منابع و ماخذ تحقیق انسجام خانواده

دانلود پایان نامه

وغیر قابل تفکیک خانواده است(همان: 95)کونیک خانواده را اجتماع میداند که اجتماع نوعی کارکرد گروه اولیه است؛ که به معنی پیوند واتحاد درونی بوده و باعث همدردی وهمبستگی وانسجام بین اعضاء می شود.(همان: 100)
کونیک بر اهمیت اصل سلسله برحفظ انسجام و وحدت خانوادگی تأکید کرده است. توزیع قدرت بسته به نحوهی تقسیم کاربین زن ومرد است. (همان:106) جامعهشناسانی که خانواده را به عنوان یک سیستم درنظر میگیرند خانواده را گروه کوچکی میدانند که صمیمیت ومحبت ویژگی اساسی و غیرقابل تفکیک آن است، آنان توجه اصلی خود را بر دگرگونی ساختاری خانواده معطوف کردند و به این نتیجه رسیدند که با دگرگونی ساختاری خانواده برخی از کارکردهای اساسی آن از دست رفته یا کاهش یافته و کاهش کارکردهای و برخی دیگر جابجا شده اند(جابه جایی کارکردها، انتقال کارکردها) ومعتقدند که به دلیل دگرگونی ساختاری مشاغل جدیدی درساختار اجتماعی به وجود آمده که سبب شد افراد شاغل دائماً در حال عوض کردن شغل خود باشند و نقش زنان و مردان به دلیل اشتغال زنان شبیه به هم میشود. الگوهای اقتدار پدرسالارانه درخانواده رنگ میبازد و درمیان اعضای خانواده تمایلات مشارکتی به وجود میآید. و در این صورت لیبرالیسم و دموکراسی درکلیه امور زندگی به وجود میآید. به تدریج افکار عمومی با اقتدار پدرسالارانه مخالفت کرد ونوعی نرمش و ملایمت راجایگزین کرد. با دگرگونی جامعه، هم ساختار روابط خانوادگی، هم کارکردهای خانواده دگرگون و جا به جا شدند یا کاهش یافتند. خانواده بتدریج در گذران اوقات فراغت خود با نهادهای اجتماعی چون کلوپها، باشگاهها،رسانه های گروهی و … شریک شدند. (اعزازی؛1386 : 173 – 170)
ب . نظریهی السون
یکی از جامعه شناسانی که خانواده را به صورت سیستمی مینگرد السون است او برهمین مبنا مدلی مرکب از سیستم خانواده و روابط زناشویی ارائه کرده است که در واقع پل ارتباطی میان نظریه وعمل است.
تئوری سیستمییک پارادایمی است که نظامها یا مجموعهی از عناصری را که با روابط درونی دارند توصیف میکند.سه فرضیهی اساسی از تئوری سیستمی دریافته میشود که عبارتند از اینکه: تئوری سیستمی میتواند علم یک شکل شدن باشد، سیستم باید به عنوان یک کل درک درک بشوند، و اینکه سیستمهای بشری در نوع خودشان بینظیر هستند.کانستانتین (1986) یک سیستم را به عنوان یک مجموعه هماهنگ از عناصر درونی که رفتار مرتبط با هم را به عنوان یک واحد از خود بروز میدهند تعریف میکند و معتقده که سیستمها باید به وسیلهی ارتباط آن با کل افراد توصیف شوند و نتایج اجزای آن به تنهایی قابل تعمیم برای کل اجزا نیست.
( Smith,2004:4)مدل سیستمی السون به وسیلهی چارچوب سیستمی خانواده توصیف میشود. تئوری سیستمی خانواده بر روی پویایی خانواده که شامل قدرت، روابط ، ساختارها، مرزها ، الگوهای ارتباطی و نقشهاست تمرکز میکند. ( Rothbaum & Rosen,2010:330 ) با بهره گرفتن از این چارچوب رفتار خانواده میتواند به وسیلهی دیدن خانواده به عنوان یک کل درک شود. تغییرات در رفتار افراد سیستم خانواده را به عنوان یک کل تحت تأثیر قرار میدهد همچنین تغییر در سیستم خانواده بر روی رفتار فردی اعضای خانواده تأثیر میگذارد. تئوری سیستمی خانواده، خانواده ها را حول اهداف مشخصی نگه میدارد. خانواده سیستم پویایی است که هم از محیط اطراف تدثیر میپذیرد و هم تأثیر میگذارد. ( Zaberiskie & McCormick : 2001 : 68)
فینگرمن و برمان (2000) سیستم خانواده را با نمک مقایسه کرده اند. ترکیب شیمیایی نمک از دو مولکول سدیم و کلراید به وجود آمده است سدیم به تنهایی باعث سوزش زبان و کلراید باعث سوراخ شدن آن میشود با این وجود ترکیب این دو نه تنها برای زبان بیضرر است بلکه از آن برای خوشمزه کردن غذا استفاده میکنند. اعضاییک خانواده هر کدام به تنهایی ممکن است به عنوان یک خانواده شناخته نشود با این مقایسه مشخص میشود که هر یک از اعضای خانواده با هم به عنوان مجموعهای از افراد شناخته میشوند که میتوانند تشکیل خانواده بدهند.
