پایان نامه درمورد سازمان تأمین اجتماعی، جهانی شدن اقتصاد

7-عدم امکان تعریف حاشیه سود برای پیمانکاران و سازندگان کالا و خدمات که در نهایت نمی‌توانند ظرفیت سازی و تکنولوژی های خود را متناسب به توسعه نیازهای کشور و بازارهای توسعه یافته بیرون از مرزها توسعه دهند و همواره بعنوان مؤسساتی کوچک و غیرقابل اعتماد باقی می‌مانند.
8- عدم هماهنگی بین دستگاه های داخلی که مجموعاً در صدور خدمات فنی و مهندسی نقش موثر دارند.
9- با وجود مشکلات ناشی از قانون کار و سازمان تأمین اجتماعی خواهیم دید که شرایط رقابت شرکتهای پیمانکاری داخلی با شرکتهای خارجی به مراتب دشوارتر است وبه عقیده بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران، وقتی بحث «رقابتپذیری» مطرح می شود، به لحاظ موضوعی در تعارض با قانون حداکثر استفاده از توانداخلی قرار می گیرد.
10-جذابیت کار در داخل کشور که با ریسک پایین صورت می گیرد.
11- نداشتن توانمندی کافی برای ارایه کار در سطح بین المللی.
12-باتوجه به ایجاد بسترهای فعالیت در برنامه سومو چهارم توسعه ما مشکل «کمی» در زمینه اشتغال پیمانکاران نداریم، اما باید ارتقایکیفی پیمانکاران تحقق یابد و آنچه مسلم است توان پیمانکاران ایرانی باید چند برابروضعیت فعلی شود تا قادر به انجام پروژه های بزرگ باشد و بحث رقابتی کردن مناقصاتبین المللی قابل اجرا شود.
13- شرکتهای پیمانکاری خارجی برای انجام مسئولیتهای خود به تمام منابع اطلاعاتی ، مالی و انسانی لازم دسترسی دارند و میتوانند مناسبترین مدیر ، تکنیسین و کارگر را تأمین و از بهترین تسهیلات بانکی استفاده کنند در حالی که شرکت پیمانکاری داخلی برای استفاده از نیروی انسانی متخصص خارجی مورد نیاز در پروژه هم با مشکلات بسیاری مواجه هستند .
14-عدم امکان تعریف حاشیه سود برای پیمانکاران و سازندگان کالا و خدمات که در نهایت نمی‌توانند ظرفیت سازی کرده و تکنولوژی های خود را متناسب به توسعه نیازهای کشور و بازارهای توسعه یافته بیرون از مرزها توسعه دهند و همواره بعنوان مؤسساتی کوچک و غیرقابل اعتماد باقی می‌مانند.
. نقاط قوت پیمانکاران داخلی
1.1. وجود پیشینه و تجربیات مناسب در شرکتهای ایرانی.
1.2. وجود بازار کار بسیار مناسب در داخل کشور.
1.3. برخورداری از نیروی انسانی ارزان و در دسترس.
1.4. توسعه نظامهای نوین مدیریت خصوصاٌ در زمینه مدیریت پروژه در پیمانکاران ایرانی.
2. نقاط ضعف
2.1. کمبود نقدینگی و ضعف در تامین مالی پروژه.
2.2. فقدان دانش حقوقی خصوصاٌ حقوق بین الملل.
2.3. ناتوانی در برآورد، کنترل و پاسخ به ریسکهای پروژه.
2.4. ضعف در پیاده سازی کامل و سالم دانش روز مدیریت پروژه.
2.5. ضعف در بودجه ریزی و مدیریت هزینه.
2.6. ارتباط و همکاری با سایر پیمانکاران.
3. فرصتها.
3.1. جهانی شدن اقتصاد.
3.2. بازار بزرگ داخلی.
3.3. وجود بازارهای بالقوه در منطقه، آسیای جنوب شرقی و شبه قاره هند.
3.4. عزم جدی دولت و نهادهای قانون گذار در حمایت از صنعت.
3.5. میل به خصوصی سازی در نظام مدیریت کلان کشور.

                                                    .