ناسازگاری اجتماعی، مکانیزم های دفاعی

دانلود پایان نامه

 -از زندگی خانوادگی لذت ببرد و به بچه دار شدن و تربیت فرزندان علاقه مند باشد.
-بتواند نیازها و افکار و عواطف دیگران را بشناسد و پاسخ ها یا واکنش های متناسب از خود نشان بدهد.
-بیماری های جسمی نتواند شایستگی و فعالیت های او را کاهش دهد.
 -بتواند با استفاده از امکانات وجودی خود و امکانات محیطش تا حد ممکن با مردم همکاری اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
-دانستن این نکته که عوامل خارجی را نمی توان متناسب با احتیاجات خود تغییر داد و پذیرفت و از آن‌هایی که نمی توان تغییرشان داد، بدون رنجش عبور کرد.
 -گسترش دادن صلاحیت و شایستگی خود برای تغییر اوضاع و کسب مهارت های لازم در روابط اجتماعی.
-تصدیق و قبول کردن عواطف خود.
-مشغول شدن شخص به کار سازنده ای که شخصاً آن را ارزشمند می داند.
-پرورش شوخ طبعی به خصوص درباره خود.
-شرکت کردن در فعالیت ها و مسئولیت های اجتماعی.
– انسان سازگار خود واقعی را منشأ اعمال، افکار و رفتار می داند.
– انسان سازگار یا سالم مسئولیت همه اعمال، افکار و رفتار خود را می پذیرد و عاقلانه به آن نتایج می اندیشد.
-خودداری از به کارگیری دائم و طولانی مدت مکانیزم های دفاعی:استفاده همیشگی از مکانیزم های دفاعی شخص را به تدریج از واقعیت دور می کند، در حالی که شخص سازگار مقدار معینی از اضطراب را می پذیرد و طبعاً وقتی وجود اضطراب را بپذیریم بسیار کم احتیاج به استفاده از روش های دفاعی خواهیم داشت.
-برای شناخت انگیزه های خود تلاش می کند.
-روش های کاهش تعارض و ناکامی را می داند و به کار می گیرد.
-شخص سازگار باید بپذیرد بعضی از ناکامی ها را تحمل کند، زیرا در حقیقت تحمل ناکامی مانند پذیرش اضطراب نشانه سازگاری مطلوب در شخص است و شخص سالم یاد می گیرد که ناکامی را به عنوان یک واقعیت عادی زندگی بپذیرد.
– سرگرم شدن به کارهای مفید یکی دیگر از نشانه های فرد سازگار و سالم است.
 مک دونالد در مورد سازگاری و همچنین ناسازگاری معتقد است: فردی سازگار است که پاسخ هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می کنند آموخته باشد تا در نتیجه در حالی که به طرق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار می کند، احتیاجاتی که در او هست نیز ارضا شوند.از طرفی لااقل دو معنی را می توان با ناسازگاری مرتبط ساخت؛ یک معنا اساساً مفهومی اجتماعی است، فردی سازگار نیست که نتواند به طور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. معنای دیگر زمانی است که او نتواند ارضای احتیاج کند، حتی اگر رفتارش برای جامعه مناسب باشد. اشکال دائم در ارضای احتیاج یا عدم توانایی در یادگیری طرق مورد قبول اجتماعی برای ارضای آن‌ها غالباً منجر به ایجاد الگوهای رفتاری ناسازگاری می شوند به طوری که فرد نمی تواند به طریق مناسبی در هر موقعیتی خود را سازگار کند (برات‌وند،1376).
2-1-2-4 ابعاد سازگاری
سازگاری دارای ابعاد مختلفی است. سین ها و سینگاز سازگاری تعریفی اینچنین ارائه داده اند که، سازگاری عبارت است از ثبات عاطفی و جسارت در روابط اجتماعی و نیز علاقه به تحصیل که در فرد می باشد. در هر حال سازگاری یعنی تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط، مثلاً وقتی می گوییم یک فرد نسبت به محیط سازگار است، یعنی در گروهی که به آن متعلق است سازگار می باشد.آنان سازگاری را به سه نوع اصلی تقسیم بندی کرده اند الف: سازگاری تحصیلی ب: سازگاری اجتماعی ج: سازگاری عاطفی (عبدا… . راحیل،2009).
سازگاری آموزشی، اجتماعی و فردی هیجانی با محیط آموزشی به معنای موفقیت آموزشی ، رضایت اجتماعی و آرامش روحی است. تفاوت در تجارب خانوادگی اشخاص می تواند در طول زمان تفاوت‌های فردی را در سازگاری پدید آورد یعنی دلایل سازگاری دانش آموزان ممکن است مربوط به تجربه گذشته باشد نه تاثیرات محیط کنونی رفتار حساس گونه(تشخیص به موقع پاسخ و پاسخ دادن به فرزند و همکاری کننده والدین هماهنگ کردن رفتار با نیازهای فرزند و برقراری ارتباط در لحظات مورد نیاز) مبنای اطمینان بخشی را برای فرزندان به وجود می آورد که تفاوت‌ها را از بین می برد و رفتار سازگار را تشویق می کند (راتل و همکاران،2005).
