هزینه حقوق صاحبان سهام، مالکیت سهامداران نهادی

به طوری که:
g: نرخ رشد
: مبلغ فروش در سال 1392
: مبلغ فروش در سال 1387 (ثقفی و بولو،1388)
2-30- پیشینه تحقیق
2-30-1- مقدمه
در این بخش ضروری است تحقیقاتی که با موضوع پژوهش ما هم راستا هستند مورد بررسی قرار گیرند. نظر به اینکه تحقیقات مشابه با موضوع پژوهش حاضر، اندک میباشند، در این بخش علاوه بر بررسی آن‌ها، همچنین به مرور آن دسته از تحقیقات میپردازیم که در هدف و یا متغیرها با این تحقیق مشابهت دارند.
همان‌گونه که پیش از این گفته شد کاهش هزینه سرمایه منجر به افزایش ارزش شرکت خواهد شد، بنابراین مطالعاتی که نقش حاکمیت شرکتی را در ایجاد ارزش برای شرکت را بررسی میکنند نیز با این تحقیق مرتبط است.
2-30-2- سوابق پژوهشی در جهان
کر و همکاران (1997)، رابطه بین حاکمیت شرکتی، جبران خدمات مدیرعامل و عملکرد شرکت را مورد بررسی قرار دادند. اندازه هیئت‌مدیره و ساختار مالکیت از متغیرهای حاکمیت شرکتی مورد بررسی در این پژوهش بودند. سطح جبران خدمات به وسیله جمع دو متغیر حقوق، جبران خدمات نقدی اندازهگیری شد. نتایج تحقیق نشان داد که ساختار مالکیت و اندازه هیئت‌مدیره مقدار معناداری از تغییرات در جبران خدمات مدیرعامل را توضیح میدهند. همچنین آن‌ها دریافتند شرکتهایی ساختار حاکمیت ضعیفتری دارند با مسائل نمایندگی بیشتری روبرو هستند و مدیرعامل چنین شرکتهایی حقوق و مزایای بیشتری دریافت میکند. آن‌ها عنوان کردند شرکت‌های با مسائل نمایندگی بیشتر، عملکرد ضعیفتری دارند.
بلک (2001)، رابطه بین حاکمیت شرکتی و ارزش بازار شرکت‌ها را مورد بررسی قرار داد. او از شاخصهای بانک سرمایهگذاری برانسویک واربورگ جهت سنجش حاکمیت شرکتی استفاده نمود این شاخص دارای 7 معیار اصلی شامل شفافیت و افشاء، شفاف‌سازی از طریق انتشار سهم، واگذاری قیمتگذاری، شفافسازی از طریق ادغام، ورشکستگی، محدودیت برای مالکیت خارجی و شیوه نگرش مدیریت در مورد سهامداران میباشد. نتایج نشان داد همبستگی معناداری (90/0) بین ارزش بازار شرکت و حاکمیت شرکتی وجود دارد. به عبارت دیگر حاکمیت شرکتی تأثیر بسیار زیادی بر ارزش بازار شرکت‌ها دارد.
گامپرز و همکاران (2003)، رابطه بین حاکمیت شرکتی و قیمت داراییها را ارزیابی نمودند. بدین منظور از شاخص حاکمیت شرکتی که در سال 1990 ارائه شد استفاده کردند. آن‌ها دریافتند شرکتهایی که حقوق سهامداران را رعایت میکنند، ارزش شرکتی بیشتر، سود بالاتر، رشد فروش بالاتر و مخارج سرمایهای کمتری دارند.
باور و همکاران (2003)، در پژوهشی تأثیر حاکمیت شرکتی بر بازده سهام، ارزش شرکت و عملکرد را در اروپا بررسی کردند. برای سنجش حاکمیت شرکتی از وجود سهامدار کنترل کننده، درصد اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره، شفافیت اطلاعات استفاده شد. ابزار اندازهگیری متغیرهای وابسته Q توبین، حاشیه سود خالص و بازده داراییها بودند. نتایج تحقیق مؤید رابطه مثبت ساز کارهای حاکمیت شرکتی و ارزش شرکت بود. در حالی که برخلاف انتظار رابطه منفی بین استانداردهای حاکمیت شرکتی و نسبتهای عملکرد وجود داشت.
فرانسیس و همکاران (2003)، ارتباط بین کیفیت سود را با هزینه خاص بدهی و هزینه خاص حقوق صاحبان سهام عادی را مورد بررسی قرار دادند. در این تحقیق، ارتباط بین هشت شاخص کیفیت سود با هزینه خاص بدهی و هزینه خاص حقوق صاحبان سهام عادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج بدست آمده حاکی است که شرکت‌های با کیفیت سود پایین در مقایسه با شرکت‌هایی با کیفیت سود بالا، هزینه بدهی و هزینه سرمایه سهام عادی بالاتری دارند.
ناندلستاد و روزنبرگ (2003)، در پژوهش خود تأثیر مکانیزمهای حاکمیت شرکتی بر عملکرد شرکت‌ها را مورد بررسی قرار دادند. آن‌ها دادههای 78 شرکت در سال‌های 2001-1999 مورد بررسی قرار دادند و برای سنجش حاکمیت شرکتی از تعداد جلسات هیئت‌مدیره، تعداد مدیران غیر اجرایی و سهامداران نهادی استفاده نمودند. نتایج نشان داد شرکت‌ها با سطح بالای حاکمیت شرکتی ارزش (Q توبین) بیشتری دارند.
