منبع مقاله درباره پیشرفت تکنولوژی، معماری ایرانی

دانلود پایان نامه

علمک: در بالاترین نقطه گنبد میله کوچکی به ارتفاع 30 تا50 سانتیمتر از سنگ حجاری شده قرار دارد که در آبانبارهای گوناگون به شکلهای متفاوت ساخته شدهاست. این میله عملکرد سازهای دارد و انتهای گنبد توسط آن بسته میشود. علاوهبر آن موجب شاخص کردن آبانبار شده و به نوعی به عروج و عظمت اشاره دارد. این عنصر سازهای- تزئیناتی در میان مردم منطقه تحت عنوان میلک شناخته میشود(تصاویر شماره 8 و9).
کتیبه: برخی آبانبارهای شهر لار در پیشانی سردر ورودی کتیبههای سنگی دارند که نام واقفان، تاریخ ساخت، مرمت کنندگان ، دلایل وقف و … در آنها شرح داده شدهاست. این عنصر از جمله عناصر تزئیناتی به شمار میرود(تصویر شماره10). متاسفانه کتیبه بسیاری از آبانبارها در سالهای اخیر به سرقت رفتهاست.
تصویر شماره11: روزن واقع بر گنبد آبانبارمدرسه(ماخذ: نگارنده)
تصویر شماره10: کتیبه سردر آبانبار قنبر بیگی(ماخذ: نگارنده)
تصویر شماره11: روزن واقع بر گنبد آبانبارمدرسه(ماخذ: نگارنده)
تصویر شماره10: کتیبه سردر آبانبار قنبر بیگی(ماخذ: نگارنده)
روزن: این عنصر تاسیساتی، جهت تهویه، خروج بخار آب و بو، بر روی گنبد آبانبارهای شهر لار تعبیه گردیده است(تصویر شماره11).
بررسی سازه آبانبارها
همانگونه که در بخش قبل اشاره گردید، پوشش سقف تمام برکههایی که مخازن نگهدای آب آنها به صورت استوانه میباشد به وسیله گنبد و به شکل پوستههای شلجمی ساخته شدهاست. این پوستهها که با مصالح بنایی موجود در منطقه ساخته شدهاند در نوع خود، از فرمهای فونیکولار به شمار میآیند. این فرمها از نظر زیباشناختی یکی از زیباترین فرمها میباشند. از دیدگاه سازهای فرم فونیکولار بهترین و مناسبترین فرم سازه است که بدون به وجود آمدن لنگر خمشی در سازه میتواند نیروهای ناشی از وزن خود را منتقل نماید. مکانیزم انتقال نیرو در این فرم به صورت نیروهای فشاری میباشد، نیرویی که مصالح بنایی به بهترین شکل ممکن در برابر آن مقاومت مینمایند. استادکاران برکه ساز قرنها پیش، به صورت تجربی به این ویژگی پی بردهاند و جهت ساخت بناهایی با این اهمیت چنین فرمهایی را به کار بستهاند. استادان برکهساز زمانی از این پوشش استفاده میکردند که هنوز کاربرد سیمان به عنوان عنصر به وجود آورنده بتن در سازه به مرحله ظهور نرسیده و استفاده از فلز (میلگرد) در سازههای بتنی به عنوان یک سازه مقاوم جهت پوشش سقف به وجود نیامده است. پوششهای به کار رفته در سازهی آبانبارها، نشان دهنده اطلاع عمیق سازندگان از هندسه، شناخت انواع قوسها و انتخاب بهترین نوع قوس برای هر محل با توجه به شرایط موجود میباشد. آنها با درایت و تدبیر خود یکی از شاهکارهای معماری را به معرض نمایش گذاشتهاند و از قوس فونیکولار جهت پوشش استوانههای با قطرهای نسبتا زیاد بهرهبردهاند. سازندگان برکه جهت ساخت یک سقف گنبدی ابتدا باید چند موضوع فنی و مهم را حل مینمودند:
پوشش دهانههای به قطر بیشتر از 15 متر: در گذشته امکان اجرای سقف برای چنین دهانههایی با فرمهای خطی، مانند تیر، امکانپذیر نبودهاست. حتی امروزه با به کارگیری فلز به عنوان مصالح با مقاومت بالا در کشش و فشار ویا با استفاده از بتن مسلح نیز پوشش سقف دهانهای با این وسعت امکانپذیر نمیباشد. در دنیای امروز علیرغم اختراع مصالح نوین، جهت پوشش دهانههای بیشتر از 10 متر کمتر از سقفهای تخت استفاده میشود؛ لذا بهترین گزینه جهت پوشش آبانبارها بهرهگیری از گنبد با قوس سهمی بودهاست. فرمهای فونیکولار الهام گرفته از نظام آفرینش و عالم هستی میباشند. به عنوان مثال میتوان به فرم صدف اشاره کرد که چگونه مروارید را در اعماق دریا در خود جای داده است(فرشاد، .
