پایان نامه ارشد درباره فرآیند حل مسأله، کنش‌های اجرایی

در مناطقی که میزان جرایم بالا بوده ولی مردم ترسی از آن ندارند و یا حساسیتی نسبت به واقعیت پیرامونی آنها وجود ندارد، باید تلاش شود تا با برنامه‌های آموزی میزان آگاهی مردم نسبت به جرائمی که ایشان را تهدید می‌کند بالا برده شود.
راهبردهای اتخاذی نباید به سمت و سوی افزایش بی مورد ترس از جرم در این مناطق طرح ریزی شود، بلکه باید کوشید تا مشارکت‌های مردمی در برنامه‌های پیش‌گیری از جرم افزایش یابد. در این حالت به کارگیری برنامه‌های کاهش ترس از جرم خطا است، چون خطر بزه دیدگی شهروندان را بالا خواهد برد، در این حالت باید راه کارهای حفاظتی برای کاهش جرم و بزه دیدگی به آن‌ها آموزش داده شود.
به این ترتیب مرحله واکنش به مشکل شناسایی شده، کاملاً وابسته به نوع مسئله و مراحل تحلیل آن است. واکنش ممکن است بسیار ساده و پیش پا افتاده یا بسیار گسترده و همه جانبه باشد.
ترس ممکن است به دلیل عدم موفقیت در دستگیری متهمان حادث شود، در این صورت بر تحقیقات و پیگردهای قانونی، متمرکز می‌شوند به ترس از جرم ممکن است به دلیل واکنش کند پلیس حادث شود و در این صورت باید مدت زمان پاسخگویی را بهبود بخشید، ترس ممکن است به دلیل بی نظمی و خشونت حاصل شود، در این صورت باید بر شرایط و حوادث تقریباً خرد متمرکز شد. به این ترتیب ممکن است ترس توسط 101 عامل دیگر حاصل شود، از سر و صدای یک همسایه تا ورود مهاجران جدید به محله، در هر مورد شناسایی و تحلیل مشکلات و سپس اجرای راه حل متناسب مبتنی بر مشکلات واقعی که از طریق بررسی‌ها آشکار شده است، ضروری است. برای مثال استفاده از نگهبان محله در محله ای جرم خیز از حیث سرقت – برای کاهش ترس شهروندان- اگر مرتکبان سرقت، ساکنان همان محله باشند، ممکن است کارایی چندانی نداشته باشد.
ب- ارزیابی واکنش‌های اجرایی برای کاهش ترس از جرم
بعد از طی شدن مدت اجرای برنامه، می بایست ارزیابی شود که این راهبردها تا چه میزان در دستیابی به اهداف تعیین شده موفق بودند. آیا تدابیر و راهکارهای اتخاذ شده از سوی پلیس مفید بوده است یا باید تدابیر جایگزین دیگری برای بهبود وضعیت موجود، اتخاذ شود. ارزیابی از طریق تعامل و همفکری با گروه هدف، نظرسنجی و مقایسه گزارش رسانه‌های گروهی در خصوص موضوع، قبل و بعد از اجرای برنامه و. . . صورت می گیرد. در این ارزیابی نباید از آثار جانبی کاهش ترس از جرم غافل شد، چرا که یک برنامه ممکن است باعث کاهش موردی ترس از جرم شود ولی ترس از جرم را به جای دیگری منتقل کند.
«استفاده از ارتباطات محیطی، قبل و بعد از اجرای برنامه می‌تواند سودمند باشد. اگر پلیس در اطراف محله با ساکنان قدم بزند تا برخی از علل ترس را دریابد، بعد از هدف قرار دادن آن، باید منطقه ای را که در آن با ساکنان قدم زده بود را دوباره قدم بزند. تا مشخص کند که آیا عملکردش در بهبود شرایطی که باعث ترس ساکنان در مکان اول شده، موفقیت آمیز بوده است یا خیر. ساکنان محله نیز می توانند به افسران در کشف کمک کنند که آیا شرایط جابه جا شده است یا خیر، آیا مشکل دیگری در محل اصلی به وجود آمده است یا خیر. »
تعدادی از مطالعات شبه تجربی اواسط دهه 1980 بدون هیچ‌گونه تناقضی نشان می‌دهد که مسئله محوری می‌تواند ترس از جرم، جرائم خشونت آمیز و مربوط به اموال، قتل جوانان با سلاح گرم، اشکال مختلف بی نظمی، فحشا و فروش مواد مخدر را کاهش دهد.
وقتی دپارتمان پلیس ایالت بالتیمور رویکرد مسأله محور را جهت کاهش ترس در دهه 1980 به کار گرفت. از تلاش‌های قبلی که بر گشت‌های زیاد و پیشگیری سنتی از جرم متمرکز بود، موفق تر عمل کرد. از رویکرد مسأله محور در جرایم مدرسه و جرایم مربوط به بی نظمی واقع درcharlotte , Nortgh Carolina منجر به کاهش ترس در میان دانش آموزان و معلمان شد.
امور پلیسی مسأله محور زمانی که همراه با امور پلیسی مناطق جرم خیز همراه شود، تأثیر بیش تری خواهد داشت. این امر تأکیدی است بر این نکته که فرآیند حل مسأله زمانی که متمرکز باشد، مؤثرتر خواهد بود.
بخش دوم :
راهبردهای پلیس برای کاهش ترس از جرم در میان اشخاص معین

