پایان نامه درمورد کارکردهای اجتماعی، دلالت‌های تربیتی

«تشریع درلغت به معنای شریعت آوردن وآیین نهادن است ومصدرمتعدّی می‌باشدومنظورازتربیت تشریعی،تربیتی است که اختصاص به انسان داشته وسایرموجودات راشامل نمی‌شودومنظورازآن پالایش ورویش انسان‌ها به مددلطف وعنایت الهی وبراساس مشیّت واراده‌ی اوست و«هردوموردیابه خداوندنسبت داده شده»(نور،21)ویا«ازاودرخواست شده است.»(کهف،10)پس امر(تزکیه)منوط برمشیت اواست ومشیت اوتنها درباره‌ی تزکیه‌ی کسی تعلق می‌گیرد که استعدادآن راداشته باشدوبه زبان،استعدادآن رادرخواست کندکه جمله ی وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیم،اشاره به همین درخواست به زبان استعداداست؛یعنی خدای تعالی شنوای خواسته‌ی کسی است که تزکیه رابه زبان استعداد درخواست کند.»(طباطبائی،139:1356)
درتفاوت دوتربیت تکوینی وتشریعی می‌توان آن‌ها راباویژگی عامّ وخاصّ ازیکدیگر تفکیک نمود.چنان‌چه قبلاً ملاحظه شد تربیت تکوینی شامل تمام کائنات وازجمله انسان بوده ولی تربیت تشریعی شامل افرادخاصّی می‌شودکه برای توضیح ویژگی‌های آنان نیازمند مقدمه‌ای کوتاه هستیم.
خداوندتعالی باالهام خیروشر به انسان،اوراازنوعی بصیرت وروشنی برخوردارمی‌سازد(تربیت تکوینی)ولی این تربیت مانع ازاقدام اوبرای حرکت درمسیرهای تعیین شده(هدایت ویاضلالت)نمی‌شودواین امربااستنادبه آیه‌ی شریفه‌ی «وَهَدَینَاهُ النَّجدَینِ»(بلد،10)مشخص واثبات می‌شود.پاره‌ای ازصاحب نظران می‌نویسند:
«مرادازنَجدَین درآیه‌ی مذکورراه خیروشروحق وباطل است؛یعنی ماانسان رابه دوراه روشن خیروشر هدایت کردیم.»(قرشی،14:1355)
لذاازیک سوی باوجودتفاوت درظرفیت انسان‌هاوازسوی دیگربه لحاظ نوع انتخاب وگرایش آن‌هاموجب می‌شودکه هرفردی به نوعی سرنوشت وآینده‌ی خویش رارقم زندودراین مرحله مشمول تربیت تشریعی خداوندقرارمی‌گیرد.بنابراین درتربیت تشریعی عنایات وفیض الهی شامل حال آن کسانی می‌شودکه خوداراده کنندودرمورداول(تفاوت ظرفیت انسان ها)می‌توان به آیاتی نظیر«هَل یَستَوِی الَّذِینَ لَایَعلَمُونَ إِنَّمَایَتَذَکَّرُاُولُوالاَلبَابِ.آیا دانایان با نادانان یکسانندبه درستی که صاحبان خردمحض متذکراین[معنا]هستند.» (زُمَر،9)استنادکردکه به نوعی تفاوت‌های انسان‌هارادرقلمروآگاهی نشانه می‌رودودر مورددوّم(انتخاب وگرایش انسان‌هاوتفاوت آن ها)می‌توان به آیاتی هم‌چون«قَداَفلَحَ مَن زَکَّهَاهَاوَقَدخَابَ مَن دَسَّهَا.بی شک هرکه خودراتزکیه کرد،رستگارشدوبی‌گمان هرکه خودرابیالود،محروم گشت.»(شمس،10)استنادنمودکه دلالت بربه‌کارگیری اراده‌ی انسان برای رستگاری ویازیان‌کاری دارد.
2-18-فلسفه‌ی تربیت
فلسفه‌ی تربیت رشته‌ای ازمطالعات مربوط به تعلیم وتربیت می‌باشدکه متأثرازیک مکتب بارویکردفلسفی است نسبت به جهان انسان،ارزش ودیدگاه های مشخصی رادرقلمروآموزش وپرورش تدوین وارائه می‌کند.ازحیث کارکردی،می توان گفت:فلسفه‌ی تربیت،بررسی ومطالعه ی هدف،فرایند،ماهیت وآرمان‌های‌آموزش وپرورش است.این نوع مطالعه می‌توانددرمحدوده‌ی آموزش وپرورش به عنوان یک نهاداجتماعی یابه طوروسیع‌تربه عنوان فرایندرشدوتحول وجودآدمی انجام گیرد؛به عنوان مثال این‌که چگونه فهم ماازجهان مرتباًتغییرودگرگونی پیدامی‌کندوآیااین امربه واقعیت‌های جهان خارج،عادات اجتماعی،تجربیات یاحتی احساسات وعواطف مابستگی داردیاخیر؟ویاحدّومرزآزادی درتعلیم وتربیت کدام است؟مواردی ازاین قبیل محسوب می‌شود.