انتخاب فرم مناسب: همانگونه که میدانیم، هرچه لنگر خمشی در یک سازه کاهش یابد، سازه به تکامل نزدیکتر شده و به سمت فرم فونیکولار میرود. تیرها و سقفها تحت بیشترین لنگر خمشی کار میکنند و از نظر سازهای بدترین فرمها به شمار میروند. تکامل یافتهی تیرها، قوسها و تکاملیافتهی سقف تخت، پوستهها میباشند. هر قوس تحت بار خاصی دارای یک فرم فونیکولار میباشد، همانند شکل کابلها تحت تاثیر بارهای وارده. بهترین فرم(فرم فونیکولار) جهت سازهها با بار یکنواخت، سهمی است که لنگر خمشی در آن خیلی کم و نزدیک به صفر میباشد. اما در محل اتصال قوس یا پوسته به ستون و یا دیوار به دلیل ایجاد شکست در فرم منحنی، لنگر خمشی ایجاد میگردد. این لنگر خمشی با توجه به خصوصیاتش به نیروهای کششی و فشاری تبدیل میشود. مصالح بنایی همچون سنگ و گچ نیروهای فشاری را به خوبی تحمل میکنند اما در مقابل نیروی کششی تحمل چندان ندارند و در آنها ترک به وجود میآید؛ این ترک منجر به شکست و تخریب میگردد. از آنجا که این اتفاق در محل اتصال طاق به ستون رخ میدهد، نیروی کششی ناشی از لنگر خمشی باعث میشود که در محل اتصال، پای طاق باز شده و از هم دور شود. نتیجهی آن شکستن طاق و تخریب بنا میباشد. همین موضوع در گنبدهای آبانبارها نیز باعث تخریب میگردد و اصطلاحا میگویند، گنبد لگد میزند. به همین دلیل باید نیروی کششی ایجاد شده در محل اتصال گنبد به زمین را به طریق مناسب مهار نمود. موضوع دیگر این است که لار شهری زلزله خیز میباشد، و متاسفانه پوسته تنها بار ناشی از وزن خود را به صورت فونیکولار تحمل میکند و در مقابل بار زلزله و باد به صورت فونیکولار عمل نمینماید. مردمان این دیار با ساخت رینگهایی به بلندی حداقل یک متر و به عرض حداقل 40 سانتیمتر این مسئله را حل نمودهاند(اندازه این رینگها بر اساس قطر مخزن مشخص میشده است). این شیوهی مهاری یکی دیگر از شاهکارهای معماران گذشتهی این دیار درجهت بومی سازی و حل تمام مسائل به کمک مصالح و دانش بومی بودهاست. این رینگ مهاری که به شکل سکویی دور تا دور گنبد قرار دارد به عنوان محلی برای نشستن افراد استفاده میشده است. در نگاه عامه به نظر میرسد هدف از ساخت این سکو تنها فراهم نمودن محلی برای نشستن مردم بوده است نه حل مسئله بغرنج و پیچیده فنی.
محدودیت مصالح ساختمانی: در دسترس نبودن مصالح ساختمانی که بتوانند نیروهای کششی و تنشهای کششی ناشی از لنگر خمشی را تحمل نمایند، مشکل دیگری است که بنایان در آن زمان با آن مواجه بودهاند. تا چهل سال پیش تنها مصالح موجود در منطقه که بتوانند تنش کششی را تحمل نمایند، الوارهای چوبی بوده که از درختان منطقه تامین میگردیده است. این الوارها معمولا به عنوان تیرهای باربر در دهانههای کوچک تا حدود سه متر و یا به عنوان مهاربند در دیوارهای باربر خشتی به کار میرفته است(به عنوان نمونه در مسجد جامع و منازل مسکونی). استفاده از آجر نیز به دلیل مراحل دشوار عمل آوری و پخت آن بسیار پرهزینه بودهاست، علاوه بر آن آجر نسبت به سنگ از مقاومت کمتری در برابر رطوبت برخوردار است. بهرهگیری از سنگ و فرم گنبدی نشان میدهد که استادکاران آن زمان به خواص مصالح کاملا واقف بوده و شناخت کافی از مصالحی چون چوب، سنگ، گچ و ساروج داشتهاند.
