پایان نامه ارشد درباره فرآیند حل مسأله، پردازش شناختی

دانلود پایان نامه

در صورتی که محاسبه جابه جایی جرم پیچیده و بحث برانگیز است، تعدادی از مطالعات به بررسی جا به جایی جغرافیایی به مناطق مجاور نقاط جرم خیز پرداخته است. در تجزیه و تحلیل تجربی بازار مواد مخدر شهر نیوجرسی، جابه جایی به حدود دو بلوک اطراف نقاط جرم خیز مورد محاسبه قرار گرفت هیچ جابه جایی معناداری در تماس‌های مربوط به جرم و بی نظمی یافت نشد. تنها هوپ، گزارش در خصوص جابه جایی جرم ارائه کرده است، اگر چه این جابه جایی تنها در مناطق مجاور نقاط تحت عملیات پلیس، اتفاق افتاده است، ولی روی هم رفته تأثیر جا به جایی خیلی کم تر از اثر پیشگیری آن بوده است.
بنابراین اگر چه این امکان وجود دارد که جا به جایی تا اندازه ای رخ دهد بهترین نتیجه را که می‌توان از پلیسی گری مسأله محور انتظار داشت، این است که مشکل جا به جایی را مدیریت نماید.
مبحث سوم : بهره گیری از مدل پلیسی گری مسأله محور با هدف کاهش ترس از جرم
مدل پلیسی گری مسأله محور شامل تمرکز بر مسائل خاص و متناسب سازی راهبردهای خود با مسأله شناسایی شده، می‌باشد. ماهیت پلیسی گری مبتنی بر حل مسأله به گونه‌ای است که با نگاهی ویژه به مشکلات جامعه در حوزه‌های بی نظمی و ناهنجاری‌های اجتماعی، می نگرد. در این مدل، جعبه ابزار پلیس شامل منابع موجود در جامعه و توانمندی‌های سایر سازمان‌های اجتماعی می‌باشد.
در این مبحث ضمن بررسی مفهوم مسأله محوری و فرایند حل مسأله در سازمان پلیس، به بررسی راهبردهای پلیس مسأله محور برای کاهش ترس از جرم در جامعه، خواهیم پرداخت.
گفتار نخست : رویکرد مسأله محوری در سازمان‌های پلیسی
بند نخست) مفهوم مسأله
عبارت «مسأله» معمولاً در مفاهیم حاجت، مطلب، درخواست و همچنین معضل و گرفتاری و دردسر به کار برده شده است. منظور از عبارت مسأله در «امور پلیسی مسأله محور» معضلات و گرفتاری‌هایی است که جامعه محلی با آن درگیر است و از پلیس انتظار حل و فصل آن را دارد.
در مفهوم اصطلاحی نیز مسائل اجتماعی عبارت اند از : « مجموعه ای از وقایع مرتبط که موجبات دردسر و گرفتاری را برای جامعه محلی ایجاد می‌کند» این تعریف شروط سه گانه ای را در بر می گیرد که در امور پلیسی مسئله محور باید مدنظر قرار گیرد؛
نخست آن که مسأله موضوع این روش، برآیند مجموعه ای از وقایع مسأله ساز یا وقایع مکرر مسأله ساز است. دوم آن که این وقایع به نحو معنا دار و قابل فهم با یکدیگر ارتباط دارند و شرط سوم آن که وقایع مشمول این روش باید موجبات مزاحمت و خسارات را برای افراد جامعه محلی در پی داشته باشد.
واژه مسأله به تمام موضوعات مورد توجه پلیس اشاره ندارد به ویژه به موضوعات سازمانی، اجرایی و سیاسی نمی پردازد. استفاده از واژه مسأله دریافت پلیسی همان مفهوم بیماری درحرفه پزشکی است.
بند دوم) مفهوم حل مسأله
«حل مسأله» به مجموعه فعالیت‌هایی اشاره دارد که یک مکانیسم خاص به منظور فائق آمدن بر مشکلاتی انجام می دهد که در راه رسیدن به هدف با آن مواجه است و دربادی امر حل نشدنی به نظر می رسد. این رویکرد در علوم جرم شناسی و جامعه شناسی، عمدتاً تشخیص، تحلیل و بهینه سازی فعالیت‌های یاد شده را هدف قرار می دهد و می کوشد با توسل به نوعی پردازش شناختی، شخص یا مکانیسمی را که در موقعیت حل یک مسأله است، اما برای حل آن آمادگی روشمندی ندارد، در جهت تبدیل موقعیت موجود به موقعیت مطلوب یاری دهد. حل مسأله فرایند حرکت به سمت هدف است در زمانی که مسیر و جهت آن هدف مشخص نیست. بنابراین اشتباه کردن جزء اصلی این فرایند است. حل برای تاکید بر میزان وسیعی از مشکلات مربوط به جرم و موضوعات کیفیت زندگی مرتبط با آن‌هاست.
بند سوم ) فرآیند حل مسأله
فرآیند حل مسأله که بنا به استدلال گلدشتاین، مستلزم شناسایی، تحلیل دقیق مسائل، تعیین راهکارهای مناسب و در نهایت ارزیابی آن‌ها است، بعد توسط آقای اک و اسپلمن به فرایند SARA مشهور شد. اگر چه تاکنون تعداد زیادی از مدل‌های حل مسأله توسعه یافته است، مدل SARA از رایج‌ترین مدل‌هایی است که در فرایند مزبور به کاربرده می‌شود و شامل چهار مرحله گسترده به شرح ذیل است :

شناسایی : تعریف و الویت بندی مسائل مربوط به امنیت جامعه که برای بررسی دقیق در مرحله بعد انتخاب می‌شوند؛
تجزیه و تحلیل : گردآوری اطلاعات در خصوص علل واقعی مسائل و مشکلات موجود. در این مرحله می توان از ابزارهایی ساده همچون مثلث تحلیل جرم که توانایی تجزیه و تحلیل را در سه بُعد بزهکار، بزه دیده و موقعیت فراهم می‌کند، استفاده نمود؛
واکنش : طراحی اقداماتی که علل شناخته شده را هدف قرار می دهد؛
ارزیابی، سنجش این امر که آیا واکنش مورد نظر تأثیر مطلوب داشته است و در صورت نیاز تغییر آن.

بند چهارم) مفهوم پلیسی گری مسأله محور