پایان نامه راهکارها، یادآوری

البته صبر تنها مربوط به مواجهه با آزمون‌های ناخوشایند نیست. چرا که جبرئیل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «یصبِر فی الضَّراءِ کما یصبرُ فی السَّرَّاءِ و فی الفاقَهِ کما یصبِرُ فی الغَنی و فی البَلاء کما یصبرَ فی العافیهِ…» در تنگناها همانند گشایش‌ها صبر کن و در نداری مثل هنگام دارایی و در بلا همچون هنگام سلامتی…
سه گونه صبر داریم یکی صبر در بلا و رنج یکی صبر در طاعت خدا و دیگری صبر از معصیت. هر چند قسم اول ویژه ابتلا به شرور است اما دو قسم دیگر در همه‌ی ابتلا‌ها لازم و از شرایط عبودیت است. و ممکن است صبر توصیه شده در روایت گذشته به این دو گونه که در ابتلا به خیر و شر عمومیت دارد، بازگردد.
4-2-6. واهمه و حساسیت نسبت به خطا و لغزش
ترس از لغزش در نعمت‌ها و خوشی‌ها همواره انسان مزکّی را هوشیار نگه می‌دارد و نمی‌گذارد سرمستی و غفلت خوشی او را بفریبد. «یا ایها الَّذینَ آمَنوا لِیبلوَنَّکُم الله بِشیءٍ مِن الصَّید تَنالوا ایدیکُم و رِما حُکُم لِیعلمُ الله مِن یخافُه بالغَیب» ای کسانی که ایمان آوردید خداوند شما را می‌آزماید به شیءهایی که در دسترس و تیررس شماست، تا بداند چه کسی از غیب (قیامت) می‌ترسد.
قیامت روز دیدار خدا و سرور اهل یقین و تقواست اما کسی که کوله باری از گناهان را همراه خود آورده و با چشم نابینا در محشر حاضر شود، توان دیدن جمال الهی و درک رحمت او را نداشته، سخت در عذاب خواهد بود. بنابراین به فرموده‌ی مولا علی(علیه السلام) «لا تَخَف الاّ ذَنبَکَ» نترس مگر از گناهت. کسی که چنین هراسی را ندارد، مثل کودکی نادان خود را به خطر می‌زند.
«من قَلَّت مَخافَتُه کَثُرَت آفتهُ» کسی که هراسش کم باشد آسیب‌های زیادی به او می‌رسد. ترس از هوس‌ها و گناهان که قهر و غضب الهی را در پی دارد موجب هوشیاری و مراقبت شده و غفلت را می‌زداید. در نتیجه انسان در آرامش و امنیت در سایه‌ی ایمان و تقوا و عبودیت زندگی خواهد کرد. این هراس پسندیده برآمده از خردمندی و ایمان و موجب آرامش و عافیت است.
«ثمرهُ الخَوفِ الاَمنِ» نتیجه‌ی این ترس، آرامش امنیت است. هوشمندانه‌ترین بیم، ترس از آسیب‌های زندگی دنیاست، که ترس‌های موهوم را نابود می‌کند. «من خافَ الله قَلَّت مَخافَتَهُ» کسی که از قهر خدا بترسد ترس او از امور موهوم کم می‌شود. کسی که از خدا نمی‌ترسد همواره در هراس است که مبادا به منافع و دارایی‌هایش زیانی برسد و این منافع فانی او را به بند می‌کشد. بنده‌ای کسی که از خدا رو گردانده و به جای خدا قلبش برای دنیا بتپد خداوند او را فریفته و سعادتش نابود شده و بدتر از چیزی که می‌ترسد به سرش خواهد آمد. «مَن اَمِنَ المَکرِ لَقِی الشَّرَّ» کسی که از فریب خدا آسوده است بدترین نتیجه را دیده است.
