منابع تحقیق درباره نظریه یادگیری اجتماعی، نابرابری اقتصادی

نویل (2012) در تحقیقی تحت عنوان «آیا برابری اقتصادی و اعتماد تعمیم‌یافته از عدم صداقت علمی جلوگیری می‌کند؟ شواهدی از جُستارهای موتور جستوجو در سطح ملی » به بررسی رابطهی بین اعتماد عمومی و درآمد اقتصادی با عدم صداقتعلمی در کشور آمریکا پرداخته است که واحد تحلیل در این پژوهش ایالتهای آمریکا میباشند. در این تحقیق یک منبع جدیدی از اطلاعات برای مقیاسگذاری طبیعی رفتارهای مربوط به عدم صداقت علمی استفاده شدهاست، که جُستارهای جستوجو در وب میباشند. گوگل کرولیت یک سرویس از موتور جستوجوی گوگل، شامل اطلاعاتِ خلاصه و بینام از جُستارهای جستوجوی وب است که بین سالهای 2003 و 2011 ارائه شده است. در این سرویس دو مجموعه اطلاعات دسترس هستند. اولی شامل اطلاعات سری زمانی هفتگی از همهی کشورهاست، که این مجموعه از دادهها، به شناسایی جستارهایی که در زمانهای مختلف جستوجو شدهاند؛ کمک میکند. دادههای مجموعهی دوم به تحلیل جغرافیایی جُستارهای تحقیق به وسیلهی هر ایالت کمک میکند. این گزارشها به‌طور فزاینده یک تصویر لحظهای از فعالیتهای وب فراهم میکند. در گزارشهای بینام جُستارهای تحقیق اینترنتی، کاربران میتوانند رفتارهای پنهان- به‌عنوان‌مثال عدم صداقت علمی- که ممکن است در مشاهده آفلاین چالش‌برانگیز باشد، تشخیص دهند. یک مقیاس ترکیبی از 9 واژهی جست‌وجو مرتبط با یافتن، دانلودکردن، یا خریدن مقالات ساخته شده است. این مقیاسگذاری با دو جستار تحقیق که انتظار میرود بوسیلهی سارقان ادبی بالقوه اجرا شوند، شروع شدهاست: «مقاله رایگان دوره تحصیلی» و «خرید مقاله‌های دوره تحصیلی». علاوه بر این، نام سه سایت تقلب مشخص با عنوان«آکادمون»، «ایزی تاون » و «چیت هاوس » نیز اضافه شدند. برای بهبود پایایی مقیاس تقلب، همچنین چهار جستار مرتبط دیگر اضافه شد: «مقاله دوره تحصیلی رایگان، مقالههای تحقیقی رایگان، مقاله تحقیق رایگان، و مقالههای دانشگاهی رایگان». با استفاده از دادههای سری زمانی گوگل کرولیت یک الگوی زمانی مشخص برای این جستوجوها پیدا شد. نتایج نشان میدهدکه جست و جوی 9 جُستار ذکر شده، از ژانویه تا آوریل افزایش یافتند، در طول ماههای تابستان به یک نقطه پایین پایدار کاهش یافت، مجددا از ماه سپتامبر تا اوایل ماه دسامبر رشد پیدا کرد، و پس از آن در اواخر ماه دسامبر به پایینترین سطح کاهش یافته است. اطلاعات سطح ایالتها از گوگل کرولیت، برای این نُه جستار تحقیقی به دست آمد و از انحراف استاندارد از میانگینِ هر اصطلاح جستوجوشده به منظور اندازهگیری عدم صداقتعلمی در هر ایالت، استفاده شد. در نهایت یک مقیاس ترکیبی عدم صداقت تحصیلی، از میانگین این 9 جستار در فضای وب برای هر ایالت ایجاد شد. نتایج این پژوهش نشان داد، نابرابری اقتصادی ایالتها بطور مثبت با ضریب همبستگی 45/0 و سطح معنی داری 001/0 با جستارهای تحقیق عدم صداقت علمی مرتبط است. میانگین اعتماد عمومی یا تعمیم یافته در ایالت‌ها به‌طور منفی با ضریب همبستگی 56/0- و سطح معنی‌داری 001/0 با جستارهای تحقیقی عدم صداقت علمی مرتبط بود. برای بررسی اینکه آیا اعتماد و نابرابری اقتصادی واریانس عدم صداقت علمی را بالاتر و فراتر از مقداری که به‌وسیله‌ی متغیرهای کنترل (تعداد دانشجویان، تعداد سرانه کالجها، متوسط ​​درآمد خانوار، نسبت دانشجویان تمام‌وقت، و میزان دانشجویانی که مدرک چهارساله را در چهار سال تمام