پایان نامه درمورد شکوفایی اقتصاد، مربیان تربیتی

تجزیه وتحلیل یافته‌های تحقیق
4-1-اندیشه‌های تربیتی اقتصادی خواجه‌نظام‌الملک باتوجه به کتاب سیاست‌نامه
4-1-1-مداراباشهروندان
خواجه‌نظام‌الملک درافکاراقتصادی -تربیتی خودبه مداراباشهروندان توجه داشت.یکی ازشیوه‌های افزایش مشارکت شهروندان درفعالیتهارا،ایجادامنیت وفراهم‌آوردن بسترهای مناسب جهت تولیدات اقتصادی می‌داند.اساس این نظریه رامی‌توان برسه امراستواردانست ازرعایا کسانی هستندکه ایشان حق نعمت رابه جانمی‌آرند.ارزش امنیت وآرامش رانمی‌دانند.دل درگرو خیانت بسته‌اند.ازفرمان‌هاسرپیچی می‌نمایند.پاراازحدخودفراترمی‌نهند.بایدبه اندازه‌ی جرمشان مجازات شوند.بازفرصت توبه برای آن‌هافراهم گرددوازسرتقصیراتشان درگذرند.
نظام‌الملک آن وزیربالیاقت آلپ‌ارسلان وملک‌شاه سلجوقی،دراین منشوربه شاه توصیه می‌کندکه بارعایت حقوق شهروندان،موجبات احساس امنیت ورفاه دربین مردم افزایش یافته وسبب گسترش آبادانی وسرمایه‌گذاری مردم درکشورگردد.چون این خبرحضورشاه درمظالم درهفته‌ای دوروزدرمملکت منتشرشدکه سلطان بادادخواهان چنین رفتارمی‌نماید.آنان رافراخوانی می‌کندازآن‌هامی‌شنود موجب می‌شودظالمان دست ازتطاول وبیدادازترس عواقب وخیم وخطرناک آن که متوجه‌ی آنان خواهدبودبازدارند.
4-1-2-توجه به امنیت
امنیت یکی دیگرازمقوله‌های تربیتی‌ای است که خواجه به آن می‌پردازد.وی دراین باره اعتقادداردکه زیرسایه‌ی امنیت است که می‌توان احکام دین وشریعت راساری وجاری نمود.ازجنگ وخون‌ریزی ناحق جلوگیری نمودخواجه این نکته رابه مثابه‌ی آتش درنیستان افکندن می‌داندکه خیس و ترباهم سوزاندو بسیارند بی‌گناهان که ازآفت این آشوب وبلادرامان نخواهندبود.«درسایه‌ی امنیت است که می توان احکام شریعت راجاری کردوازریخته‌شدن خون‌های ناحق جلوگیری کردومثال این،چنان است که آتش اندرنیستانی افتد؛هرچندخشک باشدوازجهت مجاورت خشک،بسیارترنیز بسوزد.»(طباطبائی،178:1375)
4-1-3-نخبه‌سالاری
مسأله‌ی دیگر،احترام وبزرگداشت نخبگان کشوراست که این امرنیزموجب دلگرمی نخبگان ودرنتیجه افزایش بازدهی آنان وپیشرفت علمی،فرهنگی وتربیتی کشورمی شودوبه ظنّ اوعلم ودانش به مانندشمع فروزانی است که نورهاوروشنایی‌های بسیاری ازآن شمع افروخته متصاعدشده ازاین سرچشمه‌ی فیّاض بهره‌هاخواهندبردتاازتاریکی وظلمات جهل ونادانی نجات یافته به هیچ مشاوروراهنمایی دیگرحاجتی نباشد. درسایه‌ی این اصل تربیتی است که شکوفایی اقتصادی رونق گرفته وتمایل بخش عمومی به مشارکت وسرمایه‌گذاری درعرصه‌های مختلف افزایش می یابد.«دانش چون شمع فروزانی است که بسیارروشنایی‌ها ازآن شمع افروخته باشندومردمان بدان روشنایی راه یابندوازتارکی بیرون آیندواورابه هیچ مشیری وراهنمایی حاجت نباشد…»(شعار،8:1348)
4-1-4-نظارت برکارگزاران
اصل دیگرمورداهتمام خواجه وقوف وآگاهی ازاوضاع واحوال وزیران وتمام کسانی که موردتأییدو وثوقند می‌باشد.متعاقب این اقدام ازبسیاری ازتجاوزوتطاول‌هاجلوگیری به عمل آمده که صلاح وفسادمملکت درگرواین اقدام خواهدبود.هرگاه که وزیردرست کردارونیک نظرباشدموجبات آبادانی مملکت فراهم شده ولشکرورعایاخشنودوآسوده خواهندبودوپادشاه،خاطرجمع خواهدبود.ولی اگر وزیرعاصی وبدکردارباشددر امورمملکت اختلال رخ می‌دهدکه ازآن نمی‌توان به راحتی درامان بود.
