پایان نامه انتخاب آگاهانه، آیات و روایات

دانلود پایان نامه

باید توجه داشت که انسان داراى ویژگى خاصى است که هیچ موجودى ندارد و آن انتخاب آگاهانه و اختیارى است که نه حیوانات این ویژگى را دارند و نه فرشتگان، تنها جن است که مثل انسان داراى این ویژگى است، و این حالت اختیارى که انسان مى‏تواند با تفکر و تامل و انتخاب راه بهتر، به عالی‌ترین مقام برسد از خصوصیات انسان است.
آن‌چه از آیات و روایات به دست مى‏آید آن است که انسان باید خود را به آفریدگار وابسته و مربوط بیابد، و وجود خود را غیر مستقل و پرتوى از شعاع وجودى او بداند، و هر قدر انسان وابستگى و عدم استقلال خود را بهتر درک کند توجهش به خالق جهان بیشتر خواهد شد و در نتیجه از انوار ربوبى بیشتر بهره‏مند خواهد گردید تا آن جا که آینه تمام نما و مظهر کامل پروردگار جلت عظمته مى‏گردد.
اگر تصور کنیم که انسان دارای هدفی معقول نیست که در طول زندگی به سوی آن در حرکت است، یا انسان را موجودی محکوم به جبر زیستی، اجتماعی، تاریخی یا الهی بدانیم که خود نمی‌تواند سرنوشت خود را رقم بزند در این صورت زندگی انسان بی‌معنا و پوج خواهد بود، ولی اگر انسان را موجودی هدفدار و دارای اختیار تصور کردیم که می‌تواند با تلاش اختیاری خویش به آن هدف برتر دست یابد زندگی او معقول و بامعنا می‌شود.
انسان یگانه مخلوقی است که می‌تواند مظهر و آینه‌ی تمام نمای حق باشد و از این رو، درون آدمی نیز، همانند عالم برون، کانون آیات الهی است.
شناخت حضوری انسان، عامل یا راهی برای شکوفا و آگاهانه شدن معرفت حضوری و دستیابی معرفت حضوری آگاهانه نسبت به خدا می‌شود. و شناخت حصولی نسبت به انسان طریقی برای شناخت حصولی انسان نسبت به خداوند متعال و صفات والای اوست که معرفت حضوری از طریق عبادت، تزکیه‌ی نفس و سلوک عرفانی و معرفت حصولی با تأمل و تدبر در اسرار و حکمت‌هایی که در وجود انسان است، فراهم می‌آید.
قرآن کریم نیز آشنایی حضوری و شهود قلبی نسبت به حق تعالی را پیش پای بشر نهاده است تا هر کسی به اندازه‌ی ظرفیت و تکامل وجودی خویش، با وجود خداوند متعال آشنا شده، با معرفت حضوری نسبت به کمال مطلق در سیر تکاملی خود به پیش رود. از جمله می‌فرماید: «وَ فىِ الْأَرْضِ ءَایاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ.وَ فىِ أَنفُسِکمُ‏ْ أَ فَلَا تُبْصِرُونَ» در زمین نشانه‌هایی برای اهل یقین وجود دارد و در وجود شما، آیا نمی‌بینید ؟!
و نیز «سَنرُِیهِمْ ءَایاتِنَا فىِ الاَْفَاقِ وَ فىِ أَنفُسِهِمْ حَتىَ‏ یتَبَینَ‏َ لَهُمْ أَنَّهُ الحَْقُّ» بزودی نشانه‌های خود را در افق‌ها و در دل‌هایشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن شود که او حق است.
مراتب وجودی انسان، در چهار مرتبه ذکر می‌شود:
1- مرحله‌ی اول، وجود مادی انسان است یا همان زندگی نباتی رشد و تولید و تغذیه.
مرحله‌ی دوم، وجود مثالی یا همان وجودی که حیوانات نیز از آن برخوردارند و گرفتار شهوت و غضب.
3- مرحله‌ی سوم، وجود عقلی، مرتبه‌ای که انسان صاحب ادراک و رأی است. و می‌تواند علیرغم دستورات شهوت و غضب حیوانی تصمیمی بگیرد و این همان وجودی است که انسان‌ها آن را فراموش می‌کنند و فراموش می‌کنند که انسان‌اند و می‌توانند با قوای عقلانی معارف بلند الهی را درک کنند و این ابزاری است که خداوند برای هدایت انسان و نیز برای تأمین نیاز، تنها به انسان عطا کرده است.
4- مرحله‌ی چهارم، وجود الهی است مرتبه‌ای بالاتر از همه‌ی مراتب که همان وجود ناشناخته‌ی انسان است. وجود الهی از دسترس عقل ما پنهان است و با توجه به آیه‌ی «و لکن کانوا انفسهم یظلمون».
معنای ظلم، تجاوز به حقوق دیگری است و ظلم، تجاوز از حریم و محدوده‌ای است که مجاز نباشد، در ظلم همیشه دو طرف وجود دارد اما در ظلم به خود باید حریم و محدوده‌ای باشد که متعلق به خود انسان نباشد و این محدوده همان وجود الهی انسان است، وجودی که به خداوند تعلق دارد و امانت خدا در دست انسان است. روح الهی که در انسان خاکی دمیده شد و به او ظرفیت ملکوتی داد همان دنیای ناشناخته انسان است و وجود اصیل انسان نیز همین است. حال چگونه می‌توان به این مرحله راه یافت و چگونه می‌توان معرفت حضوری نسبت به پروردگار داشت؟ با پاک کردن و زدودن آلودگی از نفس و رفتار، و همانطور که در بحث فلسفه اخلاق گذشت، قرآن کریم تنها راه رستگاری و قرب الهی را تزکیه اخلاقی می‌داند.
