منابع تحقیق درباره وسایل ارتباط جمعی، موقعیت جغرافیایی

دانلود پایان نامه

غبار و مانعی است بر
تابیدن و تلالو وجودشان…
تقدیر و تشکر:
در این پژوهش از راهنمایی‌ها و کمک‌های بی‌دریغ سرکارخانم دکتر مهدخت بروجردی و مشاوره‌های راهگشای سرکار خانم دکتر اکرم قدیمی بهره فراوان برده‌ام که از آنها بسیار سپاسگزارم.
جناب آقای دکترهادی خانیکی، داوری این پایان‌نامه را برعهده داشته‌اند، تذکّرهای منصفانه ایشان، گامی در جهت ارتقای کیفی این پژوهش بوده است؛ اما کمک ایشان در تالیف این اثر، چیزی بیش از داوری بوده است. نخستین انگیزه‌های این پژوهش در کلاس‌های «ارتباطات و توسعه» ایشان در من شکل گرفته است. همواره قدردان حضورشان هستم.
لازم است از دو دوست و همراه بسیار عزیز که در مسیر تالیف این پژوهش پیوسته کنار من بوده‌اند به صورت ویژه تشکر کنم: سرکار خانم دکتر زرین زردار و سرکار خانم مهندس طاهره بنیادی.
بخش مهمی از این پژوهش با همکاری مصاحبه‌شونده‌های آن به انجام رسیده است که از همه آنها تقدیر و تشکر می‌کنم: جناب آقای پوریا ناظمی، جناب آقای محمدجواد ترابی، جنابآقایمهدی صارمی‌فر، جناب آقایکاظم کوکرم، سرکار خانم فرانک فراهانی‌جم، جناب آقای محمدامین آهنگری، جناب آقای حسین فروتن، جناب آقای دکتر محمد امین قانعی‌راد، جناب آقایدکتر حسن نمک‌دوست، جناب آقای دکتر رضا منصوری، جناب آقای دکتر منصور وصالی، سرکار خانم دکتر زرین زردار، جناب آقای کاوه فیض‌الهی، جناب آقایعلی رنجبران، جناب آقای علی شمس.
فاطمه بنیادی
بهمن‌ماه 1393

فصل اول:
کلیات تحقیق
1-1 طرح مسئله
انسان از نخستین روز آغاز زندگی اجتماعی خود در پی افزایش شناخت آگاهی‌هایش نسبت به محیط پیرامون خود بوده است، به تدریج در گذر زمان این آگاهی‌ها به مجموعهای تبدیل گردید که امروزه از آن تحت عنوان “علم” نام برده میشود (قدیمی و نظیف کار،14:1389). امری که سهم آن در پیشبرد جوامع بشری بر هیچ کس پوشیده نیست؛ اما علم میراث همه بشریت است. وقتی نیوتون می گوید :” اگر من بیشتر دیده‌ام به خاطر آن است که برشانه غول‌ها ایستاده‌ام” بیانگرمفهوم مدیون بودن به میراث عمومی و تصدیق ویژگی اشتراکی و انباشتی فعالیت علمی است (لاریجانی به نقل از مرتون،43:1373).
یافته‌های اساسی علم محصول همکاری اجتماعی هستند و به اجتماع تعلق دارند. علم امروز به پدیده اجتماعی مستقل و گسترده‌ای تبدیل شده است، فعالیت علمی و پژوهشی به صورت حرفه‌ای و معمولا گروهی صورت می‌پذیرد و در سطح کلان گروه‌های پژوهشی همگن به یکدیگر ملحق شده و واحدهای بزرگ‌تری را به وجود می‌آورند. بدین ترتیب در هر حوزه علمی واحدهای بزرگ‌تری در سطح ملی و بین‌المللی شکل می‌گیرند. بنابراین در همان حالی که علم به عنوان نهاد اجتماعی کاملا نوپا و مستقلی توسعه می‌یابد، “اجتماع علمی” مشخصی با آن پدید می‌آید (داورپناه، 55:1386).
تقویت نهاد علم در اجتماع را می توان فاکتوری برای توسعه و پیشرفت ملل دانست. جدیدترین نظریات توسعه بر این امر تکیه دارند که توسعه و پیشرفت ملل مبتنی بر علم و تکنولوژی است و سایر عوامل (از منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و..) نقش حاشیه ای دارند(شجاعی، 1:1387).
