پایان نامه رایگان با موضوع برنامه ریزی منطقه ای، ساختار سلسله مراتبی

ساماندهی فضایی : از واژه سازمان فضایی (spatial organization) اخذ شده و از بعد لفظی همان گونه که مفهوم می شود به معنای سامان دادن مجدد به سازمان فضایی است . در تعریف سازمان فضایی می توان گفت ؛ ترتیب و نحوه پراکنش هر یک از عناصر نقاط ، خطوط ، سطوح و قلمروها در ظرف فضا و در راستای عملکرد عمومی آن می باشد بنا بر این در مقام تعریف ساماندهی می توان گفت ؛ دخالت آگاهانه و ارادی مبتنی بر برنامه به منظور سازگاری و انتظام مجدد از پراکنش و پیوند جمعیت ، امکانات ، ارتباطات و سطوح در قالب آرایش بهینه و فرایندی متعادل و موزون در بستر زمان است . ( رضوانی ، 1383: 173)
روستای جدید : آبادی یا سکونتگاهی غیر شهری که بر اساس تحول و دگرگونی طبیعی یا مصنوعی شرایط زیستی ، به عنوان نمونه به واسطه اجرای برنامه های رشد و توسعه یا بازسازی و نوسازی ، مثلا بعد از وقوع سوانح طبیعی ، جنگ ، یا به دلایل نظامی و مانند آن ، در جای خود و یا محل دیگری بر اساس طرح و الگوی از پیش تعیین شده و معمولا با تغییر عملکردی ، از نو شکل می گیرد . بر این اساس ، روستاهای نو بنیاد ، روستاهای در حال گذار ، روستاهای با عملکرد متحول و نوین و همچنین شهرکها و مجتمع های زیستی حاصل از ادغام روستاهای کوچک می توانند جزء این گروه از روستاها به شمار آیند . علاوه بر این ، در مواردی روستاهای جدید ممکن است بر اساس طرح و نقشه قبلی و با عملکردهای اجتماعی – اقتصادی ویژه ، به منظور اسکان عده ای از ساکنان پیشین روستاهای مجاور و یا اسکان گروههای کوچرو ، در محلی بکر برپا گردد . ( سعیدی ، 1388: 24)
نظام استقرار : الگوی فضایی مکانهای استقرار سکونتگاهی ، با توجه به قانونمندیهای معین محیطی و اجتماعی – اقتصادی موثر در تعیین روابط و مناسبات فضایی و جایگاه سلسله مراتبی هر یک از سکونتگاهها . در همین ارتباط نظام استقرار مبین نحوه جایگزینی و استقرار افراد وگروههای انسانی در مکان معین به منظور برآوردن نیازهای بنیادین خویش است .
( همان )
ساختار کالبدی : نحوه استقرار ، اثر بخشی و روابط و مناسبات اجزای محیط طبیعی و مصنوع در شکل یابی نهایی یک سکونتگاه معین . علاوه بر این ، ساختار کالبدی سکونتگاههای روستایی مبین نحوه مداخله ی اجزای بافت کالبدی و پیوندهای درونی سکونتگاه است که بر اساس آن ، روندهای جاری تکوین نیروهای محیط طبیعی و یا محیط مصنوع ، (اجتماعی- اقتصادی) و همچنین امکان رشد و توسعه عمومی سکونتگاه قابل شناسایی است .گاهی ساختار کالبدی به مفهوم ساختار فضایی و نیز سازمان فضایی نزدیک می شود که در این صورت ، نشانگر شیوه شکل پذیری و جایگزینی سلسله مراتبی یک واحد فضایی (مثلا روستا ) به عنوان جزیی از یک چشم انداز عمومی سکونتگاهی است . ( همان )