کرده‌اند) معلوم کرده، تبیین میکند؛ از رگرسیون گام‌به‌گام استفاده شد. نتایج نشان داد دو متغیر کنترل تأثیر معنیدار داشتند. تعداد سرانهی کالج و میانگین درآمد خانوار با کاهش جستارهای تحقیق در عدم صداقت علمی مرتبط بود. تعداد دانشجویان، نسبت دانشجویان ثبتنامشده تمام‌وقت، و فارغ‌التحصیلان در ایالتها همگی روی جستارهای تحقیق عدم صداقت علمی تأثیر غیر معنیداری داشتند؛ اگرچه ثبت‌نام‌شده‌های تمام‌وقت، تأثیر معنیداری داشتند. وقتی اعتماد تعمیم‌یافته و نابرابری اقتصادی در مدل وارد شدند. یک رگرسیون گام‌به‌گام نیز برای مقایسه تأثیر افزایشی نابرابری اقتصادی روی اعتماد عمومی، و تأثیر افزایشی اعتماد عمومی روی نابرابری اقتصادی استفاده شد و نشان داد که اعتماد عمومی یک تأثیر افزایشی بالاتر و فراتر از نابرابری اقتصادی روی عدم صداقت علمی دارد، اما نابرابری اقتصادی اثر افزایشی معنی‌داری فراتر و بالاتر از اعتماد عمومی ندارد.
مارتین (2012) تحقیقی تحت عنوان «فرهنگ و رفتار غیراخلاقی: شناخت تأثیر فردگرایی و جمع‌گرایی در اقتباس از آثار ادبی واقعی»را به انجام رسانده است. در این تحقیق شرکتکنندگان دانشجویان دانشگاه غربی ایالات‌متحده، دانشجویان بینالمللی و دانشجویانی از زمینههای قومی مختلف بودند. دانشجویان آسیایی و سفیدپوست بزرگ‌ترین گروه‌ها در این نمونه بودند. اقتباس از آثار ادبی توسط یک برنامه نرم‌افزاری به نام «تورنیتین » مورد بررسی قرار گرفت. «تورنیتین.کام» یک سیستم ارزیابی سرقت علمی آنلاین در دانشگاههاست که به هدف جلوگیری از توانایی دانشجویان برای قلمداد کردن کاردیگران به عنوان کار خودشان، میباشد. در عرض چند دقیقه، سیستم یک گزارش اصالت می‌دهد. گزارش اصالت، درصد تطبیق محتوای یک اثر علمی با محتوای سایتهای اینترنتی و پایگاههای داده میباشد. از دانشجویان خواسته شد که مقالاتشان را برای این سایت آپلود کنند. برای جلوگیری از خستگی مطالعه، دادهها در طول سه ماه جمعآوری شد و اطلاعات مربوط به گزارش اصالتِ مقالات با اطلاعات پیمایش مرتبط شد. نتایج نشان داد 72 درصد از جمعیت تحقیق سرقت علمی انجام دادهاند درحالی که تقریبا 28 درصد از آنها سرقت علمی انجام ندادهاند. طبق فرضیه اولیه تحقیق بیان شده بود که دانشجویان فرهنگهای آسیایی سرقت علمی بیشتری از همتایان آمریکاییشان انجام خواهند داد؛ یک آزمون آنووا یکطرفه با متغیر نمره اصالت انجام گرفت، نتایج آزمون آنووا نشان داد که این فرضیه را حمایت نمیکنند. برای تعیین نمودن روابط بین دو بعد رفتار فردگرایی/جمعگرایی و اقتباس از آثار ادبی همبستگی تفکیکی برای دو گروه دانشجویان قفقازی و آسیایی اجرا شد. ارتباط مثبت معناداری بین گزارش اصالت و فردگرایی برای دانشجویان آسیایی پیدا شد، هم‌چنین دانشجویان قفقازی با نمره بالا درمقیاس فردگرایی، نسبت بالاتری از سرقت علمی در تکالیف درسیشان داشتند. ارتباط معنیدار بین جمعگرایی در دانشجویان قفقازی یا آسیایی پیدا نشد. تفاوت معنی‌داری برای مقیاس جمعگرایی بین گروه‌هایی که سرقت علمی انجام میدهند و گروه‌هایی که سرقت علمی انجام نمیدهند وجود دارد، اما برای مقیاس فردگرایی در این گروه‌ها تفاوت معناداری وجود ندارد. آسیایی‌ها سرقت علمی بیشتری از سفیدپوستها انجام نمیدهند. درنهایت اینکه جمعگرایان تقلب علمی بیشتری از فردگرایان انجام نمیدهند و برخلاف اعتقادات رایج تفاوت معناداری بین دانشجویان قفقازی و آسیایی در سرقت علمی وجود ندارد.
