پایان نامه درمورد سلسله مراتبی، سلسله مراتب

دانلود پایان نامه

برابری اقتصادی واجتماعی
برابری اقتصادی واجتماعی
لزوم پرهیزازشتاب در تصمیم‌گیری درامورمملکت
لزوم پرهیزازشتاب در تصمیم‌گیری درامورمملکت
ضرورت اقامه‌ی دادگری ومبارزه باخوارج
ضرورت اقامه‌ی دادگری ومبارزه باخوارج
لزوم پاسداری ازشریعت وپژوهش‌کردن درفرائض وسنّت ها
لزوم پاسداری ازشریعت وپژوهش‌کردن درفرائض وسنّت ها
ضرورت به کارگیری جاسوس دراصناف وگروه های مختلف
ضرورت به کارگیری جاسوس دراصناف وگروه های مختلف
آثارغفلت پادشاه ازاحوال رعیت وکشور
آثارغفلت پادشاه ازاحوال رعیت وکشور
درمظالم نشستن پادشاه
درمظالم نشستن پادشاه
ویژگی یک محتسب
ویژگی یک محتسب
4-6- اخلاق وسیاست درآراءخواجه ونقدی برسیاست عملی خواجه
خواجه ازسلطان می‌خواهدکه مانندزمان‌های محمود،مسعود،طغرل وآلپ‌ارسلان به گونه‌ای عمل نمایدکه شیعیان جرأت نیابنددرانظارعمومی ظاهرشوند.ازطرف دیگر درانعقادپیمان‌هاوقراردادها توصیه‌ای مصلحت محوروسیاست‌مدارانه دارد.وی معتقداست که بادشمنان چنان جنگ کنندکه برای آشتی جاباشدوبالعکس.آن‌چه ابتدابه ساکن ذهن هرمخاطبی رادرگیر می‌نمایداین است که این جمله دردرجه‌ی اوّل،تربیتی است.امابعدازایرادهای مهمی که به خواجه‌نظام‌الملک ازلحاظ حکمرانی ودرحوزه‌ی سیاست عملی واردشده درافتادن اوباوزیرباتدبیردیگرسلجوقی-‌ خواجه‌عمیدالملک‌محمدبن‌منصورکندری- است.کندری قبل ازخواجه وزیر طغرل‌بیگ عموی آلپ‌ارسلان بودوکارهای مثبت وشایسته‌ای داشته است که درکتب تاریخی ذکرشده است.خواجه وکندری برسرقدرت رقابت داشتند.اختلاف درمذهب به رقابت برسرقدرت وخصومت آنان دامن می‌زد.خواجه‌ شافعی مذهب درفقه واشعری مذهب درکلام بوددرحالی‌که کندری حنفی متعصبی بوده است.ولی لعنت‌کردن براشعریان راشخصاًفرمان داده بود.خلیفه‌ی عباسی نیزازعمیدالملک‌کندری دل‌گیربود،زیرابااصراروتهدیداو،دخترش رابه عقدطغرل‌بیگ درآورد.به تحریک خواجه نظام‌الملک،آلپ‌ارسلان‌کندری رادست‌گیروبه شهرنیشابوربرده وحبس کردوسپس اورابه مرو بردندویک سال بعدکشتند.
البته تدبیروتوان خواجه‌نظام‌الملک دراداره‌ی امپراتوری ایران درعهدسلجوقیان موردتوجه وامعان‌نظر مورخان وپژوهش‌گران واقع شده است.خواجه‌نظام‌الملک‌توسی ازمرتبتی نازل به شامخ‌ترین منزلت دردوران سلجوقیان نائل شدوحوزه‌ی قلمرو حکومت ایران راچنان گسترده ساخت که درحدودچهارقرن ازوروداسلام به ایران نظیرآن دیده نشد.