درقلمرو فلسفه‌ی تربیت،علاوه برطرح افق‌هاوچشم‌اندازهای تربیتی،مسائل وچالش‌های موجوددرآموزش وپرورش نیزازدیدگاه فلسفی موردبررسی قرارمی‌گیرد؛به‌عنوان‌مثال برای مدارس چه نقشی درتعامل باجامعه بایددرنظرگرفت؟واین که مدرسه چه کارکردهای اجتماعی مناسبی ازمیان وظایف گوناگون نظیروظیفه‌ی رشدی وتحولی،وظیفه‌ی محافظه‌کاری،وظیفه‌ی بی‌طرفی ویابالاخره وظیفه‌ی انقلابی بایدایفاکند،این سلسله مباحث نیزدرفلسفه‌ی تربیت موردبررسی قرارمی گیرد.
فلسفه‌ی تربیتی اسلام نیزبررسی ومطالعه‌ی غایات،اهداف،مبادی،اصول وروش‌های تربیت براساس مبانی هستی‌شناسی،انسان شناختی،معرفت‌شناختی وارزش‌شناختی اسلام است.به گونه‌ای که بتوان مبانی چهارگانه‌ی مذکوردلالت‌های تربیتی رادرهرحوزه به طورجداگانه‌ای استخراج واستنباط نمود.
فلسفه‌ی تربیتی اسلام متأثّرازغایت حیات،نسبت به زندگی دنیوی وحیات اخروی،مقام ومنزلت انسان درجهان ومعناداری نظام هستی است.به گونه‌ای که باتبیین مؤلّفه‌های مذکور می‌توان به دیدگاه تربیتی نسبت به فلسفه‌ی تربیت دراسلام دست یافت.دردیدگاهی تحلیلی باارزیابی هریک ازمؤلّفه‌های هستی‌شناسی، انسان‌شناسی،معرفت‌شناسی وارزش‌شناسی به دلالت‌های جداگانه ولی مرتبط بایک‌دیگرنیزدرمعناو مفهوم وکارکردهای فلسفه‌ی تربیتی اسلام می‌توان نائل شد.
فصل سوم
زندگی‌نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی
3-1-زندگی‌نامه‌ی خواجه‌نظام‌الملک‌توسی
« سیدالوزرا قوام‌الدین نظام‌الملک ‌ابوعلی حسن‌بن ابوالحسن علی‌بن اسحق‌بن العباس‌توسی، وزیرونویسنده‌ی معروف درروزجمعه 15یا21ذی القعده408یا410درنوغان ازقراءرادکان توس ولادت یافت جدش اسحق دهقانی بودازناحیه‌ی بیهق که چهارپسرداشت بنام ابوالحسن‌علی واحمدومحمدوابونصر، ابوالحسن‌علی فرزندبزرگترراسه پسربودبنام نظام‌الملک‌حسن،فقیه اجل ابوالقاسم عبدالله وابونصراسمعیل.»(صفا،904:1371)درتوس،نیشابورومروفقه شافعی وحدیث آموخت.چون آلپ‌ارسلان برخراسان چیره شددر451ه.ق خواجه رابه وزارت برگزید.درسال485ه.ق براثراختلاف باترکان خاتون برسرجانشینی ملک‌شاه وترجیح برکیارق ازوزارت خلع شد.دررمضان همان سال درراه نهاوندبه دست یکی ازفدائیان حسن صباح کشته شد.خواجه سی سال باکیاست درمقام وزارت سلجوقیان رااداره کرد.نظام‌الملک به سبب علاقه‌ای که به فقهاومتصوفه داشت،مدارسی دایرکردکه به نظامیه معروف بودند.
