پایان نامه درمورد حیات اجتماعی، ماهیت سیاسی

درآن مدارس افرادی چون امام‌الحرمین‌جوینی(478ه.ق)وامام‌محمدغزالی(504ه.ق)تدریس می‌کردند.به دستور ملک‌شاه کتابی به نام پنجاه‌فصل یاسیرالملوک یاسیاست‌نامه تألیف کرده است،که درسلامت انشاءوروشنی مطلب وتنوع موضوع درمیان کتب فارسی کم نظیراست.امّااین کتاب درکنارآن همه فصاحت وبلاغت وهنرنمایی درمسائل تاریخی خطاهایی داردونیزبه سبب تعصّب خواجه درمسائل مذهبی به پیروان مذاهب وادیان دیگراتهامات وناسزایی روا داشته است.دراین کتاب اطّلاعات ارزشمنددرباره‌ی تشکیلات سیاسی ومملکتی ایران درعهدسلجوقیان می‌توان به دست آورد.ازنظام‌الملک،نامه‌هایی نیزدردست است که به پسرخود نظام‌الدّین‌ابوالفتح‌فخرالملک نوشته ووصیّت‌نامه‌ای هم ازاو باقی است.
نظام‌الملک دو یار داشت:یکی ابوالرّضاکمال الدّوله که صاحبِ دیوان انشاءوطغرا،یعنی مشرف ومنشی بودودیگری ابوسعدشرف‌الملک که صاحب دیوان زمام واستیفا؛یعنی مستوفی بود.این دوتن هردوصاحب رأی ومدبربودندوهریک رادونائب بود.درسال (476ه.ق)کمال‌الدّوله معزول شده بود.خواجه یکی ازفرزندان خویش مؤیّدالملک رابه جای اوصاحب دیوان انشاءوطغراکرده بود؛اماپس اززمانی استعفاکردونائب اوابوجعفرمختارزوزنی به استقلال مشغول کارگردیدوکمال‌الملک لقب یافت.
وزیران مشهورسلجوقیان خواجه‌نظام الملک‌توسی وعمیدالملک‌کندری،درتثبیت قدرت این خاندان نقش ویژه‌ای داشتنددولت سلجوقی پس ازمرگ ملک‌شاه گرفتارتجزیه شد.نزاع بین برکیارق ومحمود،فرزندان ملک‌شاه،باپیروزی برکیارق خاتمه یافت؛امّامدّتی بعد،بین اووبرادرش،محمّدنزاع درگرفت که جنگ‌های طولانی دربرداشت.درنهایت،به تجزیه‌ی حکومت سلجوقیان انجامید.پس ازبرکیارق،سلطان‌سنجردرطی 62سال امارت وسلطنت،توانست عظمت سابق رابه سلجوقیان بازگرداند. وی دراواخرعمربه دست غزان اسیرشدوبامرگ وی قدرت سلاجقه روبه افول رفت.
3-2- اوضاع سیاسی‌اجتماعی عصرسلجوقیان
شعبه‌های مختلف سلجوقیان درطول حیات این سلسله،موفّق شدندحدودصدسال برماوراءالنّهر وتوران،128سال برخراسان و161سال برعراق حکومت کنند.شاخه‌ی اصلی سلاجقه به دست علاالدّین تکش منقرض شد.ازاقدامات مهمّ عصرسلاجقه که درزمان ملک‌شاه انجام گرفت،تنظیم تقویم جدیدبودکه به تقویم جلالی معروف شدومبنای محاسبه‌ی سال شمسی قرارگرفت.وی مخالف فلسفه بودوتدریس فلسفه رادرنظامیه‌ها ممنوع اعلام کرد.درزمان سلجوقیان نظریه‌ی سلطنت همراه خلافت به وجودآمد.
برای بررسی افکارسیاسی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی شناخت ماهیت سیاسی سلجوقیان راه گشاست.درهرحال عصرسلجوقی درشناخت وتطوربرخی مفاهیم سیاسی اسلام نقش محوری ومهمی ایفاءکرده است.شناخت آن دوره مقدمه‌ی واجبی برای شناخت آن اندیشه‌هاوجریانات خواهدبودترکان سلجوقی،بالشکرکشی‌های مداوم خودبه وزیران مدبّرنیازداشتند.اونیزکتاب سیرالملوک رادرپی این ضرورت نگاشت.وی برای تثبیت وضعیت فرهنگی وتربیتی سلجوقیان،مدرسه‌هایی به نام نظامیه تأسیس کردکه بیشتربرای تدریس فقه وکلام اشعری بودولی به تدریج علوم دیگر مانندطب نیزدرآن رایج شد.دربین نظامیه‌ها،نظامیه‌‌های بغدادونیشابورازشهرت وگستردگی بیشتری برخورداربودند.
