پایان نامه دنیا و آخرت، حقیقت ایمان

و نیز فرمودند: «زبانت را نگهدار که این بهترین هدیه است برای نفس خودت، آنگاه فرمود، انسان به حقیقت ایمان نائل نمی‌شود مگر این‌که زبانش را نگه‌دارد.»
در همین رابطه‌ی امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمودند: زبانت را نگه‌دار و سخنانت را بشمار تا این‌که کلامت در غیر امر خیر تقلیل یابد.
امام رضا (علیه‌السلام) فرمودند: سه چیز از علائم فهم و فقاهت می‌باشد: بردباری و علم سکوت و سکوت دری است از درهای حکمت، سکوت موجب محبت می‌شود و دلیل هر خیری است.
به هر حال بر سالک لازم است زبان خویش را کاملاً کنترل کند و سنجیده سخن بگوید، از ولنگاری و پرحرفی جدّاً اجتناب کند، در مورد امور دنیا به مقداری سخن گوید که برای زندگی او ضرورت دارد و در عوض زبانش را به گفتن ذکر و ورد و مطالب علمی و مطالب سودمند و مفید اجتماعی مشغول بدارد.
3-6-5. ضعف اراده
یکی از موانع بزرگ این راه که شاید مهمترین آن‌ها باشد ضعف و اراده و عدم قدرت تصمیم گیری است. این مانع انسان را از شروع در عمل باز می‌دارد. شیطان و نفس اماره ابتدا سعی می‌کند موضوع ریاضت و مسیر و سلوک را کوچک و غیرضروری جلوه دهند. تلاش می‌کنند، انسان را به انجام وظایف صوری، بدون توجه و حضور قلب، قانع سازند، می‌گویند. تو وظیفه‌ای جز انجام این عبادت‌ها نداری. چه کار داری با حضور قلب و توجه و ذکر و تهذیب نفس و اگر احیاناً به فکر افتاد با صدها حیله و نیرنگ او را از اراده باز می‌دارند و گاهی موضوع را آن‌قدر برایش دشوار جلوه می‌دهند که مأیوس و ناامید گردد.
لیکن انسان باید جلوی وسوسه‌های شیطان و نفس اماره را بگیرد. با مراجعه به آیات و احادیث و کتب معرفت و اخلاق به ارزش و ضرورت سیر و سلوک واقف گردد و بداند که تهذیب رأس همه امور است و موجب فراهم آمدن سعادت دنیا و آخرت است.
3-6-6. حبّ ذات
وقتی سالک، تمام موانع را برطرف ساخت و از همه‌ی مراحل گذشت، تازه با مانع بسیار بزرگی مواجه می‌شود و آن حب ذات است. تازه متوجه می‌شود همه‌ی اعمال و حرکات و عبادت‌هایش از حبّ ذات نشأت می‌گیرد چرا که عبادت و ریاضت و ذکر و دعا و نماز و روزه‌اش، به منظور استکمال نفس و پاداش اخروی است که نتیجه‌اش عائد نفس می‌شود و چنین عبادت‌هایی گرچه انسان را به بهشت و ثواب اخروی نائل می‌گرداند، لیکن انسان را به مقام شامخ ذکر و شهود و لقاء، ارتقاء نخواهند داد. سالک تا از مقام خودخواهی و خودبینی نگذرد، نور خدا در دلش تجلی نخواهد کرد و تا از مقام ذات و حب نفس هجرت نکند به بارگاه قدس الهی بار نخواهد یافت.
بنابراین بر انسان سالک لازم و ضروری است که با ریاضت و جهاد خویشتن را از محدوده حب ذات خارج سازد و حب ذات را به حب خدا تبدیل نماید و همه کارهایش را صرفاًٌ برای رضای خدا انجام دهد. اگر غذا می‌خورد بدان منظور باشد که محبوب ازلی زنده ماندنش را خواسته است و اگر عبادت می‌کند بدان جهت باشد که خدای را سزاوار پرستش می‌داند. چنین فردی نه طالب دنیا است و نه طالب عقبی، بلکه طالب خداست. حتی کشف و کرامت را نمی‌خواهد و جز معبود حقیقی مطلوب و منظوری ندارد. اگر از این مرحله دشوار نیز گذشت و حتی شخصیت و هویت خویش را از دست داد، می‌تواند در بساط توحید قدم بگذارد و به مقام شامخ لقا و شهود ارتقا یابد و در بارگاه «فی مقعد صدقٍ عند ملیک مقتدر» نازل گردد.
3-6-7. شیطان
از آن‌جا که شیطان دشمن انسان است و سوگند خورده که همه انسان‌ها را گمراه نماید یکی از عوامل اصلی آلوده شدن انسان‌ها به گناه و مانع عمده تحصیل تزکیه به شمار می‌رود بر همین اساس قرآن مؤمنان را از تبعیت او برحذر داشته و می‌گوید اگر لطف خدا نبود ـ با توجه به دام‌ها و وسوسه‌های شیطان هیچ کس قادر به تزکیه خود نمی‌بود.
3-6-8. کفر و نفاق
عدم پذیرش دین الهی و نفاق از دیگر موانع طهارت قلب و تزکیه است.
3-6-9. عصیان و گناه
نافرمانی خداوند و ارتکاب گناه از دیگر اموری است که قرآن در آیاتی آن را مانع تطهیر قلوب مؤمنان برمی شمارد. از جمله در آیه ۷۷ آل عمران به پیمان شکنی یهود به قصد رسیدن به مال دنیا اشاره کرده و آن را مانع تزکیه آنان دانسته است که مراد از عدم تزکیه این افراد این است که خداوند آنان را از آلودگی گناهشان به وسیله آمرزش پاک نمی‌کند و یا مراد تزکیه در گفتار است یعنی خداوند چنان که اولیاء خود را مدح می‌کند آنان را مورد ستایش قرار نمی‌دهد. یا مراد این است که خداوند این افراد را در جایگاه پاکان قرار نمی‌دهد. در آیات ۴۱ و ۴۲ مائده نیز به گناهانی همچون، گوش سپاری به شایعات، سخنان دروغ، جاسوسی برای دیگران، تحریف کتب آسمانی و حرام خواری از سوی یهود اشاره نموده و ارتکاب آن‌ها را از موانع تطهیر قلوب برشمرده است.

4- فصل چهارم:
رابطه ابتلاء و تزکیه اخلاقی

1)تاثیر ابتلاء بر تزکیه اخلاقی

                                                    .