2-3- جمعبندی پیشینه پژوهش
مطابق آنچه مولر و همکاران (2007) بیان کردهاند در تحقیقات تجربیِ مربوط به تقلب علمی، حداقل سه رویکرد متمایز برای مطالعه تقلب علمی وجود دارد که میتوانند به‌عنوان ویژگیهای یک محیط آموزشی و ذیل مفهوم «اجتماعی » در نظر گرفته شوند.
رویکرد اول به درک نهادهای علمی مانند مدارس و دانشگاه‌ها اشاره دارد، نهادهایی که در درون یک جامعه بزرگ‌تر قرار دارند و بازتابی از آن هستند و ساختارهای سازمانی و هنجارهایی را ایجاد کردهاند. این تعریف از «اجتماعی» به‌مثابه «ارتباط با جامعه»؛ شامل مطالعه نقشها و انتظاراتِ رفتاری عینی در یک نهاد علمی میباشد. در ارتباط با عدم صداقت علمی چنین رویکردی تقلب را به‌عنوان یک انحراف ، یا به‌عنوان نقض یک هنجار اجتماعی در نظر میگیرد. مطالعات تجربیِ با چهارچوب اخلاقی و جامعهشناختی را در این رویکرد قرار دادهاند.
رویکرد دوم به روابطِ بین شخصی اشاره دارد که اشخاص در یک سیستم آموزشی ممکن است با یکدیگر داشته باشند و همراه با این روابط ارزشها و تعهداتی ایجاد شود. در این رویکرد مراد از مفهوم «اجتماعی» رابطه بین اشخاص در یک سیستم آموزشی میباشد. در ارتباط با عدم صداقت علمی چنین رویکردی تأثیر همتایان و تأثیر اساتید و معلمین را روی ارتکاب افراد به تقلب علمی بررسی میکند.
سومین رویکرد به درک افراد از روابطشان با یک نهاد یا یک گروه به عنوان یک کل اشاره میکند. این مفهوم از «اجتماعی» تحت عنوان وابستگی ادراکشده تعریف میشود که شامل مطالعهی احساس دانشجویان از تعلقات ذهنیشان به یک محیط یا بیگانگی از یک محیط، درجه ادراکشان از دلبستگی ، مقبولیت، یا برازندگی روان‌شناسانه میباشد. در رابطه با عدم صداقت علمی، چنین رویکردی بررسی می‌کند که تا چه اندازه درک دانشجویان از وابستگی به یک نهاد علمی ممکن است عدم صداقت علمی را افزایش یا کاهش دهد.
در مطالعات حاصل از پیشینهی رفتارهای متقلبانه در داخل کشور، در بازهی زمانی 1376 تا به اکنون یعنی زمان انجام پژوهش حاضر 1392، تنها 14 مورد مشاهده شد. از میان این تحقیقات دو مورد آن به حوزهی جامعهشناسی اختصاص دارند ( نگاه کنید به: علی وردینیا و صالحنژاد، 1392؛ چمبری، 1385)، و 6 مورد از آن(نگاه کنید به: دریس، 1376؛ نعامی و شکرکن، 1376؛ سپهرینیا، 1376؛ سواری، 1387؛ اژهای وهمکاران، 1390؛ خامسان و امیری، 1390) به حوزه روانشناسی اختصاص دارند. برخی محققان مانند رجب‌زاده (1390) در حوزه کتابداری به تحقیق پرداختهاند و پژوهشهای دیگر (نگاه کنید به: مرادی و سعیدیجم، 1380؛ نخعی و نیکپور، 1384؛ نخعی و حسینی، 1384؛ فعلی و همکاران، 1390) مربوط به متخصصان حوزههای دیگر میباشند. نگاهی به این تحقیقات نشان میدهد که مطالعه تقلب دانشگاهی، بیشتر با توجه نگرش نسبت به تقلب، متغیرهای جمعیت شناختی(جنس، سن) و متغیرهای روان‌شناختی بررسی‌شده است و بیشتر به تحلیلهای توصیفی و مقایسههای جنسیتی در زمینهی رفتارهای مربوط به تقلب علمی بسنده کردهاند و کمتر تبیینی از رفتارهای متقلبانه علمی ارائه دادهاند. هم‌چنین در اکثر این تحقیقات توافقی در مقیاسگذاری تقلب علمی به‌عنوان متغیر مستقل وجود ندارد و هرکدام اشکال خاصی از تقلب را بیان کردهاند. همه ابعاد تقلب علمی در این تحقیقات مورد بررسی قرار نگرفته است. بیشتر این تحقیقات به تقلب در امتحان متمرکز شدهاند و در موارد اندکی تقلب در پژوهش را نیز مورد بررسی قرار داده‌اند. همه تحقیقات داخلی از نوع پیمایش و حجم نمونه را بیشتر دانشجویان تشکیل داده‌اند، با این ‌وجود چند مورد از تحقیقات با نمونه دانشآموزان انجام‌گرفته‌اند.
