پایان نامه ارشد درباره ویژگی‌های جمعیت شناختی، بانکداری الکترونیکی

علاوه بر این سالمندان کم درآمد در مقایسه با سایر اقشار پر درآمد، در حوزه مسائلی از قبیل جبران خسارت‌های وارد شده، جایگزینی اقلام دزدیده شده، ترمیم و بهبود آسیب‌های جسمانی و همچنین فراهم کردن وسایل امنیتی و پیش گیرانه از جرم با مشکل بسیاری مواجه خواهند بود، این امر دلیل دیگری برای سطح بالای ترس از بزه دیدگی در میان سالمندان است.
بند هشتم) بازنشستگی
«بازنشستگی معمولاً درآمد افراد سالمند را حدود 50 درصد کاهش می‌دهد. کاهش درآمد، ناامنی اقتصادی را موجب می‌شود و ناامنی اقتصادی با از دست دادن ارزش شخصی ارتباط دارد. اگر افراد به طور نسبی دارای امنیت اقتصادی باشند بهتر می‌توانند به فعالیت‌ها و سرگرمی‌های متناسب و مطلوب بپردازند و با خانواده و محیط پیرامونی خود ارتباط و تعامل مثبتی برقرار کنند. منابع مالی بر سلامت، امنیت و استقلال سالمندان و بسیاری از انتخاب‌های وی در زندگی که می‌تواند با سلامت و امنیت جسمانی – روانی او ارتباط پیدا کند، تأثیر می‌گذارد.»
به این ترتیب ترس از جرم سالمندان با دوره بازنشستگی آنها که منجر به وابستگی اقتصادی و طرد اجتماعی هر چه بیش‌تر آن‌ها از ساختار اجتماعی می‌شود نیز رابطه دارد. برخی از سالمندان مرفه امکان انتخاب مناطق امن تر را برای زندگی در دوران بازنشستگی دارند و به سبب تأمین مالی نیز، روش زندگی اجتماعی و دوران فراغت آنها به گونه‌ای است که باعث حاشیه نشینی اجتماعی و نقش انفعالی آن‌ها نشده و محدودیتی را در نحوه زندگی آنان ایجاد نمی‌کند. لذا میزان درمعرض خطر قرار گرفتن چنین سالمندانی افزایش احساس امنیت و به همین ترتیب کاهش احساس ترس از جرم را به همراه خواهد داشت. بنابراین با تفکیک دوران زندگی سالمندان از حیث بازنشستگی، شاهد افزایش دوگانگی در سبک زندگی سالمندان خواهیم بود که در میزان آسیب پذیری و به تبع آن ترس از جرم آن‌ها تأثیر بسزایی می گذارد.
بند نهم) تحولات اجتماعی
از جمله عواملی که همه سالمندان به طور مشترک از آن تأثیر می‌پذیرند این است که آنها در طی زندگی شان شاهد تغییرات کلی در وقوع جرایم در سطح جامعه می‌باشند. همه آنها شاهد رشد سریع در نرخ جرایم بوده و تجربه آنها این است که در مقایسه با امروز در گذشته جرم چیزی کمتر از یک معضل بوده است، در حالی که امروزه آنها با مفهومی با نام بحران جرم مواجه شده‌اند. از این رو سالمندان احساس می‌کنند در گذشته به جوامع امن تر و منسجم تری تعلق داشته‌اند. سالمندانی که همواره با نرخ پایین تری از جرم، زندگی خود را سپری کرده‌اند به احتمال بیشتر با دید واقع بینانه به خطر وقوع جرم می نگرند و به این ترتیب خطر بزه دیدگی زندگی آنها را محدود خواهد کرد و ترس از جرم در آنها افزایش خواهد یافت.
