پایان نامه درمورد عدالت اجتماعی، نظام اجتماعی

خواجه تقریباًسی‌وشش حکایت درسیرالملوک آورده ازداستان بهرام وگور،گرفته تادزدان کوچ وبلوچ وحکایت موسی ومیش آواره،تایوسف وکرسف،همه به نوعی پندآموزوتربیتی‌اند.درسیرالملوک پنج مثل یافتم که عبارت بودنداز:1-دین دررخنه افتد.2-طبل زیرگلیم‌زدن.3-سرآدمی گندنانیست که بروید.4-ازباران گریختن ودر ناودان افتادن.5-هرکه به نان خیانت کندبه جان اندرماند.تأمّل درداستان‌ها،امثال وحکم وکنایات نشان می‌دهد که تاریخ وادبیات درتربیت بسیار تأثیرگذار است.ازبازیها وسرگرمی دراین کتاب به شطرنج وچوگان ونرد،اشاره شده است.ونیزآن‌چه برای خوشبوکردن استفاده می‌کردندعبارت بودنداز:عنبر،عود، کافورومشک.
یک نکته‌ی تربیتی در تعبیرات خواجه‌نظام‌الملک این است که،بی‌دادی وناسپاسی‌کردن باعث نابودی مملکت شده ونعمت راازبین می‌برد.ازمنظرخواجه بایست پس‌ازاین با خلق خدای بزرگ وبلندمرتبه به نیکی رفتارنمود.رعایاراسبک بارداریدوضعیفان رامیازاریدوبه دانایان عالمان بادیداحترام وحرمت نگاه کنید.بانیکان مصاحبت داشته باشید.ازبدان بپرهیزید.خواجه‌نظام حکومت رامنشأ سامان‌یابی همه‌ی امورکشورمی‌داند. درصورتی‌که اگردولت اصلاح شودوازسامان مناسبی برخوردارباشدسایروجوه کشورنیزاصلاح خواهدشد.
خواجه درکنارمذهب نقش برجسته‌ای نیزبرای علم ودانش قائل است.هرجاکه ازدین درست یادمی‌کند وپادشاه رابه رعایت مذهب دعوت می کند،ازعلم ودانش وتعقّل نیزسخن به میان می‌آورد.اوتلاش برای ایجادفضای تحصیل وعلم آموزی راازوظایف اصلی حکومت می‌دانداز نظروی یکی ازدلایل اهمیّت‌داشتن دانش وتعقّل تربیت درجهت مقابله باتفکرات انحرافی وفرقه‌های مخالف است.ازسویی دیگرمعتقداست بهره‌مندبودن پادشاه ازعلم ودانش ازبهترین زمینه های ارشادوتربیت است.وی معتقداست که ارزش داشتن دانش وشناختن آداب ورسوم نیکوبرقیاس دولت می‌باشد واین دانش به مانندشمعی است که روشنایی‌های فراوان ازآن متصاعدمی‌شودومردم هم به سمت نورهدایت یافته وازتاریکی‌های جهل ونادانی مصون می‌مانند.وی درفصل نخست آورده است«اندازه‌ی دانش وشناختن رسوم نیکوبرقیاس دولت بودودانش اوچون شمعی باشدکه بسیارروشنایی‌ها ازآن شمع افروخته باشندومردمان بدان روشنایی راه یابندوازتاریکی بیرون آیند»(تدین،48:1373)
علم ودین درسیرالملوک به صورت لازم وملزوم یکدیگرمعرفی می‌شوندنظام‌الملک نتیجه‌ی اهتمام درامردین راافزایش تمایل مردم به علم وگسترش تحصیل می‌داند.یکی ازدلایل آن،مناظرات نحله‌های مذهبی است.؛زیرادربسترمباحثه ومجادله بین طرفین مباحثه،ضرورت پاسخ‌گویی،آن هارامجبوربه تحقیق وتعلّم می‌نمایدوخودبه خودمقدمات علم‌آموزی وتربیت فراهم می‌گردد.ازدلایل دیگرکه می توان براهمیت علم ازنظرخواجه برشمردتربیت نیروهاوعاملان کارآمداست.اواستفاده ازنیروهای لایق وشایسته وعالم راازارکان اصلی یک حکومت سالم می‌داند.وازاین روبه تحصیل وتربیت توجه‌ی فراوان دارد.درفصل هشتم این چنین آمده است.