تحقیقات خارجی در تقلب علمی حجم انبوهی از رشتههای روان‌شناسی، فلسفه و اخلاق، آموزش و اقتصاد و مدیریت و حوزه بینرشتهای را شامل میشود و از این میان به نظر میرسد تحقیقات روان‌شناسی در صدر قرار دارند و تحقیقات جامعهشناسی سهم بسیار کمتری یا حداقل برابر با سایر رشتهها را در بر می‌گیرند. عمده پژوهشهای خارجی بر روی نگرش دانشجویان و اساتید نسبت به تقلب علمی متمرکز شدهاند و متغیرهای جمعیت شناختی و زمینهای، ساختار و محیط کلاس درس را برای بررسی تقلب به کار گرفتهاند. نظریههای اتخاذ شده برای تبیین تقلب علمی در پژوهشهای خارجی مرور شده بیشتر نظریههای روان‌شناسی اجتماعی هستند، با این‌ وجود نظریه یادگیری اجتماعی تنها در یک نمونه (نگاه کنید به: لرش، 1999) از این تحقیقات به‌طور مستقل به کار گرفته شده است؛ اما در ترکیب با سایر نظریهها در چند مورد از این تحقیقات (نگاه کنید به: لانزا-کاداگ و کلاگ ، 1986؛ مایکلز و مایث، 1989، وول و همکاران، 2004) میتوان نظریه یادگیری را مشاهده کرد. علاوه بر این پارهای از تحقیقات به مقایسههای بین فرهنگی دانشجویان در ارتکاب به اعمال صداقت علمی اختصاص دارند (نگاه کنید به راوس و همکاران، 2004؛ مارتین، 2012). اگرچه تحقیقات تقلب علمی بیشتر در سطح میانه و تبیین بین فرد و محیط اجتماعی صورت گرفته اما میتوان به نویل (2012) اشاره کرد که این پدیده را در سطح کلان مورد بررسی قرار داده است. در میان عوامل تأثیرگذار تقلب علمی متغیر معاشرت با همتایان و تکنیک‌های خنثی‌سازی تقریبا در تمامی تحقیقات مشترک است و به عنوان یکی از مهمترین عوامل می‌توان از آنها نام برد.
اکثر پژوهش خارجی به روش پیمایشی انجام گرفته است، با این وجود به دو مورد از این تحقیقات می‌تواند اشاره کرد که از حیث روش جالب و قابل‌توجه هستند و به نظر میرسد با اعتبار و پایایی بیشتری دادههای واقعیتری را به دست آوردهاند. مارتین (2012) از سایت شبیهیاب برای بررسی سرقت علمی استفاده کرده است و نویل (2012) سرویس گوگل کرولیت را که یک سرویس ارائه‌دهنده آمار جستوجو در گوگل است مورد استفاده قرار داده و با آن میزان جستوجوی عبارتهای مربوط به سرقت علمی را به‌عنوان داده برای تحلیل مورد استفاده قرار داده است.

مقدمه
پژوهش بدون نظریه کور، و نظریه بدون پژوهش تهی است (بوردیو و واکوانت، 1992؛ به نقل از بلیکی، 1391: 169). نظریهها تبیینهایی از الگوهای مستمر یا توالیهای منظم زندگی اجتماعیاند. آنها پاسخهایی به پرسشها یا معماهایی دربارهی چرایی رفتار مردم به شیوهای خاص در اوضاع اجتماعی نامشخص و چرایی سازمان‌یافتگی زندگی اجتماعی به سیاق مشهود هستند. در متن یک طرح پژوهش، نظریه پاسخ به پرسشهای «چرا» است؛ نظریه تبیینی است از الگو یا توالی منظمی که مشاهده‌شده است و علت یا دلیل آن باید فهمیده شود (بلیکی، 1391: 188). فصل پیشِ رو به بیان چهارچوب نظری اتخاذ شده در پژوهش حاضر؛ نظریه اجتماعی ایکرز اختصاص دارد. در این فصل، نخست شرحی از شکلگیری و توصیف نظریه یادگیری اجتماعی رونالد ال. ایکرز بیان میشود، پس از آن متغیرهای نظریه، ارتباط آن با سایر نظریهها، فرایند و روابط درونی میان این متغیرها را ارائه خواهیم داد. در فرجام کار با توضیح رابطهی این نظریه و تقلب علمی، فرضیههای پژوهش و مدلی از تحقیق ارائه می‌شوند.