فاربر (2005)، در پژوهشی با استفاده از یک نمونه متشکل از 93 شرکت، رابطه بین تشخیص تقلبات در گزارشگری مالی و کیفیت مکانیزمهای حاکمیت شرکتی را مورد ارزیابی قرار داد. مکانیزمهای مورد سنجش برای حاکمیت شرکتی شامل کمیتههای حسابرسی، جلسات کمیته حسابرسی، درصد مالکیت سهامداران نهادی، درصد اعضای غیرموظف هیئت‌مدیره، تعداد تحلیلگران مالی، کیفیت حسابرسی خارجی شرکت، درصد مالکیت مدیران و اعضای هیئت‌مدیره بود. نتایج حاکی از این بود که شرکت‌های متقلب سیستم حاکمیت شرکتی ضعیفتری دارند.
هاسوالد و مارکوئز (2005)، در تحقیق خود به ارزیابی رابطه مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و افشاء شرکت‌ها پرداختند. آن‌ها حاکمیت شرکتی را به وسیله میزان نظارت بر هیئت‌مدیره و درصد مالکیت سهامداران نهادی سنجیدند. نتایج تحقیق آن‌ها نشان داد سیستم مناسب حاکمیت شرکتی منجر به افشای بهتر اطلاعات میگردد.
در پژوهش دیگری که در سال 2005 انجام شد ارتباط بین حاکمیت شرکتی و عملکرد شرکت‌های هندی مورد مطالعه قرار گرفت و از اندازه شرکت و ساختار مالکیت (سهامداران نهادی و خارجی) برای سنجش حاکمیت شرکتی و از Q توبین برای سنجش عملکرد استفاده شد. در این تحقیق یک نمونه متشکل از 304 شرکت در دوره زمانی 2001-1997 را مورد بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد درصد بیشتر سهامداران خارجی با افزایش ارزش شرکت مرتبط است در حالی که این ارتباط در مورد سهامداران نهادی معنادار نیست و ارتباط مثبت و معناداری بین اندازه هیئت‌مدیره و ارزش شرکت موجود است.
گارمیز و لیو (2005)، در پژوهشی رابطه بین شفافیت اطلاعات و هزینه سرمایه را بررسی کردند. برای اندازهگیری هزینه سرمایه از مدل گوردون و برای اندازهگیری شفافیت اطلاعات از بررسی گزارشهای مالی استفاده نمودند. نتایج تحقیق آنان نشان داد هرچه شفافیت اطلاعات بیشتر باشد هزینه سرمایه شرکت کاهش مییابد.
ساندا و همکاران (2005)، در تحقیق خود رابطه بین مکانیزمهای حاکمیت شرکتی و عملکرد مالی شرکت‌ها در نیجریه را ارزیابی کردند. نمونه مورد مطالعه شامل 93 شرکت طی سال‌های 1999-1996 بود. درصد سهامداران داخلی، ترکیب هیئت‌مدیره، اندازه هیئت‌مدیره، تمرکز مالکیت و جدایی پستهای مدیرعامل و رئیس هیئت‌مدیره از مکانیزمهای مورد بررسی حاکمیت شرکتی بودند. بازده داراییها، نسبت قیمت به درآمد و Q توبین نیز جهت سنجش عملکرد مورد استفاده قرار گردید نتیجه تحقیق آنان نشان داد اندازه هیئت‌مدیره به طور معنادار و مثبت با عملکرد شرکت مرتبط است و سایر مکانیزمها تأثیر معناداری بر عملکرد ندارند.
بلک و همکاران (2006)، در مطالعه خود ارتباط بین ارزش بازار شرکت‌ها و شاخصهای حاکمیت شرکتی را در روسیه مورد ارزیابی قرار دادند. نمونه این تحقیق شامل 219 شرکت روسی طی سال‌های 2005-1999 بود. جهت سنجش حاکمیت شرکتی از شاخصهای برانسویک، تروکیا دیالوگ، حاکمیتS&P، شفافیتS&P،ICLG وRID استفاده نمودند. Q توبین نیز برای اندازهگیری ارزش بازار استفاده شد. نتایج نشان داد حاکمیت شرکتی ارزش شرکت را پیشبینی میکند. همچنین نتایج حاکی از این بود که شاخصهای برانسویک، ترویکا، شفافیت S&P و ICLG توانایی معناداری در پیشبینی دارند در حالیکه شاخصهای حاکمیت S&P و RID این توانایی را ندارند.
زیکا (2007)، در پژوهشی این سؤال را مورد بررسی قرار داد که آیا حاکمیت شرکتی عملکرد شرکت‌ها را پیشگویی میکند؟ وی به مطالعه موردی در اوکراین پرداخت. او دادههای شرکت‌های اوکراینی را در سال‌های 2000،2001 و 2002 بررسی کرد. برای سنجش حاکمیت شرکتی شاخصی را طراحی نمود که معیارهای اصلی آن حقوق سهامداران، شفافیت/ افشاء اطلاعات، استقلال هیئت‌مدیره و استقلال رئیس هیئت‌مدیره بود. یافتههای تحقیق وی نشان داد که حاکمیت شرکتی عملکرد شرکت را پیشگویی میکند. نتایج همچنین نشان داد افزایش یک واحد در شاخص حاکمیت شرکتی 4/0 تا 9/1 واحد عملکرد شرکت را افزایش میدهد.
2-30-3- سوابق پژوهشی در رابطه با موضوع تحقیق در جهان
بوتوسان (1997)، رابطه میان افشاء و هزینه حقوق صاحبان سهام را مورد بررسی قرار داد. او میزان افشای اختیاری در گزارش 122 شرکت تولیدی را در نظر گرفت. همچنین با استفاده از مدل ارزیابی حسابداری، هزینه حقوق صاحبان سهام را برآورد کرد. بوتوسان برای تحقیق خود دو فرضیه طراحی نمود.

                                                    .