پایان نامه درمورد مسئولیت‌پذیری، اعتماد به نفس

بایدکه ازهرسخنی که خصم رابردعوتش تهییج می‌کندواورابه عنادولج بازی وامی‌دارد،بپرهیزدوحتّی‌الامکان ازبکار بردن آن مقدمات کاذب که خصم آن رامسلّم وواقعی می‌پندارد،دوری کند؛هم‌چنین لازم است ازبی‌عفّتی درکلام واز سوءتعبیراجتناب کندوبه خصم خودومقدسات اوتوهین نکندوفحش وناسزانگویدوازهرعمل وحرکت ناشی ازنادانی‌ای دیگردوری کندواگرغیرازاین کند،درست است که حق رااحیاء نموده ولی به قیمت احیاءباطلی دیگرویاکشتن حقی دیگربوده است.‌
کوتاه سخن این که،درچگونگی شرایط واعظ وپنددهنده بایدبه مضمون ضرب‌المثل مشهورکه سیره وروشی ازرسول اکرم صلّ‌الله علیه وآله راتداعی می‌کندتوجه نمود که:رطب خورده منع رطب چون کند؟
می‌گویند:خداوندتبارک وتعالی به عیسی(علیه‌السّلام)وحی فرستاد که:ای پسرمریم،نخست خودراپندده،آن گاه اگرآگاه شدی،دیگران راپندده وگرنه ازمن شرم دار!
تعلیم وتربیت،مخصوص دیگران نیست، بلکه انسان قبل ازهرکس بایدخودمتعلم وتربیت شونده ازافرادعالم واهل فن باشد.همان‌گونه که هرمعلم ومربی درتعلیم وتربیت اسلامی،قبل ازاین که تعلیم وتربیت انسانهای دیگررا برعهده گیرد، لازم است معلم ومربی خودباشدوخودرابا آداب قرآن پرورش دهد.به اخلاق اسلامی متخلّق سازدودرمکتب تربیتی اسلام تربیت شودوسپس گام درراه خدایی ولذت بخش وانسان ساز،امامشکل، پرپیچ وخم وخطرناک تربیت انسان‌ها بگذارد،برمعلم ومربی لازم است که همواره خودراوعظ ونصیحت کندوهرلحظه ازخودحساب بکشدومباداازشأن و زی‌بندگی وازمقام والای معلّمی تنزل کند.اینک دستوری تربیتی ازمولاعلی علیه‌السّلام: «اَحیِ قَلبکَ بالموعظهِ وَاَمِتهُ بالزهاده`وقَوِّهِ بالیقینِ ونَوَّرهُ بالحکمهِ وذَلّهُ بذکرِالمَوتِ وقَرَّرهُ بالفناءِوبَصرهُ فَجائِعَ الدُّنیا؛یعنی،دل خودرادرپندوموعظه زنده‌گردان وآن رابااعراض ازدنیاوبی رغبتی نسبت به آن بمیران وبا یقین تقویتش کن وبا اشعه‌های نورانی حکمت منوَّروروشنش گردان.آن رابه یادمرگ رام ومتواضع وکوچک وخوارگردان وبه فانی‌شدن واین که زشتی‌هاوسختی‌ها واندوه‌های دنیا پاینده نیست وهمه تمام خواهد شدآرام وتسلّی ده وبه مصیبتهاوفجایع دنیابینا گردان تااین که بدانداین دنیاشایستگی آن راندارد که کسی به آن رغبت کندوبرآن حریص باشد.»(شیروانی،72:1390)
ایران مهدادبیات تعلیمی است.ایرانیان ازدیربازضمن فراگیری حکمت نظری درآموزش وتعلیم حکمت عملی؛یعنی،تهذیب اخلاق،سیاست مدن وتدبیرمنزل اهتمام ورزیده اند.پیشینه‌ی این موضوع،که به ایران قبل ازاسلام بازمی گردد،سبب پیدایی آثاری تحت عنوان خردنامه،پندنامه واندرزنامه شد.این سنّت درآثارادبی بعدازاسلام نیزادامه یافت وآثارمنظوم ومنثورماندگاری پدیدآمد.این آثاررامی‌توان به این ترتیب دسته‌بندی کرد:
1-آثاری که مخاطبان آن‌هاافرادخاصّ هم چون پادشاهان،وزراءوفرزندان پدیدآورندگان بوده است.ازاین نوع می ‌وان به نصیحهالملوک‌ها،کتب دستورالوزراء،آداب‌السّلطنهها،سیرالملوک‌هاوتحف‌الملوک‌ها اشاره کرد.