فصل دوم
مبانی نظری تحقیق
جزییات و روند سیاستگذاری در برنامه ریزی سکونتگاههای روستایی به طور مستقیم تحت تاثیر برخی از مفاهیم و نظریه های مکانی و اقتصادی بوده است در این فصل به بررسی برخی نظریات موثر بر برنامه ریزی سکونتگاههای روستایی می پردازیم .
2 – 1- نظریات ساماندهی : تئوریها مبنای علم هستند ، وهرگونه برنامه ریزی برمبنای این تئوری ها و نظریه ها طراحی می شود پس شناخت تئوری ها و نظریه های مرتبط با بحث ساماندهی سکونتگاههای روستایی برای شناخت بیشتر این مبحث ضروری است . در این جا به بررسی چند نظریه مرتبط با موضوع ساماندهی سکونتگاهها می پردازیم .
2 – 1-1- نظریه فن تانن
نخستین تلاش برای شرح الگوی مکانی را فن تانن انجام داده است . وی شهر بزرگی را تصور می کند که با دشت بزرگی که حاصلخیزی یکنواختی دارد احاطه شده است . این شهر ، محدوده روستایی خود را از نظر کالا و خدمات تامین می کند و برای عرضه مازاد تولیدات کشاورزی نواحی روستایی ، بازار فراهم می کند . هزینه های حمل و نقل اهمیت بسیاری دارند در نتیجه کالاهای حجیم و سنگین در مجاورت شهر تولید می شوند وکالاهای سبک وکم حجم می توانند هزینه های حمل و نقل نسبتا بیشتری بپردازند . بنا بر این در مکانهای دورتر ساخته می شوند . و به این ترتیب نظامی از دایره های هم مرکز پیدا می شوند . اصولا ناحیه فن تانن لااقل در نمونه فقط دارای یک شهر بزرگ است و یک نوع حمل و نقل در آن وجود داردکه صرفه جویی مقیاس نیز دارد . افزون بر این هدف اصلی او خود شهر نیست بلکه سازمان فضایی پیرامون آن است . ظاهرا او معتقد به سلسله مراتب مراکز نیست چرا که به اعتقاد او مراکز کوچکتر کارایی چندانی ندارند . (مهندسین مشاورDHV ، 1371: 131)
نظریه فن تانن با این که در دنیای علم مورد توجه همگان قرار نگرفت از آنجا که اولین نظریه بهره اقتصادی – مکانی در علم جغرافیا است سالها هم برای مطالعات شهری مفید بود و هم در مطالعات روستایی وکاربری زمین اساس کار قرار گرفته و از این روی نظریه فن تانن با همه محدودیتهایش برای جغرافیدانان چهارچوب سودمندی در سامان دهی مطالعات روستایی فراهم ساخته است .
2-1-2- نظریه مکان مرکزی
تاکید بیشتر بر رشد اقتصادی متکی بر برابری ، سیاستهای توسعه مبتنی بر ابعاد مکانی را از شهرهای بزرگ به سوی شهر های کوچک و مراکز روستایی تغییر جهت داده و به طور کلی برنامه ریزی جامع توسعه منطقه ای را موجب شده است . فعالیتهای اقتصادی مردم یک ناحیه به هم پیوسته است . حتی در جوامع عشایری شکلی از سازمان وجود داردکه از طریق آن می توان مازاد تولید را برای رفع سایر نیازمندیهای ضروری مبادله کرد . با وجود نارسایی آشکار ، نظریه فن تانن بسیاری از جغرافیدانان و اقتصاد دانان را به روند ساماندهی زیستگاههای انسان و ساختار سلسله مراتبی آن واداشت .کریستالر ، لوش وگالپین چهارچوبهای فراگیری ارائه دادندکه امروزه اکثر تحلیلهای نظام مکان مرکزی بر پایه یافته های آنان استوار است . (آسایش، 1382: 45)
عقاید کریستالر در مورد نظام سلسله مراتب زیستگاه بیشتر به اصول تجاری و حمل و نقل متکی می باشد . لوش چشم انداز خود را از غالب نواحی تجاری متفاوت توصیف می کند در حالی که گالپین و پیروانش مکانهای مرکزی را به صورت تجربی و از دیدگاه روستایی تجزیه و تحلیل می کنند . هر سه نفر دیدگاه جدیدی در مورد کارایی سلسله مراتب مرکز ارئه می کنند . به طور کلی تمام نظریه های مکان مرکزی بر چهار اصل استوارند :
1 – یکسانی چشم انداز فرهنگی وفیزیکی
2 – نواحی واحد و نامحدود
3 – قابلیت دسترسی یکسان مکانهای مرکزی در تمام جهات
4 – رفتار منطقی مصرف کننده
البته چنین شرایطی در زندگی واقعی وجود ندارد به طوری که می توان انتظار داشت انحرافهای مهمی از الگوی آرمانی مکررا پدید آید . (مهندسین مشاورDHV،1371: 135)
مفاهیم کلیدی نظریه مکان مرکزی دامنه کالا و ارزش آستانه هستند . دامنه کالا در واقع مسافتی است که مردم برای تامین خدمات وکالاهای معینی حاضر به طی آن می شوند . افزون بر مسافت ،کیفیت کالا و قیمت آن نیز مهم است . حداقل مجموعه قدرت خرید به منظور ایجاد تقاضای کافی برای عرضه کالا و خدمات خاص را ارزش آستانه می گویند .
3-1 جایگاه روستا در تئوری کریستالر
تئوری مکان مرکزی کریستالر برای مطالعه چگونگی توزیع آبادیهای مرکزی و تراکم آنها زمینه مناسبی پدید آورد . وی در تئوری خویش معتقد است مایه حیات مراکز شهری را نواحی روستایی و حوضه کشش آنها تامین می کند . به عبارت دیگر به وجود آمدن و ادامه حیات مراکز شهری در چگونگی عرضه خدمات اصلی برای رفع حوائج نواحی روستایی اطراف آن خلاصه می شود . یکی از فرضیه های تئوری کریستالر در برنامه ریزی منطقه ای آن است که مراکز جمعیتی (روستا ) واقع در حوضه یک منطقه دارای عملکرد در رابطه های منظم و متشکل با یکدیگر می باشند وکلیه احتیاجات مردم یک منطقه نمی تواند در همه جا پراکنده و یا دریک منطقه متمرکز باشد . در حقیقت بعضی از احتیاجات در بعضی نقاط و برخی دیگر در سایر نقاط و با نظم و تسلسل خاص پراکنده اند . بر این اساس هر آبادی یک حیطه و محدوده ای زیر نفوذ خود دارد که باید به آن سرویس ارائه نماید . لذا بدین ترتیب در یک منطقه باید سیستمی از آبادیها ی مرکزی در مقیاس و اندازه های مختلف بر اساس بعد واکنش عرضه خدماتی و نوع فعالیتهای منفرد در آنها وجود داشته باشد . این آبادیها دارای بازار موقتی یا بازار دائمی و یا شهرکها و شهرهای متوسط و بزرگ باشند . در حقیقت کریستالر اساس نظریه خویش را در مورد اهمیت مکان یابی یک آبادی مرکزی نسبت به آبادی ها و نقاط اطراف خود قرار داده و معتقد است که این مکان مرکزی نسبت به حوضه خود موقعیت تولیدی ، توزیعی و یا عرضه خدمات مورد نیاز را دارا می باشد . (آسایش ، 1382: 59)

                                                    .