4-2-7. پوشاندن بلاء از دید دیگران
گفته شد که انسان مزکّی حاجت و نیازش را به سوی خدا می‌برد و فقط از او طلب کمک می‌کند؛و نیز انسان مزکی یقین دارد که بلا از سمت خدا برای تربیت اوست و خود خدا نهایتاً گشایش در کارش می‌دهد و هر آن‌چه در دنیا رخ می‌دهد اعم از حوادث خوشایند و ناخوشایند همه در محضر خداست، و خدا است که جهان را تدبیر می‌کند. گفتن بلاء و گرفتاری خود به دیگران و جزع و فزع کردن از آن، گویی شکایت از پروردگار است به مخلوقاتش، که این با تزکیه اخلاقی و هدف از آن ناسازگار است. همچنین پنهان کردن گرفتاری‌ها و مشکلات از نظر مردم موجب می‌شود که شخص طوری رفتار کند که گویا مشکلی ندارد، و این رفتار و اصلاح ظاهری موجب آرامش درونی می‌شود زیرا ظاهر بر باطن تاثیر می‌گذارد. در برابر آن اگر کسی گرفتاری خود را آشکار سازد به گونه‌ای رفتار می‌کند که قلبش ناآرام و رنجیده می‌گردد.
«من کشف ضره للناس عذب نفسه» کسی که گرفتاری‌اش را برای مردم آشکار کند جانش را در عذاب انداخته است.
بر خورد مردم هم در دشوارتر شدن مشکل موثر است. تغییر نگاه‌ها، سخنان، اشاره‌ها و زمزمه‌ها مشکل را بزرگ‌تر کرده و بر ذهن و زندگی سنگین‌تر می‌آید.
امام باقر (علیه السلام) فرمود: «یا بُنَی مَن کَتَم بَلاءً اِبتلی بِه مِنَ النّاس وَ شَکا ذلکَ اِلی اللهِ عَزَّوجلَّ کانَ حَقاً علی الله اَن یعافیه مِن ذلکَ البَلاءِ» ای فرزندم کسی که مشکلی را که به آن مبتلا شده از مردم بپوشاند و فقط با خدای بزرگ و عزیز درد دل گوید حق است که از آن بلا رهایی یابد.
البته مومنانی که مظهر لطف و کرم خدا هستند نیز شایستگی این راز گشایی و درد دل شنوی را دارند. «مَن شَکا ضُرُّه الی مُومن فَکَانَّما شَکا الله سبحانَهُ» کسی که گرفتار‌ی‌اش را برای مومنی بازگوید، گویا با خدای سبحان در میان نهاده است.
4-2-8. توجه به نعمت‌ها
یکی از چیزهایی که در مواجه با سختی‌ها و مشکلات، فرد مزکّی باید به آن توجه داشته باشد، یادآوری نعمت‌های الهی حتی نعمت‌های گذشته و آینده است که همه را خدای مهربان نه به علت استحقاق ما بلکه از روی کرم و بخشش خودش عنایت می‌کند. حضرت ابا عبدالله (علیه السلام) فرمودند: «لا خَیرَ فی عَبدٍ شَکا مِن مِحنَهٍ یقَدّمها آلافُ نِعمهٍ و اتَّبَعَها الافَ راحَهٍ و من لا یقضی حقَّ الصَّبر علی البَلاء حَرُمَ قَضاءُ الشُّکر فی النَُعماء کذلکَ مَن لا یودّی حقَّ الشُّکر فی النَّعماء یحرمُ عَن قَضاءُ الصَبر فی البَلاء و مَن حُرمَهما فَهُو مِن المَطرودین» شکایت کننده از رنجی که پیش از آن هزاران نعمت بوده و در پی آن هزاران خوشی می‌آید، بنده‌ی خوبی نیست. کسی که حق صبر در بلا را به جا نیاورد، توفیق شکر در نعمت بر او حرام می‌شود. همچنین کسی که حق شکر در نعمت را به جا نیاورد از بردباری در بلا ناتوان می‌گردد و کسی که از این دو (شکر و صبر) محروم شود، از رانده شدگان درگاه خدای مهربان است.