3-2-1-آلپ ارسلان
آلپ‌ارسلان بن جُغری برادرزاده‌ی طغرل بودکه باکمک وزیرانش عمیدالملک کندری وخواجه نظام‌الملک‌توسی توانست قلمروسلجوقیان رادرشرق تا سیحون ودرغرب تامدیترانه گسترش دهددرسال456به قصدجهادباقیصرروم که به فکرتسخیربغدادوبرداشتن خلافت واشاعه‌ی مسیحیت بود،عازم شدودرملاذگردبااومصاف داد.پس ازپیروزی به نیشابوربرگشت وقلمروخودرابین فرزندان تقسیم کرد.اوسرانجام درجنگ باحاکم ماوراءالنّهردرسال456کشته شد.
3-2-2-ملک‌شاه
ملک‌شاه‌بن‌آلپ‌ارسلان(465- 485 ه.ق)توسط پدرش به جانشینی انتخاب شده بود.اوابتداعمویش قاورد راکه ادّعای سلطنت داشت،منهزم ساخت وبه فتح شامات ودمشق وانطاکیه فرمان داد.دراین دوره اسماعیلیان نزاری به رهبری حسن صبّاح به مرکزیت الموت شروع به دعوت کرده به کشتن مخالفان به ویژه بزرگان دولت ازجمله خواجه‌نظام‌الملک‌توسی وزیر،دست زدند.دوره‌ی اودوره‌ی آبادانی وعمارت کشوربودوبناها،کاروان‌سراها،چاه‌هاوباغ‌های زیادی احداث کرد.
ابوعلی‌حسن‌بن‌علی‌بن‌اسحق ملقّب به نظام‌الملک(408یا410 ه.ق)درنوغان یکی ازروستاهای رادکان توس دیده به جهان گشودوکودکی خودرادرهمان شهرسپری کرد.ازهمان سال‌های نوجوانی آثارنبوغ دراونمایان بود.درهمان‌جابودکه صوفی مشهورابوسعیدابوالخیرکه به صورت اتفاقی اورادیده بودپیش‌بینی کرده بودوبه اولقب خواجه‌ی جهان رااعطاء کرد.وی که فرزندیکی اززمین‌داران ومأموران دریافت خراج دولتی به نام ابوالحسن‌علی بود،پس ازاتمام تحصیلاتش به قصدیافتن شغل ومقام،نخست به دربارغزنویان سپس به دربارسلاجقه رفت.اوّلین پست دولتی وی،کتابت برای فرزندحاکم سلجوقی چغری‌بیگ-یعنی آلب‌ارسلان بود.هنگامی که آلب‌ارسلان به پادساهی رسید،به ابوعلی‌حسن لقب نظام‌الملک دادواورابه مقام وزارت برگزید.وزارت اوبامرگ آلب‌ارسلان ودرزمان پادشاهی فرزندملک‌شاه ادامه یافت،امّاسرانجام در(485 ه.ق)درنهاوندتوسط یکی ازفداییان فرقه‌ی اسماعیلیه کشته شد.خواجه‌نظام‌الملک‌توسی درشماردولت مردانی بودازآنان درخواست نگارش رساله‌ای درباب کشورداری شدتاباعمل بدان،اوضاع سیاسی اجتماعی،به دورازکژی‌هاوسلیقه‌ها بهبودیابد.وی درواپسین سال‌های حیات سیاسی خویش به تألیف سیرالملوک پرداخت.
نظام‌الملک مردی دانشمند،متدیّن وبخشنده بود.محضراوهمواره ازقاریان وفقهاوپیشوایان ومردان نیک‌اندیش پُربود.اوبه ساختن مدارس درسایرسرزمین‌هاکمک‌های زیادی کردومقرّری کلان برای آن‌هابرقرارداشت.خواجه به دلیل ارادتی که به فُقهاءومتصوفه داشت مدارس وخانقاه‌های زیادی بنانهاد.اومدیری به غایت کاردان ولایق،سیاست مداری تیزبین بودودرتأمین نظم وآسایش عموم وترویج دین ودانش ازهیچ گونه مساعدت وکوشش فروگذاری نداشت.