در شرایط کنونی علم و پژوهش‌های علمی به عنوان یکی از ابزارهای مهم جهت توسعه همه جانبه تلقی می‌شود و تصور توسعه خوداتکا در دراز مدت بدون انجام تحقیقات کافی میسر نمی‌باشد (شارع پور، 20:1381).
تنیدگی علم با زندگی مردم و توسعه‌بخش بودن علم، یکی از دلایلی است که مردم را به پیشرفت و توسعه علم علاقه‌مند می‌کند. از آنجایی که تغییر و تحولات در افق‌های دانش، بر کیفیت زندگی مردم تاثیر می‌گذارد، آنها حق دارند که بر پیشرفت علم نظارت داشته باشند، این امر تحت لوای پدیده‌ای به نام “ترویج علم” محقق می‌شود، که بر اساس آن مردم عادی نیز در مبحث علمی متخصصان موضوعی سهیم می‌شوند. (مصطفوی و بیگدلی:8،1392)
دیدگاه‌های متفاوتی درباره ترویج و همگانی کردن علم وجود دارد. یکی از برداشت‌های رایج درباره همگانی کردن علم، “دموکراسی علم” است. در این دیدگاه توسعه علمی به دلیل اهمیت بی‌بدیل علم در راهبری جامعه بشری معادل رشد بشری است. معتقدان این نظر، به فعالیت‌هایی که به منظور آموزش علوم به مردم عادی، تقویت باور و اعتقاد عمومی به علم و همگانی کردن علم، انجام می‌شود ترویج علم می‌گویند. مطابق این دیدگاه، تولید علم امروزه تبدیل به یکی از عرصه‌های رقابت بین‌المللی شده است و جوامع تلاش می‌کنند تا مرتبه خود را در این رقابت ارتقا بخشند. یافته‌های علمی هر حوزه برای آنکه بتوانند مورد ارزیابی و نقد اصحاب آن حوزه قرار بگیرند، باید به زبانی که در مقیاس جهانی از پویایی علمی لازم برخوردار باشد عرضه شود تا اهل تخصص در سراسر دنیا از آن آگاه شوند. این ضرورت سبب شده است که تولیدات علمی کشورهای جنوب به زبانی عرضه شود که الزاما زبان بومی آنها نیست. در نتیجه چنین تولیداتی در لایه‌های بالای علمی و تخصصی جوامع حاصل می‌شود. تولید علم در چنین شرایطی، منجر به آریستوکراسی علمی می‌شود، که در آن عده اندکی از اعضای جامعه فقط به مسائل علمی می‌پردازند و اکثر مردم سرگرم داد و ستد علمی هستند. این اکثریت، هزینه آرامش و زندگی بی‌دغدغه همان اقلیت را فراهم می‌کنند تا با فراغ بال به ارتقای اندیشه‌های علمی خویش بپردازند.
از سوی دیگر دموکراسی ایجاب می‌کند که مردم در نتایج و یافته‌های علمی نیز سهیم باشند، یعنی بتوانند از نتایج فعالیت‌های علمی به زبان قابل درک خود آگاه شوند. این انتقال یافته‌های علمی از لایه‌های بالاتر جامعه به لایه‌های پایین‌تر جامعه، وظیفه ترویج علم است. فرایند ترویج علم، فرایند دموکراتیزه کردن علم است که ممکن است الزاما توسط تولیدکنندگان علم انجام نشود و شاید مصلحت هم در همین باشد. زیرا ترویج علم مهارت‌هایی را می طلبد که الزاما با مهارت‌های تولید علم یکسان نیست. پس در این دیدگاه، ترویج علم معادل توسعه دموکراسی قلمداد می‌شود. (وصالی و همکاران، 1386،226-229)
از اینجاست که نقش فزاینده “روزنامه‌نگاران علم” در جامعه رخ می‌نمایاند. رسانه‌های جمعی که امروزه آن را به عنوان رکن چهارم دموکراسی در جهان می‌شناسند و تمامی جوامع از اشکال مختلف آن بهره می‌برند، یکی از نهادهای ترویج علم در عصر حاضر هستند، که می‌توانند در فرایند دموکراتیزه کردن علم نقش‌آفرینی کنند.
