پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، نظام اجتماعی

دانلود پایان نامه

درفصل هیجدهم نظام‌الملک نکته‌ی تربیتی دیگری رایادآور شده است.مشورت آن‌چنان واجب ولازم است که چون سلطان قصدانجام کاری داشته باشدویاامرمهمی برای اوپیش بیایدباپیشکسوتان ودوستداران دولت خودمشورت داشته باشدتاهرکسی هرچه به ذهنش می رسدرونمایی کندوآن چه ازنظرپادشاه رأی ونظرصائب است اختیارشود.هرکدام ازرأی ونظر یک‌دیگر جویاشوندتاهمگی درارتباط باآن نظراصلح اتّفاق نظرداشته باشندوخودکامه کسی راخوانندکه به مشورت اعتقاد نداشته باشددرحالی‌که این نشان ضعف‌رأی می باشد.«…پس چنان واجب کندکه چون پادشاه کاری خواهدکردیااورامهمی پیش آیدباپیران وهواخواهان مشورت کند…»(تدین،121:1373)
همان‌طور که اشاره شده خواجه پادشاه رابه مشورت‌کردن باخردمندان وپیران جهان‎دیده توصیه می‌کند با بیانی ازاین دست که برپادشاه فرض است که هرگاه اقدام به انجام کاری کندویامهمی پیش آیدبانصاحان واندیشمندان وافرادکارآزموده ومجرب به مصاحبت نماید.خواجه تشریفات ظاهرراتاحدودی لازم می‌داندوآن راتوصیه می‌کندکه اگرچه درشرایطی قرارداریم که ازاین دست کارهاو تظاهر مبرا و به دوراست؛اماآرایش وتزویرپادشاهی وملک به آن بسته است؛بنابراین بایدحفظش نمود.
4-7-3-2-4-تربیت برای سیاست
اوپیرو هیچ مکتب سیاسی که ازیونان وروم باستان به ارمغان آورده باشندنبود.هدف وی فقط تربیت درجهت گسترش عدالت اجتماعی،مبارزه باستم وتشویق به نشرعلم بود؛به همین منظورکتاب سیرالملوک رانوشت،که درآن داستان‌های تاریخی تربیتی وعبرت‌آموزباهدف روشن‌کردن نتیجه‌ی عدالت‌خواهی وعواقب شوم ظلم وستم درجوامع مختلف برای ملک‌شاه به زبان ساده بیان نموده است.عدالت ازدیدگاه وی بدین معنی است که درفرایندتاریخ باید عدالت‌خواهان حاکم باشند.اوعدالت رادرآن می‌داندکه به هرکس شغلی متناسب باشعور،عقل ودرایتش به وی واگذارگرددد.
وی نظریه‌ی سلطنت درکتاب سیرالملوک رابه این شکل مطرح می‌کند که این پادشاه ازنوع دوران باستان نیست زیرا اوّل این‌که:این پادشاه برگزیده ازمیان مردم برای رفع مشکلات است.ثانیاً:جهت عمل اوعدل وانصاف میان مردم است.دوّم:ضمن این‌که پادشاهی درجامعه ناشی ازنیازبه عدل وانصاف می‌باشدپادشاهی هم براثر بروز بی‌سامانی ازبین می‌رود.
براساس دیدگاه خواجه‌نظام‌الملک پادشاهی نوع حکومت درمقابل خلافت نیست.برخی برداشت کرده‌اند که اودرکتاب خودپادشاهی رادرقالب خلافت مطرح کرده است.اوهدف پادشاهی وحکومت راعدل وانصاف می‌داندومعیاراین که عدل چیست وچگونه باید آن رادریافت دین اسلام می‌داند.خواجه هم چنین ابزارحکومت‌داری راعقل،دین وتجربه می‌شمارد.
