پایان نامه ارشد درباره راهکارهای مقابله، شناسایی و تشخیص

ترس از جرم آثار فردی و اجتماعی فراتر از خود جرم ارتکابی دارد که این امر نیز ضرورت کاهش احساس ترس و ناامنی را توجیه می‌کند؛
بنابراین لازم است که در برنامه‌های پیشگیرانه از جرم نیز مقوله کاهش احساس ترس و ناامنی گنجانده شود و این نگرش سنتی که اجرای این برنامه‌ها لزوماً احساس امنیت را برای شهروندان در پی دارد، کنار گذاشته شود.
باید به این نکته توجه نمود که امور پلیسی زمانی در کاهش ترس از جرم موفق خواهد بود که به طور خاص معطوف به مسأله ترس از جرم باشد. برای مثال پلیسی گری اجتماع محور میل به گسترش و پخش شدن دارد تا تمرکز، اصولاً معطوف به تقویت رابطه پلیس و اجتماع، اعتماد و اطمینان عمومی به پلیس است و تا حدودی در کاهش ترس از جرم موفق بوده است اما کاهش ترس از جرم به طور خاص و یا مقدماتی مد نظر قرار نگرفته است.
ماهیت پلیسی گری مبتنی بر حل مسأله، به گونه ای است که با نگاهی ویژه و اختصاصی به شکل ترس از جرم می نگرد. بر این اساس دو راهبرد زیر را می توان به عنوان راهبردهای الگوی پلیس مسأله محور مطرح نمود؛