سوالی که در این‌جا به نظر می‌رسد این است که آیا رشد انسان به این است که فقط به یک بعد از خود برسد؛ مثلا به بعد حیوانى که خوراک و خواب و خشم و شهوت است ‏بپردازد و یا به کلى از خوردن و لذت بردن خوددارى کند و فقط به جنبه‏هاى انسانى بپردازد. این هم در اسلام مذمت‏ شده است، لذا رسول خدا (صلى الله علیه و آله وسلم) عثمان بن مظعون را که خانه و زندگى را ترک کرده بود و به گوشه‏نشینى و عبادت پرداخته بود مذمت کرد و وى را از این کار منع کرد. بنابراین باید دید رشد و کمال انسان در گرو چه چیز ممکن است؟
جواب صحیح این است که انسان یا هر موجودى از سویى یک کمال نهایى و اصلى دارد، و از سوى دیگر کمالات فرعى و وسیله‏اى و مقدمه‏اى، آنچه مربوط به کمال اصلى انسان است هر چه رشد کند و شدت یابد خوب است، و اما کمالات فرعى و وسیله‏اى باید در حدى که براى پیشرفت کمال نهایى و اصلى مؤثر است پیش برود ولى در آن جا که ضربه به رشد اصلى مى‏زند کنترل شود; مثلا اگر قواى بدنى انسان قوى شود ولى ضرر به رشد معنوى و کمال انسانى او نزند، این رشد خوب است، اگر انسان شبانه روز به فکر خوردن و ورزش بدن و سلامت جسم خود باشد و از رشد معنوى غافل شود درست است که کمال بدنى قابل تحصیل است اما چون به عبادت، تحصیل علم و کارهاى نیکوى دیگر نمى‏رسد این کمال نیست ‏بلکه ضرر است. پس ما باید کمال انسانى را این گونه تعریف کنیم: مجموع روابطى که بین قواى مختلف انسان هست ‏به گونه‏اى تکامل یابد که براى رشد نهایى و اصلى‏اش مضر نباشد که هیچ بلکه مناسب هم باشد. بدن هرچه قوى شود خوب است‏ به شرط آن که براى جهات روحى ضرر نداشته باشد و صاحب آن از معنویات و مسائل روحى غافل نباشد.
پس انسان کامل کسى است که تمام تلاش و کوشش را صرف همه قوا و ابعاد وجودى‏اش کند تا انسان کامل شود.
3-3. شرایط تزکیه
تزکیه اخلاقی عملی است که نیازمند شرایط و مقتضیات است. در ذیل به برخی از این شرایط اشاره می‌کنیم:
3-3-1. ارادى و اختیارى بودن
در گذشته از تزکیه درخت توسط باغبان نوشتیم، اما تفاوت اساسى تزکیه درخت و تزکیه انسان در مورد اراده و اختیار است. درختى که باغبان تربیت مى‌کند از خود اراده‌اى ندارد. این باغبان است که مطابق خواست و اراده خود به درخت رسیدگى مى‌کند؛ درخت از خود فعالیتى نمى‌کند و اختیارى براى رد یا قبول رسیدگى و تربیت باغبان ندارد و کاملاً تسلیم شرایط و محیطى است که باغبان یا دیگران براى آن فراهم مى‌آورند. اما تزکیه انسان با اراده و اختیار خودِ او انجام مى‌گیرد. کسى نمى‌تواند انسان را با اجبار و تحمیل به سوى رشد و خوبى‌ها رهنمون کند و بى آن ‌که خود بخواهد او را بهشتى کند. قرآن کریم در مورد هدایت، خطاب به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید: «إِنَّکَ لا تَهْدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لکِنَّ اللّهَ یهْدِی مَنْ یشاءُ» در حقیقت، تو هرکس را دوست دارى نمى‌توانى راهنمایى کنى، لیکن خدا است که هر که را بخواهد راهنمایى مى‌کند. بنابراین حتى پیامبر(صلى الله علیه وآله) با آن مقام عظیم، و ولایت معنوى خود بر انسان‌ها، نمى‌تواند هرکس را که خود خواست هدایت کند. هدایت کار خدا است و هرکه را او بخواهد، هدایت مى‌کند. در مورد تزکیه نیز قرآن این‌چنین مى‌فرماید: «بَلِ اللّهُ یزَکِّی مَنْ یشاءُ» بلکه خدا است که هرکه را بخواهد پاک مى‌گرداند. براساس این آیه، تزکیه نیز مانند هدایت کار خدا است.
در این جا ممکن است این شبهه پیش بیاید که، اگر هدایت و تزکیه در اختیار خداوند است، پس باید منتظر بمانیم و ببینیم خدا چه زمان اراده خواهد کرد که ما هدایت شویم؛ چون او است که باید این کار را انجام دهد نه ما!