پایان نامه ارشد درباره مددکاری اجتماعی، نظارت و کنترل

بند چهارم )پلیس ولز و صدور حکم پیشگیری از خشونت
قانون ولز به پلیس و دادگاه‌ها این قدرت را می‌دهد که در هر ساعتی از شبانه روز برای زنان محافظت فوری را فراهم کنند. به این ترتیب که اگر زنان درباره امنیت خود، ترسی دارند می توانند ترس و تجربه خشونت خانگی خود را به پلیس گزارش دهند و مأموران پلیس می توانند از جانب آنها، برای صدور حکم پیشگیری از خشونت درخواست دهند. این حکم، رفتار فردی را که زن از او می‌ترسد با گذاشتن شرایطی محدود می‌کند. شرایطی از قبیل این که زن را مورد حمله، آزار، تهدید و ترساندن قرار ندهد، به مکانی که در تصرف زن است یا زن در آن جا فعالیت می‌کند وارد نشود، با زن به طور مستقیم یا از طریق شخص ثالث تماس نگیرد و. . . .
بند پنجم) گروه دیانا و برخورد با خشونت خانگی در اسپانیا
گروه دیانا توسط پلیس محلی در اسپانیا تشکیل شد. به نحوی که در سال 2002 یک واحد تخصصی در نیروی پلیس محلی برای رسیدگی به خشونت‌های مرتبط با جنسیت شکل گرفت. تشکیل واحد تخصصی – گروه دیانا- بعد از این بود که تشخیص داده شد هر چند زنان در معرض سوء استفاده‌های مکرر، از خدمات پلیس استفاده می‌کنند، اغلب پلیس را دور از خود می دانند. در نتیجه گروه دیانا سازمان دهی شد تا از قربانی شدن ثانویه جلوگیری نماید و حمایت لازم را برای بازماندگان از طریق مراقبت تخصصی فراهم آورند. به این ترتیب بازماندگان به جای برخورد با مسئولین متعددی که از شرایط آنها آگاهی ندارند، توسط گروهی با تعلیمات ویژه که مشکلات خاص آنها را می‌دانند، ملاقات خواهند شد. شناخت فعل و انفعالاتی که در این نوع خاص از جرایم وجود دارد و تأثیری که می‌تواند بر زندگی بزه دیدگان داشته باشد، مبنای معیارهای مداخله خواهد بود. این معیارها عبارت است از : فوریت، و تداوم. این واحد پلیس محلی برای این که به بزه دیدگان نزدیک‌تر شود، نامی را برای خود انتخاب کرد که خلاصه عنوان خاصی نمی‌باشد و رسمی تلقی نمی‌شود، به این منظور که تا حد امکان خدمات ارائه شده مؤثر باشند، افسران آن لباس فرم نمی پوشند.
گفتار سوم : نظارت و کنترل متمرکز در نقاط جرم خیز شهری
نظارت و کنترل از سوی پلیس می‌باید در نقاط و محله‌های بحرانی صورت گیرد. منظور از مناطق بحرانی، مناطقی هستند که میزان جرم در آنها بالا است و به دلیل ویژگی‌هایی که دارد، خطر ارتکاب جرم را نیز افزایش می‌دهد. اقدامات و تدابیر نظارتی که پلیس می‌تواند در چنین محله‌هایی انجام دهد عبارت است از :
بند نخست) افزایش خطر شناسایی و دستگیری مجرمان
نیروهای پلیس به ویژه پلیس زن، یکی از اهرم‌های قوی کنترل بزهکاری علیه زنان می‌باشد و بهینه ساختن استفاده از این نیرو و سامان دهی آن می‌تواند در کاهش آمار بزه دیدگی زنان نقش موثری داشته باشد. یکی از اهداف اصلی این گونه اقدامات، پیش گیری از جرایم از طریق تهدید مجرمان بالقوه به توقیف و دستگیری است. استقرار پلیس زن در مکان‌های آسیب پذیر و خاص می‌تواند ضمن شناسایی و حمایت از زنان آسیب پذیر و آسیب دیده، در جهت اصلاح و بازپروری جسمی و روانی آنها گام بردارد. جان گراهام با تأکید بر نقش پر رنگ پلیس می گوید : « به نظر می‌رسد گشت زنی کنترل شده پلیس موثر است، مخصوصاً اگر با یک راهبرد همه جانبه کاهش جرم و ترس همراه شود. در جاهایی که گشت‌های پلیس بر اساس تحلیل احتمال خطر، به صورت تیمی اعزام می‌شوند و مناطق کوچک را پوشش می دهند و روابط سازنده‌ای با ساکنان محل ایجاد می‌نمایند، تأثیر آنها می‌تواند بیش‌تر باشد.»