وی بیست سال ازسی سال مسندوزارت رادرعهدملک‌شاه بود.اورابه مناسبت وزارت آن دوسلطان تاج الحضرتین می‌خواندند. به تعبیرنویسنده ی تجارب السّلف:«جهان راازمشرق تامغرب مسخّرتیغ سلطان وقلم خویش گردانیدواعداءدولت راقهرکردواولیاءو هواخاهان رابرافراشت،وهرچه ازمکارم وفضایل ممکن باشدکه ازانسان دروجودآیدازآن شخص مبارک دروجودآمد.»(نخجوانی،70:1357)
خواجه سیاست‌مداری است دوراندیش وبراین عقیده است که ازروزگاران قدیم معلوم بوده که ایالات واستان‌ها برای این که تمردوسرکشی نکنندکسانی رابه عنوان گروگان بردرگاه داشته باشند.دراین موردمعتقدبود امیران عرب وکردان ودیلمان ورومیان وآن کسانی که درطاعت‌داری جزءِهم‌پیمانان جدیدمان به شمارمی‌آیندبایدمکلف به این باشندتاشخصی ازخویشان بسیارنزدیک خودرابرای خدمت مقیم دارند.خواجه‌نظام‌الملک درباب مملکت‌داری،همه‌ی زوایارادرنظرگرفته وادعای اودرمورداین که پادشاهان واهل سیاست نیازمندکتاب اوهستندواهی وبی‌اساس نیست،آن‌طور که کتاب کلیله‌ودمنه برای اهل سیاست لازم وضروری بوده وپادشاهان ساسانی(ازانوشیروان به بعد)این کتاب راهمیشه مطالعه می‌کردند،کتاب سیرالملوک که واضح‌تر و روشن‌تراست ضروری‌تربه نظرمی‌رسد.
هوش وتدبیرنظام‌الملک به کرات درتاریخ ثبت شده یکی ازاین موارداین است:درجنگی بین سلجوقیان ورومیان،درفاصله‌ای که بین کارزارافتادسلطان آلپ‌ارسلان هم راه صدسواربرای شکاررفت،که درمحاصره‌ی سپاه روم درآمدواورادست‌گیر کردند.رومیان سلطان راشناسایی نکردند.نظام‌الملک باآگاهی ازآن‌چه اتفاق افتاده،شایعه کردکه سلطان بیماراست وموضوع رامکتوم نگاه داشت.هنگامی که هیأتی ازرومیان برای پیش‌نهادصلح به اردوی سلجوقیان آمدند،نظام‌الملک به اسارت تعدادی ازسربازان سلجوقی توسط رومیان اشاره کردوخواستارآزادی آنان شد.رومی‌هاقبول کردندواسراءرابدون آن‌که بدانندسلطان درمیانشان است آزادکردند.
اووزیرسلاطین سلجوقی شخصی ایرانی بودکه ازجایگاه ومقامی نازل به شامخ‌ترین منزلتی که درآن زمان ممکن بودرسید،ومنشأتغییرعظیمی درحالت اجتماعی عموم مسلمانان گردیدوعنان همه‌ی ‌اموروپیشامدهای سیاسی ایران رادرسراسردوره‌ی سی ساله‌ی سلطنت آلپ‌ارسلان وملک‌شاه دردست داشت وحوزه‌ی قلمرو حکومت ایران راچنان وسیع نمودکه درکلیه‌ی این هزاروسیصدساله‌ی تاریخ اسلام نظیرآن درایران دیده نشده است.درتمامی نواحی وممالک کاشغر،اوزگند،بلاساغون، ماوراءالنّهر،خوارزم،خراسان،سیستان،کرمان،فارس،عراق عجم،عراق عرب، مازندران،آذربایجان، ارمنستان، اَرّان،شام،بیت‌المقدّس وانطاکیه جایی نبودکه درانجام دادن امراواندک تأخیری روادارند.دوسلطان مذکورکه بزرگ‌ترین سلاطین سلجوقی بودندآراءوتصرفات اورااطاعت می‌نمودند. وی را مختارمطلق کلّیه‌ی امورولایات مفتوحه‌ی خویش کرده بودند.غالباً خلفای عباسی ازاراده‌ی اوسرنمی‌پیچیدند. شاهان روم وغزنه درسایه‌ی حمایت او می‌زیستند.
منزل اصلی این خاندان ناحیه‌ی بیهق بودکه فعلاً سبزوارمی خوانیم؛ولی ابوالحسن‌علی رابعداز آن که درمشاغل دیوانی تغییرکرده بودمأموراداره‌ی اموال دولتی درناحیه‌ی توس کرده بودند.اوآن جااقامت کرده بودومتأهل شده بود.سه پسراودرتوس به دنیاآمده بودندکه بزرگترین آن‌ها همین حسن بود.چون حسن به سن تعلم رسیدبه مکتب رفت ودرس خواند وعربی آموخت.ازقول استادی که درعهدطفولیت اوبه اودرس می‌داده است نقل کرده‌اندکه حدت ذهن وصفای طبع اوبه حدی بودکه هرچه اطفال دیگردریک ماه کسب می‌کردند،اودریک هفته فرامی‌گرفت وهرچه دیگران به تکراربسیارازبرمی‌کردند او به دوسه نوبت خواندن حفظ می‌کرد.دریازده سالگی به فقه امام شافعی مشغول شد،وازهمان زمان پیوسته بااهل علم وصلاح نشست وبرخاست می‌نمود.باصورت وظاهرکودکانه سیرت وبرخوردبزرگوارانه ازخودنشان می‌داد وادعای بزرگی وعزت نفس ومناعت طبع دراوبه سهولت مشاهده می‌شد.
