پایان نامه درمورد تاریخ ایران، احساس امنیت

دانلود پایان نامه

اگرچه همان‌گونه که گفتیم ونمونه‌ای هم نقل شدکتاب ازنثری ساده ومفهومی برخورداراست امادربرخی جاها با تعبیراتی دشوارمواجه می‌شویم.قصه‌ی کوتاه خبازغزنین ازفصل ششم(اندرباب قاضیان وخطیبان ومحتسب ورونق کارایشان)نکته‌ی نغزتربیتی‌ای داردکه پرداختن به آن خالی ازلطف نیست؛این که درغزنین نانواها دردکان‌هارابستندتانان نایافت شدنزدیکان ودرویشان ازاین امردرتعب افتادندجهت دادخواهی نزدپادشاه شرفیاب شدندوپیش سلطان‌ابراهیم ازاین قضیه گله‌گذاری نمودند،وی دستورصادرنمودتاهمه‌ی نانوایان را احضارکردند.علّت راجویاشدکه چراموجب تنگی معیشت مردم شده‌اند؟آن‌هاپاسخ دادندکه هرگاه گندم وآرددراین شهرتوزیع می‌گردد،نانوای تومی‌خردودرانبارمی‌کندو اذعان داردکه فرمان چنین است وبه مااجازه نمی‌دهدکه حتی یک من نان‌خریم.چون سرکاربرسلطان آشکارگردیدفرمان دادتانانوای متخلف رابیاورندودرزیرپای فیل افکنند.چون مردبردندان فیل آویزانش کردند ودرشهرمی‌گرداندندوبروی ندامی دادندکه هرکه دردکانش رابازنکندبااونیزچنین کنیم که سرنوشت خبازمخصوص بود.سرانجام انبارآردش رابین مردم توزیع نمودند.نمازشام بردرهردکانی 50من نان مانده بودولی خریداری پیدا نمی‌شد.
حکایت خبازغزنین نشان‌دهنده‌ی این واقعیّت است که خواجه بامردم مأنوس بوده وازخواست‌ها ومشکلات عوام آگاهی داشته است.قلمش رابرای حمایت ازآنان بکارمی‌برده وازاین گذشته حکایت خبازغزنین نثری دل‌نشین داردکه ازچندبارخواندنش ملالی حاصل نمی‌گردد.
کتاب جوامع‌الحکایات ولوامع‌الرّوایات محمّدعوفی که درقرن هشتم نوشته شده دراغلب داستان‌هابه سیرالملوک نظرداشته وحتّی دراین کتاب چندداستان درباره‌ی خواجه‌نظام‌الملک آمده است.درحقیقت این کتاب ازمنابعی است که درباره‌ی سیرالملوک وخواجه‌نظام‌الملک اطّلاعات موثقی به دست می‌دهد.
عنوان مشترک فصول کتاب،تحقیق وبررسی بوده است،که پس ازارائه‌ی دستورالعملی،به مناسبت ازآیات واحادیث وحکایت‌های پیشینیان،بهره گرفته است.سیاست عملی درون وبرون نظام خیرخواهی وتربیت سیاسی،گاه ازدرون نظام وحاکمیت،صورت می‌پذیرد,مثل سیرالملوک یاسیاست‌نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی؛گاه ازبرون نظام وحاکمیت،درمقام یک عالم دینی وناظراجتماعی، مانند نصیحه‌‌الملوک امام‌محمّدغزالی(450-550-ه.ق)که روزگاری،مدرسی برجسته درنظامیه‌های نیشابوروبغدادبوده وبه تربیت طالب علمان همّت گمارده،وسپس براثرتحول روحانی،ازمقام وکرسی استادی،دست شسته وازقیل وقال اصحاب کتب،گریخته است ودر جست‌وجوی خویش صمیمی بودوکام یاب.مخاطب وی درسیاست نامه اشنصیحه‌الملوک سلطان سنجر؛پسرملک‌شاه سلجوقی است.
آن‌چه سیرالملوک نظام‌الملک وکتاب‌هایی ازاین دست راممتاز می‌نماید،همانا پیوندتنگاتنگ اندیشه‌ی سیاسی نویسنده بارفتاروتجربه‌ی سیاسی اوست.دراین گونه آثارباسیاست پیشه‌گانی روبه روهستیم که درآیینه‌ی حیات سیاسی خویش،آنچه رامی‌نگرندمُبهم وگویابرزبان می‌آورند.آنان تصویرهایی کوتاه وبلند،دورونزدیک می‌دهندکه خواه ناخواه،واقعیت‌هایی ازدرون شخصیت وحاکمیت‌شان رامی‌نمایاند.آن تصویرها هرچندکه ازچنبرمصلحت‌اندیشی،بیرون نمی‌رود؛ولی دردست‌یابی به عبرت‌هاوحکمت‌ها بی‌اثرنیست.
