منبع مقاله درمورد برنامه ریزی فضایی، اختلاط کاربری ها

دررابطه با چگونگی استفاده از زمین و برنامه ریزی برای محدودیت گسترش ساخت و ساز وتاکید برایجاد توسعه شهری فشرده قوانین ساخت و سازدر این کشور را دگرگون ساخت.هدف اصلی برنامه ریزی فضایی در قانون فدرال سوئیس استفاده بهینه از زمین است . وطبق ماده 15 قانون فدرال تغییر محدوده ساخت و ساز هر 10-15 سال تنظیم و تجدید نظر می گردد .در این کشور محدوده غیر مسکونی مناطق کشاورزی تعیین شده تنها با انواع خاصی از ساخت و سازهای مجاز در ارتباط با فعالیتهای کشاورزی و خدمات زیرساختی صورت می گیرد و فقط تعداد کمی ازشهرکها و چشم انداز های فرهنگی به صورت پراکنده ودر محدوده غیر مسکونی قرار دارند (Haller&Others,1999:563 ).
2-5-روشهای تعیین میزان فشردگی وپراکندگی شهری
از جمله مطالعات جامعی که در زمینه تعیین میزان پراکندگی وفشردگی صورت گرفته است ، مطالعه گالستر و همکارانش بر روی 13کلان شهر امریکا با هدف اندازه گیری شدت و ضعف پراکندگی بوده است . وی هشت مشخصه مجزارا با هدف گذاری کاربری زمین برای توصیف ابعاد مختلف پراکندگی نواحی شهری شامل :تراکم ، تداوم ، تمرکز ، خوشه ای بودن ، مرکزیت ، هسته داری ، اختلاط کاربری ها ، وهمجواری راارائه نمود.بر اساس نتایج به دست آمده، نیویورک و فیلادلفیا کمترین پراکندگی و آتلانتا و میامی بیشترین میزان پراکندگی را داشته اند (.(Galester et al., 2001, 15- 28
پژوهش دیگری که در زمینه بررسی و سنجش پراکندگی وپیامدهای آن بر کیفیت زندگی توسط رید اوینگ و همکاران صورت گرفته است ؛ توسعه مسکونی کم تراکم همراه با نواحی ادا ری و تجاری و مسکونی کاملاً جدا از یکدیگر، و همچنین ضعف مراکز فعالیت و محدودیت انتخاب ها در مسیرهای سفر تعریف شده اند. مجموعه این عوامل از 22 متغیر شکل گرفته که هر یک نشانگر ویژگی های پراکندگی شهری است . از طریق همین متغیرها و عوامل به دست آمده، پراکندگی در 101 منطقه شهری در امریکا اندازه گیری شده است . نتایج نشان می دهند که شهرریورساید کالیفرنیا با نمره 14.22بیشترین میزان پراکندگی و شهر نیویورک کمترین میزان پراکندگی را داشته است. این ویژگی ها در قالب چهار عاملِ قابل سنجش و اندازه گیری، عبارت بوده اند از:
الف) تراکم مسکونی
ب) ترکیب واحدهای همسایگی ، اشتغال و خدمات (اختلاط کاربری ها)
ج) توان مراکز فعالیت و مرکز شهر
د) دسترسی شبکه معابر (.(Ewing et al., 2002, 2- 31
تورنز ویژگی های پراکندگی را براساس هزینه ها، فواید، چگونگی رشد شهر، جنبه های زیبایی شناختی تمرکززدایی، دسترسی، تراکم، فضای باز، و پویایی دسته بندی کرده است.از دیدگاه وی، رشد جمعیت و نیز کاهش بعد خانوار و افزایش تعداد آن و متعاقب این امر گسترش فیزیکی شهر از عوامل پراکندگی محسوب می شوند. وی مجموعه سنجه هایی را برای تعیین کمیت از قبیل :شیب ،چگالی، رویکردهای مبتنی بر سطح،تکنیک های هندسی، بعد فرکتال، تکنیک تصویرسنجی ، اندازه گیری از ترکیب چشم اندازفضایی، و قابلیت دسترسی را معرفی و ارائه کرده است .(Torrens and Alberti, 2000, 3- 34)
فرنکل و اشکنازی بر ای بررسی و محاسبه میزان پراکندگی بر روی شش منطقه شهری بااستفاده از13 شاخص در قالب پنج عامل تراکم جمعیتی، بی قاعدگی شکل نواحی ساخته شده، گسستگی، جدایی کاربر یها، و ترکیب کاربری ها بر پایه چشم انداز شهری پرداختند . شاخص ها از دیدتخصص های متنوعی چون پژوهش های شهری، تحقیقات اکولوژیکی و هندسه فرکتال جمع آوری گردیدند.
