منبع مقاله درباره چشم و هم چشمی، معماری پایدار

آبانبارهای صلیبی
تصویر شماره56: پراکندگی آبانبارهای مستطیلی و صلیبی (ماخذ: نگارنده)
تصویر شماره55: پراکندگی آبانبارها بر اساس دوره ساخت (ماخذ: نگارنده)
دوره قاجاریه
دوره صفویه
نامشخص
دهنشیر
ب: آبانبارهای صلیبی: جهت رفع مشکل حجم مخزن و همچین افزایش دهانههای آبانبار در راستای تهویه بهتر، این گونه آبانبارها ساخته شدهاست. حجم آب فراهم شده در این آبانبارها نسبت به فضای اشغال شده، در مقایسه با آبانبارهای مستطیلی بیشتر میباشد. همچنین با افزایش تعداد دهانهها به چهار عدد، مشکل تهویه نیز نسبت به حالت قبل اندکی حل گردیدهاست. اما همچنان سقف کوتاه آبانبار مانع از خنک نمودن آب تا دمای مطلوب برای روزهای گرم این شهر میباشد.
ج: آبانبارهای دایرهای: این گونه که نمونهی تکاملیافتهی آبانبارهای منطقه است، با توجه به سطح اشغال، بیشترین میزان ذخیره آب را دارا میباشد؛ همچنین سقف بلند آبانبار به همراه امکان تعبیهی دهانهها به تعداد نامحدود در جداره بنا، سبب گردیده آب این آبانبار نسبت به سایر بناهای مشابه از دمای کمتری برخوردار باشد و علاوه بر آن به عنوان یک شاخص و نشانه شهری نیز به خوبی نقش خود را ایفا نماید. به دلیل تخصصی بودن ساخت این گونه و نیاز به تراشیدن سنگها و اجرای گنبد با مهارت خاص، هزینهی ساخت آنها بیشتر از دو حالت قبل بوده است. به همین دلیل در زمانهایی که واقف از تمکن مالی کافی برخوردار نبوده ویا زمانی که خنکی آب، چندان اهمیت نداشته، به ساخت دو گونهی قبل اکتفا میشدهاست.
در مورد اینکه در زمان ساخت آبانبار برچه اساسی شکل مخزن و پوشش آن تعیین میشده است، اسناد خاصی در دست نیست، اما با توجه به شواهد موجود و گفتههای ساکنان منطقه میتوان به موارد ارائه شده در زیر دست یافت. در تصویر شماره پراکندگی آبانبارهای مستطیلی و چهار برکه برروی نقشه نشان داده شدهاست. همانگونه که مشاهده میشود، آبانبارهای مستطیلی در بخشهای جنوبی بافت قدیم تمرکز یافتهاند. در اینجا این سوال مطرح است که چرا تمام آبانبارهای شهری به یک شکل ساخته نشدهاند؟ چرا آبانبارهای مستطیلی گاهی در کنار آبانبارهای دایرهای ساخته شدهاند؟ همانگونه که پیش از این بیان گردید آبانبارهای مستطیلی با سقفهای گهوارهای و کژاوه، در سایر مناطق ایران تنها به عنوان آبانبارهای صحرایی کاربرد داشتهاند و هیچ یک از آبانبارهای شهری به این شیوه ساخته نشدهاند. در ادامه به برخی از دلایل احتمالی موثر در انتخاب شکل آبانبار اشاره میشود:
الف: به گفته رئیس اداره میراث فرهنگی لار، آبانبارهای مستطیلی برای استفاده یهودیان بودهاست. با توجه به سکونت یهودیان تا سال 1322ه.ق در این شهر و درگیریهای بین آنها و مسلمانان این ادعا دور از واقعیت به نظر نمیرسد. چه بسا در همان سالها روحانی مبارز شهر لار استفاده از آبانبارهای مسلمانان را بر یهودیان منع نموده است. علاوه بر آن تمرکز این آبانبارها در بخشهای جنوبی شهر نیز دلیلی دیگر بر اثبات این نظریه میباشد. در صورت درست بودن این مدعا آبانبارهای مستطیلی شهری، متعلق به این دوره تاریخی (زمان قاجاریه) میباشند. نمونهی این شیوه جداسازی منابع آبی در یزد با ساخت پاشیرها و یا شیرهای برداشت آب مجزا دیده میشود.
