پایان نامه حضرت ابراهیم، صراط مستقیم

دانلود پایان نامه

از این آیات بر می‌آید که انسان پس از دعا و تضرع در گرفتاری‌ها و رنج‌ها به انابه می‌پردازد و در راه خدا حرکت می‌کند و منیب بودن از اوصاف اولیه‌ی بندگی و عبودیت است. چنان که در قرآن کریم پس از اشاره به نعمت‌ها و ابتلاهایی که در مقابل آن‌هاست می‌فرماید «اِنَّ فی ذلِکَ لَآیاتٌ لِکُلِّ عَبدٍ مُنیبٍ» قطعا در این آزمون‌ها برای هر بنده‌ی منیب نشانه‌هایی است.
4-1-22. صعود به مقامات بالای معنوی
هدف از تزکیه اخلاقی چیزی جز نیل به مقامات بالای معنوی و رسیدن به قرب الهی نیست. گاهی خداوند برای این که درجه کسی را بالا ببرد، او را مبتلا می‌سازد هر ابتلاء و آزمایشی برای تزکیه فرد از گناه نیست، چون مراتب ایمان در افراد متفاوت است بلاها از هر نوعی که باشند پله‌های ترقی افراد را فراهم می‌کنند اینجاست که راز ابتلای انبیاء و اولیای الهی مشخص می‌شود. بلاها برای آنان که از مقام عصمت برخوردارند، پاک کننده نیست؛ ترفیع دهنده درجات است. همان طور که در روایتی از حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است «و انّ لَهُ عنده منزله ما یبلغها بشیء من علمه دون ان ینزل به من البلاء ما یبلغ به تلک المنزله» ، و همانا او نزد خدا مقامی دارد که با چیزی از عملش به آن نمی‌رسد، مگر آن که بلایی به او رسد تا وی را به آن مقام برساند.
قرآن کریم می‌فرماید:«وَ مَا أصَابَکُم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَت أیدِیکمُ وَ یَعفُوا عَن کَثِیر» ، و آن‌چه از رنج و مصائب به شما می‌رسد همه از دست (اعمال زشت) خود شماست در صورتی که خدا بسیاری از اعمال بد را عفو می‌کند. هر بلایی که به انسان برسد، نتیجه کردار آنان است و از طرفی، اهل بیت (علیهم السلام) که معصوم هم بوده‌اند، بلاها و مصیبت‌های فراوانی دیدند. این سوال برای یکی از اصحاب امام صادق (علیه السلام) پیش آمد که آیا آن‌چه به حضرت علی(علیه السلام) و بعد از ایشان به فرزندانشان رسید به خاطر اعمال خودشان بوده؛ درحالی که آنان اهل بیت عصمت و طهارت اند؟ سوال خود را مطرح کرد و حضرت در پاسخ وی فرمود:«إِنَّ رَسُولَ اللهِ (صلی الله علیه و آله) کَانَ یَتُوبُ إِلَی اللهِ وَ یَستَغفِرُهُ فِی کُلِّ یَومٍ وَ لَیلَهٍ مِائَهَ مَرَّهٍ مِن غَیرِ ذَنبٍ-إِنَّ اللهَ یَخُصُّ أولِیاءَهُ بِالمَصَائِبِ لِیَأجُرَهُم عَلَیهَا مِن غَیرِ ذَنب» ، همانا پیامبر همواره توبه می‌کرد و در هر شبانه روز صدبار استغفار می‌کرد، بدون این که گناهی داشته باشد. همانا خداوند- عز و جل- بلاء را به اولیای خود اختصاص می‌دهد، بدون این که گناهی داشته باشند، تا به آنان پاداش دهد. البته این نوع از بلاها اختصاص به معصومین (علیهم السلام) ندارد گاهی اهل ایمان نیز به این نوع بلاها مبتلا می‌شوند و دلیلش این است که برخی از مقام‌ها جز از طریق بلاء و امتحان به دست نمی‌آید. امام صادق (علیه السلام) فرمودند:«ان فی الجنه منزله لایبلغها عبد الا بِالابتِلَاء فی جسده» ، همانا در بهشت مقامی است که هیچ بنده‌ای به آن نمی‌رسد، مگر به وسیله مبتلا شدن