پایان نامه درمورد حضرت ابراهیم، نیازمندی‌ها

اکنون به پاره‌ای ازمواردآن درآیات الهی اشاره می‌شود.
1-حضرت ابراهیم(ع):حکمت نظری«رَبِّ هَب لِی حُکماً»(شعرا،83)وحکمت عملی«اَلحِقنِی بالصّآلِحِینَ»(شعراء،83)
2-حضرت موسی(ع):حکمت نظری:«اِنَّنی أَنَاالّلَّهُ لَآاِلَهَ اِلَّاانَا»(طه،14)وحکمت عملی«فاعبُدنَی»(طه،14)
3-حضرت عیسی(ع):حکمت نظری:«انِّی عَبدُاللَّه»(مریم،30)وحکمت عملی«وَاَوصَانی بِالصَّلاهِوَالزَّکَاهمَادُمتُ حَیًّا» (مریم،31)4
-پیامبراسلام(ص):حکمت نظری:« فَاعلَم اَنَّهُ لَا اِلَهَ اِلَّااللَّه»(محمّد،19)وحکمت عملی:«وَاستَغفِرلِذَنبِکَ»(محمّد،19)
2-15-1-غایت هستی
برای تبیین هدف وغایت زندگی انسان،ناگزیرازتبیین غایت ومقصدهمه‌ی موجودات جهان هستی خواهیم بود.زیراانسان زیرمجموعه‌ی عالم وجوداست وتابع مقصدهمه‌ی پدیده‌هادرعرصه‌ی ممکنات می‌باشد.لذامفسّران درتفسیرسوره‌ی مبارکه‌ی توحید(اخلاص)می‌نویسند:
«دراین سوره،خداوندمتعال رابه احدیت ذات وبازگشت ماسوی‌اللّه درتمامی حوائج وجودی‌اش به سوی او،ونیزبه این که احدی،نه درذات ونه درصفات ونه درافعال شریک اونیست می‌ستاید.صمددراصل به معنای قصدکردن یاقصدکردن بااعتماداست،پس خدای تعالی،سرور و بزرگی است که تمامی موجودات عالم درتمامی حوائجشان اوراقصد می‌کنند.وقتی خدای متعال پدیدآورنده‌ی همه‌ی عالم است وهرچیزی راکه دارای هستی است خداوندبه اوداده است؛بنابراین هرچیزی راکه به عنوان چیزبرآن صادق باشددرذاتش وآثارش محتاج به خداونداست ودررفع نیازمندی‌هایش او را قصد می‌کند،هم‌چنان که خودش فرمود:«الَالَهُ الخَلقُ وَالاَمرُ.آگاه باش که خلق و امرازآن اوست»(اعراف،54)ونیزبه طورمطلق فرمود:«وَاِنَّ اِلَی رَبِّکَ المُنتَهی.واین که پایان[کارها]به سوی پروردگارتوست»(نجم،42)پس درهرحاجتی که درجهان تصوُّرشود،خدای سبحان صمد ومقصداست.ازاین جاروشن می‌شودکه تعریف صمدباالف ولام،به منظورافاده‌ی حصراست؛یعنی تنها خداوندمتعال صمدعلی‌الاطلاق است»(دهقان،72:1379)
2-15-2-غایت زندگی انسان
درآیات مختلف قرآن،به هدف آفرینش یامجموعه‌ی جهان هستی اشاراتی شده است که درآغازممکن است متفاوت به نظربرسدولی بادقّت می‌بینیم همه به یک حقیقت بازمی‌گردد:
«الف)عبادت وبندگی:«ومَاخَلَقتُ الجِنَّ وَالاِنسَ اِلَّالِیَعبدُونِ.وجنّ وانس رانیافریدم مگراین که مرابندگی کنند»(ذاریات،56)
ب)علم وآگاهی ازصفات خداوند:«اَللّهُ الَّذِی خَلَقَ سَبعَ سَمَاوَاتِ وَمِنَ الاَرضِ مِثلَهُنَّ یُتُنُزَّلُ الاَمرُبَینَهُنَّ لِتَعلَمُوااِنَّ اللّهَ عَلَی کُلِّ شَیءٍقَدِیروَاَنَّ اللّهَ قَداَحَاطَ بِکُلِّ شَیءٍعِلمًا.خداکسی است که هفت آسمان راآفریدواززمین نیزهمانندآن‌هارا.فرمان[خدا]درمیان آن‌هافرودمی آید[وتدبیرمی‌کند]تابدانیدکه خدابرهرچیزی تواناست»(طلاق،12)
