نظریه های یادگیری اجتماعی، تعریف سازگاری اجتماعی

کانل و ولبرن(1991) الگوی فرایند سیستم خودرا در ارتباط با نقش حمایتی والدین در سازگاری فرزندان با محیط آموزشی دو بعد اصلی در رفتار والدین را که با موفقیت و سازگاری فراگیر ارتباط دارد را مشخص می کنند.
حمایت استقلال فراگیر (قبول دیدگاههای فراگیر و تشویق تفکر مستقل) با خود تنظیمی قابلیت و موفقیت فرزند ارتباط دارد.
صرف وقت با فراگیر و علاقه نشان دادن به فعالیت های وی با یادگیری و موفقیت و دید مثبت او

ساختار
مهارت ها و استعدادها
حمایت از استقلال
فعالیت در مقابل رکود
علاقمند بودن به فعالیتهای فرزندان و صرف وقت با آنان
سازگاری
شکل 2-2 – ارتباط بین زمینه، خود، عمل و نتایج(کانل و ولبورن،1991).
در این الگو شخص از اولین دقایق زندگی در سیستم خود مشارکت فعال دارد نیاز به داشتن قابلیت یعنی نیاز برای آنکه شخص توانیی رسیدن به خواسته هایش را داشته باشد. نیاز برای داشتن استقلال یعنی شخص در شروع حفظ و تنظیم فعالیت‌هایش ارتباط بین اعمال اهداف و ارزش‌هایش حق انتخاب داشته باشد نیاز برای برقراری ارتباط به معنای نیاز برای داشتن ارتباط اطمینان بخش با محیط اطراف و نیاز برای اینکه شخص را دوست بدارند وبه او احترام بگذارند (وایت و همکاران،1982).
ویلارس(2006) بنابراین شخص افکار، اعمال و هیجانات خود را با توجه به این نیزها هدایت می کند یکی از ویژگی‌های این الگو آن است که فرآیند سیستم خود از طریق ارتباط بین اشخاص و زمینه های خاص فرهنگی اجتماعی رشد پیدا می کند. یعنی تغییر در شخص بیشتر تابعی از ارتباطات اجتماعی ایت وقتی نیازهای روانی برآورده میشود فعالیت انجام می گیرد که موجب کسب مهارت‌ها و استعدادها و سازگاری می شود بر عکس وقتی نیازهای روانی براورده نشود فعالیت انجام نمی گیرد که بر مهارت‌ها و سازگاری آثار سوء دارد احساس داشتن قابلیت این اطمینان رابه فراگیر می بخشد که موفقیت‌ها دست یافتنی است و با سازگاری آموزشی مرتبط است.
احساس داشتن استقلال این اطمینان را به فراگیر می بخشد که می تواند فعالیت های خود را با تمایل و آزادی روانی دنبال کند و از انجام دادن آن‌ها احساس خشنودی رضایت و آرامش کند و به سازگاری فردی و هیجانی مربوط می شود احساس داشتن ارتباط این اطمینان را به دانشجو می‌دهد که وی می تواند از فرصت‌های ارتباطی سودمند بهره مند شود و به سازگاری اجتماعی مربوط می شود محیط خانواده ازطریق ایجاد فضای هدفمند حمایت از استقلال علاقه مندی به فعالیت های فرزند و صرف وقت با او در سازگاری فرزند نقش مهمی را ایفا می کند (به نقل ازروشنایی،1389).
2-1-2-5 جنبه های دیدگاه سازگاری
به دلیل اینکه موضوع سازگاری جنبه روان شناسی و اجتماعی دارد؛ لذا ضروری است از دیدگاه روانشناختی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار گیرد و از طرفی دیگر چون در قالب خاصی قرار نمی گیرد، برای همین بصورت تلفیقی از نظرات مختلف استفاده شده است؛ اما به طور عمده از مطالب مبتنی بر نظریات مکتب کنش متقابل نمادی و بویژه از مدل سازگاری اجتماعی بل استفاده شده است .سازگاری به لحاظ روانشناسی؛ یعنی تطبیق با محیط به منظور رفع نیازهای فردی است. پورمقّدس جریان سازگاری اجتماعی فرد را اینگونه بیان می کند، هرکس احتیاجات روانی دارد که باید برطرف نموده تا تعادل روانی برقرارسازد. روان شناسان، سازگاری خود را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و خصوصیاتی ازشخصیت را بهنجار تلقّی کرده اند که به خود کمک می کند تا خود را با جهان پیرامون خود سازگار کند. طبق نظریه های یادگیری اجتماعی، آدمیان و موقعیت ها به صورت دو طرفه بر هم تاثیر می گذارند (آذین و موسوی،1389).
آذین و موسوی (1389) عنوان کرده اند که مرتون در مقاله مشهورش با عنوان ساختار اجتماعی و بی هنجاری سازگاری‌هایی را توصیف می کند که ممکن است در جایی بروز کنند که تاثیر نظم معیارهای جمعی ضعیف شده باشد، او وضعیتی را مطرح می کند که در آن از نظر فرهنگی هدف‌های تعیین شده با وسایل مناسب برای رسیدن به آن هدف‌ها سازگاری ندارند. پارسونز مدعی است که کنش اجتماعی دارای دو جنبه است، یعنی آنچه که فرد در صدد انجام آن است، بستگی به دو جنبه دارد: یکی آنچه که فرد خود علاقمند به انجام آنست;دیگری آنچه که دیگران از او توقع دارند.
