مهدی اخوان ثالث، دین زردشتی

آنکه رو در روی «آری» گویندگان ایستاد و گفت «نه» !
آنکه انسان را از هم گسیختنِ عدم آموخت
گفت «نه»، ولی نمرد
و تا ابد روحی سرشار از درد باقی ماند !
امل دنقل با منحصر کردن مجد و بزرگی در شیطان، به ناگاه خواننده را در مقابل دروازه های بهت و دهشت قرار می دهد، زیرا وی پیوسته چنین آموخته که شیطان را لعن کند. امّا در واقع امل شیطان را مدح نمی کند، بلکه با غافلگیر کردن خواننده از طریق چنین تناقضی هنرمندانه، او را به خواندن ادامه ی شعر وا می دارد تا به رفیع ترین قله ی کوهسار اندیشه اش، تمرّد برسد.
میراث دینی در شعر مهدی اخوان ثالث
1- از میراث دینی زردشتی : اخوان بسیار مشتاق معارف دین زردشتی است و این امر از وابستگی فکری و روحی وی به فرهنگ قدیم ایران سرچشمه می گیرد.
الف) اهورا، امشاسپندان و ایزدان : اخوان در شعر «قصه ی شهر سنگستان» نهایت ناامیدی شهریار آن شهر را از ساکنان آن بیان می دارد که از فرط سستی و بی دردی مبدّل به سنگ هایی خاموش گشته اند، تا جایی که شهریار شهر انتظار امشاسپندان را نیز نمی کشد. ناگه نور امیدی آسمانی بر سطور شعر تابیدن می گیرد و شاعر از شهریار می خواهد که اهورا و امشاسپندان را از دل بخواند، و خدای را به نیکی بستاید، باشد که به فضل او بزرگی ها و امجاد دگر بار بر شهر سنگستان (ایران) روی بیاورند. ولی عبادت و استغاثه را چه سود؟! بار دیگر بادهای سرد یأس بر کلام شاعر وزیدن می آغازد و از زبان شهریار ناامید فریاد زنان رو به آسمان نهاده و ندا می دهد که چرا خداوند این شهر را از رخوت نمی رهاند که فساد زمین در برگرفته است؟ آیا در آسمان کسی بیدار است؟!
ب) زردشت، مزدک و مَزدُشت : اخوان در «ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم» زردشت را برترین پیامبران برمی شمارد و اشاره ای دارد به سه اصل دین زردشتی: کردار نیک، گفتارنیک، پندار نیک. در شعر «از خود بپرس» اخوان از دعوت زردشت به راستی و منع او از ناراستی می گوید، زیرا این صدق است که به انسان زندگی می بخشد و تا کنون سراب (کذب) کسی را سیراب نکرده است. در «و ندانستن» شاعر از مزدک از مرز میان دانستن و ندانستن می پرسد. اخوان در «صدّیق گوید» مزدک را مردی مدافع آزادی و پناهگاهی برای درماندگان می داند. اخوان در عالم خود از تلفیق مسلک زردشت و مزدک مذهبی به نام مَزدُشت ساخته و با آن سرود صلح و آزادی را در جهان سر می دهد. وی پایه های دین نوینش را بر می شمارد: مزدشت دوستدار استقلال و طریق رهایی و شادی است که خواب غفلت را از دیدگان عقل ربوده است و هیچ کسی را تکفیر و آزادی اش را سلب نمی کند.
2- از میراث اسلامی
الف) تضمین آیات قرآن : اخوان برخی از آیات قرآن را که در نظر وی موزون افتاده، تضمین کرده است، مانند: [وإنّی بِما تَعْمَلونَ بَصیرٌ](سبأ،11)، [مَن یَرزُقُکم مِنَ السماواتِ وأَرض؟](سبأ،24)، [أَکثر النّاسِ لا یَعلَمُون](سبأ،28).