آنچه مسلم است این است که نظارت برکاروزیران وصاحب منصبان،باعث کاهش ریسک یاسوءاستفاده‌ی مدیران می‌شود؛درنتیجه تربیت درجهت رضایت عمومی رابه دنبال خواهدداشت.«آگاهی ازاحوال وزیران ومعتمدان است تادست‌درازی نکنندکه صلاح وفسادمملکت دردست اوست که چون وزیرنیک روش ونیک رأی باشد،مملکت آبادان بودولشکرورعایاخشنودوآسوده وپادشاه فارغ دل وچون بدروش باشد،درمملکت خلل افتدکه نمی‌توان ازآن رهایی یافت.»(طباطبائی،180:1375)
4-1-5-گردش مدیران
یکی دیگرازمسائلی که می‌توان آن راازمسائل اساسی تربیتی درسیاست‌نامه لحاظ نمودتغییروتعویض مدیران است که نقش اساسی درافزایش بازدهی آنهاداردواین امردرحقیقت،بالابردن منحنی تربیتی وپرورشی است که امکان افزایش تولیدرابه همراه خواهدداشت وسبب‌ساز رشداقتصادی می شود.یکی ازعوامل مهم افزایش تولید که بعدازسرمایه ونیروی کارنقش مهمّی درتولیدداردعامل انسانی ومدیریت است که این مسأله ازدیدوزیرکارآمدایرانی دوره‌ی سلجوقیان پنهان نمانده بودچنان‌که معتقداست هرچندسال بایدکارگزاران وزمین‌داران راجابه‌جانمودتاآن‌هادور خود را دیواری محکم نتنندوبارعایابانیکویی رفتارنمایندوزمینه واسباب عمران وآبادانی مملکت فراهم شود.
البته سخن خواجه درموردمقطعان ازحدّپندواندرزبالاترنمی‌رود؛ولی ایشان راباتربیت صحیح ازعذاب خداوندمی‌ترساندو پادشاه رانیزبه برخوردبامقطعانی که بازیردستان ستم می‌کنند،فرامی‌خواندزمین‌دارانی که صاحب اقطاعند راهشدار می‌دهد که آن‌هابررعایاجزاین تکلیفی ندارندکه مال حق که بدیشان حواله شده ازایشان به بهترین صورت ستانده شود.چون چنین شودرعایابه تن ومال وفرزندان واسباب وصنایع ازآن‌هادرامان بوده وزمین‌داران رابرآن‎هاراه تسلّطی نباشد.رعایااگرخواهندکه به درگاه آیندواوضاع واحوال خودرابازگونمایندیا دادخواهی نمایندمانع این کارنشده هرمقطع که این امررامراعات نکندجلوی تعدی وی راخواهندگرفت.اقطاع راازاوبازخواهند ستاندوموردسرزنش وعتاب قرارخواهدگرفت تادرس عبرتی برای دیگران گردد.ازتمامی احوال مقطعان بایدعلم واطِّلاع لازم باشد؛زیراکه سلطان برملک ورعیت اشراف داشته وزمین‌داران وسرپرستان به مثابه‌ی شحنه‌اندبرسرآن‌ها.بارعیت بایدچنان بودکه پادشاه بادیگران هست؛تارعایاراضی شده وازآلام ودردها مصون ودرامان بماند.گویی خواجه یکی از عوامل مؤثّر فسادحاکم درمیان کارگزاران حکومتی رابی‌توجهی به ندای درونی می‌داند.