در بدنش و در کلام دیگری می‌فرماید: «إِنَّهُ لَیَکُونُ لِلعَبدِ عِندَ اللهِ مَنزِلَهٌ لَا یَبلُغُهَا إِلَّا بِإِحدَی خَصلَتَینِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جِسمٍ أو بِذَهَابِ مَال» ، هر آینه گاهی بنده‌ای، مقامی نزد خداوند دارد که جز با یکی از این دو به آن نمی‌رسد یا از دست دادن مال یا بلایی در بدن؛ گاهی خداوند، مقامی برای بنده‌ای در نظر می‌گیرد و اعمال او به اندازه آن مقام نیست، در این‌جا خداوند به وسیله بلاها و سختی‌ها کاستی‌های عمل او را جبران می‌کند. رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) دراین باره می‌فرماید:«إِنَّ اللهَ تَعَالَی لَیَکتُب لِلعَبدِ دَرَجَهَ العُلیَا فِی الجَنَّهِ فَلَا یَبلُغُهَا عَمَلُهُ فَلَا یَزَالُ یَتَعَهَّدُ بِالبَلَاءِ حَتَّی یَبلُغُهَا» ، همانا خداوند متعال برای بنده، درجه بالایی را در بهشت می‌نویسد، ولی عمل بنده به آن اندازه نیست پس همواره در بلاء قرار می‌گیرد تا به آن درجه برسد.
بنابراین با دقت در آن‌چه گذشت می‌توان این حقیقت را دریافت که ابتلاء و امتحاناتی که برای انبیاء و اولیاء الهی پیش آمده برای ارتقاء مقام معنوی آنان بوده است چرا که خداوند، از حقیقت و باطن خیر آنان آگاه بوده و با این ابتلائات خواسته است ایشان را به مقامی که استحقاق آن را دارند برساند. مثلاً هدف خداوند از امتحانات سختی که برای حضرت ابراهیم(علیه السلام) پیش آورد، ارتقاء مقام ایشان از نبوت به امامت بود. همان‌طور که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ إِذِ ابتَلیَ إِبرَاهِیمَ ربُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأتَمَّهُنَّ قَالَ إنّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إمَاماً» ، و (به یاد آر) هنگامی که خدا ابراهیم را به اموری امتحان فرمود و او همه را به جای آورد، خدا به او گفت: من تو را به پیشوایی خلق برگزینم. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:
«و ما کان الذی اصابهم من ذلک لذنب اقترفوه و لا لعقوبه معصیه خالفوا الله فیها، ولکن لمنازل و کرامه من الله اراد ان یبلغوها، مصائب اهل بیت (علیهم السلام) به کیفر جرم یا عقوبت معصیتی نیست بلکه از برای ادراک منازل و کرامت است وخداوند می‌خواهد ایشان را به مقام بلند و ارجمند ارتقاء دهد.»
کسی که به وسیله آزمون‌های الهی تزکیه اخلاقی می‌یابد، خود متجلی دین می‌شود چرا که همه وجودش برای خدا شده راه راست را تا قرب الهی پیموده و تمام مقامات را پشت سر گذاشته است، چنین کسی خود راه راست و صراط مستقیمی است که می‌تواند دیگران را رهبری کند و جهان را اصلاح نماید.
حضرت ابراهیم (علیه السلام) با به پایان رساندن دوره‌ای از امتحانات و ابتلاهای الهی به مقام امامت و پیشوایی رسید و پرچم دین حق را در جهان برافراشت.
«وَ اِذ ابتَلی اِبراهیمَ رَبُّهُ بِکلماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنُی جاعِلُکَ للنّاسِ اِماماً…»و هنگامی که ابراهیم را به کلماتی آزمود، سپس آن‌ها را به پایان رساند و فرمود تو را پیشوای مردم قرار دادیم.
