پایان نامه درمورد اهداف اجتماعی، ژان ژاک روسو

دانلود پایان نامه

دوموضوع اساسی که ذهن سیاست نامه نویس ها رابه خودمشغول داشته است این بوده که«ابتداآن‌هاعموماًبه بحث درچگونگی اکتساب قدرت سیاسی وشیوه‌های نگهداری آن پرداخته‌اندودرمرحله‌ی بعداندیشیده‌اندکه چگونه می‌توان ازخروج خوارج(بروزمخالفت باقدرت حاکم)جلوگیری کردوسررعایارادرچنبراطاعت ملک نگاه داشت.»(طباطبائی،20:1367)اگرحفظ وضع موجودرابرآینداین تلاش‌هاتلقی نماییم،می توان گفت که سیاست‌نامه‌نویسان درپی آن بوده‌اندکه ازیک سوباتوجیه راه‌های به قدرت رسیدن ازجمله سلطنت موروثی یاشوکت(زور)پادشاه خلق رابه خدمت حاکم ،پادشاه وفادارسازندوازسوی دیگرمانع بروزمخالفت علیه شاه حاکم شوند.پدیده‌ای که درادبیات سنتی ودینی ماازآن به فتنه تعبیرشده است.این ویژگی‌هابه نوعی بیان ابعادسیاست نامه‌نویسی است که تصورمی‌شودازترکیب اندیشه‌ی ایران شهری باستان باآموزه‌های دوره‌ی اسلامی درباب خلافت وسیاست شکل گرفته است.به تأثیرازفضای دینی بعدازاسلام درایران،البته برخی ازفعّالیت ها ازاین دست درقالب دیگری تقریریافته اندکه به شریعت‌نامه‌نویسی مشهوراست.
به اعتقاددکترطباطبائی«شریعت‌نامه‌ها هر چند مانند سیاست‌نامه ها ایدئولوژیک به خلافت پرداخته‌اند؛امّادرتأسیس نظریه‌ی خودازاندیشه‌ی سلطنت فاصله گرفته وشریعت رادرکانون تفسیرخودقرار می‌دهند.»(طباطبائی،27:1367)سلوک‌الملوک‌ فضل‌اللّه‌بن‌روزبهان‌خنجی ازبامعناترین کتاب‌هادراین زمینه است.
2-6-هدف تربیت
تربیت دارای هدف دوگانه ودوبعدی است.دربعدفردی زندگی خوب هدف اساسی تعلیم وتربیت فردقرارمی‌گیرد.شاخصه‌های شخصی زندگی خوب راپرفسوربرودی استادتعلیم وتربیت دانشگاه‌های‌آمریکادرگزینه‌های زیرمعرفی می‌کند:«1-برخورداری ازسلامت بدن.2-برخورداری ازامنیت عاطفی.3-احساس قـدرت واحتـرام.4-امیدنسبت به آینده.امّادربُعداجتماعی،تربیت شهروندشایسته راهدف تعلیم وتربیت می شناسد.»(شریعتمداری،بی تا:183)
«جان لاک،فیلسوف انگلیسی،هدف آموزش وپرورش رانیرومندی تن ،فضیلت ودانش می داندوآن رابه سه بخش بدنی،اخلاقی وفکری تقسیم می کند.»(رهبر،48:1385)
بنابراین درتبیین مفهوم تربیت،براساس آن چه صاحب‌نظران تربیتی گفته اند،مدلول تربیتی رادارای دومعنی می‌دانند:معنای عامّ ومعنای خاصّ.درمعنای عام،هرعملی راکه ازروی قصدیابدون قصدازانسان صادرمی‌شود ونقش آن رشددادن قوای جسمانی،عقلانی،اخلاقی وذوقی خوداویافرددیگراست به عنوان معنای تربیت مطرح می‌نماید.درمعنای خاص،تربیت انتقال تمام مبانی تربیتی وفرهنگی ازنسلی به نسل دیگررادرنظر می‌گیرد،مانندتربیت مربیان مدارس.اوسپس بیان می کنداکثریت دانشمندان تربیتی معتقدندکه مفهومِ خاص تربیت درتکوین شخصیت آدمی نقش چندانی ندارد،مگربین آن وتربیت عامّ جمع گردد.اوبعدازبیان تعریف تربیت،اهداف تربیت راازآن استنباط نموده وآنهارادر4دسته تقسیم می کند:اهداف روحی تربیت،اهداف مادی تربیت،اهداف اجتماعی واهداف فردی.که عوامل تربیتی چون وراثت،خانواده،مدرسه ومحیط رادردست‌یابی
به آن‌ها مؤثّر می‌داندو نهایتاً باتوجّه به آن به برنامه‌ریزی فرهنگی دراسلام می‌پردازدوبرابربا آن شیوه‌های آموزش رابیان می‌نماید.