مدل السون برسه بعد خانواده تمرکز دارد: انسجام خانواده، انعطاف پذیری خانواده و روابط اعضای خانواده که از کارکردهای سیستمی خانواده محسوب می شوند. این سه بعد دربرگیرنده و برآمده ازمفاهیم زیادی دربارهی خانواده، تعاملات و روابط آنهاست. که به وسیله ی نظریه پردازان ارائه شده است.
منظور از انسجام خانواده، احساس همبستگی، پیوند و تعهدعاطفی است که اعضاییک خانواده نسبت به همدیگر دارا هستند. السون انسجام را به عنوان مرزهای احساسی تعریف میکند که اعضای خانواده را به سمت سایر اعضای خانواده جذب میکنند انسجام بر روی اینکه چگونه اعضای نظام خانواده بین جداییها در مقابل باهم بودن تعادل ایجاد میکنند تمرکز دارد.( Olson :2000 ، 145) السون باهم بودن اعضاییک خانواده در مقابل جدایی آنها با دو پایهی اسکی باز مقایسه میکند. اسکی بازان حرفهای پایه های اسکی خود را کنار هم نگه میدارند و به آرامی پایههایشان را تغییر میدهند و سپس اسکیهایشان را سر میدهند و به این طریق بین جدایی و باهم بودن آنها تعادل ایجاد میکنند. خانواده و گروه ها هم همانند اسکیبازان قادر خواهند بود که جداییها را برای باهم بودن در یک سبک متغیر تغییر شکل بدهند و به این طریق باعث تعادل بین باهم بودن و جداییها شوند.
اسکیبازان نوآموز تمایل دارند که یا پایههایشان را خیلی دور از هم نگه دارند و یا خیلی نزدیک به هم و به این طریق باعث ایجاد عدم تعادل در سیستم میشوند. عدم تعادل در کلوپهاو خانواده ها زمانی پیش میآید که خانواده ها یا تمایل دارند هر کدام از اعضا را به صورت افراطی جدا از هم نگه دارند یا به صورت افراطی با هم و این چنین سیستمی قادر نخواهد بود که تعادل پیدا کند. ( Dorthy,2007:7)انسجام به 4 مرحلهی مختلف تقسیم میشود : جدایی خیلی زیاد ( انسجام خیلی پایین ) جدایی ( انسجام میانه رو به پایین ) اتصال ( میانه رو به بالا ) و در پایان سطح افراطی آن ( انسجام خیلی بالا ) هم سطح خیلی پایین انسجام و هم سطح خیلی بالای انسجام یک عدم تعادل در روابط را نشان میدهد که میتواند منجر به بروز مسائلی برای کل روابط خانوادگی شود، روابط همراه با سطوح جدایی و اتصال انسجام این توانایی را دارند که یک تعادلی در مقبل باهم بودن و جدایی ایجاد کنند. ( Olson : 2000 ، 148 )
لینگرن(2003) انسجام رابه صورت احساس نزدیک عاطفی با افراد دیگر تعریف میکند از نظر او دوکیفیت مربوطبه انسجام در خانواده مشتغل بر تعهد و وقت گذراندن باهم دیگر است.
انعظاف پذیری السون:مقدار تغییراتی که در نقش ها؛ قوانین، کنترل و انضباط خانواده وجود دارد. همان گونه که ملاحظه می شود در این بعد تأکید برروی ثبات درمقابل تغییرات است. وقتی که خانواده انعطاف پذیراست رهبری و مدیریت خانواده به صورت دموکراتیک است و کمترحالت استبدادی به خود میگیرد. جوانان در تصمیم گیری ها شرکت میکنند و شغل درخانواده براساس سن و جنس پایه گذاری نشده است.