ب: استاد صادق کامجو، از آبانبار سازهای قدیمی، بیان میدارد دلیل ساخت برکههای دایره و مستطیلی کنار هم در بعضی محلات، استفاده جداگانه از هریک بودهاست؛ از برکههای دایره جهت آشامیدن و از برکههای مستطیلی در امور کشاورزی و دامداری استفاده میشدهاست. از آنجا که تمام آبانبارهای مستطیلی موجود در کنار یک آبانبار دایره قرار دارند، این ادعا که به عنوان منابع ذخیره کمکی بودهاند، ثابت میگردد. به عنوان نمونه میتوان به آبانبار مستطیلی واقع در باغ دکتر حبیب اشاره نمود. این آبانبار که تنها جهت آبیاری درختان باغ استفاده میشده، کاملا در حریم خصوصی باغ قرار دارد اما آبانبار دایرهای دیگری که برای مصارف آشامیدنی و عمومی بوده در جداره بیرونی باغ با دو دسترسی مجزا از داخل و خارج قرار گرفتهاست.
ساخت چند آبانبار در کنار هم، از دیگر موارد منحصر به فردی است که تنها در شهر لار و اطراف آن وجود دارد. مشابه این بناها، که به صورت کاملا مجزا و مستقل از یکدیگر عمل مینمایند، در هیچ جای دیگر دیده نشدهاست. امروزه چهار مورد از ساخت آبانبارها به صورت مجموعهای، در شهر لار باقی ماندهاست. شیوه آبگیری این آبانبارها بدین صورت بوده که پس از پر شدن آبانبار اول، آب وارد آبانبار دوم شده و بدین ترتیب تا انتها ادامه مییافتهاست. در مورد دلایل این شیوه ساخت میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
الف: ساخت دو آبانبار در کنار هم یکی برای خیر پدر و دیگری برای خیرمادر.
ب: نیاز یک محله به ذخیره آب بیشتر موجب میگردیده آبانبار دیگری در کنار آبانبار اول احداث شود. آبانبار دوم به فاصله 3تا 4 متر از آبانبار اول و به اندازهای کوچکتر ساخته میشدهاست.
ج: گاهی متمکنین یک محله جهت استفاده خصوصی، آبانباری را در کنار آبانبار اصلی محله و به نام خود میساختهاند.
د: یکی دیگر از دلایل ساخت چند آبانبار در کنار هم، چشم و هم چشمی و حسادت بین ساکنان و ثروتمندان آن محله بودهاست. یکی از نمونههای بارز این شیوه ساخت، آبانبارهای سید جعفری در محله کوریچان میباشد.
مورد دیگری که در آبانبارهای این شهر مبهم به نظر میرسد، نداشتن پاشیر و در نتیجه آلودگی بیشتر مخازن آبانبارها میباشد. عدم ساخت راه پله و پاشیر در اکثر آبانبارها بدلیل فقدان دانش و توانایی در این زمینه نبوده، بلکه شاید به دلیل عدم توان مالی خیران در پرداخت هزینههای آن باشد. از آنجا که آبانبارهای برجای مانده از دوره صفویه اکثرا پاشیر دارند میتوان به این نتیجه رسید که تا آن دوره، این عنصر جزء جدایی ناپذیر آبانبارها بوده است. گفته شده آبانبار درب شازده(از آبانبارهای دوره صفویه) هم پاشیر داشته اما با افتادن یک نفر در آن که منجر به مرگ او گشته، پلکان و پاشیر تخریب گردیدهاست. بنابراین شاید پس از این واقعهی تلخ بوده که در دورههای بعد پلکان و پاشیر از بنای آبانبارها حذف شدهاست. نکته قابل توجه این است که تمام آبانبارهای دارای پلکان و پاشیر که امروزه برجای ماندهاند، در همجواری مکانهای عمومی قرار دارند.