2-کتبی که مخاطبان آن‌ها،عموم مردم بوده اند؛نظیر:کتب اخلاق،پندنامه‌ها،خردنامه‌هاونصیحت‌نامه‌ها.
3-آثاری که اخلاق وتعلیم وتربیت،موضوع ثانوی پدیدآورندگان آن‌هابوده است.درکنارمطلب اصلی به بیان مسائل اخلاق وتعلیم وتربیت اهتمام ورزیده‌اند.ازاین نوع می توان به اشعاراکثرشاعران پارسی‌گوی وکتب منثورتاریخی،عرفانی،سیره‌ها،سفرنامه‌هاوآثارداستانی منظوم ومنثورنظیربوستان وگلستان،کلیله ودمنه،مرزبان‌نامه وسمک عیّاراشاره کرد.
روش‌های تعلیم وتربیت درغرب نیزازدیرباز،مطمع نظربوده است.طرح وتبیین نظریه‌های متعددتربیتی،که اکثرآن‌هاباروش‌های علمی تدوین شده وهریک طرف‌دارانی درجهان دارد،حاکی ازآن است که تعلیم وتربیت مطلوب فرزندان،دغدغه‌ی تمامی جوامع بشری است.یکی ازقدیم‌ترین نظریه‌های آموزش وپرورش،نظرات ژان‌ژاک‌روسوی فرانسوی است.آراء تربیتی اودرکتابی به نام امیل بیان شده است.
آرای روسو گرچه موردتأییدبرخی صاحب‌نظران تعلیم وتربیت است؛امّابسیارکلی،آرمانی وافراطی است؛به ویژه اصل عزلت وتربیت منفی روسو،باعث کندی روندتعلیم وتربیت کودک می‌شودبهترین دوران زندگی انسان برای آموختن،بیهوده سپری می‌شود.
«یکی ازشیوه‌های معمول تربیت فرزندان درایران،به ویژه درمیان پادشاهان وبزرگان،نوشتن نصیحت‌نامه وپندنامه بوده است.درزبان پهلوی ساسانی اندرزنامه‌ها،یک رشته رسالات وکتب حکمت‌آمیزبودکه پندنامگ یااندرزنامگ نامیده می‌شد.هرچندغالب محتوای آن، سخنان به پادشاهان وبزرگان ومؤبدان منسوب می‌شد،مضمون آن مخصوصاًدرآنچه ازنوع کلمات قصاربودجوهردانش وتجربه محسوب می شد.غالباًدرطی امثال وتجهیزات موجزومؤثّرخودچیزی ازحکمت عملی عام خلق رادربرداشت وبه همین سبب باآن که اصل آن‌هاغالباًبه فرهنگ طبقات اشرافی تعلق داشت ازطریق نفوذنامرئی،که عامه راتدریجاًبافرهنگ خاصه آشنامی‌ساخت،سدطبقاتی بالنسبه استواروعبورناپذیرجامعه‌ی ساسانی رامی‌شکست واززندگی پیشه‌وران،سربازان،شبگردان وروستاییان تاحیات مؤبدان ودبیران همه چیزراتحت نظارت وانضباط نوعی اخلاق شادمانه امّاجدی وموقردرمی‌آورد.»(زرین کوب،41:1375)
معمولاً وقتی ازتربیت صحبت می‌کنیم،اولین نکته‌ای که به ذهن می‌رسداین است که بچه‌هاچه بایدبکنندوچگونه رفتارکنند؛اماآن‌چه مغفول می‌مانداین است که والدین بایدچگونه باشندوچگونه رفتارکنند.درست است که همه می‌دانیم رفتاربچه‌هامحصول نگرش والدین به شیوه‌های تربیتی است؛امّابسیاری ازوالدین ازنقش اساسی خودبه عنوان الگو،غافلند.درصورتی که والدین هم‌پای فرزندان فرصت کمال دارندومی‌توانندرشدکنند.دراین مطلب به جای پرداختن به بایدهای تربیتی می‌خواهیم ازنبایدهای تربیتی وباورهای نادرستی که درباره ی نقش والدین درذهن بسیاری ازماوجوددارد،سخن بگوییم.شایدبهترباشدریشه‌ی این باورهارادردلایل فرزندآوری ازدیدگاه والدین جست وجوکنیم.
