پایان نامه درمورد تشویق و تنبیه، امام حسین(ع)

1-‌کارهای پسندیده،موردتأییدمردم است وبایدبه آنهامبادرت کرد.‌2-به کارهای پسندیده پاداش تعلق می‌‌گیردواین اصل رادرمحیط تربیتی اعمال کند.‌3-‌انگیزه‌ی انجام کارهای پسندیده برای پاره‌ای ازافراد،بهره‌مندی ازپاداش وجایزه است وبایدازاین انگیزه درانسان‌سازی،حداکثراستفاده بنفع آنان بعمل آید.‌4-انسان طبیعتاًاعمال ناپسند رانمی‌پسنددووقتی به کاروعمل زشتی تن درمی‌‌دهد،ولو برای مدتی ازآن بهره ولذّتی هم کسب کند،باتمام وجودش درمی‌‌یابدکه کرامت وشرافت وجودی وذاتی خویش رابا این کارهاواعمالش خدشه‌دار کرده است.‌
هرگاه براثرمداومت درگناه وهرآن چه درنزدخداوانسانهازشت شمرده می‌‌شود،نفس لوامه حساسیت خودراازدست بدهدوانسان مغلوب نفس امّاره خویش شود،حالات وصفات حیوانی دراورشدکرده واوتحت تأثیرتمایلات وهواهای نفسانی وبرای تأمین منافع خودوکسب لذت وخوشی‌های زودگذربه تعرض وتجاوزوحمله وتهاجم به حقوق وناموس دیگران اقدام می‌‌کند.برای جلوگیری ازاین تعرُّض وتجاوزوحمله وتهاجم وبرای برحذرداشتن انسان‌هااز این اعمال ناشایست،وجودمجازات متناسب واعمال به موقع آن،وسیله وروش بسیارمناسبی است برای اصلاح انسانهاوتربیت آنان.‌
پاره‌ای ازمردم علیرغم تمایل قلبی خود،تنهابه این علّت بعضی ازکارهاراانجام می‌‌دهندکه می‌‌ترسنداعمال زشت آنهاموردتوجه ی مردم ومسئولان قرارگیردوتنبیه‌هایی رادرپی داشته باشدولذابخاطراین‌که درمیان مردم رسوانشوندووجهه وآبرویشان نرود،ازاقدام به اعمال بداجتناب می‌‌کنند.لازم است که ازاین حسّاسیت انسانهادرسازندگی وتربیت آنان استفاده‌ی مطلوب شود.‌
خواجه درفصل سی‌و‌ششم به نظام پاداش وجریمه هم اشاره داردکه هرگاه خدمتی پسندیده ازخدمت‌کاران دیده شدبایداثرات وثمرات آن کاررابه موقع دریافت دارد.آن‌گاه که قصوروکوتاهی درکارباشدآن شخص رابه کیفروسزای عملش رساندتازمینه ی میل ورغبت بیشتربرای خدمت فراهم گرددوترس گناهکاران ازمجازات وعواقب ناگواراعمالشان بیشترگرددواموردرمسیرصحیح خودپیش برود.
همان‌طورکه خواجه معتقداست پاداش‌دادن به افرادی که کارخودرابه درستی انجام می‌دهندوجریمه‌کردن افرادکم کارموجب دل‌گرمی افرادورغبت آنان به کارمی‌شودوراندمان کاری افرادرابالامی‌برد؛چون آنان که اهل کاروتلاشندبه شوق پاداش،بهتروبیشترکارمی‌کنندوآنان که تنبل وکم کارهستندازترس جریمه وعقاب تن به کارداده درنتیجه تولیدافزایش می‌یابدکه این نظام پاداش وتنبیه به تجربه نیزثابت شده است یکی ازمؤثّرترین راه‌هابرای ایجادانگیزه درافرادبرای بهترکارکردن است.
