منبع مقاله درمورد شاخص های کیفیت زندگی، قابلیت اندازه گیری

دانلود پایان نامه

از برآیند تعاریف بالا می توان کیفیت زندگی را محصول فعل و انفعال در میان محیط های اجتماعی، بهداشتی، اقتصادی و شرایط محیطی موثر بر توسعه انسانی و اجتماعی دانستOntariO Social Development Council, 1997:7-13 )).
2-7-کیفیت زندگی شهری
کیفیت زندگی شهری را می توان مقوله ای میان رشته ای پیچیده، چند بعدی و مرتبط با جنبه های ذهنی (کیفی) و عینی (کمی)دانست که در رابطه با شرایط و وضعیت جامعه در یک مقیاس جغرافیایی خاص (شهر، منطقه، محله و بخش،…) دربرگیرنده ابعاد روانی است و شاخص هایی همچون رضایت، شادمانی و امنیت را در بر می گیرد. لذا از این منظر آن را رضایت اجتماعی نیز می نامند و بر اساس آن به شاخص های دسترسی به فرصت های اجتماعی مانند اشتغال، ثروت و اوقات فراغت توجه می شود (سیف الدینی ، 1381 : 375).
با توجه به مفهوم فراگیر و پویای آن بر سلامت فیزیکی، رشد شخصی، حالات روان شناختی، سطح استقلال وروابط اجتماعی ، از نهادهای برجسته ی محیط تاثیر نپذیرفته و بر ادراک فرد مبتنی است در واقع گستره ی کیفیت زندگی، در برگیرنده ابعاد عینی و ذهنی که در تعادل با یکدیگر قرار دارندرا شامل می شود . از سوی دیگر باید توجه داشت که ارزش ها و خود ارزشیابی ها ممکن است در طی زمان در واکنش به رویدادها، تجارب زندگی و سلامتی دگرگون شوند، هم چنین هر حوزه از کیفیت زندگی می تواند آثار قابل ملاحظه ای بر دیگر حوزه ها بگذارد Newa chek P &Taylor W.1992 :364-371)).
جوهره اصلی کیفیت زندگی شهری، تامین و ارضای نیازهای مادی و معنوی انسان به طور توامان است. در واقع برنامه ریزی برای مسکن،اشتغال و حمل ونقل بدون تامین نیازهای روانی، عاطفی واجتماعی شهروندان
مانند: نیاز به امنیت، زیبایی،آرامش خاطر، تعلق اجتماعی، شادی، تفریح و . ناقص خواهد بود(کوکبی، 1389 : 77).
بنابراین زیر چتر کیفیت زندگی شهری رویکردی متفاوت می توان مشاهده نمود زیرادر درون آن خصوصیات مشترک و تغییرات قابل توجه و گسترده ای وجود دارد.
2-8- شاخص های کیفیت زندگی شهری تولید ناخالص داخلی( :(GDPاولین شاخص کیفیت زندگی در پیشرفت اجتماعی است که در سال 1940 معرفی شد، معمولی ترین شاخص مورد استفاده برای مقایسه ثروت کشورها و منحصراً معیاری برای بهزیستی و توسعه براساس ثروت مادی است.
ازدیدگاه منتقدان ازاینکه میان هزینه، منفعت مطلوب ،نامطلوب و فعالیتهای مولد آسیب رسان تمایزی قائل نمی شود، نمی تواند معرف کیفیت زندگی باشد. از سوی دیگر مطالعات علمی نشان داد ه اندکه رابطه میان پیشرفت اقتصادی و کیفیت زندگی رابطه خطی نیست، این دو همسو و هم جهت حرکت می کنند. این همسویی آن است که حداقل شرایط مطلوب مادی برای زیست انسان فراهم شده باشد، ولی از آن به بعد دیگر نمی توان انتظار داشت که تامین نیازهای اقتصادی به بهبود کیفیت زندگی کمک کند، زیرا انسان موجودی چندوجهی و پیچیده است و منطق اقتصادی نمی تواند بسیاری از رفتارهای او را تبیین کند.