2-13-تشکیل خانواده وبایدونبایدهای تربیتی
بسیاری ازوالدین برای چشیدن طعم عشق به فرزند،اقدام به فرزندآوری می‌کنند.بعضی به دلیل وجودخودشان ودرجست‌وجوی آن چه می‌خواستندباشندونشده اندبه بچّه‌دارشدن فکرمی‌کنند.فرزندبرای این دسته ازوالدین سبدآرزواست.دسته‌ی دیگری ازافرادبرای جبران آنچه درارتباط باهمسرودیگران کم داشته‌اند،اقدام به فرزندآوری می‌کنند.گاهی هم برای کسب تأییددیگران،پدرومادر،اطرافیان،دوستان وآشنایان،زوج به بچّه‌دارشدن فکرواقدام می‌کنند،نکته این جاست که هریک ازاین دلایل تاثیرمستقیمی برنحوه‌ی تربیت فرزندمی‌گذاردوازهمین جامی‌توان باورهای نادرست تربیتی راشناسایی وبررسی کرد.وقتی والدین به دلایل غیرمنطقی مانندجبران کمبودهای خوداقدام به فرزندآوری می‌کنند،کودک را به کانون خانواده تبدیل وخودراوقف اومی‌کنند.
والدین درچنین شرایطی ازادامه‌ی مسیررشدوکمال بازمی مانند و کودک رادرناخودآگاه خودمقصرقلمدادمی‌کنند.این دیدگاه درطول زمان باعث احساس خشم پنهان دروالدین وشرم پنهان درفرزندان می‌شود.درچنین مواردی والدین که۲۴ساعته درخدمت بچّه‌ها هستند،قادرنیستندمسئولیت‌پذیری رابه آن‌هاآموزش دهندوحجم سنگین کارزیاد آن‌هابه همراه تقاضای زیادازسوی بچه‌ها،باعث بازنشستگی روانی پیش ازموعدآن هامی‌شود.ازسوی دیگربرخی والدین تصورمی کنندبایدازپدرومادرشدن لذت ببرندووقتی باخستگی،خشم،آزردگی ورنجیدگی روبه رومی شوند،احساس درماندگی می کنند.درحالی‌که این احساسات رابایدپذیرفت وبه عنوان بخشی ازفرآیندتربیت درنظرگرفت زیرافقط دراین صورت است که رفتارخالصانه وصادقانه با بچّه‌هاخواهیم داشت.
2-13-1-پذیرش مسئولیت شکست وجبران کمبودهای والدین
بسیاری ازوالدین خودرامسئول ناکامی وشکست فرزندانشان می‌دانند.والدین نبایدفرزندان راامتدادخودقلمدادکنند.بایدفردیت خودواورابه رسمیت بشناسند.بهتراست کودک تفاوت‌هاراباوالدین تجربه کندتابتواند بادیگران تعامل کند.والدینی که همواره خودرامسئول ناکامی وشکست فرزندان می‌دانند،درطول زمان ازآن‌ها افراد خنثی می‌سازندکه حاضرنیستندمسئولیت رفتارهای خودرابه گردن بگیرند.چنین افرادی درزندگی مشترک توان درک تفاوت‌های همسروپذیرش وی به همان شکل راندارندوبه همین دلیل به سرعت درزندگی مشترک سرخورده می‌شوند.
