منبع مقاله درمورد ساخت و سازهای شهری، پیشرفت تکنولوژی

دانلود پایان نامه

3-عدم تمرکز اشتغال: هزینههای زمین و توسعه در پیرامون، از مرکز شهر کمتر است. سیستمهای بزرگراهی مدرن سریع، هزینههای حمل ونقل را پایینتر میبرد، بنابراین کارخانهها به طور فزایندهای به حمل و نقل کامیونی و مکانهای حومه شهری که دسترسی آسان تری به بزرگراهها دارند، روی میآورند. همچنین نیروی کار آموزش دیده و ماهرتری وجود دارد که در ابتدا به دلایل فضا، خلوتی و مطبوعیت به کناره شهر روی آوردهاند. در این مفهوم نامتمرکز بودن شغلی تا حدی به جای اینکه علت حومه نشینی مسکونی باشد، پیامد آن بوده است. همچنین این گفته نیز درست است که اشتغال، مردم بیشتری را به مهاجرت به نواحی حومهای جذب مینماید .
4-اولویتهای مسکن: خانهای مجزا و امن، همسایگیهای حومه شهری با علفزارهایی در پسکرانه و یک یا دو ماشین برای رفت و آمد، مدارس عمومی خوب و نزدیک، نوعی از زندگی است که به عنوان رویای آمریکایی شناخته شده است. در واقع این رویای تمام افراد میباشد. هنگامی که ساکنان شهری در طی زمان ثروتمندتر میشوند، آنها میتوانند مساکن بزرگتر در نواحی حومه شهری که قیمت آنها نیز از درون شهر ارزانتر است تهیه نمایند. علاوه بر این، پیشرفت تکنولوژی سبب شده که رویای آمریکایی به معنای نوع زندگی روستایی منزوی گونه نباشد و امکان زندگی شهری را در مکانی روستایی به وجودآورد .
5-نابودی مرکز شهر: مراکز شهری زمانی مکانهایی مطلوب برای زندگی مردم بودند. با رشد جمعیتی و اقتصادی، مسائلی همانند تراکم ترافیک، تخریب زیست محیطی، مساکن بیرونق، کیفیت ضعیف مدارس عمومی، جنایت، فقدان دسترسی به فضای باز و نابودی زیرساختها در هسته شهر اتفاق افتاد و مرکز شهر به سوی نابودی و زوال رفت. در جستجوی زندگی بهتر، طبقات بالا و متوسط به خارج مهاجرت میکنند.
6-پیشرفت حمل ونقل: اسپرال پدیدهای بر پایه حمل و نقل است. رشد در اکثر شهر ها به طور دائم اتفاق میافتد اما سازگاری آن با تکنولوژی کیفیت جادهای و دسترسی وسایل نقلیه، این روند را تسریع نمود. تغییرات از پیادهروی به تراموای شهری و سپس وسیله نقلیه خصوصی و حمل ونقل نوع زندگی انسان را متحول ساخت. ماشینهای شخصی سفرها را راحتتر، مناسبتر و عملیتر ساختند. علاوه بر این، بعد از جنگ جهانی دوم، مقررات منطقهبندی بین انواع مختلف کاربری زمین مانند مکانهای کار، خرید و مساکن تمایز قائل شدند و مردم مجبور شدند برای رسیدن به این مقاصد جداگانه، به ماشینها متوسل شوند .
7-سیاستهای عمومی دولتها: الگوی توسعه پراکنش شهری تنها موضوعی فردی یا شرکتی در ترجیح مکان فضایی نیست. هزاران سیاست حکومتی شامل سیاستهای مالیاتی، وجوه استهلاکی، مقررات منطقهبندی و کمکهای مالی ضمنی، کمکهای مالی به توسعه پراکنده و عدم تشویق تلاشها برای باز سازی نواحی شهری، حومه شهری قدیمیتر و زیرساختها را در بر می گیرد .
