پایان نامه درمورد خواجه نظام الملک، ماوراءالنهر

دانلود پایان نامه

درنگاه وزیرایرانی،رأس هرم قدرت یعنی پادشاه هرگونه باشد،پیروان وکارگزاران وی نیزهمان‌گونه خواهندبود.اگرپادشاه دادگربود،گماشتگان ولشکراونیزبه راه دادگری کشیده خواهندشد.برعکس،هرآن‌گه که وزیرستم‌کارو متجاوز و خائن و به‌طورکلی بد باشد گماشتگان ولشکراونیزنه تنهاهمه هم‌چنان خواهندبودبلکه بدترو بی‌تدبیرتر ازآن خواهندبود.
آرایش قدرت‌های سیاسی ونظامی روزگارخواجه که دریک سوی آن،ترکان سلجوقی قرارداشتندودرسوی دیگر،خلفای بنی عباسی ودرمیان این دو،فدائیان فرقه‌ی اسماعیلیان،نمی توانددراندیشه‌ی سیاسی تربیتی خواجه‌نظام الملک بی تأثیربوده باشد.خواجه دل‌واپس بالارفتن تندبادهای سیاسی وفروافتادن سرزمین‌های‌ بسیاری درآتش خشونت وآدم‌کشی است.ازاین رو در هندسه‌ی اندیشه‌ی سیاسی تربیتی او،عدالت،اعتدال ومیانه‌روی جایگاهی ویژه دارد.
4-6-2-7-ارتباط دین ودولت
نکته‌ی دیگری که بایدبه آن پرداخت،مسأله ی دیانت وارتباط آن باسیاست است که خواجه‌نظام‌الملک بنابراندیشه وعقیده‌ی تربیتی خودبه تفسیرآن پرداخته است.بهترین چیزی که برپادشاه فرض است این‌که دین اسلام رااختیار کند؛زیراکه پادشاهی ودین به مثابه‌ی دوبرادرند.هرگاه که درکارمملکت اختلالی پیش آید دین نیزازآن آسیب درامان نخواهدبودبددینی وفسادآشکار می‌شود.عکس آن نیزصادق است هرگاه کاردین مختل شودفتنه وآشوب مملکت رافرا گرفته بددینان وفاسدان قوّت می‌گیرند؛نتیجه این که شکوه وجلال ازپادشاه سلب نموده موجبات تشویش وآزردگی خاطروی فراهم می‌گردد نوآوری وتفسیربه رأی‌هاآشکارگشته خوارج قوت می‌گیرند.«ونیکوترین چیزی که پادشاه راباید دین درست است زیراکه پادشاهی ودین هم‌چون دوبرادرند.هرگه که درمملکت اظطرابی پدیدآید دردین نیزخلل آید،بددینان ومفسدان پدیدآیندوهرگه که کاردین باخلل باشدمملکت شوریده بودو…»(همان،85)
ولی آن‌چه مسلّم است ورودترکان به ایران وپیوندخوردن آن‌ها بامذاهب برای نزدیکی به مردم،وازسوی دیگرحاکمیت چندین قرن دولت عباسی،وجمع‌شدن ریاست دینی وسیاسی درآنها،پیوندخلیفه وسلطان درجهت تمرکزدرنظام‌اداری کشورازواقعیت‌های ملموسی بودکه نظام‌الملک رابه سوی پیونددین ودولت سوق می‌داد.
درکتاب سیاست‌نامه مطالب متنوع اعتقادی وسیاسی وبسیاری ازموضوعات دیگرآمده است.امادرخلال مطالب تاریخی اشتباهاتی به چشم می‌خورد.علت اساسی بروزاین اشتباهات همان‌طورکه درگذشته اشاره نمودیم آن است که خواجه می‌خواسته کتابی تألیف کندعبرت‌انگیز و تربیتی درسیاست وکشورداری،لذابه جنبه‌ی تاریخی آن توجه نداشته وخودنیزمورخ نبوده،ازاین‌رو چه‌بسا مطالبی ازکتاب‌های تاریخی دیگرنقل کرده بی‌آن که به صحت وسقم آن‌ها بیندیشد.