(رزمی، 45: 1383 )
ارتباط : که در این الگو بعدی تسهیل گر و اهمیت آن از جهت کمک به حرکت و جابه جایی دو بعد دیگر است. برای ارزیابی این بعد مهارتهایی از قبیل شنیدن ، صحبت کردن ، خودافشاگری ، شفافیت ، احترام و توجه به یکدیگر باید مدنظر قرار گیرد .( سیف 1386 : 61-62) ارتباطات به عنوان یک نماد که بین اعضا مفاهیم مشترکی دارند تعریف میشود. نمادهای ارتباطی شکلهای مختلفی دارند آنه میتوانند شامل رفتار کلامییا غیرکلامی از قبیل حالتهای چهره، ارتباط چشمی، اشارات و حرکات در سخن گفتن ، حالتهای بدنی، ظاهر فرد و… باشد .( Dorthy,2007:9)
السون ( 2000 ) بیان میکند که نظامهای خانوادگی با ارتباطات ضعیف به سمت عدم تعادل حرکت میکنند و اما نظامهای خانوادگی با ارتباطات عالی به سمت تعادل در حرکتاند. بارنز و السون ( 1985 ) هم ارتباطات خانوادگی و هم کارکردهای خانواده را با جوانانی که در مدارس عمومی از نظر تحصیلی افت داشتند و به مدارس دیگر توجه نمودند ، آنها را با خانوادههایی که جوانان آنها به مدارس عمومی توجه نشان میدانند مقایسه کردند. آنها دریافتند که جوانانی که به مدارس عمومی تمایل داشتند سطوح بالاتری از ارتباطات خانوادگی مثبت و کارکردهای خانوادگی بهتری نسبت به جوانان دیگر مدارس داشتند. این نشان دهندهی این است که خانواده ها در دورههایی که انسجام بالایی دارند دارای ارتباطات خانوادگی عالی نیز هستند. ( Dorthy,2007:10)
ارتباط مؤثر سنگ بناییک خانواده سالم و موفق است . نوع نظام خانوادهو الگوی ارتباطی آن اثر مهمی بر اعضای خانواده دارد زیرا شخصیت، یادگیری، توسعه، القاء اعتماد به نفس، قدرت انتخاب و تصمیمگیری منطقی افراد خانواده، همه وابسته به نوع اطلاعات و نحوهی انتقال اطلاعات بین اعضای خانواده است . خانوادهای که دارای ارتباط متقابل برای اظهار عواطف، بیان افکار و علایق یکدیگر و حل اختلافات هستند، داراییک الگوی ارتباطی مؤثر هستند .
یک ارتباط مؤثر توانایی شنونده جهت شنیدن فعال و توانایی فرد جهت رساندن معنی پیام را با یکدیگر ترکیب میکند . ارتباط مؤثر در خانواده لازمهی انجام اعمال خانواده است . ارتباط مؤثر حمایت کننده همراه با صداقت و ناشی از احساسات درونی اعضا میباشد . در خانوادهای که روابط مؤثر برقرار است بزرگسالان با یکدیگر ،بحث و گفتگو و با مشورت کردن عقایدشان را ابراز میکنند و افراد برای ابراز احساسات مردد نبوده و طیف کاملی از احساسات را به صورت کلامی و غیرکلامی نمایش میدهند. آنها ارتباط را راهی برای ارائه قوانین ، چگونگی تفکر و رفتار در خانواده ، وسیلهای برای حل تضادهای خانواده و افزایش اعتماد به نفس در اعضا میدانند. ارتباط در خانواده یک فرایند دوجانبه و پویاست و پویایی ارتباط موجب تعامل مؤثر اعضا میشود.(میلانی:216،1387).
جدول2-2- نظریه های مربوط به خانواده
نظریه
نظریه پرداز
مفاهیم اساسی
نظریه تکاملی
داروین و انگلس
تحول خانواده طی دورانهای متعدد
نظریه مبادله
جرج هومنز
موقعیت بهتر مردان و زیبایی زنان بیشتر می تواند به ازدواج و درنهایت تشکیل خانواده منجر شود
نظریه تقابل
هگل، مارکس و وبر
تاکید برتضاد منافع دارد.رابطه زن و شوهر در خانه نیزبراساس رقابت پنهان طراحی شده است
نظریه کارکردگرایی
نظریه پردازان کارکرگرایان
خانواده نهادی است که بقای آن وابسته به وظایف و کارکردهایی است که هریک از وظایف برعهده دارند
نظریه نهادی
مالینفوسکی
زندگی مشترک به معنی از خودگذشتگی و محل تلقی کوششها، حل مصائب مشترک و کار برای زندگی مشترک و تعمیم نتایج براساس ضوابط سنتی است.