«اقتداراوبه حدی بودکه دوسلطان بزرگ سلجوقی یعنی ملک‌شاه وآلپ ارسلان نظراورااطاعت می‌نمودند،خلفای عباسی ازاراده‌ی اوسرنمی‌پیچیدندشاهان روم وغزنه درسایه‌ی حمایت اومی‌زیستند،سلطان عرب دررکاب اوپیاده می‌رفت وسم اسب اورامی‌بوسید،ملوک اطراف نامه‌ها‌ی اورابرسروچشم می‌گذاشتندوپوشیدن خلعت اوراافتخارمی‌دانستند.»(براون،351:1358)
پس ازچندین سال که درخدمت این وآن بسربردعاقبت به مرورفت،که دردست چغری بیگ داوود(برادرطغرل بیگ)بود.چغری بیگ راازسخن گفتن اوخوش آمد.امارت ونجابت واقبال درپیشانی اومشاهده کرد.دست اوراگرفت وبه دست پسرخودآلپ ارسلان محمّدداده گفت این حسن‌توسی است.اورامشیر ومدبّرخودبساز و به جای پدرخویش بدان وخلاف رأی اومکن.
بعدازسرکوبی امیرختلان ومطیع‌کردن فرمانده‌ی چغانیان آلپ‌ارسلان نقشه‌ی جنگ باگرجستان وارمنستان راکشید.باسلطان به آذربایجان ونخجوان رفت.اورادرساحل رودارس گذاشته پسرش ملک‌شاه را که ده سال بیشترنداشت به عنوان فرماندهی لشکرباخود به سرزمین ارّان که امروزه قفقاز می‌نامیم برد،وبه فتح بلادوقلاع نصاری همّت گماشت.مردقلم مردشمشیرنیزشدوفرزندسلطان خودرادرتعبیه لشکرومحصورکردن دشمن وکشورگیری تعلیم وتربیت داد.هرقلعه‌ای راکه می‌گرفتنداگرملک شاه به اقتضای طفولیت وتمایل نژادی می‌خواست ویران کندخواجه‌نظام‌الملک مانع می‌شدومی‌گفت این ثغری است برای مسلمانان،بایدآن رابه لشکریان،سلاح،اموال وذخایرپرکردوبه دست امیران سپردتابین ماونصاری حریم وحایل باشند.چندین ماه درگرجستان وارمنستان به شهرگشایی مشغول بودندوآلپ‌ارسلان خودنیز به ایشان ملحق شدوچندشهربزرگ رامسخرکردندتا عاقبت بذقراط چهارم پادشاه ابخازتقاضای صلح کردوجزیه وباج سالیانه برعهده گرفت ودخترخودرا به زنی به آلپ‌ارسلان دادواین زن راآلپ‌ارسلان پس ازبازگشت به ایران طلاق داده خواجه رافرمود که اورابه عقدخویش درآورد.
وی که ازدهقان‌زادگان بیهق(سبزوار)بودامابه سبب دانش‌اندوختنش درتوس باعنوان توسی شهرت یافت.خواجه‌ی بزرگ ابوعلی‌حسن‌بن‌علی‌بن‌اسحاق مشهوربه نظام الملک،جزءخانواده‌های دهقان بوده است ازآن‌جاکه این دهقانان وقتی دربرابرترکان موقعیّت خودراازدست دادندبه کارهای دیوانی روی آوردند.
نظام‌الملک بنا به درخواست پدرازهمان کودکی به یادگیری قرآن،آموختن فقه ومذهب شافعی مبادرت ‌ورزیدوازوجوداساتیدی چون،محمدبن‌علی‌بن‌مهریزد،ابومنصورعلی‌بن‌شجاع،ابوالقاسم‌قشیری وابوحامدالازهری درس آموخت.
بایدگفت دردوره‌ی اسلامی نوشتن کتاب های سیرالملوک یا سیاست‌نامه رایج‌ترین شیوه‌ی پرداختن به اندیسه‌ی سیاسی بوده است؛به خصوص اززمانی که زبان فارسی به عنوان زبان ادبی ایران شناخته می‌شود.

                                                    .