«نظام‌الملک ازمرتبه‌ای ساده به این عظمت رسیده بودوبه قول خوداووقتی درجوانی به غیرازسه دینارنداشت وچهاردیناروام کردتاتوانست اسبی به هفت دیناربخردوبعدهادرایام وزارت وقتی خبرآوردندپانصداسب عربی اودرآب غرق شده‌اندازاین جریان خم به ابرونیاورد.» (نخجوانی،268:1357)
تجاربی که نظام‌الملک درسالیان وزارت کسب کرددرکتابی به نام سیاست‌نامه یاسیرالملوک درپنجاه‌فصل جمع‌آوری نمودکه درزمره‌ی یکی ازبهترین آثارادبی وتاریخی می‌باشد.همان طور که اشاره شدتألیف این کتاب توسط نظام‌الملک به اشاره‌ی ملک‌شاه بوده است.چنان که خواجه درمقدمه‌ی سیاست‌نامه اشاره داردکه ملک‌شاه ازبنده وسایرین استیضاح نمودکه هرکدام ازما درمعنای ملک اندیشه وتأمل داشته باشیم وببینیم که چیست درروزگارما نیک نیست وبردرگاه ودیوان ومجلس ما آدابش راآن طورکه بایدبه جا نمی‌آرندیاچیست که بایدانجام شودامّاموردغفلت قرارگرفته است.چه کاری هست که درگذشته پادشاهان انجام می‌دادندولیکن ازنظرماپوشیده مانده است ونیزهرچه ازآداب ورسوم‌ که درروزگاران گذشته وجودداشته اندیشه کنیم وبه قلم بیاوریم تابرماآشکارشده ودرآن تأمل نموده تاآن رامن بعددردستورکارخودقراردهیم.ازاین شرح می‌توان دریافت که فرصتی است مغتنم برای خواجه‌نظام‌الملک تاازظرفیت والای خوددراین زمینه رونمایی کند.
خواجه این مهم رابرعهده می‌گیردودیگران هم اقدام به این کارمی‌کننداماگویاتنها نوشته‌ی خواجه موردپسندسلطان قرارمی‌گیرد.خواجه آن‌چه دراین خصوص می‌دانست ویادرطی روزگاران به تجربه دریافته بودویاازاساتیدش آموخته بود،دراین کارش جادادوآن رادرپنجاه فصل نگاشت…جهت تنوع کاردرهرجاودرهرفصلی اگرمناسب تشخیص می‌دادازاخباروحکایات وازگفته‌های بزرگان بهره برده تاموجب ملال زدگی وآزردگی خاطرنشده وطبع خوانندگانش راخوش آید.
نظام‌الملک خواندن این کتاب رابرای پادشاهان وسیاست مداران لازم وضروری می‌داندودراین موردتأکیدنموده است که هیچ حاکم وفرمان‌روایی ازداشتن ودانستن این معانی بی نیازنخواهدبود؛به خصوص به دوران خوداشاره می‌کندکه هرچه علم ودانش فزونی یابد داشتن دانش وآگاهی بیشتر دراموردینی ودنیایی ضرورت پیدامی‌کند.
«ابتدااین کتاب دارای 39باب بوده است؛امّابعداً بنابه ضرورتی،خواجه 11فصل دیگررابرآن افزوده است.»(شعار،2:1358)
3-3-سبک وشیوه‌ی نگارش کتاب
ازجمله امتیازات سیرالملوک نظام‌الملک،سهولت نثر،تازگی اصطلاحات وترکیب هاودقت درجزئیات می‌باشد.سبک نگارش خواجه‌نظام‌الملک روان،سادّه وخالی ازتکلف وپیچیدگی است ودرآن باواژه‌ها و ترکیبات زیبابسیاربرخوردمی کنیم که درایجازکم نظیراست.شیوه‌ی نگارش چنان است که اگرهم خواننده باسبک کهن مأنوس نباشدبه آسانی مفهوم کلام رادرمی یابد.