چنان‌چه فردی برای جبران کمبودعاطفی وروانی اقدام به فرزندآوری کند،وابستگی بیمارگونه ای به فرزندش پیدا می‌کند.شکی نیست که عشق وعاطفه یکی ازمهمّ‌ترین مؤلّفه‌هادرفرایندرشدکودک است اماوابستگی عاطفی برای رفع نیازهای والدین،کودک رابه والدزودهنگام تبدیل می‌کند.گاه درچنین شرایطی کودک محرم اسراروالدین می‌شودوعملاًدراین رابطه جای کودک ووالدعوض می‌شود.وقتی والدین ازنظرعاطفی به کودک وابسته شدند،نمی‌توانندبا وی مخالفت کنندیااورامحروم سازند.دراین گونه مواردنوعی رشوه‌گیری هیجانی بین آن‌هاایجاد می‌شودکه بسیارلطمه‌زننده است.ازسوی دیگرگاهی والدین قادرنیستندبین عشق و جدایی تمایز قائل شوند.به این معناکه والدین تصورمی کننداگرعاشق فرزندخودهستندبایداوراهمواره پیش خود نگه دارندوفکرمی کنندعشق وجدایی دشمن هم است.بسیاری ازوالدین این تصورنادرست رادرذهن دارندکه موافق‌نبودن یامخالفت‌کردن بافرزند یعنی دوست‌نداشتن وی.به عبارتی مخالفت‌کردن رامساوی شکست درارتباط بافرزندمی‌دانندبنابراین همواره سعی می‌کنندطبق خواسته‌ی بچه‌هارفتارکنند.درصورتی که والدین بایدبه کودک بفهمانندکه مخالفت بارفتاروی به معنای شکست دررابطه،دوست‌نداشتن،جدایی و…نیست.بنابراین ازابرازمخالفت به شرط این‌که به جاومنطقی باشد،نهراسیدوآن راابرازکنید.
2-13-2-شناسایی کاستی ها وتلاش درجهت رفع آنها
بایددانست که رفتارهای نادرست واشتباه بچّه‌هاخود به خودازبین نمی‌رودوفقط ممکن است شکل آن عوض شود.بنابراین کاستی هادررفتارکودک راباید شناسایی وآن هارارفع کرد نه این‌که با تغافل بی‌جاموضوع رارهاکرد.بعضی ازمشکلات با گذشت زمان بدتر می‌شود وسرپوش‌گذاشتن ونادیده‌گرفتن مشکلات بچه‌ها باعث بروز خشم ناگهانی والدین وتضعیف شدیداعتماد به نفس کودک می‌شود.
2-13-3-انضباط ومهربانی
خوب است بدانیددستورالعمل صحیح رشد کودک،انضباط به اضافه‌ی مهربانی است ووالدین بایدانضباط ومحدودیت راچاشنی مهربانی کنندزیرابالطف ومهربانی صرف نمی‌توان بچه‌ی مهربان ودارای سلامت روان تربیت کرد.درصورتی که بسیاری ازوالدین عشق بی‌محدودیت وبی‌شائبه رانثارکودک می‌کنند.کودک بایدبدانددرکنار لطف ومهربانی،والدین وظایف وانتظاراتی ازاودارندکه بایدبرآورده شود.بایدلطف یاتوجهی باصداقت تمام به کودک عرضه شودواوبدانددرقبال آن بایدانتظاراتی رابرآورده کنددرغیر این صورت کودک همیشه طلبکارومتوقع بارخواهدآمدوحاضرنیست قدردان زحمات ولطف‌ها ومهربانی دیگران باشد.
2-13-4-تفاوت بین سخت بودن باناتوانی
قادرنبودن برانجام کار با سخت‌بودن وظیفه متفاوت است.معمولاًوالدین فکرمی کنند کودک قادربه انجام کاری که سخت است ولذتی ندارد،نیست.بنابراین ازاوانتظارانجام آن کارراندارند.
درچنین شرایطی والدین درواقع بچه‌هارابه سمت فرارازمسئولیت سوق می‌دهندزیراکودک خودرامحِق می‌داندکه کاری را که سخت است انجام ندهد.کودک اغلب ازانجام کارهایی که دوست نداردیا سخت است سربازمی‌زندیاازراه میانبراستفاده می‌کند.ماننددانش‌آموزی که به جای خواندن درسی که به آن علاقه ندارد،سرجلسه‌ی امتحان حاضر نمی‌شودواگرحاضرشود،تقلب می‌کند.

                                                    .