نظریه دموکراسی، آیات و روایات

دانلود پایان نامه

سؤالی که در حوزه دولت و پوشش مطرح می‌شود این است که آیا پوشش مسئله‌ای شخصی، اختیاری و اخلاقی است یا مسئله‌ای مربوط به حوزه عمومی جامعه که دولت می‌تواند در آن دخالت کند؟ آیا توجیهی از سوی حکومت برای دخالت در پوشش متصور است یا آنکه چنین دخالت حکومتی اساساً مردود است و هیچ عنوان و دلیلی بر این مسئله وجود ندارد؟
فردی یا اجتماعی بودن مسئله حجاب با تعابیر دیگری نیز ذکر شده است. گاه به جای امر فردی یا اجتماعی، امر خصوصی و عمومی یا اخلاقی و حقوقی گفته می‌شود. در تعبیر خصوصی و عمومی، حیثیت حق در نظر گرفته شده است. حقوق نیز به حقوق خصوصی و عمومی تقسیم می‌شود. در تعبیر اخلاقی و حقوقی، حیثیت وجود و عدم ضمانت خارجی اجرا و مجازات در صورت تخلف در نظر گرفته شده است. در تعبیر فردی و اجتماعی، به هیچ یک از این موارد توجه نشده است.
در این نوشتار ما سعی بر آن داریم تا در سایه بررسی حق یا حکم بودن حجاب، جواز یا عدم جواز دخالت دولت در این مسئله را مورد بررسی قرار دهیم. از این منظر تعلق حجاب به حقوق یا حوزه خصوصی و حقوق یا حوزه عمومی و نیز فردی یا اجتماعی بودن حکم حجاب را مورد مطالعه قرار خواهیم داد.
1-2-3- حق و حکم
1-1-2-3- حق و ویژگی‌های آن
در مورد حق، آراء و تعاریف متعددی وارد شده است و فقها در تعریف حق اتفاق نظر ندارند. حق در معنای لغوی کاربردی وسیع و عام دارد. «حق در لغت در کاربرد مصدری به معنای ثبوت داشتن و در کاربرد وصفی به معنای ثابت و در کاربرد اسم مصدری به معنای ثبوت می‌باشد. در معنای لغوی حق شامل حقایقی عینی، مفاهیم ذهنی، اعتباریات و امور انتزاعی که نوعی تقرر و ثبوت دارند، می‌شود که همان حق به معنای عام می‌باشد.» (نقیبی، 1385: 10) از سوی دیگر اگر حق در معنایی مقابل حکم به کار رود، به آن «حق در معنای خاص» یا «حق اصطلاحی» گفته می‌شود. به طور کلی حق عبارت است از «اعتبار اضافه خاصی بین ذی‌الحق و متعلق آن که لازمه این اضافه و نسبت یک نوع سلطه است.» (نقیبی، 1385: 11)
حق در این معنا ویژگی‌‌هایی چون اسقاط‌پذیری (امکان اسقاط از سوی صاحب حق)، نقل‌پذیری (بیرون بردن حق از حیطه سلطنت صاحب حق و داخل نمودن آن در حیطه سلطنت شخص یا اشخاص دیگر)، انتقال‌پذیری (نقل غیرارادی و قهری عین، منفعت یا حق به حکم شرع) دارد. (نقیبی، 1385: 12-13)
2-1-2-3- حکم و ویژگی‌های آن
حکم در کاربرد لغوی به معنای منع، علم و عدل و قضا آمده است. (ابن‌منظور، 1405، ج 12: 141-142) «حکم شرعی، قانونی است که از ناحیه خداوند متعال برای تنظیم تکامل حیات مادی و معنوی انسان وضع شده است، اعم از اینکه به طور مستقیم به فعل مکلف یا به وجود او یا به چیزهایی دیگر که در ارتباط با فعل او هستند تعلق بگیرد» (نقیبی، 1385: 13)
حکم نیز دارای ویژگی‌های خاص خود است. بر خلاف حق جوازی برای اسقاط حکم وجود ندارد چرا که حکم از مجعولات شرعی است که وضع و رفع آن به دست شارع می‌باشد و از این رو مکلف نمی‌تواند در آن دخالت کند. از دیگر ویژگی‌های حکم عمومیت آن برای تمام مکلفان است که همه انسان‌ها و مکلفان در اعصار مختلف را مورد خطاب قرار می‌دهد. علاوه بر آن احکام از مصالح و مفاسد تبعیت می‌کنند و مادامی که مصلحت یا مفسده وجود دارد حکم نیز باقی است.