فصول پنجاه‌گانه‌ی مطرح شده درکتاب خواجه،حکایت ازفهم دقیق مسائل سیاسی واجتماعی جامعه‌اش دارد؛هرکدام بازگوکننده‌ی مسائل ومشکلات جامعه‌ی اوست.ازمهم ترین مسائل ومشکلات جامعه‌ی عصراو می‌توان فِرق مختلف دینی،اختیارات بی رویه‌ی زنان،ازهم‌پاشیدگی سپاه و…نام برد.اوچون دیگرمتفکران مسلمان،اندیشه‌ی سیاسی راعامل اساسی جهت دهنده‌ی تربیتی-نظام اجتماعی وجامعه-می‌داند ومحوراساسی بحث‌های سیاسی اوعدالت اجتماعی بود.ازنظراوهمه‌ی اعمال ورفتارهای فردی،اجتماعی وسیاسی افراد جامعه بایستی درجهت تحقق یافتن عدالت اجتماعی باشد.
4-7-3-2-5-دیدگاه خواجه‌نظام‌الملک نسبت به جایگاه زن
امردیگری که برای دولت منشأخطروآفت تشخیص می‌داد نفوذ زنان بود.مقام زن درنظرصحرانشینان بامقامی که درمیان ساکنین ایران داشت بسیارمتفاوت بود.نظام‌الملک می دیدکه برخی ازوزراواعیان دولت خودرابه زنان محبوب ومقتدرسلطان سلجوقی بسته‌اندوبه توسط آن‌هادراموردیوانی خلل راه می‌دهند.
وی ناچاردرسیرالملوک فصلی رابه این مطلب اختصاص داده وبه این نکته معطوف می شودکه فرودستان پادشاه نبایدکه فرادست گردند،اختلال وفتنه‌ی بزرگ مملکت رافرامی‌گیرد.این عمل شکوه واقتدارشاه راازاوخواهدربود،به خصوص زنان که اهل سترش می‌خوانند.ازنزدوی آن‌هارا به کمال راهی نیست.خواجه اعتقادداردهروقت که زنان پادشاه فرمان می‌رانند ابزار مناسبی برای مغرضین فراهم می‌شود درحالی‌که مردان احوال بیرون راپیوسته به رأی‌العین می‌بینندزنان راآن توان نیست.دراین صورت فرمان آن‌ها نمی‌تواند کارگرافتدودریچه‌ی جدیدی رابرروی مسائل ومصائب مختلف مملکت بگشاید.حتی ممکن است بدین‌خاطر فتنه‌ای دیگرمتولدشده،جاه وجلال شاهی صدمه دیده مردمش درتعب ورنج افتندودرکارمملکت ودین اختلال ایجادشود.نظرنظام‌الملک این است که ورودبه این حوزه وبهادادن به آن موجبات تلف‌شدن اموال مردم وآزرده شدن بزرگان دولت می‌گردد.وی معتقدبودکه اگرزن پادشاهی برپادشاهی تسلط داشته باشدجزفتنه وفسادوآشوب درمیان نخواهدبود.«…وهروقتی که زنان پادشاه فرمان دهند همه‌ی آن فرمایندکه صاحب غرضان ایشان راشنوانندوچنان‌که مردان احوال بیرون پیوسته به رأی‌العین می‌بینندایشان نتواننددید…لابدفرمان ایشان برخلاف راستی باشدوازآن‌جافساد تولد کند وحشمت پادشاه رازیان داردومردمان دررنج افتندوخلل درملک ودین آیدومال مردمان تلف شودوبزرگان دولت آزرده شوندودرایام قدیم هرگاه زن پادشاهی برپادشاهی مسلّط شده است جزفتنه وفسادوشورنبوده است.»(همان،195)
به‌عنوان‌مثال داستان سودابه ومکراوراباسیاوش مطرح می‌کند،که چگونه سیاوش برای اثبات بی‌گناهی خودبه امرکیکاووس درآتش رفت وبی گزند بیرون آمد.ایران راترک کرده نزدافراسیاب رفت وبادختراو وصلت کردومحسودگرسیوزگردیده درتوران زمین کشته شد.خبربه ایران رسیدورستم برآشفته سودابه رابادست خودپاره پاره کرد.باسپاه ایران به انتقام خون سیاوش به جنگ افراسیاب رفت وسالیان درازنبرد وپیکارمیان این دوقوم روی می داد.چندین هزارتن کشته شدند،سپس داستان رابه این عبارت ختم می‌کندکه:
«این‌همه ازکردارسودابه[بود]که برشوهرمسلط بودوهمیشه پادشاهان ومردان قوی‌رأی طریق نیکوسپرده‌اند.چنان‌که زنان وضعیفان از راز دل ایشان خبرنداشته‌اندو پندو هوا و فرمان ایشان رادربسته‌اندومسخرایشان نشده‌اند.»(همان)
دراین بخش نفوذ زنان ودخالت ایشان درامورمملکتی رابرای دولت ومملکت منشأخطروآفت می‌داند.اگرچه که زن درنظرسلجوقیان بیابان نشین،مقامی والاداشت،ازاین‌جهت فصلی ازسیرالملوک رابه اهل سترونگاه داشتن مرتبت سران سپاه وزیردستان اختصاص داده است.
