پایان نامه درمورد اوضاع واحوال، نیازمندی‌ها

توجیه برای سرکوب مخالفان طبق نظریه‌ی مذکور
توجیه برای سرکوب مخالفان طبق نظریه‌ی مذکور
مخالفت باسلطان به منزله‌ی مخالفت بانماینده‌ی تام‌الاختیارخداوند
مخالفت باسلطان به منزله‌ی مخالفت بانماینده‌ی تام‌الاختیارخداوند
اصل وراثت منصب پادشاه
اصل وراثت منصب پادشاه
اقناع مردم به پذیرش قدرت سیاسی
اقناع مردم به پذیرش قدرت سیاسی
4-5-2-درمظالم نشستن پادشاه
خواجه ازپادشاه می‌خواهدکه جهت دادگری به مظالم بنشیندامانکته‌ی قابل توجه این‌که دلیل خواجه درضرورت این امرطریقی است نه موضوعی،یعنی ازباب نتیجه‌ای که درتثبیت قدرت وجلوگیری ازنارضایتی مردم دارد،مدنظرقرارمی‌گیرد؛خواجه می‌گوید:«چاره نیست پادشاه راازآنک درهفته دوروزبه مظالم نشیندودادازبی‌دادگربستاند…»(همان،51)امیرالمؤمنین علی(ع)درمنشورتربیتی مهم خودبه مالک‌اشترهنگامی‌که اورابه امارت مصرمنصوب نمود،همین پیشنهاد رابااندکی تفاوت ذکرنموده است که درحوزه‌ی قدرت سیاسی،سنتی است پسندیده وصواب.لازم به تذکراست که مجموعه آثارونصایح‌ گران‌سنگ باقی‌مانده ازامام علی(ع)،ازضرورت آمیختگی تربیت وسیاست درآموزه‌های خواجه‌نظام‌الملک حکایت دارد.بااین تفسیرآنچه خواجه باتمسک به آن تربیت می‌کندمرجع دینی واعتقادی داشته وموضوع ادبی مورداشاره این نکته رابرای ماهرچه بیشترآشکار می‌سازد.
خواجه یادآورمی‌گرددکه امرای عادل ومتوجه به امرآخرت دررسیدگی به وضعیت مردم برخودسخت می‌گرفتندهمان‌طورکه اشاره هم شده ازجمله‌ی آنان ازاسماعیل‌بن‌احمد،امیرسامانیان یادمی‌کندکه روزهای سردوبرفی سواربراسب می‌شد.انتظارداشت تابابرداشتن تمام موانع به احقاق حق بپردازد«…وچون به عذرسرماوبرف مارانبیندوبه مارسیدن بروی دشوارباشد،چون ببیندکه مااین جا ایستاده‌ایم بیایدوکارخودبگذاردوبه سلامت بازگردد،واین‌همه احتیاط ازبهرآن جهان کرده‌اند.»(همان،57)
4-5-3-آثارغفلت پادشاه ازاحوال رعیت وکشور
خواجه یادآورمی‌شودکه غفلت پادشاه ازاحوال رعیت ولشکروعمل کردکارگزاران باعث سقوط وی درافکاروانظارعمومی می‌گرددکه به هیچ‌وجه به مصلحت پادشاه وزیبنده‌ی قدرت وی نیست.«…غفلت امیروخیانت وزیرپادشاهی ببرد همه وقتی پادشاه راازاحوال گماشتگان غافل نبایدبودن…»(همان،66)خواجه معتقدبودکه واجب است پادشاه ازاحوال رعیت،لشکر و دور ونزدیک خویش پرس‌وجو داشته باشد،اگراین رویه رادرپیش نگیردآن راعیب می‌شماردواین کاردرواقع نوعی ظلم به شمارمی‌آید.درادامه اضافه می‌کندآن ظلم وستمی که برمردم رواداشته می‌شوداگرپادشاه ازآن آگاه باشدپس باظالمین هم‌دست به حساب خواهدآمد؛ولی اگرازآن بی‌خبرباشدپس غافل وجاهل است.وی این هردورا بسیار ناپسند می‌داند.