«وبفرمایدتافریقین مناظره کنندوهرچه اورامعلوم نشودبازپرسد.چون دانست به دل بگماردکه چون یک چندی چنین کرده شودخودعادت گردد.وبس روزگاری برنیایدکه بیشتراحکام شریعت وتفسیرقرآن واخباررسول علیه السلام اورامعلوم گرددوحفظ شودوراه کاردینی ودنیایی وتدبیروصواب براوگشاده شودوهیچ بدمذهب ومبتدع اوراازراه نتواندبردومفسدنماندودراین جهان نیک‌نامی ودرآن جهان رستگاری ومردمان درعهداو به علم آموختن رغبت بیشترکنند.»(ثروت،79:1367)
(نمودار4-2)
نظام‌الملک وملک نظام یافته
نظام‌الملک وملک نظام یافته
داستان‌ها و حکایت‌های تاریخی وعلمی
داستان‌ها و حکایت‌های تاریخی وعلمی
خوراک
خوراک
نامه‌ها و فرمان‌ها
نامه‌ها و فرمان‌ها
جانوران
جانوران
4-4-تربیت درنظم وترتیب
4-4-1-درترتیب باردادن خاص وعام
درفصل بیست‌وهشتم،اندرترتیت باردادن خاص وعام،آدابی رابرای باردادن یاهمان به حضورپذیرفتن افرادبه دربارپادشاه باذکرعبارت«باردادن راترتیبی باید»(تدین،145:1373)،به تفکیک باردادن خواص وعوام بیان می‌کند ازآن جمله که باردادن یاندادن رابایدباعلامتی خاص مانندپرده‌برداشتن یاپرده‌فروگذاردن مشخص نمود تامانع ازمراجعه‌ی بی‌نتیجه ی بزرگان وسران سپاه به درباروکدورت خاطرآن‌هاازبه حضورنپذیرفتن شوداین چنین می‌توان به اهمیت‌دادن خواجه به نقش افکارورضایت عموم علی‌الخصوص بزرگان درحفظ ثبات حکومت شد.هم چنین خواجه باذکرعبارتی هم چون«ازتنگ باری پادشاه کارهای مردم فروبسته شوندواهل فساددلیرگردندواحوال خاص وعام پوشیده بماند…هیچ ترتیبی پادشاه رابهترازفراخ بالی نیست»(همان)پادشاه رابه حضوربیشتردرمیان اقشارمختلف جامعه،به عنوان یکی ازراههای تربیتی نظارت برامورجهت اطّلاع ازاوضاع واحوال اجتماعی ترغیب می‌نماید.
4-4-2-حفظ سلسله مراتب اداری ونظامی وحرمت سران لشکر
خواجه درفصل سی‌ویکم،ودرعبارات زیر،توجه‌ی خودرابه اهمیّت حفظ سلسله مراتب ورعایت جایگاه رئیس ومرئوسی درمیان قوای نظامی ولشکریان،که ازاصول حیاتی تربیتی سازمان‌های نظامی می‌باشد نشان می‌دهد.تأکیدبررعایت سلسله مراتب اداری امروزه ازاصول پذیرفته شده تربیتی درحقوق اداری است.هم چنین بیان نیازهای سپاهیان اززبان فرماندهانشان می‌تواندتاحدی مفهوم تبعیت اقتصادی واداری راکه ازمفاهیم رایج درتعریف قراردادکارمی باشدبه ذهن متبادر نماید.
«هرحاجتی که لشکررابودبایدکه برزبان سرخیلان[فرماندهان]ومقدمان ایشان باشد،تااگرنیکویی فرموده شودبدست ایشان باشدوبدان سبب ایشان راحرمتی حاصل شود؛که چون مرادخویش خود گویند بواسطه حاجت نیفتدوسرخیل راحرمتی بماند.واگرکسی ازخیل[لشکر]برمقدم خویش[مقام مافوق]درارژفانی[دراز زبانی]کندیاحرمت اونه نگاه داردوازحدخویش بگذرد،اورامالش[کیفر]بایدداد،تامهترازکهترپدیدارشود.» (همان،149)
وی نظریه‌ی سلطنت درکتاب سیرالملوک رابه این شکل مطرح می کندکه این پادشاه ازنوع دوران باستان نیست؛زیرانخست:این پادشاه،برگزیده ازمیان خلق برای حلّ مشکلات است.دوّم:جهت عمل اوعدل وانصاف بین مردم است.سوّم:ضمن این‌که پادشاهی درجامعه ناشی ازنیازبه عدل وانصاف می‌باشدبراثربروز بی‌سامانی ازبین می‌رود.براساس دیدگاه خواجه‌نظام‌الملک پادشاهی نوع حکومت درمقابل خلافت نیست برخی برداشت کرده‌اندکه اودرکتاب خودپادشاهی رادرمقابل خلافت مطرح کرده است.اوهدف پادشاهی وحکومت راعدل وانصاف می‌داند ومعیاراین که عدل چیست وچگونه بایدآن رادریافت،دین اسلام می‌داند. خواجه ابزارحکومت داری راعقل،دین وتجربه می‌شمارد.
فصول مطرح شده درکتاب خواجه،حکایت ازفهم دقیق مسائل سیاسی واجتماعی جامعه‌اش دارد.هرکدام بازگوکننده‌ی مسائل ومشکلات جامعه‌ی اوست ازمهم ترین مسائل ومشکلات جامعه‌ی او می‌توان فِرَق مختلف دینی،اختیارات بی رویه‌ی زنان،ازهم پاشیدگی سپاه و…نام برد.اوچون دیگرمتفکران مسلمان اندیشه‌ی سیاسی تربیتی راعامل اساسی جهت دهنده‌ی نظام اجتماعی وجامعه می‌داندومحوراساسی بحث‌های سیاسی اوعدالت اجتماعی بودوازنظراوهمه‌ی اعمال ورفتارهای فردی،اجتماعی وسیاسی افرادجامعه بایستی درجهت تحقّق یافتن عدالت اجتماعی باشد.
درسیرالملوک وظایف تربیتی متعددی برای پادشاه برشمرده شده،ازآن جمله است:یکی اینکه:شاه بایدآگاه به اموال سپاهیان وتأمین نیازهای آنان باشد.علاوه برآن باپرداخت حقوق به آن‌ها،شرکت دادن همه‌ی نژادهادرلشکروگماردن جاسوسان مخفی برسربازان،ازفسادوانحراف لشکریان ممانعت به عمل آورد.دیگرآن که:سلطان بایدبه مشورت باعلمای دین بپردازدودرنظارت برکارگزاران،رعایت حال وخواسته‌ی رعیت وگزینش قضات عالم وزاهدبکوشد.این مسأله موجب استقرارواستحکام دین می‌شود.

                                                    .