بامطالعه‌ی این فصل دیدگاه خواجه‌نظام‌الملک رامی‌توان نسبت به جایگاه وحقوق زنان درجامعه دریافت.عمده‌ترین نکته‌ای که دراین رابطه می‌توان گفت این است که مقام وجایگاه زن فروتر از مردان است؛البته این دیدگاه باتوجه به بافت جامعه واهمیتی که برنیروی نظامی درجامعه‌ی سلجوقی داده می‌شد طبیعی است.
خواجه‌نظام‌الملک دراین رابطه می‌نویسد:«نبایدکه زیردستان جامعه زبردست شوندکه درآن خلل‌های بزرگ تولدکندوپادشاهی بی فروشکوه ماند،خاصّه زنان که ایشان اهل سترند.»(همان)ازسوی دیگر خواجه‌نظام‌الملک زنان راازلحاظ عقلی پایین‌تر از مردان می‌داند؛دراین جابایدمتذکرشدکه درادامه‌ی مطلب خواجه این تدبیررا ازدیدگاه تدبیر مدن می‌داندنه تدبیر منزل؛زیراکه وی اعتقادداردکه زنان درمسائل مملکتی نمی‌توانند همانندمردان باتدبیرعمل کنندولی دراداره‌ی منزل وپیش‌بردآن سهم عمده‌ی تربیتی رازنان به دوش می‌کشند.
به طورکلی خواجه‌نظام‌الملک نسبت به فعالیت زنان دربیرون ازحریم خانواده به خصوص درمسائل مهم حکومتی مخالف بوده وعلت مخالفت خودرادراثرخودسیرالملوک چنین ذکرکرده است:
1-پوشش وحجاب زنان،که با ماندن درحریم خانه این پوشش حفظ می‌شود.
2- به‌کارنگرفتن تدبیروعقل درحل مسئل عادی ومهم جامعه.
3- رسالت ووظیفه‌ی اصلی آن‌ها تولّدو ازدیاد نسل است.
4- اصالت وشخصیّت آن‌ها حفظ می‌شود.
5- تحت‌تأثیر سخنان دیگران قرارگرفته وبراساس احساسات تصمیم می‌گیرند.
6- حشمت وشوکت پادشاه ازبین می‌رود.
7- درامورمملکتی خلل واردشده وسبب اتلاف سرمایه ووقت می‌شود.
8- فساد در ارکان حکومتی رخنه می‌کند.
نظام‌الملک،نقش زن رادر تولیدمثل واستمرارنسل می‌نگردوفراترازآن را،غیرازتباهی نمی بیند.پنهان بودن زن را،سبب سلامتی وی ومردان برمی شمارد.به خصوص که زن،همسرحاکم باشدوبخواهددرعزل ونصب‌ها،صلح وجنگ‌ها،دخالت نمایدورأی خویش راالقاءکند.به نظر می‌رسد که عبارت؛زنان پادشاه فرمانده‌ی پادشاه؛براساس دغدغه‌ای است که ذهن نظام‌الملک رادائم مشغول داشته است.روی‌هم‌رفته،اوبه دلیل تعصبات مذهبی مخالف ظهورزنان درعرصه‌ی فعالیت‌های سیاسی واجتماعی است.