علاوه بر این معمولاً نسلهای قدیمی نمی توانند با تحولات اجتماعی و فن آوری‌های نوین همگام باشند، برای نمونه در صد ناچیزی از افراد مسن توانایی کار با اینترنت، انجام پرداخت‌های الکترونیکی، بانکداری الکترونیکی و نظایر آن را دارند. این ناتوانی‌ها علاوه بر این که ذاتاً اضطراب‌زا است، موجب افزایش ترس فرد از جرایم مبتنی بر فن آوری خصوصاً کلاهبرداری و سرقت رایانه ای است.
بند دهم) رسانه‌ها
یکی از علل قابل توجه افزایش ترس از جرم در میان سالمندان، بیش از حد جرایم (به ویژه جرایم خشونت آمیز) از طریق رسانه‌ها می‌باشد. بسیاری از سالمندان همانند عموم افراد تصورات خود درباره جرم را از طریق رسانه‌ها شکل می دهند و بار دیگر انزوای اجتماعی، احساس سالمندان از آسیب پذیری خویش را تحت تأثیر قرار می دهد، زیرا برای این گونه از افراد که اکثر وقت خود را در خانه سپری می‌کنند، رسانه‌ها مهم ترین راه ارتباطی آنها، با دنیای خارج از خانه می‌باشد.
گفتار دوم : علل نرخ بزه دیدگی کمتر در میان سالمندان
بند نخست) سالمندان، آماجی با جذابیت کمتر
دوران سالمندی با تبدیل شخص به آماجی که از لحاظ جسمانی و فرهنگی، جذابیت و مطلوبیت چندانی برای بزهکاران ندارند، می‌تواند به عنوان یک ابزار محافظ در برابر بزه دیده واقع شدن عمل کند. در اکثر جوامع، از نظر فرهنگی ممنوعیت‌های شدیدی در خصوص ارتکاب جرم علیه سال خوردگان، معلولان، ضعفا، درماندگان و افراد بی دفاع، وجود دارد. چنین هنجارهای فرهنگی باعث تقویت موانع اخلاقی شده و بزه‌دیدگی این گروه از افراد را در نظر جامعه، مطلوب جلوه نمی دهد. حتی تکنیک‌های خنثی سازی که بزهکاران بالقوه را قادر می‌کند وجدان خود را ساکت کنند، مکانیم غیر رسمی‌کنترل اجتماعی را غیر فعال سازند و به انکار قربانی بپردازند، در مراحل ارتکاب جرم علیه سالمندان کارایی لازم را ندارد. افراد مسن اغلب هنگامی به عنوان یک قربانی انتخاب می‌شوند که از اعضای گروه‌های برچسب خورده و مسأله دار جامعه باشند، نظیر قاچاقچیان مواد مخدر، هم جنس گرایان و فاحشه‌ها.
از جمله دلایل دیگر برای تبیین این مسأله که چرا افراد سالمند هدف مناسبی برای بزه کاری تلقی نمی‌شوند، واکنش سخت گیرانه دستگاه کیفری به این دسته از جرایم است. در حوزه بزه دیدگی افراد سالمند، با بزهکاران به نرمی برخورد نمی‌شود و این گونه اعمال اغلب مجازاتهای سنگین را به دنبال خواهد داشت. بسیاری از بزهکاران – به ویژه کسانی که یک بار تجربه محکومیت کیفری دارند- کم و بیش درک کلی از میزان مجازاتی دارند که باید در صورت ارتکاب جرم خاص، متحمل شوند و نیز می دانند که متغیرهایی نظیر وضعیت جسمانی بزه دیده، عاملی برای تشدید مجازات آنها خواهد بود.
بزهدیدگان آسیب پذیر نظیر سالمندان یا افراد معلول نظیر نابینایان و ناشنوایان، حس همدردی بیش تری را در میان پلیس، نهادهای تعقیب و قضات بر می انگیزد ودادگاه‌ها برای این قبیل از بزهکاران مجازات سنگین تری در نظر می گیرند.