3-1- نظریه یادگیری اجتماعی ایکرز
نظریه یادگیری اجتماعی نظریهای فرایندی است. نظریههای فرایندی در پی این هدفاند که کشف کنند چگونه تأثیرات اجتماعی (به‌عنوان‌مثال، خانواده، مذهب، سیاست، صنعت)، در طول زمان رفتار افراد را شکل میدهند. نظریههایِ فرایندی فرض میکنند که یک رابطهی متقابل اساسی بین محیط، فرد و رفتار مجرمانه وجود دارد (ویتو ، 2005: 176). از طرفی نظریه یادگیری اجتماعی به‌عنوان نظریهای فرایندی بر روی جامعهپذیری نسبت به ارزشها و هنجارهای نادرست تمرکز میکند. افراد درواقع جامعهپذیر میشوند؛ اما آنها برای پذیرش هنجارها و ارزشهای مجرمانه جامعهپذیر میشوند (ویتو، 2005: 177).
اولین گروه از نظریه فرایندهای یادگیری از این مفهوم که رفتار در یک زمینه اجتماعی یاد گرفته میشود، سرچشمه گرفته شده است. دیدگاه یادگیری فرض میکند که قانونشکنیِ ارزشها، هنجارها و انگیزهها به واسطه تعامل با دیگران به دست آورده شدهاند. تکنیکها و مهارتهای مورد نیاز، با وجود اینکه زمینههای آنها به طور گستردهای با پیچیدگی جرم تفاوت میکند؛ همچنان یاد گرفته میشوند. کار نظریههای یادگیری به تفصیل شرحدادنِ فرایندهایی است که به واسطه الگوهای مجرمانه ترویج میشوند (براون و همکاران، 2010: 274).
«توسعه نظریه یادگیری اجتماعی محصول ترکیب نظریه پیوند افتراقی با نظریه یادگیری روانشناختی است» (ویلیامز و مک شین، 1391: 233). اگرچه نظریه پیوند افتراقی ساترلند در سالهای بعد از ظهورش به واسطهی ادبیات جرمشناسانه و جامعهشناسانه با به دست آوردنِ توجه بسیار زیادی شروع به کار کرد، برگس و ایکرز (1966) اشاره کردن که این تئوری به یافتن حمایت تجربی قابل توجهی موفق نشدهاست و هنوز به طور کافی در پاسخگویی به بعضی از انتقادها و نقطه ضعفهایش تغییر نکردهاست. در پاسخ به این انتقادات و عدم موفقیت پیشینِ استدلالهای نظری در مشخص کردن فرایند یادگیری در این تئوری، برگس و ایکرز نسخه باز تنظیمشدهی خودشان را از این تئوری ارائه دادند، یعنی تئوری تقویت-پیوند افتراقی (ایکرز و جنینگز ، 2009: 324-330). برگس و ایکرز برای توصیف کردن نسخهی تجدید نظر شدهشان، برحسب تغییرات و استنتاج شان از اصل تئوری ساترلند، هفت اصل زیر را نشان دادند:
1-رفتار مجرمانه بر اساس شرطیسازی عامل یاد گرفته میشود (باز تنظیمی از اصل 1 و8 ساترلند).
2.رفتار مجرمانه هم در موقعیتهای اجتماعی که تقویتکننده یا متمایزشونده است و هم به واسطه تعامل اجتماعی که با رفتار اشخاص دیگر، تقویتکننده یا متمایزشونده برای رفتار اجتماعی است؛ یاد گرفته میشود (بازتنظیم اصل 2 ساترلند).
3. بخش اصلی یادگیری رفتار مجرمانه در آن گروههایی اتفاق میافتد که شامل منبع اصلی تقویت فرد است (بازتنظیم اصل 3 ساترلند).
4. یادگیری رفتار مجرمانه شامل تکنیکهای خاص، نگرشها و روشهای اجتناب، یک تابع از تقویتهای مؤثر و قابل دسترس، و وابستگیهای تقویتی موجود است (بازتنظیم اصل 4 ساترلند).

                                                    .