پایان نامه ارشد درباره استقرار نظم و امنیت، بازدارندگی عمومی

دانلود پایان نامه

کلیشه‌های ذهنی : همه افراد درون یک گروه خاص را یکسان و فاقد فردیت، تلقی می‌کند. فقط به این دلیل که فردی عضو یک گروه خاص است تصور می‌شود که دارای ویژگی‌های معینی است و به عبارتی دور شدن از واقعیات اجتماعی و قضاوت کورکورانه را به دنبال دارد.
پلیس از حیث مبانی نظری به مسئله اطاعت شهروندان از دولت نیز باز می گردد. هر دولتی سازمان پلیس خود را افزون بر چهره نظم بخشی و امنیت آن، نماد اقتدار و حیثیت در عرصه افکار عمومی و ناظران بیرونی، می بیند. حضور مأموران پلیس در آیین‌های نمایشی، تشریفات و مراسم ملی، معرف اقتدار ملی یک کشور می‌باشد. در فضای گفتمان وبر پلیس جلوه قدرت مشروع، عقلانیت ابزاری دیوان سالارانه دولت می‌باشد. تعریف مشهور وبر از دولت به سان دستگاهی که حق انحصاری استفاده از زور مشروع را دارد، بیش از هر جایی در سازمان پلیس و حوزه اجرایی آن جلوه گر می‌شود. با این تعریف پلیس با استفاده از حق مشروع استفاده از وسایل اجبار، به استقرار نظم و امنیت در جامعه نائل می‌شود.
به این ترتیب پلیس نمی‌تواند مسئولیت پذیر در قبال جامعه و انتخاب گر پاسخ‌های معین برای نیازهای خاص باشد، زیرا نیروهای پلیس خود را مددکار اجتماعی نمی دانند و تنها در مقابل وقایعی که از آن تهدید ساطع می‌شود، صرف نظر از جنس تهدید یا شکل تهدید، با واکنش‌های یکسان به مقابله با آن می‌پردازند.
گفتار سوم: راهبرد‌های پلیس سنّتی برای کاهش ترس و احساس ناامنی
الگوی سنتی که بیشتر بر تأمین منابع پلیس و قدرت اجرایی قوانین در تمام مناطق مربوط به حوزه استحفاظی پلیس تاکید دارد، از دیرباز مورد توجه کشورهای مختلف در جهت کنترل و پیش گیری از جرایم و افزایش احساس امنیت در میان شهروندان قرار داشته است. در ابتدا پلیس بر این باور بود که ترس از جرم برخاسته از خطرهای عینی و یا همان جرم بوده و از این رو راهبرد کاهش ترس را در کاهش جرم جستجو می کردند. اهم راهبردهای مورد نظر امور پلیس سنتی عبارتند از :
بند نخست ) افزایش حجم نیروهای پلیس
راهبرد افزایش حجم نیروهای پلیس در سطح حوزه استحفاظی بر این فرض مبتنی است که از یک سو، فرصت کم تری برای ارتکاب جرم فراهم می آورد و از سوی دیگر، آمار کشف جرم از سوی پلیس بالا می رود. کاهش فرصت ارتکاب جرم در قالب پیش گیری وضعی به عنوان تدابیر و راهکاری مناسب قابل دفاع خواهد بود، همچنین با بالا رفتن آمار کشف جرم از سوی پلیس که منجر به دستگیری مجرمان و در نتیجه مجازات آنها می‌شود، بالطبع شاهد تقویت آثار بازدارندگی فردی و بازدارندگی عمومی مجازات‌ها و در نتیجه کاهش میزان وقوع جرم خواهد بود.
بسیاری معتقدند حجم گسترده نیروهای پلیس یک راه حل برای کاهش ترس از جرم و همچنین کاهش نرخ جرایم است. این امر از دو جهت قابل بررسی است؛ نخست آن که حجم گسترده نیروی پلیس لزوماً به این معنا نیست که این حجم در خیابان‌ها حضور دارند، بلکه تقریباً هفتاد درصد کار افسران پلیس مربوط به بخش دریافت گزارش و انجام وظایف اداری می‌باشد، دوم آن که حضور بیشتر پلیس می تواند تأثیر معکوسی بر میزان ترس از جرم شهروندان داشته باشد به این معنا که افراد جامعه احساس می‌کنند محله آن‌ها بیش از پیش ناامن شده است. به این ترتیب افزایش نیروی پلیس به عنوان راه حل کاهش ترس از جرم، شاید بسیار ساده باشد، اما صرفاً یک راه حل کوتاه مدت است که افکار عمومی را تحت تأثیر قرار می دهد.
