پایان نامه ارشد درباره ساز و کارهای حمایتی، تحلیل جامعه شناختی

دانلود پایان نامه

به نظر می رسد معقول است فرض کنیم که میزان ترس از جرم یک شخص تابع درک و فهم وی نسبت به میزان آسیب‌پذیری خویش است آنهایی که خود را در برابر بزه دیدگی، آسیب‌پذیر می‌دانند مانند زنان، کودکان و سالمندان، احتمالاً در مقایسه با کسانی که احساس آسیب پذیری کمتری می‌کنند و یا خود را شکست ناپذیر می دانند، ترس بیش تری را ابراز خواهند کرد. کاهش قدرت جسمانی و چابکی، ضعف حواس مانند ضعف در بینایی و شنوایی، نداشتن قدرت دفاعی لازم در برابر حملات که بسیاری از افراد سالمند از آن رنج می برند، احتمالاً احساس آسیب پذیری آنها را افزایش خواهد داد، در نتیجه باعث می‌شود آنها بیش از سایر گروه‌های سنی در هراس باشند. چنان چه ساکو و گلاک من معتقدند، افراد خطر ناشی از جرم را بر اساس درکی که از آسیب پذیری خود دارند، تعریف می‌کنند.
مسائلی از قبیل عوض کردن کارت شناسایی، دسته چک و اسناد دیگر، بعد از کیف قاپی ممکن است با افزایش سن برای افراد خسته کننده و هزینه بردار باشد. همان طور که اشاره شد دوره سالمندی با کاهش قدرت بدنی و چالاکی همراه است، بنابراین مقاومت در برابر متجاوزان برای افراد سالخورده – در مقایسه با جوانان – نه تنها موثر نیست بلکه خطرآفرین نیز می‌باشد. چه بسا صدمات جزئی عواقب جدی را به همراه داشته باشد و شاید آسیب دائمی را برای سالمند بزه دیده ایجاد کند. بنابراین ترس بیش تر افراد سالمند از جرایم خیابانی در مقایسه با سایر گروه‌های سنی، چندان غیر معقول نمی‌باشد. به نحوی که افزایش خطر بزه دیدگی در خیابان‌ها، می تواند به انزوای اجتماعی بیش تردر سالمندان منجر شود.
بند دوم) بیماری:
سالمندان به دلیل بالا رفتن سن با انواع مختلفی از بیماری‌های جسمی و روانی روبه رو هستند. آنها به علت ناتوانی جسمی و مشکلات روانی، حمایت نشدن از سوی نهادهایی همچون خانواده و مراکز مراقبتی و نیز نگرانی از بهبود آسیب‌های ناشی از بزه دیدگی، ترس ا زجرم بالایی دارند. برای مثال زنی هفتاد و یک ساله که به علت درد شدید یا قادر به حرکت زیاد نبوده و همچنین مرد شصت و یک ساله ای که دچار بیماری ام اس بود، چنین بیان داشتند که در زمان وقوع بزه قادر به واکنش مطلوب نبوده و خود را در این زمینه ناتوان می‌دانند.
به این ترتیب سالمندان بیمار به علت از دست دادن کنترل یا ناتوانی در دفاع از خود و پیش بینی پیامد‌های بزه‌دیدگی به مراتب بیش از افرادی که در سلامت به سر می‌برند، ترس از جرم را ابراز می‌کنند.
بند سوم) آثار شدید بزه دیدگی
همچنین منطقی است که فرض شود، ترس از جرم افراد متناسب با ارزیابی ذهنی آنها از آثار ناشی از بزه دیدگی است. اگر آثار و پیامدهای ناشی از جرم مخرب، شدید و ناتوان کننده باشد، ترس از بزه دیده واقع شدن نیز بالا است. در صورتی که فرد اعتقاد داشته باشد که آثار جرم برای او چندان شدید نیست و به سرعت می تواند بر آن غلبه کرده و به سادگی پیامد‌های منفی بزه دیدگی را ترمیم کند، از بزه دیده واقع شدن چندان هراسی نخواهد داشت. ضعف، آسیب پذیری، انزوا، کمبود بهداشت، بیماری‌های مزمن، توان جسمانی کم و طول درمان نسبتاً طولانی مدت، دلایل مناسبی برای احساس ترس بیش‌تر در میان سالمندان است. علاوه بر این از دست دادن اموال و کاهش توان مالی در نتیجه جرم واقع شده، تأثیر بیش تری بر افراد مسن دارد تا جوانان که از لحاظ اقتصادی، گروه فعال و کاردانی محسوب می‌شوند.
بند چهارم) جنسیت
مطالعات پیرامون ترس از جرم نشان می دهد که زنان بیش از مردان از جرم در هراس هستند. از آنجا که بخشی از جمعیت گروه سنی بالای 65سال را زنان تشکیل می‌دهند، این امر در بالا بردن تعداد افرادی که در سن 65 سال به بالا، ترس از بزه دیدگی را ابزار می‌کنند، موثر خواهد بود.
بند پنجم ) انزوای اجتماعی
پژوهش‌های انجام شده درباره ترس از جرم حاکی از آن است که افرادی که تنها زندگی می‌کنند به احتمال زیاد در مقایسه با افرادی که همراه با دیگران زندگی می‌کنند، ترس بیش‌تری از جرم را تجربه می‌کنند. یکی از اصول اساسی نظریه فلمینگ بالویگ (1993) درباره ترس از جرم نیز، ارتباط مستقیم میان انزوای اجتماعی و میزان ترس از جرم است.
