پایان نامه آیات و روایات، حکمت خداوند

دانلود پایان نامه

این‌ها کسانی هستند که حق و باطل را نمی‌شناسند و برای آن فدارکاری نمی‌کنند بلکه در بند منافع خود هستند و حتی همراهی شان با مومنان تابع منافع شخصی است. «وَ اِنَّ مِنکُم لِمَن لِیبطئُنَّ فَاِن اَصابَتَکُم مَصیبهٌ قالَ قَد اَنعَم اللهُ َ عَلی اِذ لََم اَکُن مَعَهُم شهیداً وَ لَئِن اَصابَکُم فَضلٌ مِن الله لِیقولُنَّ کان لَم تَکُن بینَکُم وَ بینَه مَوَدّهٌ یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفوزَ فوزاً عظیماً» و قطعا از میان شما کسی است که کندی به خرج دهد، پس اگر آسیبی به شما رسد گوید: «راستی خدا بر من نعمت بخشید که با آنان حاضر نبودم. و اگر غنیمتی از خدا به شما برسد – چنان که گویی میان شما و او دوستی نبوده – خواهد گفت. «کاش من با آنان بودم و به بهره‌ی بزرگ می‌رسیدم». در هر حال به سختی‌ها وارد شوید در راه حق آیات و روایات دیگری نیز در این باره وجود دارد.
2-7-1-3. غفلت
زندگی دنیوی و روزمرگی‌هایش، چنان انسان را به خود مشغول کرده که هدفش را رها ساخته و آزمونش را فراموش کرده است، گویی که آزمونی نیست.
«حَسَبوا اَن لا تَکونَ فِتنَهً فَعَموا وَ صَمُّوا ثُمَّ تابَ اللهُ علیهم» گمان کردند که آزمایشی در کار نیست، پس نابینا و ناشنوا شدند، سپس خداوند به سوی آن‌ها بازگشت.
معمولا غفلت در ابتلائات حسنه و نیکوست. چنان که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «کَم مِن مُنعمٍ علیه بِالبَلاءِ» چه بسیار برخورداری که در آزمایش است.
قرآن کریم هم فرموده: «…. فلمَّا کَشَفنا عَنه ضُرَّهُ مَرَّ کأَن لَم یدعُنا اِلی ضُّر مَسَّهُ کذلِکَ زُینَ للمُسرِفینَ ماکانوا یعمَلون» و آن گاه که رنج و گرفتاری‌اش را برطرف سازیم، باز به غفلت و غرور بازگشته، چنان که گویی ما را نخوانده است. این طور کردار مسرفان در نظرشان زیبا جلوه می‌شود.
خوشی نعمت باعث می‌شود که انسان سرگرم شده و دچار غفلت از حق و خروج از سلک بندگی گردد.
2-7-2.آفات ابتلاء به سختی وناخوشی‌ها
بیشتر مواقع غافلان از حکمت خداوند، در مقابل ابتلاء به نقمت‌ها تاب نیاورده و آخرت خود را تباه می‌کنند. این آفات در ذیل بیان شده است:
2-7-2-1. تحقیر
وقتی انسان ارزش و منزلت حقیقی خود را در نسبت با کمال و عزت مطلق فراموش کند، به گونه‌ای زندگی و رفتار می‌کند و می‌اندیشد که با پستی و حقارت می‌آمیزد و با ارزش‌ها و آرزوها و همتی فروتر از شایستگی خود به سر می‌برد. حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «عِندَ الاِمتِحانِ یکرمُ الرَّجُلِ اَو یهانُ» در آزمون شخص گرامی یا فرومایه می‌شود.
ممکن است کسی در فقر و ضعف عزت و کرامت خود را حفظ کند و دیگر این ارزش‌ها را ببازد و یا در ثروت و سلامت کرامت خود را از دست داده یا موفق به رعایت حق بندگی و پرورش عبودیت شود. هیچ کدام از این امور فانی و گذرا چه خیر باشد یا شر معیار نیست. بلکه ملاک کرامت این است که چقدر بنده‌ای در دگرگونی شرایط و احوال فرمان خدا را پذیرا و گوهر بندگی را پاسدار است «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ الله اتقیکُم» گرامی‌ترین شما نزد خداوند با تقوا ترین و پرهیزگارترین شماست.
2-7-2-2. ناخوشنودی از خداوند
یکی از بدترین آفات ابتلا این است که بنده در گرفتاری و رنج‌ها به جای این که رضا و خشنودی از خداوند مهربان را در دل خود ریشه دار کند، ناخرسند و غضبناک شود.
کسانی این طور با امتحانات الهی مواجه می‌شوند که زیر تاثیر هوس‌ها و تمایلات نفسانی خود بوده و همت و عزیمتی فراتر از آن ندارند «وَ طائفهٌ قَد اَهَمَّتهُم اَنفُسَهُم یظُنُّونَ بِاللهِ غَیرَ الحَقِ ظَنَّ الجاهلیه…» گروهی که همتشان نفس شان بود، گمان باطل و جاهلی به خدا پیدا کردند…
وقتی شخصی در بند نفسانیات و هوس‌های خود باشد، در صورتی که رنجی پیش آید یا خدا را ظالم می‌داند و یا او را نادان و یا ناتوان می‌پندارد. و از این رو نسبت به فعل الهی خشمگین می‌شود و «مَن سَخِطَ البَلاءَ فَلَهُ عِنَد الله السَّخَطَ» کسی که ابتلای خدا را مورد خشم و ناخرسندی قرار دهد، برای او نزد خداوند نارضایتی بوده و مورد رضای او نخواهد بود.
ناخشنودی از خداوند آسیبی مخصوص به امتحان به شر و رنج است و در آزمون‌های نیک پیش نمی‌آید.
2-7-2-3. بی‌تابی و بی‌قراری
در آزموده شدن به سرور و ناخوشی‌ها اگر اصل امتحان بودن این امور و پایان پذیری آن و اجر پس از آن مورد توجه نباشد. انسان دچار بی‌تابی و ناآرامی می‌شود. و چون معمولا انسان‌ها به این امور توجه ندارند قرآن کریم می‌فرماید: «اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلوُعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً» براستی که انسان آزمند آفریده شده و اگر ناملایمتی به او رسد بی‌تابی و غوغا به راه می‌اندازد.
در آیه دیگر می‌فرماید: «اِذا مَسَّکُم الضُّرُّ فالیه تَجئَرُون» هنگامی که گرفتاری به شما رسد، مثل حیوانات وحشی فریاد می‌کشید.
هرچند که این آفت بیشتر در ابتلا به شرور پیش می‌آید، اما در ابتلا به خوشی‌ها و نعمت‌ها نیز به صورت طمع و زیاده طلبی و حساسیت در حفظ و از دست ندادن آن پدیدار می‌گردد.