گاه صرف حضور گشت‌های کنترل کننده و حضور پلیس در برخی اماکن شلوغ و پرجمعیت، زنان و دختران را از این که در معرض مزاحمت‌ها و تعرضات افراد شرور قرار گیرند، مصون نگه می‌دارد.
بند دوم) مراقبت از آماج جرم در مقابل بزهکاران
حضور گشت شبانه روزی و مداوم مأموران انتظامی و گشت ارشاد در محل تردد و اجتماع جوانان مانند پارک‌ها، میادین، ترمینالها، ایستگاه‌ها و مانند آن نقش موثری در پیش گیری از بزه دیدگی دارد. از آنجا که آماج جرایم به خصوص در حوزه جرایم جنسی اغلب زنان می‌باشند، نیروی پلیس با حضور خود در چنین محل‌هایی از سیبل‌های جرم مراقبت کرده و به دنبال آن احساس امنیت را ارتقا می دهد. البته باید توجه داشت که کنترل و نظارت افراد نباید حقوق و آزادی‌های فردی را محدود کند و نادیده بگیرد.
در راستای یافته‌های جرم شناسی، اشکال جدیدی از نقش پلیس مطرح شده است. بر این سان انواع جدید پلیس اداری با وظایف متنوعی همچون حمایت از قربانیان جرایم و راهنمایی آنها، آموزش عمومی زنان و اتخاذ تدابیر مناسب و انجام اقدامات مختلف به منظور پیش‌گیری از وقوع اولیه جرم و جلوگیری از استقرار وضعیت‌های خطرناک و جرم زا در کنار پلیس سنتی ایجاد شده است.
گفتار چهارم : پلیس و ارائه خدمات حمایتی برای زنان بزه دیده
بزه دیدگان بر اثر بزه ارتکابی دچار آسیب روانی و جسمی شده‌اند، به همین دلیل تعادل قبلی خود را از دست داده و به شدت به تأمین خلأ حاصل، نیازمند می‌باشند. یکی از آسیب‌های مهم که در این میان ایجاد شده، احساس ناامنی در وجود بزه دیده است. پلیس در احیای احساس امنیت و کاهش ترس از بزه دیدگی زنان می تواند نقش را ایفا کند که از آن جمله می توان به مواردی همچون ارائه آموزش‌های لازم به بزه دیده و اطرافیان آنها در اعلام جرم و استمداد از پلیس، شماره تلفن‌های خاص جهت دسترسی به مأموران پلیس برای حضور در صحنه، آموزش‌های لازم برای همسایگان در صورت احساس وقوع خشونت خانگی و. . . ، اشاره نمود.
فعالیت‌های پلیس در سطح بین المللی از لحاظ ارائه خدمات حمایتی، بر بزه دیدگان جرایم جنسی و خشونت‌های خانگی تمرکز یافته است. در آفریقای جنوبی شمار محدودی از خدمات تخصصی در برخی موارد همچون تهاجمات جنسی یا سوء استفاده از زنان در واحد‌های تخصصی واقع در حومه‌های شهر ایجاد شده است. کارکنان پلیس به طور ویژه آموزش دیده اند تا به روش جانبدارانه با بزه دیدگان برخورد کنند. هر چند برخی از صاحب نظران، این اقدامات را از لحاظ نامناسب بودن آموزش و عدم استفاده در حوزه‌های گسترده مورد انتقاد قرار داده‌اند. طبق برنامه‌های سیاست ملی پیش‌گیری از جرم، تأسیس واحد‌های خدمات اجتماعی در تعدادی از ایستگاه‌های نیروی انتظامی برای بزه دیدگان، بخشی از برنامه توسعه بوده است. به این ترتیب کارکنان نیروی انتظامی باید پیوسته مورد مهارت‌های کمک به بزه دیده آموزش ببینند و هر ایستگاه نیروی انتظامی به عنوان یک موضوع اولویت دار نیاز دارد. نه تنها به زنان بلکه به همه بزه دیدگان خدماتی را ارائه دهد، خواه در قالب یک اتاق انتظار جداگانه یا اختصاص فوری منابع اجتماعی؛ اگر چه این امر ممکن است مشکل به نظر برسد اما نمونه‌های بین المللی مناسبی وجود دارد که ممکن است بتوان در آن الگو برداری کرد.