«…ازآن جاکه تمام قدرت وحاکمیت ازسوی سلطان واگذارمی‌شود،ازاین روتنهاعامل کنترل کننده،مقام اخلاق ووجدانیات بود…»(کلورنر،33:1363)
نکته‌ی دیگری که خواجه درفصل هفتم کتاب خودبه آن اشاره می کنددقّت درانتخاب مدیران است که مورد تأکیدوی است که به شهرهابایدنگریست آن‌هائی که درکارهای دین اهتمام دارندوازخدامی‌ترسند وسوءقصد ندارندودارای حسن نیت هستندامانت شهرهارابرگردن آن‌هانهند…واگرآنانی که بدین صفت متصفنداجتناب نمایندوازپذیرفتن بارامانت خودداری کنندبایدکه مجبورشان کردوبه اجباربه این کارگمارد.ازدیدگاه خواجه نکته تربیتی خداترسی وبی‌غرض‌بودن است که باعث می شودکه کارراامانتی برعهده‌ی خودتلقّی می‌کندکه خودسبب می‌شودبه آن پست ومقام به چشم طمع نگاه نکرده،بلکه آن راجایگاهی برای خدمت به خلق بداند.وی درنهایت می‌گویداگراین افرادازقبول آن مقام سرباززدند،بایدآن راملزم به انجام آن کرد،که این باعث روی‌کارآمدن افرادشایسته درسراسرکشورخواهدشدودرنتیجه رضایت ورفاه مردم بیشترشده وبه حکومت دل‌گرم خواهندشدونیزصاحبان سرمایه امیدوارتربه سودآوری سرمایه‌ی خود.«به هرشهری نکاه کنیدتاآنجاکیست تااورابرکاردین شفقتی است وازایزدتعالی ترسان است وصاحب غرض نیست،اورابگویندکه امانت این شهردرگردن توکردیم…واگرکسانی که بدین صفت باشندامتناع کنندواین امانت نپذیرند،ایشان رابایدالزام کردوبه اکراه ببایدفرمود.»(شعار،68:1348)
4-1-6-توجه به رفاه عمومی
افزایش سطح رفاه عمومی برای ثبات وتداوم ارکان وپایه‌های یک حکومت،عامل اساسی به حساب می‌آید. توجه به رفاه ومعیشت مردم،مهمترازداشتن ارتش قوی است:”چون مردم نه تنها حامی ارتش قوی نخواهندبود،و بااندک درگیری،همه هواداردشمن خواهندشدبه امّیدرسیدن به آسایش.»(شعار،199:1348) لذاخواجه درمذاکره باملک2شاه،انفاق به فقراومساکین وعلماء وفضلارادربقاءملک مؤثّرترازافزایش مستمری لشکریان می‌داند.
4 -1-7-توجّه به پژوهش
خواجه درفصل ششم توصیه می‌کندآنچه که می‌تواندثمره‌ی تربیتی اقتصادی داشته باشدمسأله‌ی پژوهش دردین وبه‌جای‌آوردن واجبات ومستحبّات است.خواجه باورداشت که این امرسبب‌سازافزایش دانش وآگاهی سلطان درخصوص احکام دین می‌شود.آن‌گاه هم که مجالس مناظره برپامی‌شودآگاهی‌هادرخصوص تفسیروقصص انبیاءبیشترشده موجبات حفظ آن دسته ازمعلومات دینی فراهم می‌شود.درضمن چاره جویی‌های دینی،دنیوی،تدبیروصواب براوباز می‌شودرأی ونظرقوت می‌گیردعدل وانصاف توسعه پیدامی‌کند.هواهاو نوآوری‌هاازمملکت دورمی‌شود.فرصت انجام کارهای بزرگ فراهم می‌شود.ازشرفتنه وفسادکه ممکن است روزی دامن دولت اورابگیرددرامان خواهدبودومصلحین قوت می‌گیرند.درروزگاراونسبت به علم وتلمُّذمیل ورغبت بیشتری حاصل می‌شود.