3-1-2-3- حق یا حکم بودن حجاب
مسئله حجاب با رویکردی فقهی در منابع اسلامی به طور مفصل مورد بررسی قرار گرفته است. مدلول قرآن کریم در سوره نور (آیات 30-31 و 59-61) و سوره احزاب (آیات 33، 53، 59-60) بر وجوب و ضرورت مسئله حجاب دلالت دارد. از سوی دیگر روایات فراوانی در مجامع روایی در این مورد وجود دارد که مدلول برخی از آنها دستوری و برخی توصیفی است که با امعان نظر در روایات به سهولت می‌توان دلالت آنها را بر ضرورت و وجوب حجاب استظهار نمود. از سوی دیگر ضرورت و وجوب حجاب مورد اجماع و مشهور میان فقها است و به تعبیر استاد مطهری جزو ضروریات و مسلمات فقهی است که درباره آن اختلافی نیست.(مطهری، 1379: 181) هر چند با وجود آیات و روایات، این اجماع مدرکی بوده و از حجیت و اعتبار مستقل برخوردار نیست.
از آنچه در منابع اسلامی درباره ضرورت و وجوب حجاب آمده است می‌توان دریافت که حجاب در حوزه احکام اسلامی جای می‌گیرد و اراده مکلفان در آن دخالتی ندارد.
عده‌ای حجاب را در جامعه از حیثیت حق بودن حجاب را مد نظر قرار داده و اینگونه می‌گویند که به علت تعلق حجاب به حوزه و حریم خصوصی هر گونه دخالت از جانب دولت و غیر آن در این حیطه محکوم است. هر چند با توجه به توضیحاتی که در صفحات پیشین در مورد حق و حکم داده شد کاربرد و مد نظر قرار دادن حق در مورد حجاب خالی از اشکال نیست اما در ادامه بحث با فرض اینکه حجاب حق افراد است، تعلق آن به حوزه خصوصی و نسبت حکومت با حوزه خصوصی را مورد بحث قرار می‌دهیم.
2-2-3- حجاب از منظر حقوق و حوزه عمومی و خصوصی
1-2-2-3- حوزه خصوصی
حریم خصوصی را می‌توان یکی از بنیادی‌ترین و اساسی‌ترین حقوق بشر تلقی کرد که با شخصیت وی ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد. حق انسان به تنها بودن و با خود بودن، به وسلیه دیگران مورد احترام قرار گرفتن و به دور از چشم و نگاه کنترل‌کننده دیگران و رها از تجسس و تفتیش دیگران زیستن حقی است که لازمه یک شخصیت مستقل به شمار می‌آید. یکی از موضوع‌های بحث‌برانگیز نظریه دموکراسی، استقلال حوزه خصوصی از عمومی، تعریف آن و احکام و قواعد حقوقی حاکم بر این حوزه است.
مفهوم و قلمرو حریم خصوصی به دنبال تحولات و پیشرفت‌هایی که به در زمینه‌های علمی، اجتماعی، اقتصادی و … صورت گرفته تحت تأثیر قرار گرفته است. از سوی دیگر مفهوم و قلمرو این مفهوم با فرهنگ حاکم بر آن جامعه و نوع حکومت حاکم بر یک جامعه مرتبط است. لذا با توجه به این عوامل ارائه تعریفی واحد از مفهوم و قلمرو حریم خصوصی دشوار است.
«نوبهار» در مقدمه کتاب «حمایت حقوق کیفری از حوزه‌های عمومی و خصوصی»، حوزه عمومی و خصوصی را اینچنین تعریف کرده است؛ «مقصود از حوزه عمومی، فضایی است که دسترسی به آن برای همه افراد جامعه آزاد است؛ تصمیم‌گیری درباره آن نیز حق همگان است. در برابر، حوزه خصوصی قلمرو محرمانه و متعلق به شخص است. حوزه عمومی به این معنا همه قلمرو خارج از سپهر خصوصی از جمله قلمرو اقتدار دولتی را دربرمی‌گیرد.»(نوبهار، 1387: 9)
«کدیور» نیز سه معنا را در ذیل حوزه خصوصی ذکر کرده است. «اول: شخصی، فردی و اختصاصی. دوم: آنچه انسان می‌خواهد مخفی و غیرقابل دسترسی دیگران بماند. سوم: آنچه که تصمیم‌گیری درباره آن مستقل به عهده خود انسان می‌باید باشد.» (کدیور، 1381) و مراد از خصوصی را معانی دوم و سوم ذکر کرده است. به عبارت دیگر عدم اطلاع دیگران و عدم ولایت آنها جزو مؤلفه‌ها و ویژگی‌های اساسی در تعریف حوزه خصوصی هستند.
فرهنگ یک جامعه یکی از عوامل تأثیرگذار در حوزه حریم خصوصی است. در جامعه ایرانی مفهوم حریم خصوصی از دو جنبه عرف اجتماعی و نیز فرهنگ دینی مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. اصل فقهی منع تجسس در امور دیگران از جمله اصول برگرفته از آیات قرآنی است که به این مفهوم در فرهنگ دینی اشاره دارد. قرآن کریم در آیه 12 سوره حجرات می‌فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ» ای کسانی که ایمان آورده‏اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید که پاره‏ای از گمانها گناه است، و جاسوسی مکنید، و بعضی از شما غیبت بعضی نکند آیا کسی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن کراهت دارید. [پس‏] از خدا بترسید، که خدا توبه‏پذیر مهربان است.