دیدگاه اسلامی براین اصل که تعلیم وتربیت بایدبراساس جهان بینی اسلام وشرع استوار باشد تأکید دارد ودیدگاه ایدآلیسم نیزبراندیشه‌ی صرف انسان تأکیددارد،ضمن این که امورمادّی رانیزنادیده نمی‌انگارد؛ولی دیدگاه رئالیسم که تاحدودی می‌توان آن راقطب مُخالف ایده‌آلیسم تلقّی کرددربحث ازمفهوم تعلیم وتربیت برادراکات حسّی انسان درکسب تجربه وآموزش بیش ازسایراموراصرارتامّ می‌ورزد.
تعلیم وتربیت رابایدجریانی دانست که به وسیله‌ی آن افرادازروی قصدواراده،رشدافراددیگررا هدایت کنند.گروهی ازمتخصّصان نیز،تعلیم وتربیت رارشدقضاوت صحیح می‌دانند.به نظراین دسته،کارمربّی یامعلّم،کمک به فرد درپرورش قوّه ی قضاوت صحیح می‌باشدومنظورازقضاوت صحیح،اظهارنظری است که بادلیل همراه باشد.مفهوم تعلیم وتربیت ازنظردیویی عبارت است از:تجدیدنظردرتجربیات وتشکیل مجدّد آن‌ها به طوری که این جریان موجبات رشدبیشتررافراهم سازد.
آن‌چه دراین جابه عنوان مبانی تعلیم وتربیت،موردنظراست،همان مقولات فلسفی است(مقولات هستی‌شناسی،خداشناسی،انسان شناسی،ارزش شناسی وشناخت شناسی)؛به عبارت دیگرجهان بینی یاحکمت‌نظری رئالیسم اسلامی،اساس مسائل تربیتی دراین دیدگاه است.این ارتباط یک ارتباط منطقی است که می‌تواندبرانسجام وهماهنگی نظام تربیتی آن تأثیربه سزایی داشته،آن رابه عنوان یک نظام خاص تعلیم وتربیت مطرح کند؛یعنی حکمت عملی که شامل اخلاق،تعلیم وتربیت،حقوق و…که برحکمت نظری(مقولات ومسائل نظری وفلسفی)مبتنی است.باتوجه به این مقدمه،مبانی تعلیم وتربیت رئالیسم اسلامی رامی‌توان به شرح زیرتعریف کرد:
دیدگاه‌های کلّی رئالیسم اسلامی درباره‌ی هستی،خدا،انسان،ابعادوجوداو،شناخت ودانش(نگرش‌های کلّی،مقبولات وپیش‌فرض هانسبت به جهان هستی)است که پایه واساس تعلیم وتربیت راتشکیل می‌دهد.
اگربخواهیم تعریف خلاصه‌تری رابیان کنیم،می توان گفت مبانی تعلیم وتربیت،دیدگاه های رئالیسم اسلامی،نسبت به انسان،حقیقت وابعادوجودی،هدف ازآفرینش کمال نهایی وکیفیّت حرکت اوبه سوی مقصدنهایی(قرب الهی…)است.
خدای سبحان،غایت وهدف است.راه رسیدن به چنین هدفی،زیرنظرگرفتن نفس ومراقبت ازآن است«علیکم انفسکم.مراقب خودتان باشید.»(مائده،105)چون«هدف تربیت انسان ازغایت زندگی وی جدانبوده ورابطه‌ی‌تابع ومتبوع میان آنهاست لذامی توان نتیجه گرفت که هدف تربیت آدمی،«نیل به قرب الهی درپرتوایمان وعمل صالح است.»(سباء،37)ونیز«القای دوست»(انعام،154)و«اطمینان یافتن درجوارحضرت اوست»(الفجر،30-26)لذادرچنین بینشی«انسان رنج برنده‌ای است.رنجی رابه سوی پروردگارش.تابه لقای اوبرسد.»(انشقاق،6)به عبارت دیگرانسان باتلاش به سوی پروردگارخوددرحرکت است.»(طباطبائی،بی تا:138)دراین صورت بایدپرسیدکه فرجام حرکت آدمی به سوی خالق چیست؟پاسخی که براساس آموزه‌های اسلام می‌توان ارائه نمودخداگونگی یاتشبُّه بِه اللّه است؛«زیرادرحدیث قدسی چنین آمده است:«عبدی اطعنی حتّی اجعلک مثلی اومَثَلی؛یعنی:بنده‌ی من مراعبادت کن تاتوراهمانندخودگردانم»دربیانات برخی ازحکمای مسلمان نظیرصدرالمتألّهین نیزدرتبیین غایت آموزش حکمت آمده است:لیحصل التشبه بالباری تعالی»(شیرازی،21:1387)بنابراین غایت ومرادازآموختن فلسفه‌ی تربیت این است که انسان خداگونه شود.
2-7-ارتباط بین مقوله‌های فلسفی وجنبه‌های مختلف تعلیم وتربیت
چون بین جهان بینی(مقولات فلسفی)وایدئولوژی یک رابطه‌ی منطقی وجوددارد،درتعلیم وتربیت(که ازنوع ایدئولوژی است)نیزمی توان چنین ارتباطی رابه خوبی نشان داد.