به طور کلی عبارت گسترش پراکنده شهر به دلیل مسایلی که برای سلامتی انسان و محیط زیست پدید میآورد معانی ضمنی منفی را در ذهن متبادر می سازد. ساکنان واحدهای همسایگی پدید آمده در اثر گسترش پراکنده شهر، آلودگی بیشتری را به ازای هر نفر تولید میکنند و از مشکلات بیشتری در رفت وآمد روزانه خود رنج می برند . همچنین به دلیل عملی نبودن گزینههای پیادهروی و دوچرخه سواری جهت رفت وآمد در این نواحی، موجب اختلال در سلامت فردی ساکنان این نواحی شده است.واضح است، شکل خاص توسعه ، نوعی رشد لجام گسیخته در حواشی و افزایش مفرط زمین شهری را به همراه دارد وباعث کاهش تراکم جمعیت، افزایش سهم فضاهای باز بلااستفاده و در نتیجه گسستگی بخشهای مختلف یک شهر، جداییگزینی فضایی-اکولوژیکی، افزایش هم زمان قیمت زمین، افزایش هزینه تاسیسات و تجهیزات و بسیاری مسائل دیگر میشود.

2-3-2- تجربیات پراکنش شهری در کشورهای مختلف
2-3-2-1- امریکا
امروزه با فراگیر شدن اثرات گسترش افقی شهرها، مفهوم اسپرال در اکثر کشورهای جهان با ماهیت مختلفی به کار برده میشود. در امریکا که مهد کاربرد این مفهوم است اسپرال موضوع جذاب و داغ روز گردیده است. در این کشور رشد جمعیت تنها عامل افزایش مقدار کاربری زمین نبوده است بلکه شتاب در تصرف زمین با افزایش محدوده شهرها بیش از رشد جمعیت شهری موثر بوده است در اکثر شهرهای بزرگ این کشور افزایش سهم زمین هر خانوار(PHLC) در طی سا لهای مختلف گویای رشد وسیع شهر است به عنوان مثال بین سالهای 1940 تا 1970 جمعیت پرتلند دو برابر اما مساحت شهر چهار برابرگردید (Hadly 2000: 3).
برخی از محققین ویژگیهای پراکنش امریکایی را در ابعاد کاربری زمین دیدهاند و آن را عبارت از توسعه کم تراکم، پراکنده، تنک، جسته و گریخته شهری، توسعه نا پیوسته و گسترش به طرف عرصههای
خارج از محدوده و نواحی کم تراکم حومه شهری همراه با تسلط اتومبیلهای شخصی در حمل ونقل دانستهاند(Wassmer,2002:9).
2-3-2-2- چین
علاوه بر شهرهای امریکایی، موضوع رشد افقی شهری در مشرق زمین نیز در کشورهایی مانند چین مورد مطالعه قرار گرفته است. هرچند بنیانهای رشد افقی در چین متفاوت از امریکاست ولی شباهتهایی در این دونمونه دیده میشود. اصلیترین تفاوت رشد افقی در چین و آمریکا این است که در آمریکا ثروتمندان با سکونت در حومهها و تخلیه بخش مرکزی شهر به رشد افقی دامن زدهاند، در صورتی که در چین بخش مرکزی شهرها از اهمیت بالایی برخوردار است و مورد توجه ثروتمندان میباشد. در اینجا گروهی که موجب این پدیده شهری شدهاند فقرا بودهاند که نتوانستهاند در مرکز شهر زمین داشته باشند و مجبور به حاشیه نشینی و در نتیجه رشد افقی شهر شده اند (Zhang,2002:125).
در چین بین سالهای 1990 تا 1995 جمعیت شهری 6/21 درصد افزایش یافته است.در حالیکه مساحت شهرها در همین مدت 4/90 درصد افزایش یافت و این امر نشان میدهد رشد کالبدی شهر بسیار شدیدتر از رشد جمعیت شهری اتفاق افتاده است، اداره آمار چین در یک تحقیق نشان داده است بین سالهای 1986 تا 1996 به میزان 8/5 میلیون هکتار از زمینهای کشاورزی این کشور از بین رفته و یا تغییر کاربری داده است که از این میزان 52/18 درصدآن زیرساخت و سازهای شهری رفته است این بدین معنی است که حدود یک پنجم خسارت به زمینهای کشاورزی، نتیجه رشد شهری در این کشور بوده است (سعیدی رضوانی، 1375 : 127).
