پایان نامه درمورد اعتقادات دینی، منابع اسلامی

باپیشرفت همه‌ی علوم مربوط به آدمی،به تدریج بحث درباره‌ی پدیده‌های انسانی بدون این که سبب تخریب آن شودامکان‌پذیرشد.باتجزیه تحلیل‌های دقیق علمی،موقعیّت‌های تربیت،کم وبیش به تحقق علم تربیت وبه پیدایش آن‌چه امروزه به علوم تربیتی معروف است انجامید.
درقرن نوزدهم فعّالیت‌هایی درزمینه‌ی علمی‌کردن تعلیم وتربیت صورت گرفت،ولی چندان قانع کننده نبود.تابالاخره درقرن بیستم برای اوّلین بارشخصی به نام لوسین‌سل‌لوریه طرح کلّی علم پداگوژیک رازیرعنوان معنای واقعیّات وقوانین تربیت منتشرنمود.«لوسین‌سل‌لوریه ازعلمیّت تعلیم وتربیت به شدت دفاع می‌کردومعتقدبودکه:هدف تعلیم وتربیت جستجوی قوانین مربوط به پدیده‌هایی است که درتربیت به ظهورمی‌رسد.برآن تأثیرمی‌گذاردوازمقدّمات معیّنی استنتاج شده است.اومعتقداست:این علم موجب نظم وروشنی شده وبه مااجازه می‌دهدتااندازه‌ای پیش‌بینی کنیم که درشرایط یکسان،نتایج فلان روش یاشیوه‌ی تربیتی چه خواهدبود.درلغت‌نامه‌ی معروف بویسون آمده است:تعلیم وتربیت علم تربیت است،اعم ازتربیت‌بدنی،ذهنی واخلاقی.دراین علم ازداده‌های علومی نظیرفیزیولوژی،روان‌شناسی،تاریخ و…استفاده می‌شود.دورکیم نیزتعلیم وتربیت رایک نظریه‌ی علمی،جان‌دیویی ونیزاشخاصی مثل پل‌لاپی آن رابه دلایل مختلف علم می‌دانندوخطوط اصلی آن راپی‌ریزی شده می‌دانند.آن‌هامعتقدندکه علوم تربیتی،ازمجموع نظم ومقررات وشیوه‌هایی؛که واقعیت‌هاوموقعیت‌های مختلف تعلیم وتربیت رادربافت تاریخی،اجتماعی، اقتصادی،فنی وسیاسی آن پی‌جویی می کند؛تشکیل می‌شود.امّادرعین حال تااواخرقرن بیستم نیزبسیاری ازمتخصّصان ازآن بااحتیاط سخن گفتند.آنان تعلیم وتربیت راهمانندبرخی پیشینیان،هنروحرفه می‌دانندنه علم.به نظرآنان تعلیم وتربیت تنهاهنروفنّی کاربردی است که می‌کوشدحتی‌الامکان روش‌های علمی رادرتحقیقات خودبه کاربرد.»(همان،60)ازمجموع آن‌چه گفته شدمی‌توان نتیجه گرفت که،درهرصورت تعلیم وتربیت یک علم است؛البتّه این علم نیزمانندعلوم دیگردارای ویژگی‌های منحصربه فردی می باشد.
2-10-ویژگی‌های علم تعلیم وتربیت
1-موضوع تربیت،انسان است وانسان موجودی پیچیده است.نوع زندگی فردی واجتماعی اونیزدائماًدرحال تحول ودگرگونی می‌باشد.بسیاری ازابعادوجودی اوهنوزدر هاله‌ای ازابهام باقی مانده است.به همین دلیل علم تعلیم وتربیت نیزازجهات مختلف دارای پیچیدگی فوق‌العاده‌ای است.
2-علم تعلیم وتربیت یاعلوم تربیتی،ازجمله علوم بین‌رشته ای است.این علم ازمجموعه‌ای ازعلوم انسانی وغیرانسانی ازقبیل:تاریخ،اقتصاد،آمار،ریاضیات،فیزیولوژی،روان شناسی،جامعه شناسی،انسان شناسی،مردم شناسی،وحتّی فلسفه وهنرو…بهره می برد.
