منابع و ماخذ تحقیق رضایت از زندگی

دانلود پایان نامه

نیاز در انسانهاست.(رفیع پور، 1378: 31)

جدیدترین مشکل پیش روی تئوری مقایسه اجتماعی آن است که فرآیند مقایسه تحت تاثیر نیاز به ارتقای خود و خود بینی قرار دارند مثلا هاکمیلر معتقد است که مقایسه خود با کسی که از لحاظ اجتماعی عقب تر و یا پایین تر است منجر به ارتقاء خود می شود. همچنین تودرنتون و ارود دریافتند زمانی که ویژگی های ارزیابی منفی باشد هیچ ترجیح جهت داری دیده نمی شود. ویلسون ونبر دریافتند کسانی که خود بین بالاتری داشتند مقایسه رو به بالا بود و بالعکس افرادی که خود بینی پایین تری داشتند مقایسه رو به پایین بود و بیشتر احتمال داشت که افراد ضعیف تر مورد مقایسه قرار گیرند(همان، 33- 31).
در عین حال می توان به این امر تاکید کرد که مقایسه اجتماعی خود فرآیندی نیست که مستقیما بر نارضایتی بینجامد بلکه افراد در نتیجه مقایسه با دیگران به ارزیابی از نتایج مقایسه می پردازند و چنان چه سهم خود را بر حسب میزان سرمایه گذاری انجام شده غیر منصفانه ارزیابی نمایند دچار احساس محرومیت نسبی می گردند این احساس مقدمه نارضایتی و ناراحتی روانی است.
ب . نظریه های جامعه شناسی در مورد رضایت
جامعه شناسان در مورد رضایت و عدم رضایت نظریات مختلفی ارائه داده اند. تعدادی از آنان نارضایتی را موجب تضاد های اجتماعی دانسته که در نهایت منجر به تغییرات اجتماعی می گردد. عده ای آن را ناشی از خواسته های وسیع انسان دانسته که دائماً رو به افزایش است. از نظر بعضی، این نقش و منزلتهای اجتماعی هستند که بر رضایتمندی افراد و جوامع تاثیر می گذارد و برخی دیگر آن را در قالب نظم اجتماعی مطرح می کنند. بحث مبادلات اجتماعی، منفعت کنفشگران و پاداش و خسارتهای ناشی از آن نیز دیدگاه های دیگری از جامعه شناسی در خصوص بررسی میزان رضایت کنشگران در سطح خرد و کلان است.
1 . نظریه کارل مارکس:
آنچه برای کارل مارکس مساله بود وجود نابرابری و بی عدالتی های اجتماعی در تاریخ بشر بالاخص دوره ای که در آن زندگی می کرد یعنی( دوره سرمایه داری صنعتی) بود در نگاه او همین نابرابریها است که آسیب های انسانی و اجتماعی در آنها ریشه دارد. از خود بیگانگی که از مسائل عمده مبتلا به انسان این دوره بوده است ناشی از نابرابری و استمثار است که به رغم او جامعه را در دو و یا چند قطبی می کند(مارکس به نقل از ریمون آرون: 1366: 159). در این دیدگاه تضاد و غالبا به دلیل نابرابری در توزیع منابع کمیاب و به طور قابل توجه تری اتفاق می افتد حال اگر در این جمله اخیر تضاد را در حد وسط گزارده بدانیم و برای نتیجه گیری و یا استنتاج منطقی آن را حذف کنیم خواهیم دید که نابرابری در توزیع منابع کمیاب محرومیت بخشی ضعیفی از جامعه را آنها را که به منابع کمیاب دسترسی ندارند به همراه دارد. اما برای مارکس ماجرا به اینجا ختم نمی شود و آگاهی نقش عمده ای را ایفا می کند: هر چه بخشهای محروم از منافع حقیقی شان بیشتر آگاه شوند احتمال اینکه مشروعیت الگوی موجود توزیع منابع کمیاب زیر سوال قرار بگیرد بیشتر می شود. (ترنر،1373: 111).و در نهایت در میان گذاشتن محرومیت و نارضایتی از وضعیت موجود میان محرومان ، افزایش آگاهی محرومان را به همراهدارد.
2 . نظریه ی پارسونز:
پارنسز معتقد است که ثبات نظام اجتماعی تا حدودی بستگی به تعادل رضامندی دارد. به طور معمول پارنسز ثبات نظام اجتماعی را از نظر رابطه میان انتظارات اخلاقی افراد و همنوایی دیگران با آن محاسبه می کنند. یعنی هم شکلی میان رفتار افراد و قواعد اخلاقی مورد نظر است. پانسز فرض می کند که افراد بتدریج می آموزند که از چنین همنوایی احساسرضامندی نمایند و چون قابلیت آنها برای راضی شدن بسیار قابل تغییر است آنها پذیرش انواع و مقادیر گوناگون رضامندی را فرا می گیرند. بنابراین تغییر در سطح رضامندی از دیدگاه پارسنز مشکلی ایجاد نمی کند، آنچه که او بطور ضمنی انجام می دهد ثابت نگاه داشتن سطح رضامندی است، زیرا او می خواهد براهمیت همنوایی با قواعد اخلاقی مشترک تاکید نماید(گولدنر، 1383: 264). پارنسز فرض می کند که تا زمانی نفس و دیگری(غیر از خود) از قواعد اخلاقی مشابهی پیروی نمایند، کمیابی و یا سطح رضامندی در حفظ ثبات نظام اجتماعی تاثیر منفی بر جای نخواهد گذاشت. فرض بر این است که قواعد مشترک به حقوق و وظایف تکمیلی منتهی می گردد به طوری که نفس خواستار ارضاء خواسته هایش به وسیله دیگری (غیر از خود) بیش از آنچه که او حاضر به فراهم نمودن آن است نمی باشد. اما رضامندی که دیگری متمایل به فراهم نمودن آن برای نفس می باشد تنها به تصور دیگری (غیر از خود) در مورد وظایفش بستگی ندارد بلکه به هزینه های لازم برای اجرای آن نیز وابسته است، این هزینه ها ارضاء نیازهایی را که دیگری(غیر از خود) به عهده دارد تحت تاثیر قرار می دهد و به همان ترتیب هم بستگی به میزان رضامندی دارد که او دریافت می دارد. در واقع همنوایی هر یک از طرفین با وظایف اخلاقی خود کار کرد سطح کمیابی و یا فراوانی رضامندی هایش و هزینه فراهم نمودن آن می باشد.(گولدنر،1383: 266)
3 . نظریه دل زدگی زیمل:
از نظر زیمل بشر امروزییا مدرن در کلانشهر آماج حمله نیروهایی است که آزادی و فردیت او را به خطر می اندازد. زیمل استدلال می کند که انسان مدرن چگونه با تعفیات زندگی مدرن – که وی سمبل آنرا کلانشهر می داند- به مبارزه می پردازد. وی مد را نوعی مبارزه در برابر تهدید فردیت از سوی نیروهای اجتماعی می دارند. زیمل معتقد است که تغییرات سری و متضاد چنان واکنش های خشونت آمیزی بر می انگیزد و اعصاب را چنان بی رحمانه خرد و خراب می سازد که آخرین بقایای نیروهای آنها مصرف می شود و اگر آدمی در همان محیط باقی بماند ، زمانی برای تجدید قوای عصبی باقی نمانده است و بنابر این فرد در مقابل تحریکات تازه عاجز می شود و نیروی در خوری برای مقابله با آنها برایش باقی نمی ماند. دوری انسانها از یک دیگر با کاهش پیوندهای عاطفی میان افراد جوهر زندگی مدرن است و دلزدگی نوعی نگرش است که فرد قادر نیست تفاوت اشیا را دریابد و تغییرات سریع زندگی و تاثیرات متنوع آنها واکنش های سریع و متعددی را می طلبد این جریان به گونه ای است که اعصاب آدمی قادر نیست همواره چنین واکنشی بروز دهد بنابراین فرد در برابر تحریکات تازه عاجز شده و نیروئی برای مقابله با آنها برایش باقی نمی ماند به این ترتیب معنا و ارزش های متعارف اشیا از میان می رود و برای فرد دلزده تمام امور و فعالیت ها یکنواخت می نماید و مانع دریافت زندگی شده و هدفدار بودن زندگی از میان می رود.(عبدی، 1378: 170)