همان‌گونه که پیش ازاین خاطرنشان کردم،جهان بینی یک مکتب به ویژه نوع نگرش آن به انسان تأثیربسیارعمیقی درجنبه‌های مختلف تعلیم وتربیت دارد،زیراانسان موضوع تعلیم وتربیت است،پس درآغازبایدبه این پرسش،پاسخ گفت که انسان چیست؟دارای چه ویژگی‌هایی است؟شئون واستعدادهای اوکدام است؟هدف نهایی وی چیست؟اصولاًچه تیپ انسانی می‌خواهیم تربیت کنیم؟لذاپس ازروشن شدن این مسائل وسؤالات است که می‌توان سُراغ تعلیم وتربیت رفت ونظام تربیتی مناسبی راتأسیس کرد.
2-8-تعریف علم تعلیم وتربیت(آموزش وپرورش)
تعریف علم تعلیم وتربیت همانندخودتربیت بسیارمشکل ودشواراست.زیراهنوزدرباره‌ی محتواوروش آن اتفاق نظرمشخصی وجودنداردوعلم بودن آن مورد تردیدمی‌باشد.دردائرهالمعارف فارسی لالاندآمده است:«پداگولوژی(تعلیم وتربیت)ازریشه‌ی یونانی است وآن وظیفه‌ی برده‌ای بوده است که اداره وهدایت اطفال رابه عُهده داشته است.»(لالاند،ذیل واژه ی پداگولوژی)
بنابراین معنا ازتربیت،اهلیّت این فردبه اصطلاح مربّی راهم می‌توان تکنیک دانست،هم کاری هنری وهم ناشی شده ازفلسفه ونیزعلم.
بعضی ازفلاسفه‌ی تعلیم وتربیت چون امانوئل کانت مشکل تعریف تربیت رابه مشکل بودن ماهیت تربیت ربط می‌دهندومعتقدند«برخلاف آن چه مردم تصورمی کنندتعلیم وتربیت بزرگترین ودشوارترین مسائل مبتلابه‌ی انسان است.اودربین ابداعات بشر دو مورد را از بقیه مشکل‌تر می‌داند،هنرومملکت‌داری؛یعنی حکومت وهنرتعلیم وتربیت.وی معتقداست«مردم هنوزدرباره ی معنای واقعی این دواختلاف نظردارند». (کانت،11:1363)برخی دیگرازفلاسفه ی تعلیم وتربیت درتعریف تربیت وآموزش وپرورش بامشکل مواجه شده است.
امیل دورکیم،جامعه‌شناس معروف،تعلیم وتربیت رایک نظریه‌ی علمی می داند.که«بااستفاده ازداده‌های علوم دیگرنظیرروان‌شناسی وجامعه‌شناسی به ارزیابی نظام‌هاوروش‌های تربیتی می‌پردازد.به این طریق عمل مربیان راتوضیح داده وهدایت می‌کند.»(شکوهی،58:1375)به اعتقادبرخی دیگرازصاحب نظران«تربیت فعالیتی مداوم،جامع(توجه به همه‌ی آن چه برای به کمال رسیدن انسان لازم است،همه‌ی ابعادوجودی ونیازهای فردی،اجتماعی،اقتصادی وفرهنگی انسان)وبرای همه(فردفردجامعه)وبرای رُشدوتعالی وتکامل انسان وغنای فرهنگی وتعالی جامعه.تربیت هم نیازی مستقل وهم وابسته،هم نهائی وهم واسطه‌ای،هم هدف است وهم وسیله،هم زیربنای اجتماع است وهم غایت وهم مقصود.»(فیوضات،21:1374)
2-9-علم تعلیم وتربیت
هم‌چنان که گفته شددرمیان دانشمندان ایرانی که درحوزه‌ی تعلیم وتربیت فعالند،درعلمیّت تعلیم وتربیت یاآموزش وپرورش،به عنوان یک علم ماننددیگرعلوم،البتّه باویژگی‌های مربوط به خود،اختلاف نظروجوددارد.
«هرعلمی سعی داردتاقلمروخودرامشخّص کند،موقعیّت‌هاوواقعیّت‌های مربوطه رابیان کرده وقوانین حاکم برآن راکشف کند.»(شکوهی،55:1375)
«تاقرن هیجده ی میلادی،به کارگیری روش‌های علمی معروف ومتداول،درتعلیم وتربیت مرسوم نبوده وحتّی صاحب ‌ظرانی هم‌چون ژان ژاک روسونیزدربه کارگیری آن درتعلیم وتربیت احتیاط می‌کردندومنتظرتدوین رساله هاومتون علمی دراین زمینه بودند.»(همان،56)متفکری چون کانت به تربیت تجربی(غیرعلمی)بیشتردل بسته بودتاروش علمی آزمایشی.اومعتقدبود«تربیت،هنری است که فقط باجمع شدن تجارب چندنسل کامل خواهدشد.»(کانت،56:1363)وبالاخره برخی نیزمعتقدندکه«تربیت فرایندی تصادفی است که روش علمی به هیچ وجه درآن راه نیافته است.»(شکوهی،56:1375)