– شاخص پیشرفت اصلی (GPI):این شاخص نخستین بار توسط سازمان تعریف مجدد پیشرفت مطرح شد و دارای 18 مولفه است که پیشرفت اجتماعی را در قالب ارزش پولی می سنجد. مهمترین مولفه های این شاخص عبارتند از:زیرساخت های عمومی، آلودگی، توزیع درآمد، بیکاری، مرگ ومیر در تصادفات و …
-شاخص سلامت اجتماعی (SHI) : توسط دکتر مارک میرینگاف و همکارانش در موسسه “نوآوری در سیاست اجتماعی ” وابسته به دانشگاه فوردهام تهیه شد. این شاخص از 16 مولفه تشکیل شده، که همه مراحل زندگی، همچنین فرد و جامعه را پوشش می دهد. مهمترین مولفه های این شاخص عبارتند از:مر گ و میر نوزادان، خودکشی نوجوانان، پوشش بیمه درمانی،مسکن، استفاده از مواد مخدر، متوسط درآمد هفتگی و …
-شاخص توسعه انسانی (HDI ):این شاخص که در سال 1990توسط برنامه سازمان ملل (UNDP ) ارائه شد، هر ساله از طریق یک شاخص مرکب ،دستاورد کشورها را در توسعه انسانی می سنجد و بر اساس آن کشورها رادرجه بندی می کند.
-شاخص فقر انسانی(HPI) سه بعد، امید به زندگی، دانش و استاندارد زندگی مناسب را اندازه می گیرد. در این راستا شاخص های دیگری درزمینه ی کیفیت زندگی مانند، شاخص کیفیت طبیعی زندگی ( PQOL )( 1996 )و شاخص کیفیت زندگی که آزادی های مدنی و قوانین سیاسی را دربرمی گیرد مطرح شدند.
از آنجایی که سنجه های کیفیت زندگی در واحدهای همسایگی،سطوح شهری و کشوری قابل استناد است. بنابراین برای تدوین معیارها و شاخص کیفیت زندگی شهری با هدف مدل سازی و تعیین اولویت ها و نیازمندی های واقعی شهروندان در مقیاس های گوناگون توسط دو شاخص عینی و ذهنی انجام پذیر می باشد( Schyns & Boelhouwer, 2004: 10).
شاخص های ذهنی با جمع آوری ادراکات ذهنی و میزان رضایت شهروندان از زندگی شهری از طریق پرسشنامه و بصورت پیمایشی ارزیابی گردیده و شاخص های عینی با استفاده از داده های ثانویه و وزن دهی به هر یک از شاخص ها در محیط شهری قابلیت اندازه گیری می یابد.
از سوی دیگر شاخص های ذهنی کیفیت زندگی، همان رضایت روان شناختی از زندگی است که در برابر کیفیت عینی زندگی قرار می گیرد .تلویحا هر دو شاخص نسبت به یکدیگروابستگی دوخطی دارند (FooTuan Seik, 2000:32). زیرا برنامه ریزی باهدف ارتقاء کیفیت زندگی شهری، به وسیله ارقام و آمارهای عینی و واقعی همراه با درک روانی افراد از موقعیت زندگی آنان در ارتباط است. چه بسا افرادی با امکانات مالی مناسب در ذهن خود احساس رضایتمندی نداشته و به عکس افرادی با سطح پایینی از استانداردهای زندگی به علل گوناگون رضایت نسبی یا کامل از زندگی خویش خواهند داشت. تحقیقات بین المللی بر این نکته تاکید دارند که داشتن شرایط زندگی مناسب با تخمین شاخص های عینی همیشه به معنی شادی و احساس سلامت نیست (Schyns & Boelhouwer, 2004:8).
بنابراین هدف از بررسی شاخص های کیفیت زندگی (QLI) ارائه یک ابزار برای توسعه جامعه است که می تواند مورد استفاده برای نظارت بر شاخص های کلیدی مانند: اجتماعی، بهداشتی، زیست محیطی و اقتصادی باشد OntariO Social Development Council, 1997:7-13) ).
به همین دلیل در تعیین و انتخاب شاخص ها ، معیارهایی برای کیفیت زندگی درنظر گرفته می شود که عبارتند از:
1- تا حد ممکن بطور اختصاصی تعریف شده باشد.
2- قابل اندازه گیری باشد.
3- آسان و قابل فهم باشد.
4- قابل اطمینان باشد.