نیاز به مقابله با رطوبت: مصالح ساختمانی در دسترس منطقه خشت، چوب، سنگ، گچ، ساروج و خاکستر بودهاست. خشت در برابر رطوبت دوام و پایداری زیادی ندارد. چوب به عنوان مصالح نیمه ایزوتروپیک نمیتواند جهت پوشش سقفهای با دهانه بزرگ مورد اطمینان باشد. علاوه بر آن پوششهای اجرا گردیده توسط چوب به صورت خطی یا حداکثر به صورت دو بعدی(انتقال نیرو در یک صفحه و در دو جهت) عمل میکنند. در مقایسه با آن فرم گنبدی به جهت انتقال نیرو به صورت سه بعدی و فضایی از پایداری و دوام بیشتری برخوردار است. و اما سنگ، سنگ جسمی محکم و ایزوتروپیک بوده و در برابر عوامل جوی چون باد، باران و رطوبت دارای مقاومت بسیار میباشد. از سوی دیگر سنگ دارای قابلیت تیشهزنی و شکل دادن است. بنابراین سنگ مصالحی ارزان، در دسترس و قابل تبدیل به شکل احجام منشوری با مقطع ذوزنقه غیر قائم الزاویه و با ابعاد متغیر میباشد. از سنگ در ساخت تمام برکههای لارستان استفاده شدهاست، این ویژگی خاص این منطقه میباشد و این بناها را از بناهای مشابه در سایر شهرهای ایران متمایز نموده است.
نبود امکانات قالببندی: یکی از مراحل مهم و پرهزینه در ساخت بناهای امروزی، قالببندی میباشد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و در اختیار داشتن مصالح پرمقاومت و شکلپذیری چون فولاد، همواره قالب بندی، اجرای داربست و شمعهای چوبی مورد استفاده جهت نگهداری قالب، از جمله پرخرجترین و پرهزینهترین بخش اجرای یک ساختمان میباشد. دشوارتر زمانی است که این قالبها بخواهند تحت زاویه و انحنای خاصی اجرا گردند. در آبانبارهای لارستان جهت اجرای گنبد از ملات گچ استفاده شدهاست، چرا که گچ به دلیل زودگیر بودن امکان اجرای سقف بدون نیاز به قالب را امکان پذیر نمودهاست. با این تدبیر هزینه داربست و نگهداری موقف به طور کامل حذف گردیدهاست. در سازههای پوستهای بتنی امروز بیشتر از 70% هزینه را همین قالببندی تشکیل میدهد.
انتخاب ملات مناسب: استفاده از گچ به عنوان ملات، یکی از بهترین انتخابها بودهاست. ملات گچی که در این بناها استفاده میشود در اصطلاح محلی گچ تیز نامیده میشود و به جهت ورز ندادن زیاد، بسیار زودگیر میباشد. این گچ که از گچ نرم با درصد خاک بسیار کم ساخته شده است به دلیل نوع عمل آوری آن، نسبت به سایر انواع گچ دارای مقاومت بیشتری در برابر رطوبت میباشد. این نوع ملات گچ به دلیل خاصیت انبساطی پس از گیرش، پیوستگی فضایی کامل در سنگ به وجود میآورد و تمام فضای بین سنگها را پر میکند. بدین ترتیب یکپارچگی مورد نیاز جهت بدست آوردن سیستمی مقاوم با مکانیزم انتقال فضایی نیروهای فشاری در جهات مداری و نصف النهاری انحنای پوسته، حاصل میگردد.
عایقبندی مناسب آبانبار: از دیگر مسائل مهم، ایزولاسیون پوشش داخلی مخزن و پوشش خارجی گنبد میباشد. تنها در آبانبارهای این شهر است که جهت پوشش خارجی گنبد از ساروج به عنوان عایق و از کاهگل جهت پوشش نهایی و خنک نمودن آبانبار استفاده شدهاست. از آنجا که سنگهای به کار رفته در ساخت گنبد همه تراشیده شده و صاف میباشند، در نتیجه سطح نهایی گنبد نیز صاف بوده و امکان اجرای این پوشش بر روی آن وجود داشتهاست. این پوشش به راحتی قابل تعمیر میباشد. در بعضی آبانبارها جهت ایجاد تزئیناتی در سقف گنبدی شکل بنا از سنگهای بیرون زده استفاده شده است. به جهت ایزولاسیون کامل گنبد، امکان نفوذ آب به سازه آن تقریبا به صفر رسیده و به همین دلیل عمر گچ به کار رفته به عنوان ملات نیز به میزان قابل ملاحظهای افزایش مییابد.