در شرح حال حضرت ایوب (علیه السلام) آمده که در دعاهایش به خدای تعالی عرض می‌کرد: «خدایا هفتاد سال رفاه و نعمت دادی تا این که هفتاد سال بلا و گرفتاری بر من قرار دهی.» یعنی پس از هفتاد سال نعمت اگر هفتاد سال همه‌ی نعمت‌ها را بگیری و مرا در سختی بیاندازی، تازه در نقطه صفر بندگی قرار می‌گیرم زیرا هفتاد سال نعمت بدهکاری داشتم که با همین سالیان رنج و بلا جبران می‌شود.
4-2-9. پرهیز از اقدام نادرست
تزکیه اخلاقی باعث بارور شدن اندیشه و عقل می‌شود و چون انسان مزکّی در برابر مشکلات خود را نباخته و صبر پیشه می‌کند و سعه صدر دارد، و چون بر نفس خود غلبه کرده و از بی‌تابی و شکوه خود داری می‌کند، دست به اقدام نادرست در برابر بلاها نمی‌زند. درواقع یکی از راهکارهای رویارویی با ناکامی‌ها و بلاها که تنها از چشمه سار حکمت الهی بر می‌آید و غیر از کسی که دانایی‌اش به علم و حکمت ازلی پیوسته، آن را نمی‌آموزد، این است که حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: «انَّ للمِحَنِ غایاتٌ و للغایاتِ نَهایاتٌ فَاصبَروالها حتّی تَبلُغ نَهایاتُها فَالتَّحُّرک لَها قَبلَ انقِضائَها زِیادَهٌ لَها» بی‌شک سختی‌ها سرانجامی دارد که به پایان می‌رسد پس صبر کن تا فرجام مشکلات فرا رسد، هر تلاشی پیش از آن موجب افزایش مشکلات می‌شود.
در فرمایش دیگری از ایشان می‌خوانیم: «انَّ للمِحَنِ غایاتٌ لا بُدَّ مِن انقضائِها فَناموُا لَها اِلی حینَ انقضائِها فَانَّ اِعمالَ الحِیله فیها قَبلَ ذلکَ زیادَه لَها» بدرستی که سختی‌ها پایانی دارد که ناچار فرا می‌رسد. پس آرام بگیرید تا مدتش سرآید. بی‌تردید در کار آوردن هر چاره‌ای قبل از فرجام مشکلات سبب بیشتر شدن آن است.
هنگامی که شخصی احساس می‌کند سختی‌ها به او هجوم آورده و بلاها از هر سو بر او می‌بارد، نباید در برابر آن ایستادگی کند، بلکه باید شرایط را همان‌طور بپذیرد و راه کنار آمدن با آن‌ها را بجوید. «اذا اَتَتکَ المِحَن فَاقعُد لَها فَانَّ قیامَکَ زیادَهٌ لَها» وقتی سختی‌ها به سوی تو می‌آید بنشین زیرا ایستادگی تو موجب افزایش آن‌هاست.
در این شرایط انسان اگر خود را جمع کند و آمادگی خود را برای پذیرش آن‌ها افزایش دهد مقاوم‌تر خواهد بود، تا این که به ستیز با آن‌ها برخیزد و توان خود را از دست بدهد. اما وقتی احساس پایان یافتن سختی‌ها پیدا شد باید با قدرت در برابر آن‌ها ایستاد و اوضاع را بازسازی کرده و بهبود بخشید. «اذا خِفتَ صُعُوبَه امر فَاصعُب له یذِلُّ لکَ و خادعَ الزَّمان عَن احداثِه تَهُن علیکَ» هنگامی که سختی کاری کاهش یافت به سختی و استوار به آن بپرداز تا ذلیل تو شود و روزگار را فریب بده از پیشامدهایش تا بر تو سهل گردد.

                                                    .