زنان و سالمندان به علت این که احساس می‌کنند توانایی چندانی برای محافظت از خود ندارند و به علت جسمانی، از طولانی شدن دوره درمان یا باز یافتن سلامت خود بیم دارند، احساس آسیب پذیری دارند. لذا سن و جنسیت در اغلب پژوهش‌ها، نشانه آسیب پذیری است. هر چند به نظر می رسد هر فردی با هر سنی تا حدودی در معرض جرم خاصی است، به عنوان مثال زنان در معرض تجاوز جنسی و خشونت خانگی و سالمندان در معرض جرایم خاص نظیر کیف قاپی و سرقت می‌باشند، اما ترس از جرم باعث می‌شود اقشار آسیب پذیر جامعه، مانند زنان و سالمندان به علت ترس از حمله و تجاوز بیش تر ترجیح می دهند در خانه بمانند و از مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی خودداری می‌کنند و به این ترتیب ترس از جرم باعث تضعیف روابط اجتماعی در میان این دسته از اقشار آسیب پذیر خواهد شد. .
در این بخش در طول دو فصل به تدابیر سازمان‌های پلیس برای کاهش ترس میان دو گروه آسیب پذیر از جامعه یعنی زنان و سالمندان، خواهیم پرداخت.
فصل نخست : پلیس و کاهش ترس از جرم زنان
ترس از جرم در میان زنان مسأله ای است که مورد توجه جرم شناسان و جامعه شناسان در جوامع مختلف قرار گرفته است. پژوهش مختلف نشان داده است که احتمال بزه دیدگی مردان به مراتب بیش از زنان است، حال آن که زنان سه برابر بیش از مردان از جرم می ترسند. تجربه خشونت خانگی و آزار و اذیت‌های جنسی زنان را به وحشت انداخته و زندگی آن‌ها را به شیوه‌های گوناگون تحت تأثیر قرار می دهد. ترس از بزه دیدگی می تواند تحرک و آزادی آن‌ها را کاهش دهد و سبب گردد آن‌ها نتوانند در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت کنند. اهمیت نقش زنان در جامعه پلیس را بر آن می دارد که در چهارچوب وظایف خویش با اجرای طرح‌های مختلف از زنان حمایت و حفاظت نماید و احساس امنیت را در میان آن‌ها افزایش دهد.
در فصل حاضر در طی سه مبحث به مواردی همچون بزه دیدگی زنان، ترس از جرم زنان و تدابیر پلیس برای کاهش ترس از جرم در میان آنها می پردازیم.
مبحث نخست : زنان، بزهدیدگی و ترس از جرم
تحقیقات در زمینه ارتباط بین جنسیت و ترس از جرم نشان می دهد که زنان نسبت به پدیده مجرمانه بیش از مردان، نگران می‌باشند. این در حالی است که احتمال بزه دیدگی زنان در اکثر جرایم- به جز تجاوز وخشونت جنسی- کمتر از مردان است. نظریه‌های بسیاری برای تبیین علت این تناقض وجود دارد که بر محور آسیب پذیری و توان جسمانی اندک زنان، استوار میباشند.
در این مبحث پس از بررسی پدیده بزه دیدگی و ترس از جرم در میان زنان، به بیان نظریه‌های تبیین کننده ترس از جرم زنان خواهیم پرداخت.
گفتار نخست : بزه دیدگی زنان بر اساس معیار جنسیت

                                                    .