نکاتی که خواجه به آنهامی‌پردازدهمگی دارای ثمرات اقتصادی برای مردم نیزهست،ازجمله این که عدل وانصاف درحوزه‌ی اقتصادی مردم،موجب بهبودتوزیع درآمدبین افرادمی‌شودوباقوی‌رأی شدن ویافتن راه کارهای دینی ودنیوی کارهای کشوربه بهترین وجه اداره می‌شودوازامکانات به نحوبهینه استفاده می‌شود،علاوه براین باقوی‌شدن دست اهل صلاح وانسان های صلاحیّت‌دارامورمملکت بهتراداره می‌شودومردم بیشتربه حکومت اعتمادمی‌کنندوهمه‌ی امورات مملکت ازجمله اموراقتصادی کشور،رشدوبهبودمی یابد.خواجه معتقداست این امر،سبب رغبت مردم به علم‌آموزی می‌شودکه عالم شدن مردم،خودیکی ازمهم‌ترین راه‌های‌تربیتی رسیدن به توسعه‌ی پایداراست؛چون مردم خودشان خیروصلاح خودومملکت راتشخیص می‌دهندودر جهت رسیدن به این رفاه وخیرخودوجامعه گام بر‌می‌دارند.هم‌چنین خواجه دراین فصل اشاره می‌کندبه‌این‌که سبب می‌شود علماءو دانشمندان دغدغه‌ی مالی نداشته باشندوفکرواندیشه ی آنان درجهت تعلیم وتربیت مشغول باشدکه این به تولیدعلم درجامعه کمک می‌کندوسبب رشدوبالندگی جامعه می‌گردد.«…علمای دین راحرمت داشتن،کفاف ایشان ازبیت المال بدیدآوردن…»(کلورنر،86:1363)
خواجه‌نظام‌الملک ازقول سفیان‌ثوری می گوید:«بهترین سلطان آن است که بااهل علم نشست وبرخاست کندوبدترین علماءآن است که باسلطان نشست وبرخاست کنند.»(شعار،12:1385)خواجه‌منهیان رابرای حکومت لازم می‌داندتاپادشاه بدین وسیله برمملکت اشراف داشته باشد.خواجه دراین‌باره اشاره داردکه ازگذشته‌های دورتاکنون این سلسله مراتب به قوت خودباقی بوده جزسلجوقیان،که برآن وقعی ننهاده‌اندومعتقداست که معیشت کسانی مانندمشرفان وصاحب بریدان وخبرگزاران حکومت بایدتأمین باشدتانیازبه خیانت ورشوه‌گیری درذهنشان خطورنکند.ودررابطه بااین موضوع داستانی تربیتی ازدوران محمودغزنوی نقل کرده وازفراست وزیرکی اوتمجیدمی‌کند.خواجه دوران حکومت محمودغزنوی رادوران طلایی می‌داندوبه کرات درکتاب خودازشکوه وعظمت سلطنت محمودسخن گفته وسلسله‌ی غزنویان رابرسلاجقه ارجحیت نهاده است.نظام‌الملک درخصوص محمودغزنوی می نویسدمحموددرسرتاسرسرزمین تحت‌الحکومه‌ی خودجاسوسانی راگماشته بود،به‌طوری‌که اگرمرغی ازکسی به ناحق درغزنین گرفته باشندیاکه اگرمشتی ناحق برکسی فرودآیداوازآن مطلع می‌شدودرصددرسیدگی به آن برمی‌آمد؛اماهمان‌طورکه شرح آن رفت سلجوقیان به این دست کارها اعتقاد نداشتند بدین‌خاطرکه آلپ‌ارسلان آن رانمی‌پسدید.
4-1-8- اثرات تشویق وتنبیه دربرنامه‌های تربیتی‌ سیاست‌نامه
آنچه برای معلم ومربی اهمیت دارداین است که بدانداوّل:انسان طبیعتاًازپاداش،لذت می‌‌بردوازتنبیه روگردان است.جایزه،ستایش،تشویق،احترام،محبوب واقع شدن وموردتوجه‌قرار‌گرفتن،همه اموری هستندکه نیکوکاران ودرست‌کرداران رابه رفتارشایسته واعمال خوبشان تشویق می‌‌کندودوّم:جریمه،نهی،سرزنش، بی‌حرمتی،بی‌اعتنایی ونفرت وبدنامی ازجمله اموری هستند که انسان طبیعتاً از آنان نفرت داردوانسانهای مبتلابه رفتارهای ناشایست وکردارهای بدباتذکروراهنمایی ونهی ازمنکروامربه معروف وپند واندرزوموعظه وحکمت ودرنهایت باتهدیدوتنبیه بایدازعواقب بداعمال خودآگاه شوندوازآنها دست‌بردارند.‌خلاصه این که مربیان تربیتی بایدبدانندو به متعلّمانشان القا کنندکه:

                                                    .