3-علم تعلیم وتربیت صرفاًیک علم نظری محض نیست بلکه علمی کاربردی است.یافته‌های این علم درعمل برای تربیت انسان به کارگرفته می شود.اساساًسودمندی علم تعلیم وتربیت به کاربردی بودن آن است.
4-درتعلیم وتربیت همانندبرخی علوم دیگر،علاوه بریافته‌هاونظریات علمی،یک سیستم ونظام تربیتی نیزپایه‌ریزی می‌گرددتاآن یافته‌هاونظریات علمی درعمل به کارگرفته شود.این سیستم دارای سلسله‌ای ازاهداف،مبانی،اصول،شیوه ها،خط مشی ها،…وروش‌های ویژه‌ای می باشد.آن‌چه درباره‌ی جوان بودن علم تعلیم وتربیت گفته شدمی‌شود،نه تنهادرباره‌ی نظام تربیتی صادق است،بلکه بایدگفت نظام‌های تربیتی موجوددرعالم به مراتب ازخودعلم تعلیم وتربیت جوان‌تراست.
«درمنابع اسلامی آن‌چه هدف ارسال رسل وبعثت انبیاءالهی-علیهم السّلام-شمرده شده است،تربیت انسان وانسان‌سازی وبه فعلیت رساندن تمام گنجینه‌هاواستعدادهای نهفته دردرون وی بوده است.»(دشتی،38:1370)هدف ازآفرینش انسان وتربیت اوجزاین نمی تواندباشد.اتفاقاً«درقرآن کریم خداوندنیزبه عنوان مربی انسان معرّفی شده است.»(اسراء،249)
قرآن کریم وروایات،منابع بسیارغنی وعمیقی درجهت استخراج واستنباط بسیاری ازمسائل مربوط به تعلیم وتربیت به حساب می آیند.
برای معرّفی هرعلم بهترین راه تعریف،بیان ابعادوویژگی‌های آن علم می‌باشد.امّادرباره‌ی علم تعلیم وتربیت این وضع قدری متفاوت است؛زیراغالب دانشمندانی که درحیطه‌ی تعلیم وتربیت صاحب‌نظر می‌باشندهم درتعریف وماهیّت علم تعلیم وتربیت وهم درابعادوویژگی‌های آن اختلاف‌نظردارند.حتی بسیاری ازآن‌هادرعلمیت تعلیم وتربیت یاآموزش وپرورش،ماننددیگرعلوم اتفاق‌نظرندارند.
بدون شک تربیت برای یک خانواده‌ی مذهبی بایک خانواده‌ی غیرمذهبی متفاوت است.درمسائل روزمره هم می‌توانیم این نکته راموردتوجه قراردهیم.رفتارهای مذهبی وارزشیابی‌ها متفاوت است؛به عنوان مثال جوانی که قصدازدواج دارد،درزمانی که شخص موردنظررامی‌خواهدانتخاب کندبایدحداکثری‌هارادرنظربگیرد.مسائلی مثل توحید،معاد،اعتقادات دینی وصداقت.امّازمانی که فردی می‌خواهدمعامله‌ی‌تجاری انجام دهدهمان حدّاقل‌های طرف مقابل کفایت می‌کند؛پس درکل می‌توانیم چنین برداشت کنیم که تربیت اسلامی درتعریف جامع آن،محدودبه یک گروه ویک قشرنیست،بلکه گستره ووسعت این نظام تربیتی،همه‌ی اقشاررادربرمی‌گیرد؛البته اگرماجامعه رابه یک هرم تشبیه کنیم که درجه‌ی مذهبی‌بودن افرادآن متفاوت است وافرادازنظرمذهبی بودن درطبقات مختلف قرارمی‌گیرند،بادرنظرگرفتن طبقات مختلف جامعه،روندتعلیم وتربیت اسلامی رانیزمی‌توانیم طبقه‌بندی کنیم.این طبقه ‌بندی ازنوک هرم که همان خانواده‌های مذهبی هستند شروع می‌شودوبه طبقه‌بندی‌های پایین‌تر که دارای عملکردمتفاوت هستندختم می‌شود.
