پایان نامه ارشد درباره رفتارهای ضد اجتماعی، حمایت از بزه دیدگان

دانلود پایان نامه

در اواخر دهه 70 میلادی طرح‌های متعدد پیش گیری از جرم در کشورهای مختلف تحت مدیریت پلیس و نهادهای محلی به اجرا گذاشته شده است. عناوین برخی از این طرح‌ها به شرح ذیل است؛
الف- مراقبت همسایگی
این مفهوم یکی از گسترده ترین برنامه‌های پلیس جامعه محور یعنی نظارت بلوکی از طریق افزایش نظارت داوطلبانه بر محله توسط ساکنان را توجیه می‌کند. این برنامه موجب بازدارندگی از جرم می‌شود زیرا بزهکاران می دانند که همسایگان در حال مراقبت هستند. موفقیت برنامه مراقبت همسایگی به ایجاد فضای همکاری اجتماعی که اتحاد، هوشیاری و امنیت در محله‌ها را ارتقا می دهد، بستگی دارد. همکاری و تعامل روز افزون پلیس با شهروندان به طور مستقیم از طریق افزایش احساس اثر بخشی و کارایی شهروندان، تحکیم روابط بین همسایگان و دخالت دادن آن‌ها در امور همسایگی و شهر، احساس ترس و ناامنی را کاهش می دهد.
قدیمی ترین و شناخته ترین برنامه پلیس جامعه محور یعنی برنامه مراقبت همسایگی در پیش گیری از جرم بی تأثیر است، این نتیجه توسط مستندات نسبتاً قوی پشتیبانی می‌شود. از جمله این مستندات یک مورد مطالعه راندومی در شهر مینیاپلیس است که تلاش به سازمان دهی برنامه‌های مراقبت همسایگی را مورد مطالعه قرار داده است. یافته‌های اولیه حاصل از ارزیابی‌ها نشان گر آن است که ساکنان مناطق جرم خیز، نسبت به سازمان دهی و اجرای مراقبت همسایگی بی میل تر هستند.
ب- نگهبان محله
نگهبان محله فردی است که حفاظت و مراقبت از محل زندگی یا محل کار مردم را با توجه به محدوده جغرافیایی تعیین شده و برابر برنامه زمان بندی ابلاغ شده به وی، بر عهده دارد. برنامه نگهبان محله منجر به حضور مأموران نیمه رسمی و متحدالشکلی در سطح محله به خصوص در مجتمع‌های مسکونی می‌شود. هدف آن‌ها اساساً بهبود کیفیت زندگی در این مناطق است، آنها ممکن است در منطقه به گشت زنی مشغول بشوند و از طریق کاهش جرم، کاهش رفتارهای ضد اجتماعی و کاهش ترس از جرم، کیفیت زندگی ساکنان آن منطقه را بهبود بخشند.
بسیاری از شواهد بیان می‌کند که نگهبان محله با کاهش متوسط جرم همبسته است. اما همچنان مدارکی وجود دارد که نگهبان محله می تواند با حساس تر شدن ساکنان در برابر خطرات و تهدیدات یک محله باعث افزایش ترس از جرم شود. در توضیح این امر می توان گفت پلیس باید از تشویق نگهبان محله در مناطقی که میزان جرم و ترس از جرم پایین است، خودداری کند؛ چرا که نگهبان محله در این مناطق باعث افزایش ترس می‌شود، اگر چه در محله‌های واقع در منطقه ای که میزان جرم بالا و میزان ترس از جرم کم است، نگهبان محله مخصوصاً می تواند یک پاسخ مناسب باشد، زیرا ممکن است به طور همزمان به کاهش جرم کمک کند و باعث محتاط تر شدن ساکنان شود و همچنین در مناطقی که میزان جرم وترس بالا است، پتانسیل کاهش جرم و کاهش ترس آن می تواند سودمند باشد.
در سال 2001 بالغ بر 150 منطقه شهرداری در هلند دارای نگهبان محله می‌باشند. نگهبان محله در هلند بر روی پیش گیری از جرم و رفتارهای ضد اجتماعی متمرکز شده اند. وظیفه نگهبانان محله عبارت است از :
حضور آشکار؛
مهار کردن رفتارهای ضد اجتماعی؛
عمل کردن به عنوان چشم و گوش سایر سازمانهای اجتماعی.
نگهبان محله از طریق برخورد با حوادث خُرد و کم اهمیت به پلیس کمک می‌کند که بیشتر وقت و نیروی خود را صرف پاسخ گویی به جرایم جدی کند. افراد جامعه معتقدند که حضور نگهبان محله تأثیر موثر و پایداری بر کاهش ترس از جرم آن‌ها داشته است.
بند سوم ) اطلاع رسانی
انجام تدابیر پیشگیرانه صرف توسط پلیس، اثر محدودی در زمینه پیشگیری از جرم دارد، اما در صورتی که پلیس در کنار این اقدامات، اطلاع رسانی انتظامی را در دستور کار خود قرار دهد و به جامعه منتقل کند، اثرات پیشگیرانه اقدامات پلیس تشدید شده و طیف وسیعی از مردم را تحت پوشش قرار خواهد داد.
پلیس از طریق برگزاری جلسات اجتماعی برای گفت و گو با ساکنان محله و فراهم کردن اطلاعات جنایی برای عموم مردم از طریق اینترنت، نقشه‌های جرم و بروشورها این امکان را فراهم می‌کند که آنها بهتر بتوانند از خودشان محافظت کنند.
بسیاری از ادارات پلیس تاکنون آموزش‌های پیشگیرانه از جرم برای تجار در مورد نحوه محافظت از کار و کسب شان در برابر جرایم بازرگانی، باری ساکنان محله در مورد محافظت از منزلشان در برابر سرقت، برای مقامات مجتمع‌های مسکونی در مورد نحوه مداخله در مورد بی نظمی، برای کودکان و نوجوانان در مورد نحوه برخورداری از امنیت و غیره را برگزار کرده اند.
یک مثال امیدوار کننده از برنامه پلیس جامعه محور در ایالت بالتیمور است. جسدی در محله کشف می‌شود و ساکنان به سرعت نگران و مضطرب می‌شوند. تحقیقات محلی نشان داد که آن شخص در واقع در جایی دیگر به قتل رسیده و شخص مرده هیچ ارتباطی با محله نداشته و ظاهراً به طور تصادفی در آن جا رها شده بوده است. افسران جامعه محور فوراً به درب منزل‌ها رفته تا این اطلاعات را به آگاهی ساکنان محله برسانند و به نظر رسید از شدت ترس‌ها کاسته شد. این سرعت عمل در رویکرد فرد محور احتمالاً بسیار موثر تر از آن بود که پلیس موضوع را از طریق مطبوعات انتشار می داد یا این اطلاعات را در ماهنامه بعدی می گنجاند.