تامین آب خنک: اقلیم لارستان نیمه صحرایی و گرم و خشک است، به همین دلیل در گذشته تامین آب آشامیدنی خنک از اهمیت به سزایی برخوردار بودهاست. در این راستا فرم انتخابی آبانبار باید به گونهای باشد که نیاز به تامین آب خنک را نیز برآورده سازد. استادکاران آن دوره با مدنظر قرار دادن این امر، تلاش کردهاند برای آن چارهای بیاندیشند. آنها با آشنایی تجربی با قوانین ترمودینامیک، سعی نمودند از عوامل طبیعی بیشترین بهرهگیری را نمایند. بنایان به دو دلیل عمده برای پوشش آبانبارها، سقفی پوستهای با ارتفاع بلند را انتخاب نمودهاند: 1- بحث سازهای و ایجاد مقاومت بیشتر، 2- بحث تاسیساتی و ایجاد فضایی خنک با تعبیه حداقل چهار درب در چهار جهت، به منظور استفاده از قوانین تهویه طبیعی. در بعضی مواقع جهت تهویهی مناسبتر دربهای بیشتری تعبیه گردیدهاست. بنایان آن زمان به این نکته نیز توجه داشتهاند که آب در لایههای زیرین خنکتر میباشد، به همین دلیل به ساخت پاشیرها اقدام نمودهاند. هرچند ساخت پلکانی طولانی در عمقی حدود 10-15 متری از سطح زمین بسیار دشوار میباشد اما بنایان جهت دسترسی به آب خنک در عمق پایینتر، مسائل اجرایی و سازهای مربوط به این عنصر را نیز حل نمودهاند.
قابل ذکر است که سازندگان برکه از طریق شاگردی و تجربی به آموختن نکات مهم در اجرای آبانبارها و کسب دانش در زمینهی چگونگی ساخت این گونه بناها پرداختهاند. در طول سالیان متمادی عدهای تلاش نمودهاند درجهت تکامل و تنوع بخشیدن به این بناها اقداماتی انجام دهند. اما ظاهرا هیچ یک از آنها موفق نبودهاست. همانند ساخت برکههای شش پر و هشت پر که تنها دو مورد در لار وجود دارد. در این برکهها، گنبد از چند قطاق متصل به هم تشکیل شدهاست. شاید به دلیل دشواری عملیات ساختمانی و کاهش مقاومت گنبد به دلیل چند بخشی شدن آن، ساخت آبانبارها به این شیوه رواج پیدا نکرده است. با توجه به موارد بالا شکی نیست که استادکاران لارستانی با الهام از نظام آفرینش و معماری ایرانی – اسلامی، با توجه به شرایط اقلیمی و نیاز ساکنین به تامین آب خنک و با استفاده از مصالح ارزان قیمت و فراوان در منطقه، آبانبارها را بومی سازی کردهاند. به جرات میتوان اذعان نمود که این بناها هم در حوزهی سازه و هم در حوزهی معماری و زیبایی شناسی به کمال رسیدهاند. رقص هندسه، ضرب آهنگ عدد، سمفونی عقل و عشق در این معماری به عینیت دیده میشود و میتوان به آن بالید.