بند نخست ) راهبرد لزوم شناسایی کامل و تحلیل دقیق مسأله
پلیسی‌گری مسأله محور بر لزوم شناسایی دقیق، خاص و جامعه ابعاد مسئله و معضل موجود، در برخورد با پدیده مجرمانه یا آثار ناشی از آن تأکید دارد و معتقد است بدون وجود هیچ شناخت دقیق و جامعی، هرگونه اقدام و راهکار عملی در امر پیشگیری از جرم نمی‌تواند با موفقیت کامل همراه باشد.
الف- شناسایی مشکل ترس از جرم
دورکیم، جامعه شناس فرانسوی معتقد است که جرم یک پدیده هنجارمند است و در همه جوامع وجود دارد، بنابراین باید کارکردهایی داشته باشد. یکی از کارکرد‌های جرم آن است که زنگ خطر جامعه را به صدا در می آورد و مسئولان را متوجه نقص‌هایی می‌کند که موجب وقوع جرم در آینده است.
با توجه به نظر مطرح شده از سوی دورکیم، می‌توان گفت ترس از جرم نیز اگر در حد منطقی وجود داشته باشد، موجب ترس فرد به راهکارهای مقابله با جرم و پیشگیری از آن است و فقدان آن، انسان را در برابر خطر آسیب‌پذیر و نا ایمن می‌سازد. برای مثال چنان به ترس از جرم در سطح بسیار پایین باشد یا اساساً وجود نداشته باشد، در این شرایط از به کارگیری وسایل و یا اقدامات احتیاطی یا محافظتی خودداری خواهیم کرد، شب هنگام در مناطق پر خطر قدم می‌زنیم، سوار خودروهای مشکوک خواهیم شد، زیور آلات را بدون توجه به محیط پر خطری که در آن هستیم، نمی پوشانیم.
ترس زمانی جنبه آسیب شناسی پیدا می‌کند که به شکل افراطی و غیر منطقی وجود داشته باشد و موجب از بین رفتن اعتماد به نفس، درماندگی انسان و منفعل شدن وی و یا در مقابل موجب شکل گیری واکنش‌های کنترل نشده و هیجانی شود. در چنین شرایطی همه چیز در سایه خطرپذیری مفهوم و معنا می یابد، بِک چنین جامعه ای را جامعه ریسک مدار می‌نامد.
1- بهره گیری از جلسات اجتماعی
یک روش مفید برای شناسایی و تشخیص ترس، جلسات اجتماعی است. ساکنانی که در جلسات اجتماعی شرکت می‌کنند غالباً مشتاق هستند تا درباره نگرانی‌ها ترس خود صحبت کنند. معمولاً میتوان برای شناسایی چیزی که مرتبط با جدی ترین مشکلات بی نظمی و جرم در محله شان است، روی آن‌ها حساب کرد، مانند مسائلی از قبیل افراد شرایط خاصی که موجب ترس آنها می‌شود. اگر ساکنان بتوانند دیگران را آگاه سازند که شرایط نسبت به آن چیزی که تصور می‌کنند، از تهدید کم تری برخوردار است، این نوع تبادل اطلاعات ممکن است به کاهش ترس ساکنان محله منجر شود.
2- بهره گیری از تحقیقات اجتماعی
شناسایی و بررسی ترس از جرم برای به کارگیری راهبردهای مناسب کنترل ترس و نیز بررسی سیاست‌های کنترل جرم و پلیسی گری بسیار ضروری است. به این دلیل امروزه برای سازمان‌های پلیسی انجام تحقیقات اجتماعی امری نا آشنا نیست. در برخی پیمایش‌ها اساساً ترس از جرم مورد سنجش قرار نمی گیرد، بلکه نگرانی درباره جرم و یا اعتقادات افراد نسبت به بزه دیده شدن را در نظر می‌گیرند، در برخی پیمایش‌ها نیز بیش تر مسائل اعتقادی و احساسی را ملاک قرار می‌دهند تا موضوعات عینی مانند خطرهای موجود در جامعه را که مرتبط با پدیده جنایی است.
پیمایش‌های اجتماعی گسترده به ندرت قادرند تا جایی که ترس از جرم در بالاترین حد آن قرار دارد را شناسایی کنند، این بدان دلیل است که حجم نمونه جهت به دست آوردن تعداد کافی پاسخ‌ها در هر محله از شهر باید بسیار بزرگ باشد تا اجازه تخمین‌های مربوط به ترس از جرم در سطح محله ای را بدهد که این امر هزینه و مشکلات پیمایشی بسیاری را در پی دارد و این پیمایش‌ها بیشتر مبتنی بر دیدگاه عموم نسبت به پلیس است تا ترس از جرم.
با وجود این امر روشی نیاز است تا به ترس در سطح محله بپردازد، زیرا علت ترس و احساس ناامنی غالباً در محله‌ها وجود دارد و می تواند برای هر محله خاص باشد و در طول زمان تغییر پیدا می‌کند. در این خصوص می توان از دو نوع تحقیق استفاده کرد؛
تحقیقات گسترده در سطح حوزه قضایی: این پیمایش می‌تواند جهت شناسایی این که کدام گروه جمعیتی (افراد مسن، کودکان، مهاجران و. . ) بیش ترین تأثیر را نسبت به جرم پذیرا هستند، مورد استفاده قرار گیرد.
پیمایش سطح محله ای : سازمان‌های پلیسی باید فرم‌های پیمایشی بسیار کوتاه را تهیه کنند تا افسران حوزه نگهبانی بتوانند جهت گردآوری اطلاعات از ساکنان محله از آن استفاده نمایند.
3- بهره گیری از ارتباطات روزمره
یک روش ساده اما بسیار مفید در جمع‌آوری اطلاعات بیشتر در خصوص ترس از جرم در یک محله یا حوزه قضایی برای افسران، آن است که به تحقیق و پرسش درباره ترس در طول ارتباطات روزمره با افراد بپردازند. زمانی که افسران در حال صحبت با شهروندان در خیابان، در مغازه، با تلفن، یا واکنش به جرایم و ارائه خدمات هستند، پرسش درباره مشکلات جرم غیره معمول نیست. آن‌ها می‌توانند به راحتی درباره ترس از جرم و تهدیدات متوجه امنیت آن‌ها تحقیق کنند و پاسخ‌ها می‌تواند به مخزن اطلاعات و آگاهی اجتماعی اضافه شود تا افسران محله و دیگران در هنگام بررسی و تحلیل مشکلات اجتماعی از آن استفاده کنند.
ب) تحلیل مشکل ترس از جرم

                                                    .