شاخص ها به دو گروه شکل و ترکیب دسته بندی شدند. گروه اول عمدتاً شامل عوامل کالبدی فضایی و هر چیزی است که در انسجام شکلی فضای شهری نقش دارند، مانند تراکم خالص و ناخالص جمعیت، و بعد شکستگی؛ و گروه دوم شامل ویژگی های مرتبط با ساختار تفکیک شده کالبد شهر(کاربری زمین) است .(Frankel and Ashkenazi, 2008:1- 58)
از نظر فالتون، هر گاه مصرف زمین با نرخ رشدی بیش از جمعیت صورت گیرد، پراکند گی افزایش می یابد. از دیدگاه فالتون پراکندگی ارتباط نزدیکی با تراکم داشته ومهاجرت به کلان شهرها میل به افزایش زمین های شهری را افزایش می دهد(.(Fulton, 1996, 1- 5
2-6- کیفیت زندگی واژه کیفیت (Qol) به مفهوم چگونگی و Quality به معنی چیزی و چه و (Qual) واژۀ کیفیت در لاتین چگونگی زندگی و دربرگیرنده تفاوت های آن است که برای هر فرد، ویژه و یگانه و متفاوت با دیگران است (کردزنگنه، 1385 : 20).
از منظردال گارد، گریس تن سن و کانجی کیفیت همانند تئوری نیست بلکه مفهومی نسبی است که می تواند برای افراد مختلف معانی متفاوت داشته باشد (Dahlyaard ,etal, 1998, 13).دراین رابطه درزیر به برخی از مفاهیم و معانی آن اشاره می گردد.
-کیفیت زندگی ارتباط متقابل میان جامعه، سلامت، اقتصاد و شرایط محیطی است که انسان و توسعه اجتماعی را تحت تاثیر قرار می دهد(Schyns & Boelhouwer, 2004:5).
-کیفیت زندگی رابرخی افراد به عنوان قابلیت زیست پذیری یک ناحیه و برخی به عنوان سنجه ای برای میزان جذابیت و برخی آن را رفاه عمومی، بهزیستی اجتماعی، شادکامی ، رضایتمندی و … تفسیر می نمایند (Epleyand Menon , 2008:1,2).
– مولر ( 1983) کیفیت زندگی را میزان رفاه افراد و گروه ها ی تحت شرایط اجتماعی و اقتصاد عمومی بیان می کند.
– پسیون ( 2003 )کیفیت زندگی را در وضعیت محیطی که انسان در آن زندگی می کند (مثل آلودگی و کیفیت مسکن) و برخی ازصفات درونی او مانند سلامت و میزان تحصیلات می داند.
-کوستانزا ( 2007 )کیفیت زندگی را به عنوان میزان تامین نیازهای انسانی در ارتباط با ادراک افراد از بهزیستی ذهنی تعریف می نماید.
– داس ( 2008 )کیفیت زندگی را در بهزیستی و یا عدم بهزیستی مردم و محیط زندگی آنان می داند .
فوتوان سیک ( 2000) کیفیت زندگی را معادل احساس رضایت افراد از زندگی می داند (seik, 2000:46).
– کیفیت زندگی را به عنوان برهم کنش میان میزان برآورده شدن نیازهای انسانی و رضایت افراد و گروه ها از تأمین نیازها ی خود در یک ناحیه خاص تعریف کرد(رضوانی و همکاران ،1388 :63).

                                                    .