وی درفصل سی‌وسه،باتوجه به عباراتی چون«هرکه ازخدمت‌کاران،خدمتی پسندیده کرد،بایددروقت، نواختی[عنایتی]یابدوثمرت آن بدورسدوآن‌که تقصیری کند بی‌ضرورتی وسهوی،آن‌کس رابه اندازه‌ی گناه مالش[کیفری]رسد،تارغبت بندگان برخدمت زیادت گرددوبیم گناه‌کاران بیشتر می‌شودوکارها بر استقامت می‌رود.»(تدین،157:1373)که درذیل این فصل آمده است ونیزتأکید خواجه بررعایت سلسله مراتب اداری ونیزگزینش بهترین‌ها برای مناصب دیوانی می‌توان به اهمیت نظم وترتیب درجهت تربیت اشخاص برای اموراداری پی‌برد.
درادامه‌ی این فصل خواجه به بیان این روایت می‌پردازدکه روزی امام حسین(ع)وجمعی ازصحابه برسرسفره‌ای نشسته بودند جُبّه‌ای ازدیبای رومی برتن و عمّامه‌ای درنهایت نیکویی برسرمبارک داشتند.غلامی که قصد داشت کاسه‌ای خوردنی نُزل نماید در بالای سر او ایستاد اتِّفاقاً کاسه ازدست وی جداوبرسرو دوش امام(ع)ریخت.عمَّامه ولباس آن حضرت را آلوده نمود.غلام ازاین اشتباهش شرمسار بود.تصور می‌کرد که امام(ع)اوراتنبیه خواهد نمود؛امّاامام(ع)روبه غلام کردند و فرمودند:«والکاظمین الغیظ والعافین عن النّاس.حسین(ع)روی تازه کردوگفت ای غلام ترا آزاد کردم تابیکبارگی ازخشم وادب ایمن شوی»(تدین،152:1373).همه‌ی حاضران ازحلم وبردباری ودرس تربیتی امام حسین(ع)شگفت زده شدند.
«درنگاه اوّل بابیان این حکایت خواجه پادشاه رابه تسلّط برنفس وپرهیزازشتاب زدگی وتبعیت ازخشم اندرز می‌دهد.امادربیان این حکایت ونیزجای جای کتاب،نظام‌الملک با ترغیب پادشاه به دین‌ورزی وشریعت‌مداری،تربیت به سمت ارزش‌های اخلاقی ونیزیادآوری رستاخیزو هولناک‌بودن عرصه‌ی محشرمی‌کوشدتاترحم شاه رابرانگیزد،اگرچه خواجه،پادشاه راموجودی می‌داند که تنها ازیزدان فرمان می‌بردودرپادشاهی،نیازی به هدایت وارشاددیگران،به ویژه خلیفه ندارد،ولی به سلطنت مطلق‌العنان نیز علاقه‌ای نشان نمی‌دهد؛بلکه اوپادشاه رایک موجود ساده‌ی بشری بااوصاف انسانی هم‌چون دلیری،تربیت نیکوواخلاق پسندیده معرّفی می‌کندکه درملک‌داری،باید به قوانین آسمانی گردن نهد.»(طباطبائی،69:1383)مطیع تربیت،شریعت واخلاق نمودن وآن ر اپاس‌داشتن که تاشایدتوانسته باشدزمام قدرت بی‌حدومطلق سلطان رابادین،اخلاق و تربیت‌درونی عدالت افسارنهدومانع ازتعدیات وتجاوزات بیشترحکومت به رعایاشودغافل ازآن که رحمت وعدالتی که فقط برمحورکنترل درونی قدرت مهارگسیخته،استوار باشدو هیچ نیروی بازدارنده‌ی خارجی،درهدایت آن دخیل نباشد،ازمنظر خواجه بی‌شک دوام نخواهد داشت.چنین سیاست وتربیتی عامل خیرورشدوبرکت نیزنخواهدبود.
نمودار4-1
اندیشه‌های تربیتی اقتصادی خواجه‌نظام‌الملک باتوجه به کتاب سیاست‌نامه
اندیشه‌های تربیتی اقتصادی خواجه‌نظام‌الملک باتوجه به کتاب سیاست‌نامه
توجه به امنیت
توجه به امنیت
توجه به اهرم تشویق و تنبیه
توجه به اهرم تشویق و تنبیه
نخبه‌سالاری
نخبه‌سالاری
مدار با شهروندان
مدار با شهروندان
توجه به رفاه عمومی
توجه به رفاه عمومی
توجُّه به پژوهش
توجُّه به پژوهش
نظارت بر گارگزاران
نظارت بر گارگزاران

                                                    .