4-5-4- ضرورت به کارگیری جاسوس دراصناف وگروه‌های مختلف
خواجه‌نظام فایده‌ی عمده‌ی داشتن جاسوس ومخبرمخفی را،اطّلاع پادشاه ازاوضاع جاری کشورورفع معضلات ومشکلات مردم قبل ازتبدیل شدن به بحران می‌داند.هم‌چنین ازمیان‌بردن توطئه‌ها‌ی پشت‌پرده برای قدرت سیاسی حاکم درپرتوحضورمخبران تسهیل می‌گردد.خواجه درفصل سیزدهم سیرالملوک اشاره می‌کندکه بایدهمیشه دراطراف واکناف سرزمین تحت‌ فرمان‌روایی خود افرادی درکسوت‌های مختلف چون بازرگان،گردشگرد،داروفروش،فقیروغنی و…گسیل داشت تااگرخبری شدازاوضاع واحوال آن‌ها شاه رامطلع وآگاه سازد.«بایدکه همیشه به همه‌ی اطراف جاسوسان بروند…تا هیچ‌گونه ازاحوال،خبری پوشیده نماندواگرچیزی حادث گرددوتازه شودبه وقت خویش تدارک کرده آید…»(تدین،104:1373)
خواجه درخصوص منهیان معتقداست بایدبه تمام نقاط عالم خبردهندگانی گسیل دارنددرمسیرحرکت تجار،گردش‌گران،صوفیان ودرویشان،تاازهرچه برسرآنان می‌گذردمارامطلع وآگاه سازند.بسیاراتفاق می‌افتدکه فرمان‌داران،زمین‌داران ویا کارگزاران سربه عصیان برآورده درصددچاره‌جویی دربرابرپادشاه برآمده‌اندکه خبردهندگان اطّلاع‌رسانی نموده مارامطلع نموده‌انددرادامه درجهت تأییداین قضیه داستان بلندی ازعضدالدّوله ونحوه‌ی عدالت اوآورده است.
4-5-5- لزوم پرهیزازشتاب درتصمیم‌گیری درامورمملکت
کلام نغزودلنشین خواجه‌نظام‌الملک به منظورتربیت ملوک برای تصمیم‌گیری درامورمملکت که دارای عواقب وپیامدهای مهم می‌باشدتجلی پیدانموده وبه پادشاه هشدارمی‌دهدکه درتصمیم‌گیری درنگ وآهستگی نمایند.وی اشعار می‌داردازعجله وشتاب‌زدگی جداًبایدبرحذربود.آن هنگام اگرخبری شنیده شدبامتانت وصبروحوصله درپی صحت وسقم آن برآمدتاسخن راست وصواب ازدروغ آشکارگرددکه عجله کارافراد ضعیف‌النَّفس بوده نه افرادتوانمند.وی اعتقادداشت همواره فرصت انجام کارهای ناکرده هست وکارهای ناکرده را می‌توان کردولیکن کارهای کرده را ازبین نتوان بردوراه بازگشت وجبران وجودنخواهدداشت.خواجه از بوذرجمهر نقل می‌کند«…شتاب‌زدگی ازسبک‌ساری بود هرکه شتاب‌زده باشدوآهستگی نداردهمواره پشیمان وغمناک باشد…»(همان،161)که شتاب‌زدگی راازسبک‌ساری می‌شمردکه نه تنهاپیوسته پشیمانی وغمناکی باآدم شتاب‌زده همراه خواهدبودبلکه درنزددیگران نیزپیوسته حقیروکوچک خواهندبود.