نظریه نظام خانواده ارتباط بین پدر و مادر را نیز در ارتباط بین والدین و فرزندان موثر می داند یعنی مشکلات بین والدین و فرزندان را به مشکلات بین والدین با یکدیگر ارتباط می دهد همچنین ارتباط ضعیف بین والدین و فرزندان را به ارتباط ضعیف بین والدین با یکدیگر نسبت می دهد به علاوه کل خانواده را متأثر از اختلاف و کشمکش بین پدر و مادر می داند چنین خانواده هایی فرزند نمی تواند در ایجاد ارتباطات پایدار متقابل موفق باشد از بروز شرایطی که نیاز به اطمینان دارد می ترسد نامعلومی برایش سخت است روابط نامطمئن خانوادگی عامل اصلی ناسازگاری اجتماعی است نمی خواهد دوباره آسیب ببیند و بنابراین از نزدیکی با دیگران اجتناب می کند و خود را در دسترس قرار نمی دهد و برای اینکه از ارتباطات انسانی نامشخص حفظ شود از جریان اصلی اجتماع خود را دور می کند (سروفی،2000).
در چنین خانواده هایی فرزند از استعداد و توانایی خود آگاه نیست و نمی داند چگونه یادگیری را شروع و با تغییر پیشرفت کند وی احساس می کندتوانایی اش کم است و نمی تواند نسبت به درس از خود علاقه مندی نشان دهد و نامطمئن است. برای وی انتخاب‌ها به جای اینکه راهی برای موفق شدن باشند به عنوان مانع محسوب می شوند وی بدون فکر کردن عمل می کند و نمی تواند نیازها و نتایج کار درسی را پیش بینی کند اولویت‌های کاری خود را به طور موثر تشخیص نمی دهد اغلب بر فعالیت‌هایی تمرکز می کند که ارزش طولانی مدت کم دارد، در حالی که تجارب با ارش را نادیده می گیرد در آموزش دروس اصلی علاقه کمی از خود نشان می دهد رشته تحصیلی خود را نمی تواند تعیین کند تکالیف انجام نداده زیاد دارد هنگام گرفتن مدرک تحصیلی با مشکل روبه رو می شود عملکردش هماهنگ نیست و نمی تواند خود را با محیط آموزشی سازگار کند (سروفی و همکاران،2000).
در چنین خانواده هایی فرزند احساس ترس می کندترس از مردود شدن، ترس از آسیب دیدن، ترس از استقلال و ترس از ناشناخته ها وی احساس می کند بدون کمک رها شده است و از واقعیت‌ها ناراحت به نظر می رسد این ناراحتی‌ها تجربه های دردآور را بیشتر به خاطرش می آورد نمی تواند این مشکلات را حل کند چون احساس می کند قابلیت ندارد از شرایط خانوادگی عصبانی است، خوشحال نیست، لحظات خوشحالی و انتظارات مثبت در زندگی اش کمتر پیدا می‌شود ناراحتی‌ها و پریشانی‌ها عامل اصلی ناسازگاری فردی- هیجانی است(همان).
سروفی و همکاران (2000) مفهوم دیگر نظریه نظام خانواده اینگونه بیان می کنندکه خانواده قابلیت خود تنظیمی در پاسخ به فشارهای خارجی را دارد یعنی خانواده می تواند خود را با شرایط جدید سازگار کند این امر از این نظر مهم است که نشان می دهد چگونه خانواده به عنوان یک سیستم به چالش‌ها پاسخ می دهد این مفهوم در دوره های جدید زندگی مثلاً ورود یکی از فرزندان به دانشگاه کاربرد دارد. ارتباطات خیلی نزدیک بین اعضای خانواده موجب می شود تا افراد آن به مرزهای خصوصی یکدیگر وارد شوند اینچنین خانواده ای از دوری یا استقلال اعضای خانواده احساس اضطراب می کند ارتباطات سرد خانوادگی فاصله اعضای خانواده را با یکدیگر زیاد می کند و احساس تعلق را کاهش می دهد درجه سازگاری دهنده فاصله بین اعضای خانواده از طریق مرزهای روشن بین فردی تعیین می شودکه نه خیلی نزدیک است و نه خیلی دور. عملکرد موثر خانواده در سازگاری اعضای خانواده با شرایط جدید می تواند موثرباشد.