بند چهارم ) حمایت از بزه دیدگان
بررسی‌ها نشان می دهد که بزه دیدگی سابق تأثیر مثبتی بر ترس از جرم دارد. در زمینه نوع بزه دیدگی از حیث مستقیم و غیر مستقیم باید بیان داشت که تجربه بزه دیدگی مستقیم می تواند اضطراب فرد را بالا ببرد، چرا که رویدادهای جنایی در روان فرد به عنوان یک واقعیت ملموس جلوه می‌کند و از این رو منجر به افزایش ترس از جرم می‌شود. در بیش تر موارد بزه دیدگان نزدیکان خود را از تجربه خود آگاه می‌کنند. این مهم به ویژه در جرایم خشونت آمیز باعث افزایش ترس از جرم نزدیکان بزه دیده خواهد شد.
در نتیجه گفت و گو و اطلاع از جرائم به ویژه جرائم خشونت آمیز باعث گسترش ترس در بین اطرافیان بزه دیده می‌شود، چرا که چنین اطلاعاتی در تصور فرد از دنیای پیرامون موثر بوده و در نتیجه باعث بالا رفتن ترس و نگرانی آن‌ها از جرم می‌شود.
به این دلیل بزه دیده که در اثر جرم دچار آسیب‌های گوناگون مادی و معنوی می‌شود و ابتدا به پلیس مراجعه می‌کند، نیازمند آن است که اولین نهادی که با او سروکار دارد، در جهت حمایت از او وکاستن از دامنه آسیب‌هایی که از ناحیه جرم متوجه او شده است، اقدامات شایسته ای انجام دهد. پلیس نقش مهمی در کاهش آسیب‌های مادی و معنوی بزه دیده و حمایت قانونی از او دارد. این حمایت می تواند به صورت توجه به حقوق و کرامت انسانی بزه دیده، توجه به نگرانی و آلام بزه دیده، ابراز همدردی با او، شناسایی و دستگیری مجرم و حمایت قانونی از بزه دیده متجلی شود.