نظام‌الملک درمقام یک سیاست‌مدارباتجربه وآگاه به احکام دین باظرافتی بسیاردقیق ازجزئیات خصوصیات حاکم برای اداره‌ی بهترحکومت صحبت می‌کند.توجه به این مسائل ظریف وحساس تربیتی نشان ازتسلط وی به امورتربیتی تشکیلاتی وتجربه بالای اودرسال‌ها فعالیت درنظام حکومتی دارد.اوبادعوت به تأمل درکارهاو پرهیزاز شتاب‌زدگی ازپادشاه می‌خواهدکه درمورداخباررسیده ونیزپیرامون اختلافاتی که بین افرادومقام‌های مختلف حکومتی پیش می‌آید،به سرعت قضاوت نکرده وباپرهیزازتعجیل درتصمیم‌گیری این فرصت را ایجاد کندتامواضع حق وباطل به روشنی مشخص شوند.اوعدم شتاب‌زدگی راتاحدی مؤثّرمی‌داند که رفتارپادشاه درمقابل طرفین یک اختلاف نبایدطوری باشدکه دوطرف مدعی ازنظروی مطلع شوند.زیراممکن است دراین صورت حقیقت پوشیده بماند.وی درتکمیل توصیه‌ی خودحکایات وجملات ناب تربیتی نیزدر مذمت عجله وتحسین تأمل داشتن به کاربرده است.به عنوان شاهد مثال آمده است«وامیرالمؤمنین‌علی‌رضی‌اللّه‌عنه می‌گوید:آهستگی اندر همه‌ی کارها محموداست الّادرکارخیر.» (ثروت،180:1367)
4-5-6-لزوم پاسداری ازشریعت و پژوهش‌کردن درفرائض وسنت‌ها
خواجه براین نکته‌ی تربیتی سخت باورداشت که تحقیق وتفحص درکاردین،بجاآوردن فرائض وسنت وفرمان‌های خدای‌تعالی وبکاربستن آن،حرمت واحترام نسبت به علمای دین ورفع حاجات ونیازمندی‌های آنان ازحساب بیت‌المال،گرامی ونیکوداشتن افرادمتقی وپرهیزگار،برپادشاه واجب است.«برپادشاه واجب است درکاردین پژوهش‌کردن وفرائض وسنت وفرمان‌های خدای‌تعالی به جای آوردن…» (تدین،90:1373).جای تأمّل ودقت دراین باب این است که پایه واساس سخن خواجه پیش‌ازاین‌که ناشی ازدیانت باشدبرتحلیل تربیتی ومصلحت تربیتی درسیاست مبتنی است.زیراخواجه درفصل بیست‌ونهم کتاب خویش تحت عنوان«اندرترتیب مجلس مهمانی ونشاط وشرایط آن»(همان،146)که از اهم نهی‌شده‌های شرعی است سخن می‌گوید وراه ورسم آن رابرسلطان مقررمی‌دارد.دیدگاه خواجه عمدتاًناشی ازواقعیت مهم درآن‌زمان است که دین نقش عمده‌ای درتثبیت قدرت وکارآمدی آن می‌تواندایفاکند.هم‌چنان که گفته شددین درعین‌حال که درتنظیم روابط صحیح اجتماعی کارآمداست؛امابرداشت ابزارگونه ازآن به عنوان عاملی تربیتی جهت برخوردبامخالفان مورداستفاده قرارمی‌گیرد.
4-5-7- ضرورت اقامه‌ی دادگری ومبارزه باخوارج
خواجه دادگری راسبب بقاءملک می‌داندوظلم وستم رانیززمینه ساززوال دولت تلقی می‌کند. خواجه ازلوازم دادگری رارسیدگی بر احوال کارگزاران می‌دانددانایان گفته‌اندکه:«غفلت امیروخیانت وزیرپادشاهی ببردهمه وقتی پادشاه راازاحوال گماشتگان غافل نباید بودن وپیوسته ازروش وسیرت ایشان برمی‌بایدرسید…درهمه‌وقتی پادشاهی راازاحوال گماشتگان غافل نبایدبودوپیوسته ازروش وسیرت ایشان برمی‌بایدرسیدچون ناراستی وخیانتی ازایشان پدیدارآیدهیچ ابقاء نبایدکرد.اورامعزول کنندوبراندازه جرم او،اورامالش دهندتادیگران عبرت گیرند…»(همان،66)
وی رفتارانوشیروان رادرمواردبسیاری متذکروآن رامقتضای عدل می‌داند.لازم به ذکراست که وجوه مشترکی میان عصرخسروانوشیروان وزمان خواجه وجودداشته است.هردودرعصری زندگی می‌کرده‌اندکه به تعبیرخواجه ،عصرخروج خوارج بوده است.خواجه درفصول پایانی سیاست‌نامه به تعبیر خوداز بددینان وباطنیان وخوارج سخن می گوید.درسیرالملوک خواجه درفصل چهل‌وچهارم چگونگی سرکوب مزدکیان توسط انوشیروان رامتذکروآن رابرجسته می‌نمایدوآن واقعه رابه عنوان الگوجهت مبارزه وسرکوب باطنیان وخوارج وبه ملک‌شاه معرفی می‌نماید.خواجه درفرازهای مختلف ازگفتمان خویش درساحت سیاست عملی ازبزرگمهرحکیم یادکرده است ورهنمودهای اورامدنظرقرارداده است.لازم به تذکراست که مجموعه آثارونصایح گران‌سنگ باقی مانده ازبزرگمهر،ازضرورت آمیختگی تربیت وسیاست درآموزه‌های وی حکایت دارد.
(نمودار4-4)

                                                    .