2-3-2-3-کشورهای جهان سوم
رشد افقی شهری در جهان سوم نیز از ویژگیهای شناخته شده شهرهای ناحیه ای بزرگ به شمار میرود، اما زیرساختها و زمینههای متفاوتی را ارائه میدهد. اختلاف رشد افقی شهری در کشورهای آمریکای لاتین نسبت به ایالات متحده در این است که اولا فرایند شهرنشینی در اغلب کشورهای آمریکای لاتین با تاخیر صورت گرفته است و در جریان آن نفوذ سنتی و قوی شهرهای بزرگتر و سرمایهداری یا متروپل با الگوی کاملا تمرکز یافته بررشد فضایی نواحی پیرامونی و توسعه غیر قانونی سکونتگاهها در حاشیه شهری، در ظاهر مقررات شهری را محدود ساخته و سبب رشد افقی شهر شدهاند. ثانیا رشد افقی شهری در اغلب نواحی کلان شهری آمریکای لاتین چشماندازی از فقر و الگوهای غیرقانونی از کاربری زمین همراه با فقدان ساختار و شالوده تسهیلات عمومی و خدمات اساسی را نشان می دهد. این الگو تفاوت آشکاری با الگوی ایالات متحده دارد (Lungo,2001,32 ).
2-3-2-4- ایران
در ایران تا زمانی که الگوی رشد شهرها ارگانیک بوده و عوامل درونزا و محلی تعیین کنندۀ رشد شهری بوده اند،زمین شهری نیز کفایت کاربری های سنتی شهری را می داده وبر حسب شرایط اقتصادی، اجتماعی و امنیتی ، فضای شهررا به طور ارگانیک سامان می داده است . لیکن از زمانی که مبنای توسعه و گسترش شهرها ماهیتی برونزا به خود گرفت ودرآمدهای حاصل از نفت در اقتصاد شهری تزریق شد و شهرهای ایران در نظام اقتصاد جهانی جای گرفتند، سرمایه گذاری در زمین شهری تشدید گردید و این نقطۀ ضعف اصلی بازار خصوصی بدون برنامۀ زمین، الگوی توسعۀ بسیاری از شهرهای ایران را دیکته کرده است(ماجدی، 1378 :6).این امر باعث نابسامانی بازار زمین شهری و به ویژه بلااستفاده ماندن بخش وسیعی از اراضی داخل محدوده، و عارضۀ منفی گسترش افقی شهرها شده است(اطهاری ،1379 :36 ) .
2-4- راهبرد شهر فشرده طبق تعریف الکین ( 1991) شهر فشرده ، دارای فرم و مقیاسی است که مناسب برای پیاده روی ، دوچرخه سواری و حمل ونقل عمومی ، همراه با تراکمی که موجب تشویق تعاملات اجتماعی می شود ؛ودر عمل ،تراکمی برابر با آنچه در خیابان هایی با ساختمان های سه یا چهار طبقه مناطق داخل شهری همانند شهر های انگلیسی و اروپایی است .در این فرم شهری هنوز این امکان وجود دارد که هر خانه یا واحدمسکونی دارای درب اصلی باشد که به خیابان عمومی باز می شود و همچنین امکان فراهم نمودن باغچه یا حیاط برای تمام اعضای خانواده وجود دارد (مثنوی، 1382 :92 ).
به دنبال ایده های لوکوربوزیه از شهر درخشان، دانتزینگ و ساعتی(1973) شهر فشرده با رویکرد ارتقاء کیفیت زندگی، اما نه با هزینه ی نسل آینده ، پیشنهادشد. هدف اصلی این ایده خلق شهرهایی با فشردگی و تراکم بالا امابه دور از مشکلات موجود در شهر مدرنیستی است .متعاقبا به دنبال بروز مسائل جدی محیطی نظیر انواع آلودگی، افزایش دمای کره زمین و نابودی منابع طبیعی، مبحث “توسعه پایدار ” در سال 1987 از طریق انتشار “گزارش برانت لند” تحت عنوان آینده مشترک “توسط کمیسیون جهانی محیط وتوسعه “به طور رسمی در دستور کار سیاسی قرارگرفت.البته از دهه 1990 محبوبیت توسعه ی پایدار به ترویج ایده شهر فشرده کمک زیادی کرده است.
یکی از قویترین مدافعان رویکرد شهر فشرده کمیسیون جامعه اروپا میباشد که در سال 1990 با انتشار گزارشی تحت عنوان “مقالهای سبز در مورد محیط شهری” به تبیین آن پرداخت. در گزارش مزبور، به شهر، مثابه یک منبع نگریسته میشود که میبایست با توجه به محدودیت و ارزش در استفاده از آن نیز نهایت دقت بعمل آورده شود( breheny,1992:14).