4-6-1-گروه‌های جامعه دراندیشه‌ی خواجه‌نظام‌الملک
خواجه‌نظام‌الملک درسیرالملوک جامعه‌ی ایده‌آل خودرامعرفی می‌کند.درنظرخواجه،سلطان دررأس این جامعه قراردارد.«سلطان دراندیشه‌ی خواجه هم‌چون پادشاهان پیش ازاسلام،شاهنشاه اعظم است.»(شعار،66:1370)همان‌گونه که یعقوبی درموردشاهان ساسانی می‌نویسدکه«آن‌ها خودراشاهنشاه یعنی شاه شاهان می‌خواندند.»(یعقوبی،219:1374) درتفکرخواجه این شاهنشاه دارای فر الهی است.زیرا خداوندعالم اورااز خاندانی برگزیده که پادشاهی وراه‌بری همیشه درخاندان آنان بوده وبه کرامت‌هاوبزرگی‌هایی که دیگرملوک جهان ازآن خالی بودندآراسته گردانیده است.
این آراستگی‌ها که پادشاهان بایدداشته باشندتوسط خواجه این‌گونه برشمرده شده‌اند: دیدارخوب،خوی نیکو،عدل،مردانگی،دلیری،سواری،دانش،به کاربستن انواع سلاح،راه بردن به هنرها،شفقت،رحمت برخلق خدای عزوجل،وفاکردن نذرها،وعده‌ها،دین درست،اعتقادنیکو،دوست داشتن طاعت ایزدتعالی،به جای‌آوردن فضایل ازنمازشب،زیادت روزه،حرمت‌داشتن علمای دین را،گرامی‌کردن زاهدان وپارسایان را،خریداری‌کردن اهل‌دانش وحکیمان را،صدقه‌های متواتردادن،بادرویشان نیکویی‌کردن،بازیردستان وخدمت‌کاران به خلق خوش زیستن وستم‌کاران راازرعیت بازداشتن.
خواجه‌نظام‌الملک گذشته ازشرح ویژگی‌های پادشاه ایده‌آل درخصوص برخی ازگروه‌ها واصناف جامعه وصاحب منصبان نیزسخن گفته و ویژگی آنان رابرشمرده است. بااین‌حال،وی تصویر مدوَّنی ازطبقات جامعه‌ی روزگارخودومدینه‌ی مطلوب خویش ارائه نمی‌دهد؛ولی«می‌توان ازمجموعه‌ی سیرالملوک به تقسیم‌بندی‌هایی درجامعه واقف شد.ازآن جمله است تقسیم‌بندی مذهبی جامعه دردوره‌ی سلجوقیان،مذهب مسلط تسنن حنفی بود.»(راوندی،12:1363)
ازمطالب خواجه‌نظام‌الملک این گونه برمی‌آیدکه برای دیوانیان ووابستگان به حکومت سلجوقی سلسله مراتبی قائل است.درشرح باردادن پادشاه می‌نویسد:«باردادن راترتیبی باید:اوّل خویشاوندان درآیند،پس ازآن معروفان حشم،پس ازآن دیگرمردمان».وی درادامه می‌افزایدکه«صاحب‌طرفان[مرزبانان وسرحدداران]وامرا وسادات وائمه راکه درآیند.»(همان،44)
براین اساس به نظرمی‌رسدکه طبقات اداری موردنظرخواجه بایدبه ترتیب ذیل بوده باشد:طبقه‌ی اوّل شامل شاه‌زادگان ووابستگان به خاندان سلجوقی،به نظرمی‌رسدطبقه‌ی اوّل درنظرخواجه به گروه‌های زیرمنقسم است:«طبقه‌ی اوّل:1-شاه‌زادگان واعضای خاندان سلجوقی.2- ترکمانان سلجوقی که به نظرخواجه،درابتدای دولت خدمت‌ها کرده‌اندورنج‌ها کشیده وازجمله‌ی خویشاوندانند.» (اقبال،125:1369) 3- زنان خانواده‌ی سلطان،که اهل سترندوخواجه توصیه می‌کند که نبایداین گروه برپادشاه مسلط شوند؛زیراازآنان خلل‌های بزرگ تولدکندوپادشاه بی فروشکوه شودوهروقت که زن برپادشاه مسلط شده است جزرسوایی وشروفتنه وفسادحاصل نیامده است.