سخت‌گیری،عدم برنامه‌ریزی ودخالت مسائل حاشیه‌ای،تأثیرسوءومنفی درتعلیم وتربیت اسلامی داردومتأسّفانه این دخالت‌هاکه گاهی ازروی نادانی صورت می گیردباعث به وجودآمدن مقاومت درافرادوگروه‌ها می‌شود.ازعوامل مؤثّردریک تربیت صحیح ایجادفرصت یادگیری وفراهم‌آوردن زمینه‌های ‌مناسب دراین زمینه است تاافرادباآزادی عمل واندیشه درراستای تعالیم وتربیت اسلامی قراربگیرند.دراین صورت،تأثیراین تعالیم بیشترخواهدبود.
هدف تربیت اسلامی،صرفاًتغییررفتارنیست.به نظرمی‌رسدباید پیشینه‌ی تاریخی تربیت سکولاریستی رادرقرون16و17میلادی دانست آن زمانی که تفکرسکولاریستی به وجودآمدبسیاری ازبزرگان مسیحیّت،درجهت تحکیم اهداف دینی خود،باسیاست‌مداران وامپراتوران وقت هم‌سو شدندواین هم‌سوشدن آغازی برای شروع تربیت سکولاربود.زیرابرای ترویج سکولاریسم دوراه وجوددارد؛برخی خیلی دین رافیلترشده می‌دانندوعقیده دارندکه دین جدای ازهرنظام وسیاست،اقتصادواجتماع است ودرمقابل افرادی نیزدین رابه اقتضای فضای سیاسی،اجتماعی واقتصادی جامعه ی خوددست خوش تغییر می‌کنند.این هردوگروه مروج تربیت سکولاری هستند.
این کژاندیشی به جامعه‌ی کنونی مانیزراه پیداکرده است؛به عنوان مثال،برای جذب جوانان به مسجد،درآن آمفی تئاتر،کلاس،استخرو…رامی‌سازیم وحتّی معماری آن راتغییرمی‌دهیم وبه ساختمان‌های مدرن شباهت پیدامی‌کند.امّادرانتهااگربادیدی وسیع به این اقدامات نگاه کنیم تأثیربارز تربیت سکولاری رادرآن مشاهده می‌کنیم.مامسجدراسکولارکرده‌ایم،درصورتی‌که هدف مااین بوده که جذابیت آن راافزایش دهیم ولی اثرجذابیت سبب تغییرات ماهیتی می شود.این مثالِ حرکت تدریجی تربیت سکولاری رانشان می‌دهد که می‌توانددرهرزمان ومکان شماراتحت تأثیرقراردهد.به بیان دیگرچنین نیست که بگوییم تربیت اسلامی وتربیت سکولاردردوقطب متمایزرودرروی یک دیگرایستاده باشند.واقعیّـت آن است که این دودرهم تنیده شده‌اند.شمادرهرلحظه ممکن است درحال گرایش به سوی سکولاریسم باشید.شماهرچه قدرکه می‌خواهیدمسلمان باشیدبه همان اندازه خطرسکولاریزه‌شدن رانیزدارید؛زیراتربیت سکولار،بسیارصورت پنهانی پیداکرده وشایدشماناخواسته به آن تن دهید.
دکترعلم‌الهدی درباره‌ی عرصه‌ی حضوروتأثیربرتربیت اسلامی درروندترویج آن اضافه نموده است؛مابایدازتغییررفتاربه تغییرعقیده برسیم ونبایددرتغییررفتارمتوقف شویم.تربیت اسلامی قبل‌ازاین که جلوه‌ی قانونی داشته باشدبایدجلوه‌ی فرهنگی داشته باشدودرعین حال تغییرات فرهنگی به صورت هماهنگ توسط نهادهای گوناگون ایجادمی‌شود.دراین صورت است که تربیت اسلامی می تواندبرتربیت مسلّط سکولارپیروزشود.