 

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

4 . نظریه رابرت مرتون:
رابرت مرتون معتقد است: ساختار اجتماعی فشارهایی را بر افراد جامعه دارد می آورد که آنها به جای رفتار مبتنی بر همرنگی ، به رفتارهای ناهمنوا مبادرت می ورزند . شاید بتوان گفت تعادل و ثبات اجتماعی از نظر مرتون در نتیجه انطباق بین اهداف نهادی شده و پذیرفته شده اجتماعی و ابزار دستیابی به آن اهداف بروز مییابد. از نظر مرتون توازن بین دو وجه ساختار اجتماعی که همنوایی را در پی دارد ، رضایت ذهنی افراد را بیان می کند. رضایت زمانی تحقق مییابد که هم اهداف، پذیرفته شده باشند و هم اهداف پذیرفته شده، قابل حصول باشند. عدم تحقق اهداف با ابزارهای نهادی شده یا عدم مشروعیت اهداف یا هر دو حالت، شرایطی را به وجود می آورند که نارضایتی حاصل و نتیجه آن خواهد بود.(مرتون: 1968 :268 ، به نقل از صفدری ،1374)
5 . نظریه هومنز:
هومنز در قالب نظریه تبادلی خاص خودش بر آن شد تا رفتار بنیادی اجتماعی را بر حسب پاداشها و خسارتها تبین کند. وی با بیان قضایای پرخاشگری– تائید می گوید:
قضیه اول: هرگاه شخصی از کنش خود پاداشی را که انتظار دارد به دست نیاورد و یا تنبیهی را دریافت دارد که انتظارش را ندارد خشمگین خواهد شد و در چنین موقعی، احتمال بیشتری دارد که از خود رفتار پرخاشگرانه ای نشان دهد، در ضمن نتایج یک چنین رفتاری برایش ارزشمند خواهد شد.

