پایان نامه درمورد پیامبران الهی، معراج پیامبر

دانلود پایان نامه

1-همانگونه که قبلاًاشاره شد،اهداف گوناگونی که ناظربرخلقت وزندگی انسان است،به نوعی درراستای یک غایت کلّی بوده ودرمفهوم رحمت الهی تبلورمی‌یابد.چنان که درقرآن فرمود:«مگرآن که رحم کندپروردگارتووبرای همین آنان راخلق کرده است»(هود،119)
2-رحمت الهی به دوشکل عام وخاص آن جلوه‌گر می‌شود.رحمت عام شامل همه‌ی موجودات هستی می‌شود:
«َرحمَتِی وَسِعَت کُلَّ شَیءٍ.ورحمت من همه چیزرافراگرفت.»(اعراف،156)
ولی رحمت خاصّ،برخی ازبندگان برگزیده‌ی الهی رادربرمی‌گیردنظیر:«نُصِیبُ بِرَحمَتِنَامَن نَشَاءوَلَانُضِیعُ اَجرَالمُحسِنِینَ.مارحمت خودرابرهرکس بخواهیم ارزانی می‌داریم واجرنیکوکاران راضایع نمی‌سازیم.بدین سان فرمان‌روایی دادیم یوسف رادرزمین تاجایی گیردازآن هرجاکه خواهدورسانیم به رحمت خویش هرکه راخواهیم وتباه نکنیم پاداش نکوکاران را»(یوسف،56)
ویاموارددیگری که درآیاتی نظیرسوره‌ی مریم،50و53وانبیاء75و86به آن‌هااشاره شده است.لازم به ذکراست که دربرخی آیات قرآن،به رحمت اختصاصی پروردگارمتعال نیزاشاره شده است؛نظیر:«وَاللّهُ یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یَشَاءوَاللَّهُ ذُوالفَضلِ العَظیِم.امّاخداهرکه راخواهدخاصِّ رحمتِ خویش می‌کندکه خداوندصاحب فضل وکرم بزرگ است»(بقره،105)
وآیه‌ی:«یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یَشَاءوَاللَّهُ ذُوالفَضلِ العَظیِم.امّاخداهرکه راخواهدخاص رحمت خویش می‌کند که خداوندصاحب فضل وکرم بزرگ است»(آل عمران،7)
2-15-3-2-رشدوهدایت بندگان،فرجام رحمت الهی
ازمفادبرخی آیات چنین استنباط می‌شودکه«فرح وشادمانی وانبساط خاطرازنتایج وبرکات مربوط به رحمت الهی است.»(یونس،58)ونیزازحیث توجه به آثارفقدان رحمت الهی،معلوم می‌شودکه براساس برخی آیات قرآن،«آدمی باعواقبی نظیرخسران»(بقره،64)و«ضلالت»(نساء،113)مواجه خواهدشد،دراین صورت نتیجه می‌گیریم که مشمول رحمت الهی شدن،آدمی رابه رستگاری وهدایت سوق می‌دهد.
2-16-تربیت ازمنظردین
دربحث ازمفهوم تربیت،آن راامری قدسی ومعنوی تعبیرنموده وربانی شدن وخداگونگی ازمفاهیم بارزوبرجسته‌ی آن تلقی گردید.بااین برداشت ازتربیت،بایددرخصوص امکان آن نیزبحث نمود.تأمل درمعنای خداگونگی وربانی‌شدن،بیانگرماهیت تحولی تربیت است؛زیرانیل به مقام ملکوتی وربانی مستلزم گذرازطبیعت ملکی،مادی،غریزی وحیوانی است واین درحقیقت همان تحول عمیقی است که به مددتربیت امکان می‌یابد.
2-16-1-امکان تربیت
مفاهیمی نظیراراده،انتخاب،مسوولیّت وآگاهی،متضمّن توانایی انسان برای بالیدن اوست.بالیدن ازوجوه ومصادیق تحوُّل وبه عبارتی دیگرازمصادیق تربیت است.
درمنظردین،آموزه‌های وحیانی،ارسال انبیاءالهی ودعوت مردم به هدایت،حاکی ازامکان تربیت وتحُق آن است؛زیراآمدن پی‌درپی پیامبران الهی وتدوین برنامه‌ای جامع برای هدایت توده‌هاوامت‌ها،دلالت برعملی‌بودن تحول ودگرگونی انسان‌هادارد،؛زیرامنطق ادیان الهی منزه ازآن است که دعوت به امری محال نماید.بنابراین می‌توان گفت که داعیه‌ی اصلی ادیان آسمانی،رُشدوتعالی همه پیروانشان تاسرحدامکان است.
درنگاه اسلام،انسان بین دوقوس نزول وصعودقراردارد،ازیک سوی می‌تواند به مرحله‌ی فروترازحیوان«اُولَئِکَ کَالاَنعَامِ بَل هُم اَضَلُّ.وآن‌هاچون چهارپایانند،بلکه گمراه‌ترند»(اعراف،179)تنزل یابدوازسوی دیگرقادراست تابلندای قلّه‌ی ملاقات باخداصعودکند.