در روزنامه‌نگاری علم، روزنامه‌نگار، کنشگر واسطه‌ای است که ضمن برخورداری از مهارت خاص برای ترویج علم و ساده‌سازی زیان دانش،ارتباط میان دانشمند به عنوان تولید‌کننده علم و عموم مردم را برقرار می‌کند. با توجه به تخصصی‌شدن حوزه‌های مختلف علم، اهمیت مقوله تخصص و مجهز شدن به مهارت‌های ویژه ، در این حیطه روز به روز بیشتر می‌شود.
از طرف دیگر، وسایل ارتباطی با تهیه و انتشار خبرهای گوناگون علمی و فرهنگی می‌توانند معلومات جدید و اکتشافات تازه را در اختیار افراد بگذارند، افق دید آنها را گسترش دهند و تامین نیازهای آنان را تسهیل و تسریع نمایند. اهمیت وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی در جوامع معاصر به حدی است که بعضی از جامعه‌شناسان برای مطبوعات و رادیو و تلویزیون و سینما نقش«آموزش موازی» یا «آموزش دایمی» قایل هستند. جامعه شناسان معتقدند که وسایل ارتباطی با پخش اطلاعات و معلومات جدید به موازات کوشش معلمان و استادان، وظیفه آموزشی انجام می‌دهند و دانسته‌های علمی و فرهنگی و اجتماعی دانش‌آموزان را تکمیل می‌کنند. البته وظیفه آموزشی وسایل ارتباطی به دوران تحصیل افراد مربوط نمی‌شود و کسانی که از مدارس و دانشگاه‌ها فارغ‌التحصیل می‌گردند و وارد زندگی اجتماعی می‌شوند، نیز ناچارند برای افزایش و گسترش معلومات خود همیشه از پیام‌های وسایل ارتباطی استفاده کنند و بدین ترتیب وسایل ارتباطی در‌عین‌حال که برای آموزش بسیاری از رشته‌های علمی به معلمان و استادان کمک می‌نماید، به همراه مدارس و دانشگاه‌ها و حتی در بسیاری از موارد خیلی جلوتر از آنها، نقش آموزش دایمی خود را دنبال می‌کنند(معتمدنژاد، 5:1383).
بخش عمده‌ای از وظایف خبری و آموزشی وسایل ارتباط جمعی توسط روزنامه‌نگارن و به خصوص روزنامه‌نگاران علم انجام می‌شود.
روزنامه‌نگاری فعالیت و حرفه‌ای برای دریافت، گردآوری و تفسیر وقایع و رویدادها به منظور آگاه کردن مردم از طریق رسانه‌های گروهی است. این حرفه ، به ویژه در قرن بیستم با توسعه فناوری‌های نوین ، شاهد تحولات زیادی، چه از نظر نوع و زمینه فعالیت و چه از نظر استفاده از ابزارهای اطلاع‌رسانی بوده است. این شاخه از علوم ارتباطات که زمانی فقط به فعالیت در رسانه‌های مکتوب اطلاق می‌شد، اکنون طیف وسیعی از رسانه‌ها، با شکل و ویژگی‌های مختلف را در بر می‌گیرد. در حال حاضر صدها هزار یا شاید چندین میلیون روزنامه‌نگار در گوشه و کنار جهان در کمین نشسته‌اند تا وقایع کوچک و بزرگ را با کمک عوامل مختلف بی درنگ به اطلاع مخاطبان رسانه‌های گوناگون برسانند. روزنامه‌نگاری دیگر همچون گذشته مخاطبان خاص ندارد بلکه به نوعی همه مردم جهان و همه نیازهای آنان را در بر می‌گیرد(نووو، 1390:19).
به این ترتیب با توجه به نقش روزنامه‌نگاری علم، در توسعه علمی کشور و با توجه به کارکردهای مهم آن، این پژوهش در پی پاسخ به این دو سوال اصلی است: “عملکرد روزنامه‌نگاران علم در ایران چگونه است؟ ” و” چالش‌ها و موانع توسعه روزنامه‌نگاری علم در ایران چست؟”
2-1 ضرورت و اهمیت موضوع