در شهر سبو واقع در فیلیپین، تشکیلات لیهوک- فیلیپینا با اقداماتی نظیر افتتاح یک مرکز بحران و پشتیبانی از زنان، نقش اساسی در توسعه راه حل‌های پایدار برای خشونت‌های خانگی و جرایم جنسی دارد. این اقدامات منجر به تحکیم تلاش‌های مختلف به منظور کمک به زنان بزه‌دیده و پیش‌گیری از جرایم علیه زنان از طریق همکاری روز افزون میان شبکه‌های مختلف اجتماعی، شده است. سازمان‌های دیدبان نیز در شهرهای مختلف با پلیس در زمینه آموزش کارکنان در حل مسائل مربوط به زنان، همکاری می‌کنند.
علاوه بر این با توجه به یافته‌های برنامه راه حل‌های ماندگار برای مسائل مرتبط با خشونت خانگی از طریق اقدام مشترک، مأموران پلیس و مددکاران اجتماعی ایالت انتاریوی کانادا در سال 1973، مرکز مشاوره خانواده را در شهروندان بنا نهادند. این گروه وابسته به شهرداری بود و برای ارتقای آگاهی عمومی نسبت به نقش اجتماعی پلیس و ارائه آموزش‌های لازم به پلیس، فعالیت می کرد. از زمانی که این نوع خدمت گزاری آغاز شده است، موارد اعلام خشونت خانگی به پلیس کاهش یافته است و همچنین مداخله پلیس در زندگی خانواده‌های لندنی کمتر شده است.
از دیگر اقدامات حمایتی پلیس انتقال زنان بزه دیده به مکانی امن است. در خشونتهای خانگی، پلیس می تواند زن بزه دیده را به مکانی امن منتقل کند. انتقال زن به مکان امن در بازگشت آرامش و امنیت به زن بزه دیده کمک بسیاری خواهد کرد؛ چرا که در مکان‌های خاص تدارک دیده شده برای چنین بزه دیدگانی، واحد‌های مددکاری اجتماعی، روان شناسی و روان پزشکی وجود دارد که می‌تواند کمک‌های لازم را در این خصوص به زنان ارائه دهند. «خوشبختانه با پی بردن به ضرورت راه اندازی مراکزی برای مداخله در بحران سیاه بزه دیدگی، شمار این مراکز از میانه دهه هفتاد میلادی رو به فزونی نهاد. پناه گاه‌های اضطراری برای زنان آزار دیده یکی از مراکزی است که حتی به کودکان این زنان نیز با هدف مداخله در بحران کمک می‌کند. شمار چشم گیری از این بزه دیدگان، زنان کتک خورده ای هستند که به دنبال خشونت خانگی شوهران خود به این مراکز پناه آورده اند. »
در طول سالیان دراز مداخله پلیس در خشونت‌های خانگی در اتریش محدود به توصیه به زنان صدمه دیده به ترک خانه و برخورداری از حمایت بوده و دستگیری مرتکبان بسیار نادر بوده است. در سال 1994، دولت فدرال، برنامه فعالی را برای مبارزه با خشونت‌های خانگی آغاز کرد. هدف این برنامه توسعه تعامل بین نهادها در خصوص خشونت‌های خانگی بود. این برنامه در سال 1997 با تصویب قانون حمایت در برابر خشونت خانگی رسمیت پیدا کرد و حاوی عناصر اصلی زیر بود :
به مأموران اختیار داده شد که دستور حمایتی موقتی را صادر نماید که مرتکبان را از منزل شخص بزه دیده و مجاورت آن اخراج و بازگشت آنها را برای مدت هفت روز ممنوع کند؛
موسسات خصوصی در هر یک از 9 منطقه ایالت مستقر شدند تا به زنان خدمات حمایتی، فعال ارائه دهند و به موقع از آنها حمایت کنند. این سازمان‌ها به وسیله پلیس و ظرف 24 ساعت پس از صدور دستور موقت از ماجرا مطلع می‌شوند؛
یک شورای مشورتی پیشگیرانه مرکب از وزارتخانه‌های مسئول و چند سازمان غیر دولتی، بر کار گروهی و تلاش منسجم پلیس، دادگاه‌ها، خدمات اجتماعی و سایر نهادهای مداخله کننده، نظارت می کرد.

                                                    .