2-11-آرای تربیتی درسده‌های میانه
بنابه نظرکاردان«سده‌های میانه یاقرون وسطی به دوره‌ای ازتاریخ مغرب زمین اطلاق می‌شودکه میانِ دوره‌ی یونان وروم باستان وعصرجدیدکه بارنسانس آغازمی شودقرارداردونزدیک به ده قرن به طول می‌انجامد.»(کاردان،62:1381)البتّه درباره‌ی آغازوپایان دقیق این دوره میان مورّخان اختلاف نظروجوددارد.قرون میانه رابه دوبخش زمانی نامساوی تقسیم می‌کنند«بخش اوّل شامل روزگارتاریک هجوم بربرهاو بی‌نظمی مدنی وانحطاط فرهنگی است که ازآغازقرن ششم تااوایل قرن دوازدهم طول می‌کشد.بخش دوّم شامل قرونی است که طی آن بازرگانی رونق یافت وشهرها رو به توسعه رفت وتعلیم وتربیت رواج گرفت»(کانپوری،48:1354)
2-12-استفاده از پند و اندرز در تربیت متربّیان‌
راه‌هاوروشهایی که دین مبین اسلام درتربیت وپرورش انسانهابکارمی‌‌بردمتعدّداست وازجمله این روشها،روشی است که آن راروش موعظه وپندواندرزمی‌‌نامیم.باتوجه به وجودنیروی گویایی وتکلم وبیان دروجودانسان وهم چنین بهره‌مندی اوازنیروی شنوایی می‌‌توان گفت یکی ازاستعدادهای وجودانسان که هم تحت تاثیرسخن قرارمی‌‌گیردوبااستفاده ازاین،توانایی دیگران راتحت تأثیرقرارمی‌دهدویکی ازمواردکاربردکلام وسخن این است که با استفاده ازآن،هم خودراتربیت کنیم وهم دیگران راازطریق موعظه وپندواندرز،به جایگاه انسانی آنهاواقف سازیم که بدین وسیله،رسیدن به هدف آفرینش یعنی کمال وسعادت ابدی تسریع و تسهیل شود.‌
2-12-1-قرآن و روش موعظه و پند و اندرز
روش‌هایی راکه قرآن کریم برای تعلیم وتربیت انسان‌ها بکار می‌برد،درعین برخورداری ازیک وحدت وهماهنگی وانسجام ناگسستنی دراصول واهداف،متعددومتنوعندواین تعدّدوتنوع بافطرت وطبیعت انسان‌هانیزسازگاراست.‌
قرآن کتابی است که گام به گام بانوآموزان خودجلو آمده واشتباهات ونقایص اعمال آنان رادربرابردیدگان عقل آنان قرارمی‌دهدتااین که خودباچراغ عقل،مواردتاریک اعمال خودرادریابندودرمواردبعدی ازارتکاب آن خودداری نمایند.
2-12-2-شرایط لازم برای موعظه و پند و اندرز
برای تأثیرپذیری بهترموعظه وپندواندرزدروجودتربیت شونده لازم است که اوعملاًاثرپندواندرز رادروجود واعظ واندرزدهنده آسان واجراشونده ببیندتاازاوپیروی کندوالاّموعظه به تنهایی کافی نخواهدبود،بلکه آن واعظی می‌تواندسرمشق باشدواحساسات وافکارورفتارمتربّیانش رابه خودوابسته کندکه خوددر منظرعام مقبول واثرات وعظ وپندش درحرکات ورفتاراومحسوس باشد.‌
دعوت به حق وتربیت صحیح به وسیله‌ی موعظه وپندواندرز،زمانی اثربخش خواهندبودکه خود واعظ،عمل به حق بکندو به آن‌چه موعظه می‌کند،متّعظ بشودوالّا،دعوت به حق به زبان،ولی اقدام به خلاف آن درعمل،درواقع دعوت به خلاف حق است نه حق.

                                                    .