مطالعات مارول و مودی با روش آماری به نسبت پیچیده نشان داده است که افزایش تعداد افسران پلیس در صورتی مفید است که پلیس اضافه شده در جایی استفاده شود که جرم بیش تری وجود دارد. اما هیچ مطالعه مهمی به طور ویژه در این باره که آیا افزایش حجم نیروهای پلیس به کاهش ترس از جرم کمک می‌کند یا خیر، صورت نگرفته است. به نظر می رسد اگر شهروندان این گونه فکر کنند که افزایش حجم پلیس، مدرکی دال بر آن است که آن منطقه، خطرناک است، افزایش حجم نیروی پلیس در واقع ممکن است ترس از جرم را افزایش دهد.
بند دوم) گشت‌های نامنظم در سراسر جامعه
تقویت گشت‌های انتظامی راهبرد اساسی دیگر پلیس سنتی در امر کاهش وقوع جرایم می‌باشد که به طور عام و در سطحی گسترده سازمان پلیس کشورهای مختلف جهان همواره تا سرحد امکانات، توان مالی و استعداد نیروی انسانی خود مورد توجه قرار داده اند. مأموران قدیمی گشت پیاده ملزم به کنترل مکان‌های معین در زمان‌های معین بودند و نظارت شدید بر آن‌ها اعمال می شد. تأکید روز افزون بر پاسخ سریع پلیس به تماس‌های اضطراری شهروندان با استفاده از اتومبیل تدریجاً گشت‌های پیاده پایان داد و به مأموران اجازه داد که به صورت راندومی دورتر از پست خود گشت بزنند. این سیاست به وسیله این نظریه توجیه شد که غیر قابل پیش بینی بودن حضور گشت پلیس، موجب ایجاد حس حضور پلیس در همه مکان‌ها خواهد شد و این امر بازدارندگی عمومی از جرم را در اماکن عمومی به همراه خواهد داشت. رئیس پلیس شیکاگو و رئیس مرکز جرم شناسی برکلی، اورلاندو دبلیو ویلسون از طرفداران گسترده این نظریه بودند.
در پاسخ به این سوال که گشت‌های پیشگیرانه تصادفی تا چه حد در کنترل وقوع جرم و ترس ناشی از آن مؤثر هستند، تنها مطالعه‌ای که به‌طور ویژه ترس از جرم را مدنظر قرار داد، آزمایش گشت‌های پیشگیرانه بود. تغییر در تعداد گشت‌های موتوری در شهر کانزاس بین واحدهای گشت محل به ازای هر حوزه نگهبانی که بین دو الی سه واحد گشت تقسیم شده بود، در مدت زمان یکسال هیچ تأثیری بر ترس از جرم افراد نگذاشت. چرا؟ مهمترین عامل این بود که مردم متوجه تغییر تعداد واحد‌های گشت نبودند و همچنین در میزان جرم نیز تغییری حاصل نشده بود. بنابراین چون شهروندان شهر کانزاس از هرگونه تغییری در مورد نحوه گشت پلیس آگاه نبودند و هیچ تغییری در میزان واقعی قربانی شدن آن‌ها به وجود نیامده بود، پس جای تعجب نیست که ترس از جرم آن‌ها نیز تغییری نکرده است.
به نظر می رسد افزایش گشت‌های تصادفی پلیس تنها ممکن است، در آن محله‌ها و حوزه‌های قانونی منجر به کاهش ترس از جرم شود که به طور معمول این ذهنیت فراگیر وجود دارد که پلیس هرگز در دسترس نیست و در زمان حادث شدن اتفاقات بد در اطراف آنها حضور ندارد. اخیراً نیز در کلان شهر تهران مشاهده می‌شود که برای پیشگیری از وقوع جرایم و بالا بردن احساس امنیت شهروندان، تعداد زیادی از مأموران پلیس در اماکن و خیابان‌های مختلف گماشته می‌شوند که این امر اشتباه است و نتیجه ای جز اتلاف منابع انسانی در پی ندارد.
