایل زیادی وجود دارد که اعضای هیئت علمی و مربیان درباره عدم صداقت علمی اظهار نگرانی کنند و هشت دلیل را برای این نگرانی بر میشمارند؛ 1- تساوی حقوق: دانشجویانی که تقلب میکنند ممکن است نمرهای بالاتر از آنچه استحقاق دارند دریافت کنند. 2- رشد شخصیت: واکنشهای اعضای هیئت علمی به رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی، رشد شخصیتی دانشجویان را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد. هنگامی که دانشجویان میبینند همتایانشان تقلب میکنند و اعضای هیئتعلمی و مدیران نسبت به چنین رفتاری واکنش نشان نمی دهند، دانشجویان ممکن است تصورکنند که عدم صداقت علمی پسندیده یا حداقل مجاز است. 3- ماموریت برای انتقال دانش: مأموریت محوری هر نهاد آموزش عالی، حفظ و تحقیقِ دانش و انتقال آن دانش به نسل جدیدی از شهروندان و محققان، و رشد شخصیتی، اجتماعی، فرهنگی و فکری اعضای جامعهی دانشگاهی است. دانشجویانی که در نظام آموزشعالی مرتکب تقلب علمی میشوند، نه از طریق مدرکشان که قرار است گواهی شود، دانشی به دست می‌آورند و نه در تلاشهایِ اخلاقی و فکریای درگیر می‌شوند که شخصیت خود را پرورش دهند. در نتیجه، تساهل در عدم صداقت علمی، سرمایههای فکری و اخلاقیِ مورد نیاز جامعه برای رشد و پیشرفت آن را کاهش میدهد. 4- طرز تفکر دانشجویان: وقتی دانشجویان درستکار بعضی از همتایانشان را میبینند که تقلب میکنند، بخصوص اگر معلوم شود که مربیان مراقب نیستند، آن‌ها عصبانی و سرخورده میشوند (ژاندرک، 1992؛ به نقل از وایتلی واسپیگل، 2002). این احساسات منفی ممکن است به نوبه خود، انگیزه دانشجویان را برای اعمال صادقانه کاهش دهد. 5- طرز تفکر اعضای هیئت‌علمی: اعضای هیئتعلمی وقتی‌که میفهمند دانشجویان در کلاسهایشان تقلب کردهاند، اغلب احساس میکنند توسط دانشجویان مورد بیحرمتی و بدرفتاری قرارگرفته‌اند و با احساس خشم و انزجار نسبت به این مسئله واکنش نشان میدهند. 6- رفتار دانشجویان در آینده: دانشجویانی که در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد با موفقیت دست به تقلب میزنند، در حرفه تخصصیشان در آینده، آسانتر میتوانند تقلب کنند. عدم موفقیت برای مقابلهی کافی با رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی و عدم موفقیت در آموزشِ دانش جویان در مورد نتایج رفتار آن‌ها، نه‌تنها به‌منزله‌ی خسارت برای جامعه دانشگاهی؛ بلکه برای کل جامعه است. 7- اعتبار نهادی : رویدادهای عدم صداقت علمی به‌خصوص هنگامی‌که شامل مشارکت بخش عظیمی از دانشجویان در تقلب یا همراه با روشهای عجیب و غریب تقلب باشد، موردعلاقه رسانهها میشود. نام نهاد بطور برجستهای با فعالیتهای غیرصادقانه همراه میشود و این میتواند حداقل بطور موقت اعتبار آن نهاد علمی را لکهدار کند. 8- اطمینان عمومی به نهادهای آموزشی: کسانی که موفقیت دیگران را در تقلب کردن می بینند، کسانی که فخر دیگران را در مورد اینکه چهطور آنها روششان تقلب بوده است، می‌شنوند و کارفرمایانی که با کارمندان بی‌صداقت و بی‌کفایت مواجه می‌شوند، نمی‌توانند به آن‌ها کمک کنند؛ بلکه ایمانشان را به دانشگاه از دست میدهند. عدم اطمینان کارفرمایان به آموزش عالی، باعث می‌شود که آموزش عالی حمایت کارفرمایان را از دست بدهد (وایتلی واسپیگل، 2002: 6-4).
با توجه به شیوع بالای رفتارهای متقلبانه علمی و پیآمدهای بیان شدهی حاصل از آن و از آنجا که به تعبیر جانعلیزاده (1391: 5) «رعایت هر چه بیشتر اصول و ملاحظات اخلاقی توسط عاملان اجتماعی در همهی عرصههای زندگی از جمله عرصههای دانشگاهی و تحقیقاتی میتواند “سرمایه اجتماعی” جامعه محسوب شود»، ضرورت تحقیق در زمینهی رفتارهای متقلبانه علمی جهت جلوگیری و کاهش این رفتارها احساس می‌شود. با توجه به تلقی جامعهشناسان از تقلب علمی به عنوان رفتاری انحرافی (نگاه کنید به: تیبتس و مایر، 1999) این تحقیق نظریه یادگیری اجتماعی را که برای مطالعه بسیاری از رفتارهای انحرافی به کار گرفته شده است، در تبیین رفتارهای متقلبانه به کار خواهد بست.
امید است که پژوهش حاضر بتواند در جهت شناخت رفتارهای مربوط به تقلب علمی گام کوچکی را برای پرکردن خلا پژوهشی در این حوزه پژوهشی برداشته و نتایج حاصل از آن جهت راهکارهایی برای جلوگیری از تقلب علمی مثمرثمر واقع شوند. به تعبیر بلیکی (1391) سه پرسش چیستی و چرایی و چگونگی، ماهیت و دامنه تحقیق را مشخص میکنند، این تحقیق با رویکرد جامعهشناختی تازهاش در این خط سیر می‌کند که تقلب علمی و عدم صداقت علمی چیست؟، با توجه به نظریه یادگیری اجتماعی ایکرز چه تبیینی از عدم صداقت علمی می‌توان ارائه داد و چگونه می‌توان با توجه به عوامل آن، رفتارهای متقلبانه علمی را کاهش داد؟.
1-3- اهداف پژوهش
1-3-1- هدف کلی
هدف اصلی این پژوهش بررسی نقش یادگیری اجتماعی در تقلب علمی میان دانشجویان دانشگاه هرمزگان، از دیدگاه نظریه یادگیری اجتماعی ایکرز است.
1-3-2- اهداف جزئی
1. توصیف رفتارهای مربوط به تقلب علمی (ابعاد تقلب در امتحان، تقلب در تکالیف درسی، سرقت علمی، جعل علمی، تحریف علمی و تسهیل تقلب برای دیگران) در میان دانشجویان دانشگاه هرمزگان.
2. بررسی تأثیرات ابعاد چندگانه نظریه یادگیری اجتماعی (پیوند افتراقی، تعاریف، تقویت افتراقی و تقلید) بر رفتارهای مربوط به تقلب علمی.
1-4- سؤالات پژوهش
1. وضعیت تقلب علمی و عدم صداقت علمی در میان دانشجویان دانشگاه هرمزگان به چه صورت است و میزان شیوع آن به چه میزان میباشد؟
2. ابعاد مختلف نظریه یادگیری اجتماعی ایکرز تا چه میزان می‌تواند به تبیین مسئله‌ی تقلب علمی بپردازند؟