«دراغلب کتاب‌های تاریخی که ازسیاست‌نامه نام برده‌انداین کتاب راسیرالملوک نامیده اند؛مانند: تاریخ طبرستان ابن‌اسفندیار،تاریخ گزیده‌ی حمدالّله‌مستوفی وجوامع‌الحکایات عوفی.عنوان سیاست‌نامه اخیراً به این کتاب اطلاق شده است.»(شعار،3:1358)
این کتاب بعدهاموردتقلیدنویسندگان ومورخان قرارگرفته است.چنان که غزالی درکتاب نصیحه‌الملوک ومؤلّف تاریخ بناکتی ومحمّدعوفی درکتاب جوامع الحکایات،هرکدام به نحوی ازکتاب سیرالملوک خواجه متأثّرشده‌اند.«کتاب سیاست‌نامه برای عنوان نمودن اوضاع اجتماعی زمان،ازجمله کتب سودمنداست.لیکن ازروی آن فقط می‌توان اوضاع اجتماعی ایران راتااواخرقرن پنجم علی‌الخصوص درنیمه‌ی دوّم قرن پنجم که هنوزدوره‌ی رفاه ویکی ازادوار خوب تاریخ ایران شمرده می‌شده دریافت.بااین حال نظام‌الملک درکتاب خودازبعضی رسوم اجتماعی ومقررات اداری که درزمان اومتروک مانده ومورداستقبال پادشاهان سلجوقی قرارنگرفته است،شکایت داردونیزازبرخی بی‌رسمی‌هاکه به وسیله‌ی سلاطین وغلامان می‌شده،اظهارناخشنودی می‌کندوازاین روی نظام‌الملک ازچشم بدمی‌ترسدونمی‌دانست که این کاربه کجاخواهدانجامید.»(صفا،119:1376)
درسده‌ی اخیرازسیاست‌نامه ویراست‌های بسیاری شده است که ازآن‌ها می‌توان به ویراست‌های علّامه محمّدقزوینی،عبدالحیم‌خلخالی،عبّاس‌اقبال‌آشتیانی،جعفرشعار،عطااللّه تدیّن،محمّداستعلامی، عزیزاللّه علیزاده،اطلس‌اثنی‌عشری،مهدی‌محقّق،حسن‌خالیراد،حجّت‌اللّه‌اصیل،مهدی‌فرهانی‌منفرد، احمدغنی‌پور، اسماعیل‌تاج بخش،نصراللّه‌زیرک،احمدحسینی‌کازرونی وجعفرحمیدی اشاره کرد.
اوبرخلاف افلاطون که فقط دانشمندان رالایق حاکمیت می‌دانست ،خواجه علم ودانش راازشرایط لازم می‌دانست ولی شرط کافی،عدالت بود.اومی‌گویدکه خدای تعالی درهرعصروروزگاری یکی راازمیان خلق برگزیده است واورابه هنرفرمان‌روایی آراسته گردانیده است.سلطان بایدچنان حکومتی رابه نظم بیارایدکه مردم بتوانندبااطمینان واحساس امنیت درپی حرف ومشاغل خودبروند.هدف حکومت دنیوی پرکردن زمین ازعدل وداداست.این عدل می‌بایست بانشاندن هرکس درجای شایسته‌ی خود،حاصل آید،که این نیزدرجای خودموجب استواری ارکان دولت است.بخش عظیم سیاست‌نامه باهدف استقرارعدل وبخشش ومروت است وحکم‌رانان بایدازآن عبرت بگیرند.ازعدالت اسماعیل‌بن‌احمدسامانی وعضدالدوله‌ی‌دیلمی داستان‌هایی برسبیل سرمشق گرفتن پادشاه سلجوقی می‌آورد. برای آگاهی پادشاهان ازمظالم حکّام بلاد،توصیه می‌کندکه منهیان وجاسوسان رادرلباس درویشان وبازرگانان به اقصی نقاط کشوربفرستندتاباآگاهی ازوضع مردم ورفع ظلم درگسترش عدالت بکوشند.سیاست‌نامه درواقع درزمره‌ی اندرز‌نامه‌ای است ازخدمات اجتماعی وفرهنگی خواجه‌نظام‌الملک.
3-4-القاب
خواجه‌نظام‌الملک رادرکتب تاریخی باهفت لقب یادکرده‌اند:
1-وزیرکبیر؛ازآن جاکه دردستگاه سلجوقیان به بزرگی اووزیری یافت نشده بود.