بند سوم) واکنش سریع به درخواست کمک شهروندان
پاسخ سریع پلیس سه اثر پیشگیرانه از جرم را ایجاد می‌کند؛ اثر اول کاهش صدمه ناشی از جرایمی است که به وسیله سرعت مداخله پلیس ارتکاب آن ناتمام می ماند. اثر دوم که منفعت عام تری دارد، این است که پاسخ گویی در زمان سریع‌تر در مقایسه با تهدید به مجازات شدیدتر از طریق دستگیری واکنشی، تأثیر بازدارنده‌تری دارد و سومین اثر آن، ناتوان کردن بزهکار از طریق حبس بزهکارانی است که حضور سریع پلیس امکان جمع آوری مدارک و دستگیری آنان را فراهم ساخته است.
راهبرد واکنش سریع به درخواست کمک شهروندان از پشتوانه تحقیقی لازم دال بر تأثیر آن کاهش ترس از جرم برخوردار نیست.
عدم وجود بسیاری از شواهد علمی محکم، دلیلی است که می‌توان حدس زد، با توجه به این که قبلاً شهروندان هنگام حادثه، واکنش‌های سریع از پلیس دریافت می‌کردند، اما احساس ترس آن‌ها کاملاً پابرجا بود، لذا بهبود زمان پاسخ به درخواست آنها بعید است که تأثیر زیادی بر ترس از جرم آن‌ها بگذارد. ارائه واکنش‌های سریع تر پلیس احتمالاً در مکان‌هایی باعث کاهش ترس از جرم ساکنان خواهد بود که سرعت واکنش پلیس در آن منطقه به طور معمول پایین است.
نتایج به دست آمده در تحقیق صورت گرفته از شهروندان تهران در خصوص عواملی مانند حضور به موقع و سریع پلیس، جمع آوری افراد شرور، سرعت عمل در کشف جرم و در دسترس بودن پلیس در شرایط اضطراری، بیان گر این امر مهم است که مهم‌ترین توقع شهروندان از پلیس جهت افزایش احساس امنیت، صرف حضور فیزیکی نیست، بلکه حضور فعال پلیس در بیست و چهار ساعت شبانه، احساس امنیت شهروندان را افزایش خواهد داد. علاوه بر این عملکرد پلیس به تنهایی نمی تواند بر اساس امنیت شهروندان، اثر مثبتی داشته باشد بلکه عملکرد و رفتاری که مبتنی بر آموزش‌های حرفه‌ای و تخصصی پلیس باشد، احساس امنیت شهروندان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به عبارت دیگر با ارتقاء کیفیت عملکرد پلیس در سطح جامعه، احساس امنیت شهروندان نیز افزایش می یابد.
بند چهارم) تحقیقات کلی درباره جرایم
فرض بر این است که بالا بودن امکانات نرم‌افزاری و سخت افزاری سازمان پلیس در کشف جرم باعث افزایش آمار عملکرد پلیس در دستگیری مجرمان یا همان آمار ظاهری و پلیسی تبهکاری می‌شود که این امر خود آمار عملکرد سایر نهادهای رسیدگی کننده به جرم در فرایند کیفری شامل عملکرد نهاد تحقیق، نهاد تعقیب، نهاد دادرسی و نهاد اجرای مجازات را بهبود می بخشد و در نتیجه هدف ارعاب و بازدارندگی که از اجرای مجازات انتظار می رود تقویت شده و در نهایت به کاهش وقوع جرم می انجامد.
هیچ مطالعه ای تاکنون در خصوص بررسی بهبود تاکتیک‌های بازپرسی پلیس و اثر آن برجرم، بی نظمی و ترس از جرم انجام نشده است، با این وجود این احتمال وجود دارد که افزایش در احتمال کشف جرم و در نتیجه دستگیری، می تواند به بازدارندگی منجر شود.
بندپنجم ) ایست و بازرسی سنّتی