«یَااَیُّهَاالاِنسانُ اِنَّکَ کَادِحٌ اِلَی رَبِّکَ کَدحاً فَمُلاَقِیهِ.ای انسان!مسلّماًتوباتلاش ورنج فراوان به سوی پروردگارت می‌روی پس به لقایش خواهی رسید»(انشقاق،6)به تعبیربرخی ازمفسّران قرآن کریم،معنای دوقوس صعود ونزول انسان این است که«هم می‌توانددرخطّ پرواز قرارگیردوبراثربندگی خداوندبه آسمان عروج کند.قرآن کریم درباره ی معراج پیامبر(ص)می‌فرماید:«سُبحَانَ الَّذِی اَسرَی بِعَبدِهِ لَیلاًمِّنَ المَسجِدِالحَرامِ.منزه است آن که بنده‌ی خویش راشبی ازمسجدالحرام به سوی مسجدالاقصی سیرداد»(اسراء،1)وهم می‌توانددرسراشیبی سقوط قرارگیردودرنتیجه‌ی ترک بندگی درقعرزمین فرورود.»(طباطبائی،بی تا:349)
قرآن کریم درباره‌ی قارون می‌فرماید:
«فَخَسَفنَابِهِ وَبِدَارِهِ الاَرضَ.آن گاه قارون راباخانه‌اش درزمین فروبردیم»(قصص،81)براین اساس،می‌توان نتیجه گرفت که طی فاصله‌ی عمیق میان تنزل وتعالی برای انسان امکان پذیراست وازدلایل آن وجود انسان‌های کامل وبالنده‌ای است که درمقاطع تاریخی زندگی بشر،ظهورنموده والهام‌بخش انسان‌هادرطی قرون واعصار بوده وهستند.چنین انسان‌هایی اگرچه ازدرون برانگیخته شده‌اند وموجب حرکت روح‌های بزرگ دیگری گردیده‌اندولیکن خودنیزملهم ازاندیشه‌ها وآرمانهای مربیان برجسته‌ای بوده اندکه ازطریق تعلیم وتربیت این مهم رابه انجام رسانده‌اند.لذاتربیت امری ممکن و تحقق‌پذیر بوده ودرطی یک فرایندروبه رشد،متضمن چنین تحولی می‌گردد.
2-16-2-حدودتربیت
پیش‌تر،ازامکان تربیت سخن گفتیم واینک درباب حدودتربیت ومرزهای تحقق آن باب سخن راآغازمی‌کنیم.به راستی دامنه‌ی تغییروتحولات ناشی ازتربیت کدام است؟وآیاتربیت به سان چتری گسترده می‌تواند همه‌ی انسان‌ها رادربرگیرد؟
بانگاهی اجمالی به سیرتاریخی تعلیم وتربیت درمی‌یابیم که اکثریت مربیان گذشته مروج امیدبوده‌اند. بودادربحبوحه‌ی نظام طبقاتی هندازبرابری صحبت می‌کند.سقراط درروح بشری،بارقه‌ی الهی می‌بیند.در تمثیلی درباره‌ی آدمیان می‌گوید:«چون آن‌هارامی‌گشایی درون‌شان تصویرخدایی قراردارد.» (توماس،237:1362)مسیح(ع)موعظه می‌کندکه:«تمام افرادقابل تربیت‌اند؛زیراهمه فرزندان خداهستند.» (مایر،8:1972)اراسموس می‌اندیشد که تحصیل علم،موجدجهان نوینی خواهدشدکه صلح وصفا برآن حکومت خواهدکرد.کومنیوس،یک نظام دانش جهانی ودانشگاهی براساس آرمان های اصیل مسیحیت مجسم می‌کرد.
ازمنظراسلام،انسان موجودی است که ازقابلیت تربیت‌پذیری برخورداراست؛زیرا الف):«انسان،مفطوربرقبول حق وخضوع باطنی دربرابرآن است.»(طباطبائی،،بی تا:417)وچون«فطرت،ماهیتی الهی وملکوتی دارد.»(روم،30)لذاازگرایشی اولیه به سوی حقیقت برخورداراست.
ب):فرصت آدمی دردنیابه اندازه‌ای است که درمعرض تذکرات الهی قرارگیرد.قرآن دراین خصوص‌می‌فرماید:«آیاشمارابه اندازه‌ای که هرکس اهل تذکُّراست،درآن متذکّرمی‌شودعمرندادیم؟»(فاطر،37)
ج):آدمی براساس نیروی اراده واختیار،قادراست ازهدایت ویاضلالت،هریک راکه بخواهدبرگزیند.آیه‌ی شریفه‌ی«همانارهبریش کردیم انسان رابه سوی راه یاسپاس گزارویاناسپاس»(انسان،3)دلالت براین مطلب دارد.
د):نقش پیامبران واوصیای آنان درتربیت آدمی،ازنوع سلطه نیست؛«لَستَ عَلَیهِم بِمُصَیطِر»(غاشیه،22)بلکه دعوت برای هدایت است.«یَآاَیُّهَاالَّذیِن آمَنُوااستَجِیبُوالِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ اِذَادَعَاکُم لِمَایُحیِیکُم»(انفال،24)؛یعنی ای مؤمنان!ندای خداوپیامبرراآن‌گاه که شما رابه پیامی حیات بخش می‌خوانند، اجابت کنید”
براساس مفاهیم آیه‌ی مذکور،آن چه نسبت میان خداورسول رابابندگان دراین آیه تبیین می‌نماید،نوعی دعوت است به موضوعی که اگرموردپذیرش مردم قرارگیرد،آن‌هارااحیاءمی‌کند.که شایدبتوان منظورازاحیاءرانوعی تحول درنفس آدمیان دانست.