ب) سدوم، ثمود، عاد و قارون : اخوان در «جذبه ای» خدای را می خواند و که او را از مرداب روزگار رهانیده و به گناه ثمود و عاد و سدومیان کیفرش ندهد. این چنین خواندنِ پروردگار در واقع جنبه ی انسانی دارد که شاعر برای بشر طلب نیکی و آسایش می کند. در همان شعر اخوان به سراغ قارون رفته، قدرت های شرق و غرب را که زمین را میان خودشان تقسیم کرده اند، از عاقبتی چون سرانجام قارون بر حذر می دارد.
3- موسی : در «ارمغانی از برای فرخ» اخوان شعر خود را در قیاس با کلام دوست شاعرش، محمود فرخ سحری بیش نمی پندارد که موسی (فرخ) ابطالش می کند. در «صدیق گوید» شاعر اشاره ای دارد به تنگنای فرعون در رویارویی با موسی و لعنت موسی قِبطیان (قومی در مصر که اکنون مسیحی اند) را که در پیِ آن هرگاه قبطیان برای نوشیدن آب به کنار نیل می آمدند، آب به خون مبدّل می گشت.
4- عیسی(مسیح) و مریم : اخوان در «زمستان» از مسیح به عنوان منجی بشر یاد می کند که او را از این روزگار مملو از پلیدی ها می رهاند، و همین معنی را در «یا رب، فرو فرست مسیحا را» می بینیم. شاعر در «الف قامت» کلام معشوق را به دمِ عیسی مانند می کند که شفا می دهد و حیاتی دوباره می بخشد. در قصیده ی «صدیق گوید» اخوان از پدر عطّارش می گوید که بیماران را با دارو شفا می داد، زیرا او دمِ عیسوی نداشت. اخوان در «چاووشی» از مخاطبش می خواهد که ساحت آسمان را برای مسیح باز کند، مسیحی که رنج انسان را بر دوش می کشد، ولی به صلیب جهل همان انسان آویخته شده است. در «چرا سوزی، نمی سازی؟» مسیح را فرا می خواند تا پیام صلح و برادری را به انسان برساند. و در «غزل 8» معشوقش را پاکدامن تر از مریم می داند که فرزند خدا را متولّد کرد. در این شعر مریم نماد پاکی و عفّت است.
5- اهریمن (اهرمن) ، شیطان و ابلیس : در «شهریارِ شهرِ سنگستان» اخوان شیطان را عامل گمراهی انسان و سستی اش در مقابل سرکوب و ستم می داند. در «آنگاه پس از تندر» شیطان رمز خباثت است و در «دلی غمناک» سبب ناامیدی و بی ایمانی انسان. اخوان در «خوان هشتم و آدمک 2» غرب را «اهریمنی طرّار» می خواند و بر ملتی حسرت می خورد که به فریب این اهریمن دچار آمده اند. و در شعر «خفته» اخوان روز را به شیطان تشبیه می کند که در شتاب است و برای بیان آن از مفهوم ضرب المثل «عجله کار شیطان است» بهره می برد.
بررسی شباهت ها و تفاوت های کارکرد میراث دینی در شعر امل دنقل و مهدی اخوان ثالث:
هر دو شاعر برای بیان دیدگاه هایشان از میراث دینی بهره می برند.
هر دو شاعر به هنگام استفاده از میراث دینی زبانی رمز آلود و به دور از صراحت دارند.
امل دنقل میراث دینی را برای بیان مسائل زمان به کار می برد و گرایش به مذهب خاصی ندارد، امّا اخوان علاوه بر این کاربرد به معارف دینی، خصوصا دین زردشتی علاقه مند است.
امل دنقل بیشتر اوقات به هنگام بازخوانی میراث دینی در شعرش، دست به ساختار شکنی زده و شخصیت ها را با ماهیت دیگری عرضه می کند، مانند شیطان، نوح و پسرِ نوح. امّا اخوان تغییری در ماهیت شخصیّت ها ایجاد نمی کند.
فصل پنجم: میراث جهانی در شعر امل دنقل و مهدی اخوان ثالث
میراث جهانی در شعر امل دنقل

                                                    .