2-خواجه‌ی بزرگ؛برای آموزگاری ملک‌شاه درزمان ولیعهدی،منتسب به این لقب گردید.
3-تاج‌الحضرتین؛برای وزیری دوپادشاه این لقب را به او دادند.
4-قوام‌الدّین؛این لقبی مذهبی بودکه فقیهان زمان بدوداده بودند.
5-نظام‌الملک؛لقبی که عامه،بیشتروی رابااین لقب می‌خواندند.پس ازوی دردوره‌های پسین تاریخ بسیاری ازوزیران معتمدشاهان درایران وهندبااین لقب خوانده می‌شدند.
6-اتابک؛لقبی که ملک‌شاه پس ازشاهی بدوداده بود.
7-رضی‌امیرالمؤمنین؛لقبی که خلیفه‌المقتدی‌بامراللّه درسال(475 ه.ق)بدوداده بود.
3-5-آثار نظام‌الملک
علاوه برسیاست‌نامه،دومکتوب نیزازخواجه دردست است که تحت عنوان وصایای نظام الملک یادستورالوزراء می‌باشند که این دومکتوب یکی خطاب به پسرش نظام‌الدّین ودیگری خطاب به پسردیگرش،مؤیدالملک می‌باشدوشامل پندواندرزتربیتی درمسائل دینی،اخلاقی وروش حکومت برمردم است.مؤلّف درهرفصل نخست مسأله رابه صورت تعریف یادستور اخلاقی مطرح می‌کندوسپس حکایات بلندوکوتاه وروایات واحادیث وآیه‌ی قرآن وسخنانی ازگذشتگان رادرتأییدسخن خویش می‌آورد.
«دربرخی روایات صرفاًنگارش دوکتاب رابه این وزیرسیاست‌پیشه منسوب کرده‌اندکه یکی کتاب مشهورسیرالملوک بوده وبه چاپ نیزرسیده است.»(دارک،22:1378)اهمیت کتاب سیرالملوک به اندازه‌ای است که اصول اساسی اعلام شده دراین کتاب،هنوزهم راهنمای ملت‌هاوحکام درمسائل داخلی وارتباطات بادیگرکشورهاست.این رانیزنباید ازخاطربردکه نظام‌الملک خودوزیردربارسلجوقی بوده وطبعاًتألیف چنین کتابی میزان انطباق گفته‌هاوعمل‌کردهای وی رابایک دیگردرمعرض توجه‌ی پادشاهان وعموم درباریان قرار می داده است.
«ونیزروایت است غیرازدوکتاب فوق‌الذکر،نوشته‌ها‌ی کوتاه دیگری ازوی به جای مانده که عبارت ازوصیت‌نامه‌ی وی است ونسخه‌ای ازآن درضمن مجموعه‌ای ازاندرزنامه‌هاودستورهای مملکت‌داری چنددهه پیش ازاین به دست آمده وبعدهاهمراه بامتن منتشرشده‌ی تمامی مجموعه یک جاچاپ شده است.»(ثروت،77:1376).ازنوشته‌های دیگرنسبت داده شده به وی می‌توان به سفرنامه اشاره کرد.
ازدیگرکتاب‌های منسوب به خواجه‌نظام می توان به اخلاق محمودی اشاره کردکه نسخه ای خطی ازآن درکتاب‌خانه‌ی ملّی موجوداست.این کتاب دربردارنده‌ی پندهای تربیتی خواجه‌نظام‌الملک به فرزندارشدخود فخرالملک است که پس ازمرگ خواجه،یکی ازدوستداران وی،آنهاراگردآوری کرده است.این کتاب شامل یک مقدمه؛دربیان احوال به طوراجمال؛ودوفصل؛فصل نخست درتحریض فرزندبرترک وزارت وفصل دوّم درآداب وشرایط دروقت استقلال؛است.
3-6-خاندان نظام‌الملک
اشاره شد که خواجه‌حسن فرزندعلی‌بن‌اسحق‌بن‌عباس‌توسی است.اسحق دوفرزندداشت،عبداللّه که پدرعبدالدوام بود،فرزنددیگرش علی که پدرحسن‌نظام‌الملک بوده است.درشماردولت‌مردانی بودکه ملک‌شاه سلجوقی،ازآنان درخواست نگارش رساله‌ای درباب کشورداری نمود،تاباعمل بدان اوضاع سیاسی واجتماعی،به دورازکژی‌هاوسلیقه‌هابهبودیابد.وی درواپسین سال‌های حیات سیاسی خویش به تألیف سیاست‌نامه(سیرالملوک)پرداخت این کتاب که مقبول دربارافتاد،درپنجاه‌فصل،تهیه وتنظیم شده است.