نکات فنی و اجرایی در ساخت آبانبارها
زمین آب انبار را در محلی انتخاب میکردند که سفت باشد و تحمل وزن سنگین دیوار مخزن و طاق آن و خصوصاً آب داخل آن را داشته باشد. اولین مرحله در ساخت آبانبار، گودبرداری میباشد. ابعاد گود حاصل از جمع قطر در نظر گرفته برای آبانبار به اضافه یک متر فضای اضافه در اطراف آن میباشد. این فضای اضافه که به وسیلهی شفته آهک پر میشده به عنوان دیوار حائل پشت جداره مخزن عمل مینمودهاست. در سالهای دور جهت گودبرداری از دو گاو استفاده میشده، گاو اول در درون گود و جهت شخم زدن و گاو دوم در بیرون گود برای بیرون کشیدن خاکها بودهاست. پس از اتمام عملیات گودبرداری به دلیل عمق زیاد گود و وزن زیاد گاو، امکان خارج کردن حیوان وجود نداشته، به همین دلیل گاو را همانجا قربانی کرده و گوشتش را بین ساکنان محله تقسیم مینمودهاند. این عمل به عنوان کاری خیر، برای خوش یمن نمودن شروع عملیات ساختمانی آبانبار بودهاست. با شروع عملیات ساختمانی، ابتدا کف آبانبار را با سنگ و ملات ساروج پوشش داده، سپس به اجرای همزمان جداره مخزن و شفته ریزی پشت آن پرداخته میشدهاست. پس از این سه مرحله جهت آببندی، پوششی از ساروج بر بدنه و کف مخزن اجرا میگردیده است(تصویر شماره12). نکته قابل توجه این است که در حین اجرای دیوار حائل پشت مخزن به فواصل مساوی سنگهایی به طول یک متر قرار داده میشد، این سنگها در حقیقت نقش آرماتور را در شفته آهک بازی مینمودند. پس از اتمام تمام مراحل فوق، حدود یک سال صبر میکردند تا نشست احتمالی مخزن مشخص شده، همچنین بر اثر بارندگی درون آن آب جمع گردد. پیش از احداث گنبد آبانبار حتما درون مخزن را از آب پر مینمودند تا در صورت سقوط سنگ کف آن ترک برنداشته، همچنین در تصویر شماره12: جزئیات اجرایی جداره و کف مخزن در آبانبارهای شهر لار(ماخذ: نگارنده)
تصویر شماره12: جزئیات اجرایی جداره و کف مخزن در آبانبارهای شهر لار(ماخذ: نگارنده)
صورت سقوط بنا جان او به خطر نیفتد.
برای ساخت گنبد آبانبار، در نخستین روز، بنا و دستیارش ابتدا به کمک دهانهها، مرکز آبانبار را به وسیله دو طناب، مشخص مینمودند. یک تخته چوبی به نام قپو که دارای چهار گوشواره جهت اتصال به طنابها در اطراف بود، در مرکز نصب میگردید. این تخته به گونهای بسته میشد که مرکز آن دقیقا در مرکز دایره مخزن قرار داشته باشد. طناب دیگری از مرکز تخته به کمر بنا متصل میشد. این طناب در حقیقت مشخص کننده محدوده قوس گنبد بودهاست. بنا به کمک طناب و بر اساس طول آن که شاخصی از شعاع گنبد بود، اولین رج گنبد را اجرا مینمود. پس از اجرای چند رج، در طول طناب گرهای زدهمیشد، بدین ترتیب از طول آن کاسته شده و رجهای بعدی به سمت داخل متمایل میشدند. این عمل تا انتهای اجرای گنبد ادامه مییافت. در صورتی که بنا به هر دلیلی در طول عملیات ساخت، قپوی بسته شده باز یا جابجا میشد، دیگر اجرای گنبد امکان پذیر نبوده و گنبد اجرا شده به دلیل نامتقارن شدن، از پایداری کافی برخوردار نبودهاست. پس از اجرای هر رج، دستیار بنا به سرعت بدنه داخلی گنبد را بندکشی مینمودهاست، چرا که به دلیل قوس آن امکان بندکشی در مراحل بعد وجود نداشتهاست. به گفته استاد صادق کامجو اجرای هربند آبانبار تقریبا یک روز به طول میانجامیدهاست. پس از اتمام گنبد در راس آن میلک نصب میگردید. در مورد فلسفه میلک و اینکه چرا بر بالای تمام آبانبارها نصب میشدهاست، اسناد مشخصی در دست نیست اما بنا به گفته برخی اهالی محل، نشانهای از انطباق راس گنبد با مرکز آبانبار و در نتیجه تضمینی بر پایداری آبانبار میباشد. عدهای دیگر میلک را نماد عروج و ملوک (همانند آنچه بالای گلدستهها و گنبدهای مساجد نصب میشود) میدانند. عدهای نیز معتقدند که نصب میلک نشأت گرفته از اعتقادات مردم روم باستان مبنی بر بارور شدن ابرها به وسیلهی آن و بارش باران بودهاست(هوشمند، 1383، ص 78).
شیوهی توزیع آب در سطح شهر
تصویر شماره13: شیوهی توزیع آب در سطح شهر لار(ماخذ: نگارنده)
تصویر شماره14: نمونهای از کانالبندی و تقسیم آب در شهر لار(ماخذ: نشریه میلاد لارستان)
تصویر شماره13: شیوهی توزیع آب در سطح شهر لار(ماخذ: نگارنده)