همکاریهای اقتصادی، بازارهای سرمایه

چارچوب نظام حاکمیت شرکتی باید در حمایت از حقوق سهامداران و تسهیل امور مربوط به آن نقش داشته باشد.
ج) رفتار عادلانه نسبت به سهامداران
در چارچوب نظام حاکمیت شرکتی باید اطمینان حاصل شود که نسبت به تمامی سهامداران اعم از سهامداران عمده، سهامداران جزء و سهامداران خارجی به نحوی منصفانه برخورد می‌شود. تمامی سهامداران باید از فرصت‌هایی برای جبران حقوق تضییع شده خود برخوردار باشند.
د) نقش ذینفعان در حاکمیت شرکتی
چارچوب نظام حاکمیت شرکتی باید به شناسایی حقوق سهامداران که توسط قوانین و یا از طریق توافق دو جانبه بین شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران تعیین شده است بپردازد و از این طریق در ایجاد ثروت و شغل و همچنین بهبود و اصلاح وضعیت مالی شرکت‌ها نقش خود را ایفا نماید.
ه) شفافیت مالی و افشاء اطلاعات
در چارچوب نظام حاکمیت شرکتی باید اطمینان حاصل شود که کلیه موضوعات مهم و قابل ملاحظه در شرکت، به موقع و صحیح افشا می‌گردند. این موضوعات شامل، وضعیت مالی، عملکرد، حاکمیت و اداره شرکت می‌باشد.
و) ترکیب هیئت‌مدیره
چارچوب نظام حاکمیت شرکتی باید متضمن ارائه رهنمودهای استراتژیک برای شرکت، نظارت مؤثر هیئت‌مدیره بر مدیریت و پاسخگویی هیئت‌مدیره نسبت به شرکت و سهامداران باشد.
هر یک از ابعاد ذکرشده در بالا می‌تواند بر کلیت چارچوب حاکمیت شرکتی در یک شرکت یا بازار اثر گذاشته، آن را تقویت و یا تضعیف نماید. یکی از مهم‌ترین ابعاد موردبررسی، نقش ذینفعان در حاکمیت شرکتی می‌باشد. می‌توان با مشارکت دادن ذینفعان شرکت از طریق مکانیزمهایی در ساختار مالکیت، ترکیب هیئت‌مدیره و همچنین قراردادهای شرکت بر ریسک آن تأثیر گذاشت.
هدف نهایی از حاکمیت شرکتی دست‌یابی به چهار مورد زیر در شرکت‌هاست:
پاسخگویی
شفافیت
عدالت (انصاف)
رعایت حقوق ذینفعان (حساس یگانه و ابراهیمی، 1389).
در سال‌های اخیر، نظام راهبری شرکت یکی از جنبههای اصلی و پویای تجارت شده و توجه به آن به طور روزافزون روبه افزایش است. پیشرفت در اعمال نظام راهبری شرکت در سطح جهانی صورت میگیرد. سازمانهای بینالمللی مانند سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه استانداردهای قابل‌قبول بینالمللی را در این مورد فراهم میکنند (حساس یگانه،1384). دلایل بسیاری موجب اقبال روزافزون جهانی به موضوع نظام راهبری شرکت شده است که در زیر تعدادی از مهمترین آن‌ها بیان میشوند.
1- اقتصاد بر گرفته از بازار
2- جهانی شدن تجارت
3- موج گسترده خصوصی‌سازی از دو دهه گذشته در جهان
4- رقابت شدید و بینظم
5- موج کنترل مالکیت شرکت‌ها از دهه 1980
6- استاندارهای گزارشگری
7- بینظمی و منسجم نبودن بازارهای سرمایه
8- بحران شرق آسیا در سال 1998 که موجب شد تا بازارهای نوظهور بر نظام راهبری شرکت تمرکز نمایند.

                                                    .