تردیدی نیست که سیاست‌نامه دربسیاری ازمواردبااشتباهات تاریخی همراه است امااین نکته رانمی‌توان انکار کرد که بسیاری ازاطّلاعات مهم دینی وسیاسی درآن گردآمده است واگرچه مقصدنهایی نویسنده،گردآوری اطّلاعات تاریخی دراین کتاب نبوده،لکن اوبه مناسبت،هرجا که لازم بوده حکایتی ازحوادث تاریخی وسیاسی ایران دردوره‌های متقدم ذکرکرده است تادرس عبرتی درکار جهان‌داری بوده وبرای دولت بکارآید.
خواجه‌نظام‌الملک درباب قاضیان معتقداست که کارشان خطیرومهم است.برای این‌که فکرخیانت درسرنپرورند بایدکه امنیت داشته باشندوازلحاظ مالی تأمین باشند.حق آن‌هاست تابه اندازه‌ی نیازداشته باشندتانیازبه خیانت درروح وروان آن‌هارسوخ نکند.کار،ظریف وحساس است ازبابت اشرافی که برجان‌ها و مال مردم دارند.درجهت تصدیق این مطلب داستانی ازپادشاهان ساسانی وسلطان محمودغزنوی ذکرمی‌کند.خواجه به شایسته‌سالاری سخت باورداشت.ازمنظراوکسانی که عهده‌داروظیفه‌ای هستند بایدشایسته،کاربلد،فاضل ومتقی باشند.خواجه‌نظام،پادشاهان رابه رعایت تدین سفارش می‌کندوباورداردکه پادشاهان بایدمتدیّن،متقی وپرهیزگارترین روزگارخویش باشندویابا آن‌ها مدام آمدوشد داشته باشند.پندهای تربیتی آن‌هارا بپذیرند.متملقین وآنانی‌که به جاه وجلال دنیوی تعلق خاطردارندازدستگاه دیوانی دورسازند.خواجه معتقداست که پادشاهی ودین دوبال یک پیکرندهرگاه که دریک عضواختلالی دیده‌شد سایراعضاءنیزازدردورنج آن رنجورده وآزرده خاطرخواهندگشت وتب خواهدکشید؛بنابراین آشفتگی مملکت رافراخواهدگرفت ومفسدان نیرو و قوت بیشتری خواهندگرفت.«پادشاهی ودین،برادران توأمانند که هرگاه درمملکت اظطرابی پدیدآیددردین نیزخلل باشدمملکت شوریده بودومفسدان قوت می‌گیرند.» (جعفرشعار،70:1358)
خواجه‌نظام‌الملک ازفصل چهل‌وسه‌ی کتاب خودش ازبدمذهبان سخن می‌گوید ومعمولاًبااین عناوین«اندربازنمودن احوال بدمذهبان که دشمن این ملک واسلام‌اند»(همان،12)آغاز می‌کندواز فرقه‌هاوگروه‌هایی که مخالف باسیاست خلفای عباسی که عمّال آن‌هاسلجوقیان وقبل ازآن‌ها غزنویان درایران بوده‌اند توهین واهانت روا می‌دارد.نظرش درباره‌ی نهضت‌های ایرانی چنین است هیچ قومی نگون بخت‌تر، بدیمن‌تر،نامبارک‌ترو بدکارتر از این قوم نیستندکه دراین مملکت زندگی می‌کنند،اندیشه‌ی بددرخود می‌پرورانند دردین به دنبال فتنه وفسادنددرکمین آن هستندکه به قول خواجه«به آواز نهاده‌اندوچشم برچشم‌زدگی.»(همان،277)