قضیه دوم: شخصی پاداش مورد انتظارش را بدست بیاورد، بویژه پاداشی که اگر بیش از حد چشمداشتش باشد، یا با تنبیه مورد انتظارش روبرو نشود، احساس خرسندی خواهد کرد، در این صورت، احتمال آن می رود که آن شخص رفتار تائید آمیزی از خود نشان دهد و نتایج رفتارش نیز برایش ارزشمند می شود. با توجه به موارد فوق ناخرسندیش (عدم رضایتمندی) تنها به عواطف منفی بر می گردد و خرسندی(رضایتمندی) با عواطف مثبتترسروکار دارد(ریتزر1381: 431)
هومنز در قضیه موفقیت بیان می دارد: از میان تمام اعمالی که شخص انجام می دهد بیشتر اوقات ممکن است شخص آن عملی را که به پاداش منتهی می شود تکرار کند(توسلی1373: 388)
6. نظریه تورشتاین وبلن:
تورشتاین وبلن در مورد سرچشمه های اجتماعی رقابت در امور بشری که منجر به نارضایتی انسان می شود نظریه پیچیده ای را مطرح کرده است. از نظر وبلن حرمت نفس همان بازتاب حرمتی است که دیگران برای انسان قایل می شوند در نتیجه اگر شخصی به خاطر عدم توفیق در کوشش های رقابت آمیز مورد پسند جامعه حرمتی را بدست نیاورد، از فقدان حرمت نفس رنج برده و در حالتی از نارضایتی باقی می ماند(کوزر1379: 362). از نظر وبلن رضایت خاطری که احترام به نفس خوانده می شود تا زمانی که هر فرد متعارفی در مقایسه با دیگران احساس کمبود کند پیوسته در ناخشنودی شدید از آنچه که نصیبش شده به سر خواهد برد. اما زمانی که همین شخص به معیارهای متعارف قدرت مالی و یا به طبقه ی دلخواهش دست یابد ، تازه آن نارضایتی شدید جایش را به این توقع بی قرارانه می دهد که فاصله قدرت مالی خودش را با متوسط قدرت مالی اجتماعی اش زیادتر کند(همان)
7 . نظریه دورکیم
در این نظریه که دور کیم سردمدار آن است رضایت از زندگی تابع نوع، شدت و چگونگی رابطه اجتماعی است. رابطه اجتماعی از دو جهت بر رضایت فرد از زندگی اثر می گذارد. از یک سو با تأمین نیازهای عاطفی، شناختی و حتی مالی فرد رضایت او را افزایش می دهد و از سوی دیگر از طریق مهار تمایلات افراد از آرزوهای بی پایان و ارضاء نشدنی جلوگیری می کند. دور کیم در بیان مفهوم آنومی به روشنی ارتباط آن را با رضایت از زندگی بیان می کند. مفهوم آنومی در معانی گوناگونی به کار رفته است و دور کیم این مفهوم را واجد 3 خصیصه می دانست. تشویق یا اضطراب دردناک، احساس جدایی از از معیارها و استانداردهای گروه، احساس بی نشانییا هدفی معین.بی هدفی ناظر به فقدان ارزشهایی است که به زندگی جهت یا هدف بدهد در معانی دیگر آنومی به عنوان تضاد هنجارها به کار رفته است. تضاد بین جهت گیری های تعاونی و همیارانه و رقابت جویانه یا جهت گیری فعالانه و جهت گیری افعالی، نمونه ای از این تضاد ها به شمار می آید(عبدی، 1378: 165). دور کیم اثار مثبت پیوند فرد با جامعه از طریق گروه های میانه را تنها برای جامعه نمی دید. از دیدگاه او ، وجود این گروه ها سرچشمه ی شادی و شادکامی برای فرد است. فرد هم به نوبه خویش در وجود این گروه ها سرچشمه ای برای شادی و شادکامی خویش می بیند(همان) . دور کیم درصدد بود که نشان دهد در جامعه ای که افراد بوسیله ی نظامی از ارزشها و هنجارها یا به تعبیری اخلاقیات هدایت می شوند، رضایت بیشتری از موقعیت خود دارند. دور کیم عقیده دارد که تمدن جدید و جامعه ای که از همبستگی مکانیکی گذر کرده خوشبختی را کاهش داده است، با توسعه تقسیم کار خوشبختی الزاما بیشتر شده است و نیز دلیل این امر ضعیف شدن حس صیانت ذات در جوامع متمدن است بنابر نظر دور کیم این غریزه قوی و گسترده باشد نشاط و سرزندگی انسان به ادامه ی زندگی در اوج است و هر کجا این غریزه رو به ضعف گذارد به تبع آن حس بیزاری از زندگی قوی می شود.(دور کیم، 1378: 13).