بالویگ این گونه استدلال می‌کند که ترس نمی‌تواند صرفاً به عنوان پاسخی در برابر نرخ واقعی جرم تلقی شود، بلکه باید در زمینه کلی تر زندگی فهمیده شود. برای آنهایی که منابع مالی کمتری دارند در حاشیه جامعه هستند، عدم امنیت جانی و مالی به سادگی شکل ترس به خود می گیرد او معتقد است انزوا و ترس از جرم با یکدیگر در ارتباط هستند به نحوی که هر چه انزوای اجتماعی بیش‌تر باشد و موقعیت فرد در شبکه اجتماعی ضعیف‌تر باشد، ترس از جرم بیش تر است.
از سوی دیگر پس از بازنشستگی شغلی، تعاملات و مراودات اجتماعی افراد مسن کاهش پیدا کرده و فرد تا حدودی در جامعه منزوی می‌شود. همچنین افزایش سن معمولاً همراه با از دست دادن همسر و استقلال فرزندان است؛ در نتیجه علاوه بر کاهش تعاملات اجتماعی، فرد تنها نیز می‌شود. این دو عامل نقش بسیار در افزایش ترس از جرم در بین سالمندان دارد.
در تحقیقی با عنوان «تحلیل جامعه شناختی ترس از جرم در میان زنان شهرتهران»، در حدود 18 درصد از زنان مصاحبه شونده بالا رفتن سن و تنهایی را عامل مهمی برای ترس از جرم خود می دانند.
یکی از زنان مصاحبه شونده می‌گوید:«از وقتی شوهرم فوت کرده خیلی تنها شده‌ام، دچار افسردگی شده‌ام، دو دختر و یک پسرم خارج از ایران هستند. از این که مجبورم شب‌ها در خانه تنها بخوابم بسیار می ترسم. مدتی نوه‌ام که پسری 20 ساله است برای خواب به خانه‌ام می‌آمد، اما چندین بار شنیده‌ام که نوه یا پسر جوانی مادر بزرگ خود را به خاطر پول کشته است، به بهانه‌های مختلف از او خواستم دیگر تنها به خانه‌ام نیاید. حالا شب‌ها در‌ها را چند قفله کرده و زیر بالشم چاقو می‌گذارم، با این حال از تنهایی می ترسم.
بند ششم) میزان تحصیلات
در زمینه میزان تأثیر میزان سواد بر ترس از جرم باید بیان داشت که افزایش سطح سواد می‌تواند عامل مهمی در جهت آگاهی از انواع جرایم، نرخ جرم و خطرات ناشی از آن و در نتیجه افزایش ترس از جرم باشد. از سوی دیگر افزایش آگاهی می تواند منجر به اتخاذ تدابیری موثر برای پیش گیری از جرم شده و در نتیجه کاهش ترس را در پی خواهد داشت. مطالعات در این زمینه نشان گر آن است که افرادی که دارای تحصیلات دانشگاهی هستند، ترس کمتری از جرم دارند و به نظر معقول است که تحصیلات را به عنوان یک شاخص مهم در سبک زندگی و سطح اجتماعی تلقی کنیم.
«پاره ای از پژوهش‌ها نشان می دهد که سالمندانی که از پیشینه تحصیلی خوبی بهره مند هستند، چون به طور معمول به طبقه ثروتمند جامعه تعلق دارند بیش تر در معرض بزه دیدگی جرایمی همچون برگلری قرار دارند. »
به همین دلیل این گروه از سالمندان از قرار گرفتن در موقعیت‌هایی با خطر بزه دیدگی بالا اجتناب کنند، به عنوان مثال آنها محلاتی را برای زندگی انتخاب می‌کنند که از خطر کمتری برخوردار است. علاوه بر این می‌توان گفت غالباً سالمندان کم سواد یا بی سواد، به علت ناآگاهی از ساز و کارهای حمایتی در جامعه – در مقایسه با افراد تحصیل کرده – آسیب پذیرترند و از این رو ترس از جرم بالایی را گزارش خواهند داد.
بند هفتم) میزان درآمد
میزان درآمد می‌تواند در احساس آسیب پذیری فرد و بهره گیری از تدابیر و منابع حمایتی جامعه موثر باشد. ویل و مک گرات با توجه به این واقعیت که افراد کم درآمد در مقایسه با افراد ثروتمند احتمالاً بیش تر در معرض جرم و تهدیدهای اجتماعی هستند. ابراز کردند که این قبیل افراد ترس از جرم بیش تری دارند. البته افراد ثروتمند از آن جا که آماج مناسبی برای بزه کاران محسوب می‌شوند به نوبه خود احساس ترس بالایی دارند.
اما به علت برخورداری از حمایت‌های اجتماعی و نیز اتخاذ راهکارهای پیش گیرانه، به اتکای توان مالی خویش، احتمال بزه‌دیدگی خود را کاهش می‌دهند و به این ترتیب ترس از جرم پایین‌تری در مقایسه با اقشار کم درآمد از خود نشان می‌دهند.