جمعبندی مطالعات در زمینهی مسائل اجتماعی:
بدلیل شور بودن آب چاه و قنات، ساکنان شهر لار ناچار بودند جهت مصارف آشامیدنی از آب آبانبارها استفاده نمایند. اما تقریبا تمام آنها در خانه خود چاه آبی جهت مصارف غیر آشامیدنی و کشاورزی داشتهاند. به عبارت دیگر از ابتدا منابع تامین آب آشامیدنی از آب غیرآشامیدنی جدا بودهاست. این شیوه زندگی، نمونهی بارز معماری پایدار در میان مردم این منطقه میباشد.
به عنوان جمعبندی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
آبانبارهای شهر لار نمونه بارز بومی سازی یک بنا در منطقهای با شرایط ویژه جغرافیایی و با امکانات محدود میباشند. هرچند در این شهر به آبانبارها به عنوان یک بنای با عملکرد شهری نگریسته نشدهاست، با این وجود این بناها به عنوان نقطه عطفی در مراکز محله، مکانی برای تجمع اهالی بوده و به خوبی نقش خود را در این زمینه ایفا مینمودهاند. نکته جالبی که در بررسی و مقایسهی آبانبارهای شهر لار، یزد و کاشان به نظر میرسد این است که مردم شهر یزد و کاشان از تمکن مالی بیشتری نسبت به مردم شهر لار برخوردار بودهاند، چرا که آبانبارهای این دو شهر دارای عناصر بیشتر و تزئینات زیباتری بودهاست. با توجه به مطالب ارائه شده در بالا میتوان اظهار داشت، سه ویژگی از پنج ویژگی معماری ایرانی که دکتر پیرنیا معرفی نمودهاند، در این بناها به بهترین شکل ممکن نمود یافتهاست. این سه ویژگی عبارتند از: 1- خودبسندگی(مصالح بوم آورد) 2- پرهیز از بیهودگی 3- نیارش و پیمون.
بنابراین آبانبارها به معنای کامل، نمود بارز یک معماری پایدار در تمام حوزههای تعریفی آن بودهاند و با بررسی دقیق و الگو گرفتن مناسب از آنها میتوان معماری بومی هر منطقه را در ترکیب با معماری مدرن به بهترین شکل ممکن احیا نمود، و به ساخت بناهایی اقدام نمود که به جای تخریب طبیعت، در کنار طبیعت و به عنوان عضو مکملی از آن باشند. چراکه در این بناها با صرف هزینه کمتر، زندگی راحتتری برای ساکنان فراهم میشود.
فصل پنجم: ارائه طرحهای پیشنهادی جهت مرمت، احیا و باززنده سازی آبانبارهای شهر لار
مقدمه
تا سالهای نه چندان دور آبانبارها از مهمترین بناهای یک شهر بودهاند. شکوه بنای آنها اهمیتشان را در زندگی مردم آن زمان نشان میدهد. در گذشته دسترسی به آبانبار، مبنای طراحی کوچهها و شاهراهها بودهاست. سالهاست به واسطه دسترسی به آب لوله کشی در شهرها، شیوه و ساخت گذرگاهها از دسترسی به شبکه طبیعی آب پیروی نمیکند و بافت شهر در قسمت نوساز، تابع اصول جدید شهرسازی شدهاست. این امر سبب گردیده این بناهای ارزشمند، که روزی پیشرفتهترین ساختمانهای زمان خود و نمود بارز یک معماری تکامل یافته بودهاند، به دست فراموشی سپرده شوند و اصول به کار رفته در طراحی و ساخت آنها که حاصل قرنها تجربه در زمینه معماری بومی بودهاست نیز اندک اندک از خاطرها محو گردد. علاوه بر نکات فنی و اجرایی منحصر به فرد، آبانبارها به واسطهی موقعیت و عملکردشان، شکل دهندهی رفتارهای اجتماعی ویژهای در سطح محلات و مکانهای عمومی بودهاند. رفتارهایی که امروزه در معماری پایدار به دنبال دستیابی به اصول آنها و تلاش هرچه بیشتر در جهت وارد نمودنشان به فضاهای معماری میباشیم. بنابراین هیچگاه نباید تصور شود که امروزه دورهی آبانبارها تمام شده است. تعدادی از آنها به خاطر امنیت هم که شده، همیشه باید آمادهی ذخیره سازی آب باشند.
مرمت، احیا و باززندهسازی آبانبارهای شهر لار

                                                    .