دراین جاقصّه‌ای ازفصل سوّم اندرمظالم نشستن پادشاه وسیرت نیکوورزیدن رانقل می‌کنیم. ازخواجه است که شنیدم که گوش یکی ازپادشاهان سنگین بودچنان فکرمی‌کردکه مترجمین وحاجبان،درموردمتظلمان به اوراست نمی‌گویند واوچون حال نداندچیزی فرماید که موافق آن کارنباشد.امرنمودکه متظلمان بایدلباس سرخ برتن کنند.هیچ کس دیگرچنین لباسی برتن نکندتامن بتوانم نیک آن‌هاراتشخیص دهم.پادشاه برپیلی سوارشده درصحراایستاد.آن‌که ازلباس سرخ پوشیده بودجمع می‌نمود.یک‌به‌یک آن‌هارامی‌خواندتاازحال خودنقل کنند.مَلک آن‌چه انصاف بودبین آن‌هاداوری می‌کرد.واین‌همه احتیاط جواب آن جهان راکرده اندتاچیزی برایشان پوشیده نگردد.
اشاره شدکه نثرکتاب،دل‌کش وخالی ازتکلف وپیچیدگی است اماواژه هاوترکیبات زیبادرآن فراوان‌است‌ازقبیل:نان‌پاره(تیول)قصّه‌برداشتن(عرض‌حال)برکشیدن(مقرب‌داشتن)برنشستن(سوارشدن) فرمان یافتن(مردن)ارزانی داشتن(پیشکش‌کردن)جامگی(مقرری)کاردار(والی)میانه حال(متوسط).
«به‌طورکلّی نثرکتاب سیرالملوک زیباست.جمله‌هاکوتاه وخوش‌آهنگ وهرموضوعی درنهایت تمامی و وضوح بیان شده است،نه چیزی زیادونه کم.»(شعار،17:1358)این کتاب درسلامت انشاءوجزالت عبارت ودرشتی مطالب وتنوّع موضوع،درمیان کتب فارسی کم‌نظیر است.
سیرالملوک خواجه‌نظام‌الملک غیرازمطالبی که تاکنون به رسم مثال ازآن نقل کرده‌ایم مطالب وداستان‌های تربیتی فراوانی دارد.ازلحاظ انشاءونمونه نثرساده‌ی نزدیک به سبک محاوره درآن عصرنیزمقام بلندی دارد؛اماجای تأسف است که باوجوداین که در اروپا و ایران وهندوستان تاکنون پنج شش باربه چاپ رسیده است نسخه‌ی صحیح ومعتمدی ازآن منتشرنشده است بااین‌وجود هرکس می‌خواهدادب وتربیت بیاموزداین کتاب ازجمله‌ی آن‌هایی است که حتماًبایدبخواند.
همگان برارزش ویژه‌ی آن به عنوان یک شاه‌کارنثرفارسی اتفاق نظردارند.نظام‌الملک دراین کتاب اخلاقی سیاسی کوشیده است ضرورت مبتنی سازی سیاست براخلاق رابه عنوان بخشی ازمفهوم حضورعقیده درعرصه‌ی حیات اجتماعی وسیاسی تبیین کندوبه عنوان جوهره‌ی حاکمیّت عقلانی ودینی به حکام سلجوقی وپادشاهان پس ازایشان بقبولاند.به همین منظورحکایاتی کوتاه وبلند،گفته‌هایی ازمشاهیرو اندرزهایی قرآنی وروایی درکناردیدگاههای صریح نویسنده چیده شده‌اندکه توجّه به چینش آن هادرکنارهم لازمه‌ی درک راه‌برد این حکیم قرن پنجم برای پیش‌بردن هدف‌های آشکاروپنهان خویش ازاین تألیف ظریف سیاسی اجتماعی است.این رانیزنبایدازخاطربردکه نظام‌الملک خودوزیردربارسلجوقی بوده وطبعاًتألیف چنین کتابی میزان انطباق گفته‌هاوعملکردهای وی رابایکدیگردرمعرض توجّه‌ی پادشاهان وعموم درباریان قرارمی‌داده است،بنابراین می‌توان گفت شایداگراحتیاط‌های ناشی ازاشتغال خواجه دردرباروجودنمی‌داشت اثری صریح‌تررابرای آیندگان به یادگارمی‌گذاشت.
ازنظرملک الشّعرای بهاردرکتاب سبک‌شناسی کتاب سیرالملوک«ازحیث سهولت نثرشبیه باتاریخ بلعمی وازحیث تازگی اصطلاحات،ترکیب سازی ها،استعارات،ارسال مثل‌هاودقت درجزئیات باتاریخ بیهقی قابل مقایسه است.سهولت نثر،تازگی اصطلاحات وترکیب‌هاودقّت درجزئیات ازجمله امتیازات ادبی سیاست‌نامه است.»(بهار،523:1366)

                                                    .