خواجه‌نظام‌الملک‌توسی ازقول آلپ‌ارسلان اعتقادداشت که بارهاوبارها به شما گفتم که شماازترکان لشکرخراسان وماوراءالنهریددراین جا بیگانه هستیداین مملکت را بازور و بازو و تزویر به دست آوردیم اماهمه‌ی ماازمسلمین پاکیزه هستیم.اهالی دیلم وعراق صاحب دین ومذهب واعتقاددرستی نیستند.دشمنی میان ترک ودیلم مال امروزنیست.برمی‌گرددبه روزگاران گذشته.امروزخداوندبزرگ وبلندمرتبه این عزت رانصیب ما نموده وبرآن‌هامسلط گشته‌ایم که ترکان مسلمان پاکیزه‌اند و هوا و بدعت نشناسند.«من یک‌بار و صدبار باشماگفته‌ام که شماترکان لشکرخراسان …وماهمگان مسلمان پاکیزه‌ایم.دیلم واهل عراق بدمذهب وبداعتقادوبددین باشند…ترکان مسلمان پاکیزه اندوهواوبدعت نشناسند.»(همان،195)
خواجه درفصل 44کتاب سیرالملوک درباره‌ی جنبش مزدکیان بحثی مفصل بانثری روان ارائه می‌دهدودراین‌باره مطالبی عنوان کرده که درهیچ منبع دیگری نیامده است وبه غیرازشاهنامه‌ی فردسی،تنهامنبعی است که به طورمفصل به این جنبش پرداخته است.برخی ازپژوهش‌گران معتقدندکه خواجه به کتاب مزدک که دیسناد نام داشته دسترسی داشته است.خواجه طبق معمول روش خودنسبت به این جنبش،سخت اظهارتنفرکرده وبااکراه ازآن یاد می‌کندوبرسرکوب کننده‌ی این جنبش که انوشیروان بوده درود می‌فرستد.
اگرچه این جنبش قبل ازاسلام وقرن‌ها قبل اززمان خواجه می‌باشدامّابه نظر می‌رسد افرادی مانند نظام‌الملک ازتحول ودگرگونی وحرکت جامعه هراسان می‌باشند.
به خاطرکینه‌ی شدیدی که نظام‌الملک به جنبش بابک داشته این قیام راقدری مفصل‌ترنوشته اگرچه دراین نوشته‌ها بسیارقصدتحقیربابک وبابکیان داشته است.چنان‌که درباره‌ی کشته شدن بابک می‌نویسد:«معتصم گفت ای سگ چرادرجهان فتنه‌انگیختی،چراچندین هزارمسلمان بکشتی.هیچ جواب ندادتاهرچهاردست‌وپایش ببریدند.داستان کشتن بابک نیزخواندنی است؛چون یک دست ببریدند دست دیگردرخون زدودرروی مالید،همه‌روی ازخون سرخ کردومعتصم گفت:ای سگ بازاین چه علم است؟گفت:دراین حکمتی است…شمادودست من خواهیدبریدن وگونه‌ی من ازخون سرخ باشدوچون خون ازتن من برود،روی زردشود…من روی خویش به خون سرخ کردم تاچون خون ازتنم بیرون شود،نگوییدکه ازبیم وترس زردشد.»(همان،284)
(نمودار4-6)
اخلاق وسیاست درآرای خواجه ونقدی برسیاست عملی خواجه
اخلاق وسیاست درآرای خواجه ونقدی برسیاست عملی خواجه
گروه‌های جامعه دراندیشه‌ی خواجه نظام الملک
گروه‌های جامعه دراندیشه‌ی خواجه نظام الملک
مسأله‌ی عدالت،رکن بقای حکومت
مسأله‌ی عدالت،رکن بقای حکومت
ارتباط دین ودولت
ارتباط دین ودولت
نظارت برامرقضاوت برای حسن اجرای عدالت
نظارت برامرقضاوت برای حسن اجرای عدالت
جلوگیری ازظلم مردم بریکدیگر