پارسونز معتقد است که افراد برای اینکه به توافق برسند،باید مطابق با انتظارات یکدیگر عمل کنند. در این صورت نه تنها رضایت فردی مورد نظر به دست می آید؛ بلکه رضایت یکدیگر را نیز فراهم کرده اند. دورکیم در کتاب تقسیم کار اجتماعی که یکی از مهم ترین آثار اوست ، دو نوع خاص از همبستگی درجامعه را تشخیص می دهد :1- همبستگی مکانیکی که ناشی از یکدستی و تشابه و سازگاری میان افراد است ودر آن تخصص ها تنوع چندانی ندارند و همه افراد جامعه از نظر حرفه ،دارای نوعی شباهت هستند.2- همبستگی ارگانیکی که اساس آن بر عدم شباهت و تجانس و تضاد افراد است (به نقل از روشنایی،1389).
آذین و موسوی (1389) گفته اند که، پارک در خصوص سازگاری فرهنگی و اجتماعی گروه‌های قومی، معتقد است که گروه قومی پس ازاینکه می آموزد که چگونه زندگی آرامی را با گروه غالب جامعه داشته باشد، به دوره صلح و سازش قدم می گذارد. وی سازش گروهی قومی با فرهنگ مسلّط جامعه را شرط تحرّک اجتماعی صعودی در گروه قومی می داند. مرحله بعدی در سازش گروه قومی همانندسازی است. فرایند کنش متقابل اجتماعی ساز و کاری است که شکل گیری رابطه اجتماعی میان کنشگران را ممکن می سازد. این فرایند با تاثیرگذاری وتاثّرپذیری متقابل میان کنشگران پدید می آید و در آن هر کنشگر با قابلیت ها و توانمندی های فردی خود شرکت می کند.
2-1-2-6 تعریف سازگاری اجتماعی
سازگاری اجتماعی شامل سازگاری فرد با محیط اجتماعی خود است که این سازگاری ممکن است با تغییر دادن خود و یا محیط به دست آید .سازگاری عاطفی سلامت روانی خوب، رضایت از زندگی شخصی و هماهنگی می ان احساسات، فعالیت ها و افکاراست. به عبارت دیگر، سازگاری هیجانی یعنی مکانیزم هایی که توسط آن ها، فرد ثبات عاطفی پیدا می‌کند.توانمندی ها و شایستگی های اجتماعی و هیجانی از عوامل تعیین کننده تأثیر گذار برسازگاری تحصیلی محسوب می شوند ( توزنده جانی و همکاران،1386).
روان شناسان، سازگار ی فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده اند و ویژگی هایی از شخصیت را بهنجار تلقی کرده اند که به فرد کمک می کنند تا خود را با جها ن پیرامون خویش سازگار سازد، یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند، و جایگاهی برای خود به دست آورد (اتکینسون وهیلگارد، 1370؛ ترجمه ی براهنی و همکاران). در این میان سازگاری اجتماعی انعکاسی از تعامل فردبا دیگران، رضایت از نقش های خود و نحوه ی عملکرد در نقش هاست که به احتمال زیاد تحت تأثیرشخصیت قبلی، فرهنگ و انتظارات خانواده قرار دارد (ویزمن ،1975؛ به نقل از روشنایی،1389).
سازگاری اجتماعی معمولاً در اصطلاحات نقش های اجتماعی، عملکرد نقش، درگیر شدن بادیگران، و رضایت با نقش های متعدد مفهوم سازی شده است (کلیر و کاردینز،1978 ؛ به نقل از بیدرمن و همکاران،1993).گاه واژه های اجتماعی شدن، جامعه پذیری و رفتار جامعه پسند را مترادف با سازگاری اجتماعی اجتماعی شدن فرایندی است که فرد از طریق آن قالب ها، و ارزش ها و رفتارهای موردنظر فرهنگ و جامعه خود را می آموزد، می دانند (مک کوبی و مارتین ،1983 ؛ به نقل از زاهد وهمکاران،1391).
به گفته‌ی یاسایی(1370) سه هدف عمده ی اجتماعی شدن عبارتند از :الف)کنترل تکانه ها که شامل گسترش وجدان است، ب )آمادگی نقش و عملکرد در برگیرنده نقش های شغلی، نقش های جنسی و نقش هایی که در مراسمی نظیر ازدواج و پدر و مادر شدن است، ج)پرورش منابع معناداری است که چه چیزی با اهمیت است، چه چیز دارای ارزش است، و زندگی برای چه چیزی است .جامعه پذیری عبارت است از گرایش به ترجیح دادن به این که بیشتر با سایر افراد باشیم تا تنها، جامعه پذیری شامل تمایل به جلب توجه دیگران، تمایل به سهیم شدن در انجا م فعالیت ها به همراه آنان، و تمایل به پاسخ دهی و تحریک که جزیی از تعامل اجتماعی است، نیز می شود.جامعه پذیر بودن عبارت است از ارج نهادن ذاتی به فرایند تعامل با سایر افراد (برغندان و همکاران،1391).
رفتار جامعه پسند اصطلاحی است که روان شناسان به اعمال اخلاقی که از لحاظ فرهنگی تجویزمی شود مانند مشارکت با دیگران، کمک به دیگران، همکاری با دیگران، ابراز همدردی اطلاق می کنند .چنین رفتاری غالباً باعث می شود که فرد بتواند خود را کنتر ل کند، زیرا مستلزم آن است که او به خاطر منافع دیگران از منافع شخصی چشم پوشی کند (خدایاری فر،1381).

                                                    .