ج)آزمایش بیشتر:«وَهُوَالَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالاَرضَ فِی سِتَّهِاَیَّامٍ وَکَانَ عَرشُهُ عَلَی المَاءِلِیَبلُوَکُم اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلاً.واوست کسی که آسمان‌ها وزمین رادرشش روزآفریدوعرش اوبرآب بودتابیازمایدکه کدام یک ازشمانیکوکارتراست»(هود،7)
د)رحمت الهی:«وَلِذَالِکَ خَلَقَهُم…وبرای همین آن‌هاراخلق کرده است»(هود،19)
دقّت دراین آیات نشان می‌دهدکه بعضی مقدمه برای بعضی دیگراست.آگاهی ومعرفت،مقدمه‌ای برای آزمون وتربیت بشروآن هم مقدّمه‌ای برای بهره‌گیری ازرحمت خداونداست.»(دهقان،263:1379)
درقرآن نیزمراحلی برای هدف خلقت انسان بیان شده است:
«الف)آفرینش برای آزمایش.لِیَبلُوَکُم.
ب)آزمایش برای جداکردن خوبان ازبدان است.«لِیَمِیزَاللّهُ الخَبِیثَ مِنَ الطَّیِّبِ.»(انفال،37)
ج)جداکردن خوبان ازبدان برای جزاوکیفرمتناسب است«لِتُجزِی کُلُّ نَفسٍ بِمَاکَسَبَت»(جاثیه،22)
د)جزاوکیفرمتناسب برای عمل به وعده است؛«وَعداًعَلَینَا»(انبیاء،104)»(همان،273)
2-15-3-خودیابی زمینه‌ی خدایابی
برای پی بردن به مفهوم حکمت نظری وعملی در زندگی انسان می‌توان بااستنادبه آیه‌ی شریفه‌ی«عَلَیکُم اَنفُسَکُم.مراقب خودتان باشید»(مائده،105)که مؤمنین راامربه پرداختن نفس خودنموده فهمیدکه منظوراین است که آدمی،نفس رازیرنظرگرفته واعمال صالح اوراکه سرمایه وتوشه‌ی فردای اوست،تحت مراقبت قراردهد؛زیرابرای نفس،امروزوفردائی است ونفس هرآنی درحرکت ودرطی مسافت است؛ومنتهای سیرش خداوندسبحان است.چه نزداوست حسن ثواب یعنی بهشت.
«برانسان است که این راه راادامه داده همواره به یادخدای خودبوده لحظه‌ای فراموشش نکند،چه خدای سبحان؛غایت وهدف است وانسان عاقل هدف راازیاد نمی‌برد،زیرا می‌داند که فراموش کردن هدف باعث ازیادبردن راه است،روی این حساب،اگرکسی خدای خودرافراموش کندخودراهم فراموش کرده واین همان هلاکت است.»(طباطبائی،282:1362)
درمباحث مربوط به خودیابی که مظهری ازخودآگاهی است،درحقیقت می توانیم اصطلاح هویت فردی رانیزبه کارببریم؛زیراهویت همان حقیقت شخص است که مشتمل برصفات جوهری اومی‌باشد.این همان مفهومی است که درخودشناسی به دنبال دست‌یابی بدان هستیم.لذامی‌توان گفت که«باتحقّق خودیابی وخودآگاهی بخش عمده‌ای ازهویت فردی نیزمحقق می‌شود.»(شرفی،30:1387)
2-15-3-1-استنتاج

                                                    .