در جرایم جنسی نیز که سن و جذابیت‌های جنسی معیاری مهم برای بزهکاران در انتخاب بزه دیده خود می‌باشند، سالمندان آماج مطلوبی محسوب نمی‌شوند. علاوه بر این به دلیل منابع اقتصادی ناچیزشان، برای بزهکارانی که به دنبال سود و منفعت بیش‌تری هستند، مطلوبیت چندانی ندارند.
بند دوم) کمتر در دسترس بودن سالمندان
این واقعیت است که سالمندان مقدار زیادی از زمان خود را در خانه می‌گذرانند به این معناست که آنها به عنوان اهداف انواع جرایم، کمتر در دسترس می‌باشند. هر چند این امر حقیقت دارد که آنها هنگامی که در خیابان‌ها یا پارک‌ها حضور دارند یا از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند در معرض کیف قاپی و جیب بری قرار می گیرند، اما آنها به‌عنوان اهداف جرایمی که معمولاً بیرون از خانه در ساعات پایان شب اتفاق می‌افتد، در دسترس نمی‌باشند. اکثریت قریب به‌اتفاق آنها به علت بازنشستگی از نیروی کار محسوب نمی‌شوند، در نتیجه در مقابل جرایمی که در محیط کار یا علیه صاحبان مشاغل خاص ارتکاب می یابد (مانند رانندگان تاکسی یا کار در شیفت‌های شبانه) مصونیت دارند.

بند سوم) کمتر در معرض خطر قرارگرفتن سالمندان
یکی از اصول مهم نظریه‌های سبک زندگی و فعالیت روزمره این است که بزه دیده در معرض ارتباط با بزهکاران بالقوه یا محیط‌های پر خطر قرار بگیرد. میزان این امر بر اساس شاخص‌های جمعیت شناختی نظیر سن، تأهل و جنسیت تغییر خواهد کرد. از آنجایی که افراد مسن کمتر در معرض وضعیت‌های خطر آفرین قرار می گیرند، میزان قربانی شدن آنها نیز کمتر می‌باشد.
افرادی که با بزهکاران بالقوه به صورت فردی، اجتماعی و حرفه ای در ارتباط هستند، در مقایسه با کسانی که چنین روابطی ندارند، بیش‌تر در معرض خطر بزه دیدگی قرار دارند. افرادی که دارای ویژگی‌های جمعیت شناختی مشترک با بزهکاران بالقوه می‌باشند (مانند مرد بودن، مجرد بودن، جوان بودن) به احتمال زیاد، تعاملات گسترده تری با این دسته از بزهکاران خواهند داشت، در نتیجه احتمال بزه دیدگی آنها نیز افزایش خواهد یافت، چنان چه ثابت شده است این گونه از روابط متقابل بیش از فعالیت‌هایی که به صورت منفعلانه شخص را در معرض خطر قرار می دهد، احتمال بزه دیدگی را بالا خواهد برد.
از سوی دیگر بر اساس نظریه فعالیت روزمره، بزه دیدگی در نتیجه هم گرایی سه عنصر حاصل می‌شود؛ مجرم با انگیزه، هدف مناسب و با ارزش، عدم حضور نگهبان ماهر و قابل. براساس آن چه پیش تر بیان شد، سالمندان آماج مناسب و در دسترسی نمی‌باشند، به علاوه آنها همچون نگهبان و محافظان ماهری عمل می‌کنند که در خانه حضور دارند؛ حضور آنها در خانه در بیشتر ساعات شبانه روز، احتمال خطر بزه دیدگی، آنها به ویژه در مقابل جرایمی نظیر برگلری را کاهش می دهد. چنان چه کوهن و لند خاطر نشان می‌کنند که تقریباً تمامی مجرمان اهدافی را که فاقد محافظ مناسب هستند، ترجیح می‌دهند و محافظت بیش تر، خطر بزه دیدگی را کاهش خواهد داد.

                                                    .