نظریه شلسکی
شلسکی
خانواده تنها باقی مانده ثبات اجتماعی است
نظریه پارسونز
پارسونز
خانواده هسته ای را به عنوان خانواده مطرح می کند و خانواده را به دو نوع تقسیم می کند:خانواده جهت یاب و خانواده فرزند یاب
نظریه رنه کونیگ
رنه کونیگ
خانواده به منزله گروه کوچکی است که بین دو نظام دیگر قرار دارد و معتقد است که اصل اساسی در مورد تشکیل خانواده تشریک مساعی است
نظریه سیستمی خانواده
برگرفته از الگوی کاکردگرایان(پارسونز)
اعضای خانواده با هم مرتبط اند و کارکرد خانواده با ملاحظه درک همه اعضای خانواده ممکن است و همچنین ساختار و سازمان خانواده در تعیین رفتار اعضا تعیین کننده است
نظریه السون
السون
این نظریه به وسیله چارچوب سیستمی خانواده توصیف می شود و بر روی پویایی خانواده که شامل قدرت، روابط، ساختارها، مرزها، الگوی ارتباطی و نقشهاست تمرکز می کند.
2–8) اوقات فراغت
2–8–1) اهمیت اوقات فراغت
 امروزه در بسیاری از جوامع اوقات فراغت بخش مهمی از زندگی افراد را تشکیل میدهد اوقات فراغت زمان بیهوده و بدون حس مسئولیت درزندگی افراد نیست بلکه برعکس در این زمان ازانسان انتظار بیشتری میرودکه احساس مسولیت کند و حتی در زمانی که انسان به خودش واگذار شده، تصمیمگیری به عهده خودش است ومی تواندآزادانه عمل کند مسولیت پذیری نسبت به خود واطرافیان وجامعه اهمیت زیادی دارد . اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست. چون در اوقات بیکاری فرد کاری برای انجام دادن ندارد ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می‌تواند داشته باشد که تفاوت آن با اوقات دیگرکه در آنها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است در هدف این کارها و فعالیتهاست. هدف از فعالیتهای اوقات فراغت کسب آرامش و لذت است. فرد کاری را نه از روی اجبار و نه بخاطر منافع مادی انجام می‌دهد. این لحظات به او  اختصاص دارد و تنها با هدف مرتبط با شخص وی و آرزوها و خواستهایش  انجام می‌شود.
اوقات فراغت و نحوه گذران آن از جمله مفاهیم اخیر و نوینی است که معنای واقعی خود را پس از دوران صنعتی شدن جوامع و رشد سرمایه داری و نیز گسترش شهرها پیدا نمود.در واقع با توسعه انواع تکنولوژی در زندگی مردم و جای گزینی آن به جای نیروی انسانی،عملاً فرصتی برای انسانها ایجاد شد که بتوانند از اوقات خود به آن صورتی که مورد دلخواهشان می باشد استفاده نمایند.
پیدایش چنین پنداره ای،دانشمندان و عالمان اجتماعی را نیز به سمت مطالعه این رخداد هدایت نمود.به این ترتیب شاخه های علمی جدیدی چون جامعه شناسی فراغت و انسان شناسی فراغت به منظور بررسی و مطالعه جایگاه و اشکال متنوع فراغت در زندگی مردم ایجاد شد. انسان شناسی فراغت که زیر شاخه انسان شناسی فرهنگی قلمداد می شود،فراغت را به مثابه بخشی از سبک زندگی انسانها مطالعه نموده و تمامی عواملی را که با این مفهوم در ارتباطند چون فضاها و اماکن فراغتی،مصرف کنندگان فراغت و نیز شرایط و زمینه های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر آن چون سن،جنس،طبقه اجتماعی،درآمد،خانواده،قومیت،جغرافیا و …همچنیناشکالمتعددگذرانفراغت مورد بررسی قرار می دهد.در این شاخه علمی بر استفاده از روش های تحقیقاتی ژرفایی به منظور واکاوی عمیق پدیده فراغت تاکید می شود چرا که صاحبنظران این دیدگاه معتقدند کشف لایه های ساده و پیچیده،آشکار و نهان این پنداره مستلزم بهره گیری از روش های کیفی و مردم شناختی است، لذا فعالیتهایی که در اوقات فراغت انجام می شوند باید کاملا حساب شده وبرای شخص وجامعه مفید باشد .(جلالی فراهانی : 1389 ، 15 )
 2–8– 2 ) نظر اسلام در باره اوقات فراغت ونحوه گذران آن
بر اساس آموزه های دینی ما میل به تفریح یکی از نیازهای طبیعی است که با سرنوشت انسان آمیخته است واز آغاز تا پایان زندگی همواره وجود دارد به طوری که در دوران کودکی به شکل بازی در بزرگ سالی به اعتبار شرایط اجتماعی وخانوادگی به اشکال گوناگون محقق می شود وبه همان اندازه که انسان به امور عبادی هدایت شده به توجه به اوقات فراغت نیز توصیه شده است هر مسلمان نباید نسبت به آن بی اعتنا باشد وباید نهایت بهره روحی ومعنوی را از آن

دیدگاهتان را بنویسید