پایان نامه تعلیم و تربیت اسلامی، تعلیم و تربیت

عرضه داشتن این امانت به معنای مقایسه است یعنی استعداد کمال نامحدود انسان با استعداد سایر موجودات مقایسه و عدم شایستگی آن‌ها اثبات شد.
آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها با اینکه از نظر حجم بسیار بزرگ و سنگین هستند لکن استعداد آن را نداشتند که حامل امانت خدا شوند، لذا با ترس آمیخته با احترام از پذیرش آن اباء کردند.
اما انسان که قابلیت کمال و توان حرکت در جاده‌ی عبودیت و پذیرش ولایت الهی را داشت این امانت را حمل کرد و به هیچ عنوان به هراس نیفتاد بلکه با همه‌ی سنگینی و خطرش قبول نمود. در مورد پذیرش امانت الهی نیز باید گفت: این پذیرش یک پذیرش قراردادی و تشریفاتی نبوده بلکه پذیرشی است تکوینی برحسب عالم استعداد. این انسان است که می‌تواند مختارانه در گزینش نیک و بد آزاد است و از این رو مسئولیت کارهای ارادی اش بر عهده خود اوست تزکیه نفس راه حفظ امانت الهی است هرگز حتی شیر را نمی‌توان در ظرف کثیف ریخت یقینا امانت الهی را نمی‌توان در قلب آلوده نگه داشت. بنابراین انسان برای حفظ امانت الهی، لازم است خود را تزکیه نماید تا لایق این امانت باشد از طرفی خود انسان وفطرت پاکی که خداوند در آغاز آفرینش به انان عطا نمود، امانتی بزرگ است که تنها با تزکیه اخلاقی میتوان از آن حفاظت کرد.
3-4-3. تزکیه مقدم بر تعلیم و تربیت
تزکیه چنانکه گفته شد پاکسازی و تطهیر نفس، جان و مال است، از این رو اساسا تزکیه جنبه خودسازی دارد و در برابر آن تعلیم و تربیت در رابطه با دیگران است و جنبه دگرسازی دارد، با این وجود در آموزه‌های دین مبین اسلام و علم تعلیم و تربیت اسلامی تزکیه نفس از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و یکی از اصول مهم و اساسی تعلیم و تربیت، به شمار می‌آید. در اخلاق اسلامی متعلمی که نخست نفس خویش را از همه اخلاق رذیله و صفات زشت پاک نساخته است، شایسته آموختن نمی‌باشد. دلیل این همه توجه در تعلیم و تربیت اسلامی به تزکیه این است که دین اسلام علم و تحصیل را امری مقدس و الهی می‌داند و تا متعلم لوح نفس خود را از نقش‌های پست و زشت نزداید، انوار علم و حکمت از جانب الواح عقول فعال قدسی بر آن نتابد.
«أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیلِ ساجِداً وَ قائِماً یحْذَرُ الْآخِرَهَ وَ یرْجُوا رَحْمَهَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یعْلَمُونَ إِنَّما یتَذَکَّرُ أُولُوا الْأَلْباب.» آیا چنین کسى با ارزش است) یا کسى که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت مى ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانى که مى دانند با کسانى که نمى دانند یکسانند؟!…
3-4-4. تابش نور معرفت
«تا خودسازى نباشد، نور معرفت بر دل نمى تابد و اصولا این دو از یکدیگر جدا نیستند.»
3-4-5. آزادی و حکومت عقل
چنانکه حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیر.» و چه بسا عقل که اسیر فرمانروایى هوس است.
هوای نفس ضد عقل معرفی شده که اگر آزاد باشد، از تربیت صحیح عقل جلوگیری می‌کند.
قوای شهوی و غضبی انسان اگر آزاد باشند و مهار نگردند، از حالت اعتدال خارج گشته و به طغیان کشیده می‌شوند، بدون اینکه حد و مرزی بشناسند، صرفا اشباع خود را طلب می‌کنند. نتیجه این تعدی و طغیان چیزی جز انحراف فکر و علم انسان و بازماندن وی از علوم نافع و معارف صحیح انسانی نیست. اما تزکیه اخلاقی باعث می‌گردد انسان از بند نفس رهایی یابد و حکومت عقل جایگزین حکومت نفس گردد.
3-4-6. تزکیه عامل رستگاری
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّی.» به یقین کسى که پاکى جست (و خود را تزکیه کرد)، رستگار شد.
رستگاری، غایت القصوای هر مسلمانی است که به گواه این آیه تنها به کسانی وعده داده شده است که خود را تزکیه کنند.
3-4-7. درک حقایق قرآن
پاک کردن و تهذیب نفس از گناه زمینه‌ ساز درک حقایق قرآن و استفاده از معارف بلند قرآن کریم است:
«إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ کَرِیمٌ، لَّا یمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون» بدرستیکه آن قرآن کریمی است… و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست زنند (دست یابند).
توضیح این‌که قرآن کریم ظاهری دارد و باطنی و دست یابی به معانی ظاهری قرآن برای اغلب انسان‌ها میّسر است امّا به معانی باطنی قرآن جز پاکدلان دست نخواهند یافت، طهارت در آیه 79-77 سوره‌ی واقعه هم طهارت ظاهری را شامل می‌شود و دلالت بر حرمت قرآن بر غیر طاهرین دارد و هم شامل طهارت باطنی می‌شود و به این مطلب اشاره دارد که تنها کسانی به اسرار و معانی باطنی قرآن دست می‌یابند که قلوب آنان از آلودگی‌های شرک و گناه پاک باشد و دست یافتن به تمام یا بخشی ازین معانی بستگی به مقدار طهارت باطنی فرد دارد که در درجه اول پیامبر و امامان معصوم هستند و در درجات بعد دیگر انسان‌ها، هر یک به اندازه‌ی طهارت نفس خود از باطن این کتاب بهره‌مند می‌شوند.
3-4-8. جلب محبت خداوند
«إِنَّ اللَّهَ یحُِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یحُِبُّ الْمُتَطَهِّرِین» خداوند توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.

                                                    .