4-1-23. اخلاص
یکی از بالاترین درجه تزکیه اخلاقی خالص شدن برای خدای متعال است؛ آن‌چنان که هیچ کار نیکی را جز برای وصالش انجام ندهد. بلاها باعث می‌شود که اثر غیر از جان زدوده شده و بنده با سوختن در آتش عشق الهی از هر چه غیر محبوب خلاص و پیراسته گردد. امیر مومنان علی (علیه السلام) فرمود:
«یمتَحِنُ الموُمن بِالبلاءِ کَما یمتَحن بِالنّارِ الخَلاصُ» مومن با بلاء آزموده می‌شود همان طور که طلای خالص با آتش.
4-1-24. رسیدن به مقام صدیقین
انسان مزکّی و آن کس که به دنبال تزکیه اخلاقی می‌باشد در دلش آمادگی دریافت حقایق و نهان‌های دین را دارد و این کمال عبودیت و بندگی است که شامل صدیقین می‌شود. علمای اخلاقی شش مرتبه برای صدق معرفی کرده‌اند: «راستی در سخن، راستی در نیت و اراده، راستی در عزم و تصمیم، راستی در اقدام برای تصمیم، راستی در عمل و راستی در صحت درک به مقامات دین».
ابوحامد غزالی راستی در نیت و اراده را همان اخلاص دانسته و مرتبه آخر صدق یعنی راستی درک مقامات دین را این طور توضیح می‌دهد که «خوف و رجاء و تعظیم و زهد و رضا و توکل و حب و تمام این موارد تصوراتی است که با لفظ آشکار می‌شود. و حقایق و نهایاتی دارد که صادق محقق به آن‌ها رسیده است.»
رسیدن به حقایق مقامات دین که در عبودیت خلاصه شده و نهایت صدق می‌باشد، در کمال و تحقق به مقام بندگی در پرتو قرب الهی است، همان‌طور که خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «اِنَّ المُتَّقینَ فی جَنّات وَ نَهرٍ فی مَقعَد صِدقٍ عِندَ مَلیکٍ مُقتَدرٍ» در حقیقت پرهیزکاران در میان باغ‌ها و نهرها در جایگاه راستین نزد پادشاهی توانا هستند.
رسیدن به این مرتبه با گذر از آزمون‌ها و ابتلاهای دشوار و خاص امکان پذیر است «وَ لَقَد فَتَنا الذّین مِن قَبلهِم فَلیعلمَنَّ الله الذَّینَ صَدَقوا وَ لیعَلَّمنَّ الکاذبینَ» و به یقین کسانی را که پیش از این‌ها بودند آزمودیم، تا خدا آنان را که اهل صدق‌اند و دروغگویان را بشناسد.
آزمون‌های دشواری که با رضا سپری شود موجب رسیدن به مقام صدیقین می‌گردد. «الَُّذین اخرِجوُا مِن دِیارِهِم وَ اَموالَهُم یبتَغُونَ فَضلاً مِن اللهِ وَ رضواناً وَ ینصُروُن اللهِ و رَسولَهُ اُولئک َهُم الصادِقوُن» کسانی که از وطنشان و دارایی شان رانده شدند: خواستار فضل و عنایت خدا و رضای او بوده، خدا و رسولش را یاری می‌کنند. براستی که اینان اهل صدق اند.
«… الصّابرین فی البَأساءِ وَ الضَّرآءِ و حینَ البَأسِ اوُلئِکَ الذَّینَ صَدَقوُا و اولئکَ هُمُ المُتَّقُون» بردباران در سختی‌ها و رنج‌ها و هنگام گرفتاری بدون شک آنان اهل راستی و پرهیزکاری اند.
شاید بهترین مصداق اهل راستی حضرت ابراهیم باشد که دشوارترین امتحان‌های پروردگار را صادقانه سپری کرده و با وصف صدیق ستوده شده است. «وَ اذکُر فی الکِتابِ اِبراهیم اِنَهُ کان صدیقاً نَّبیاً» در این کتاب ابراهیم را به یاد آور، زیرا او اهل راستی و پیامبر بود.
4-1-25. یافتن جایگاه عبودیت