دور کیم در کتاب صور بنیانی زندگی دینی شرایط نابسامان اجتماعی و نا رضایتی را چنین توصیف می کند: وقتی جامعه ای دچار شرایطی گردد که او را اندوهناک سرگشته و خشمگین می سازد چنین جامعه ای به اعضای خود فشار که از طریق انجام دادن اعمالی معنی دار با اندوه و سرگشتگی به خشم خود شهادت دهند و جامعه به آنها گریستن، نالیدن و آسیب رساندن به خود و دیگران را تحمل می کند. گیدنز، 1377: 400)
در واحدهای بزرگ اجتماعی با وجدان جمعی ضعیف فرد می تواند به دنبال علایق شخصی خود برود و هر چه را که می خواهد به دست آورد. چنین خود محوری نامحدودی موجب بروز نیازهای جدیدتر می شود، چرا که تمامی آنها تامین نمی شود و آن نیازهایی که تامین می شوند موجب بروز نیازهای جدیدتر می شود که این امر به نارضایتی می گردد(کوزر، 1379: 193)
از نظر دور کیم: هیچ موجودی تا نیازها و امکاناتش تطابق مطلوبی با یکدیگر نداشته باشد ، نمی تواند از زندگی خود لذت ببرد یا اصلا زنده بماند. به عبارت دیگر اگر نیازهای فرد بیش از حدی باشد نمی تواند از زندگی خود لذت ببرد یا اصلا زنده بماند. به عبارت دیگر اگر نیازهای فرد بیش از حدی باشد که برآورده شود یا اصلا متفاوت باشد این نیازها پیوسته در برخورد با یکدیگر ایجاد ناراحتی و نارضایتی می نمایند. از نظر دور کیم انسان هر چه بیشتر داشته باشد باز هم بیشتر می خواهد، زیرا رضایتهای بدست آمده به جای بی نیازی باز هم او را به قصد رضایتمندی بیشتر سوق می دهد. برای مثال طبق اندیشه های موجود ممکن است در جامعه وضعیت معینی وجود داشته باشد که سطح بالای زندگی به شمار می آید. برای کارگری که آرزو دارد که میل ندارد به آن حد نزول کند. این دو حد با توجه به توقعات متفاوت برای کارگر شهری و روستایی خدمتگذار و کارگر روزمزد ، کارمند بخش خصوصی و دولتی و غیره با یکدیگر تفاوت دارد. به هر صورت اگر کارگر متقاعد نشود که به حد استحقاقی خود رسیده است با وضعیت اجتماعی خود هماهنگ نمی شود و اگر فکر کند که باید وضعیت دیگری غیر از آنچه هست می داشت طبیعتا از آنچه که دارد احساس رضایت نمی کند(لوزر، روزنبرگ، 1383: 422). به نظر دورکیم انسانها موجوداتی با آرزوهای نامحدودند. آنان بر خلاف جانوران دیگر با برآورده شدن نیازهای زیستی شان سیری نمی پذیرند. انسان هر چه که بیشتر باشد ، بیشتر هم می خواهد و برآورده شدن هر نیازی به جای کاستن از آرزوهای انسان نیازهای تازه ای را بر هم می انگیزاند(کوزر، 1379: 191).
رضایت از زندگی تابع نوع، شدت و چگونگی رابطه اجتماعی است که از دو جهت بر رضایت فرد از زندگی اثر می گذارد.
الف: از یک سو، به تامین نیازهای شناختی ، مالی فرد بر رضایت از زندگی اثر می گذارد.
ب: از سوی دیگر از طریق مهار تمایلات افراد ، از آرزوهای بی پایان و ارضاء نشدنی جلوگیری می کند.
دور کیم معتقد است جامعه ای که افراد به وسیله نظامی از ارزشها و هنجارها هدایت می شوند و از همبستگی برخوردارند از رضایت بیشتری برخوردارند.(کوزر، 1389: 196)
8 . نظریه رابرت پارک:
پارک استدلال می

دیدگاهتان را بنویسید