پایان نامه رایگان با موضوع راهبردهای برنامه ریزی، ساختار سلسله مراتبی

این راهبرد در فرایند تحلیل فضایی برای شناخت وضع موجود ساختار نظام سکونتگاهی و روابط فضایی میان حوضه های شهری و روستایی و در مرحله بعد ساماندهی آن براساس یک نظم ، سلسله مراتب زیر را به دنبال دارد :
تجزیه و تحلیل منابع منطقه ای ، نقشه کشی تحلیل نظام سکونتگاهی ، تحلیل ارتباطات فضایی ، تجزیه و تحلیل دسترسی ، شکاف عملکردی ، تنظیم استراتژی فضایی ، شناسایی پروژه ها و برنامه های توسعه ، بازبینی و ارزیابی و نهادی کردن تجزیه و تحلیل فضایی در برنامه ریزی توسعه منطقه ای ( ,Rounineli1985: 32 ) .
2-1-6- راهبردهای برنامه ریزی سلسله مراتبی سکونتگاهها
راهبرد توسعه باید بر روی ایجاد یک نظام فضایی که ساختار سلسله مراتبی دارد و پیوندهای میان اجزای آن تقویت شده اند متمرکز باشد ازاین رو برای اینکه نظام کاملا مجهز به مراکز روستایی را دراختیار روستاها قرار دهیم باید رشد متوازن تر منظومه سلسله مراتبی را در سطح میانی و پایینی توزیع اندازه ی زیستگاهی مورد تاکید ویژه قرار داد .
برای اینکه کانونهای رشد متناسب با نیازهای مناطق خاص باشد از نظر اندازه و کارکرد با یکدیگر تفاوت دارد . تعداد و محل استقرار کانونهای رشد بر اساس تغییرات فضایی موجود در موقعیت توپوگرافی و وضعیت اجتماعی – اقتصادی متفاوت خواهد بود . کانونهای رشد سلسله مراتب متوازن و متعادلی را تشکیل می دهند . مراکز پایین ترین سطح نیز تامین کننده نیازهای اساسی جامع محلی مانند بازار یابی ، آموزش ، ترویج و غیره در یک مکان مرکزی هستند وکانونهای رشد سطح میانی ، تمام امکانات کانونهای سطح پایین را به صورت گسترده تر و با کیفیت بهتر دارا هستند . افزون بر این ،کانونهای سطح میانی ، تسهیلاتی را که در سطح خدمات بالاتر ارائه می شوند تامین می کند و سرانجام کانونهای رشد بالاترین سطح ، راس سلسله مراتب الگوی زیستگاه را تشکیل می دهند . آنها دارای سطحی از تسهیلات و امکانات هستند که هنوز از آنچه مراکز سطح میانی دارند بهتر و جامع تر است بنا براین رهیافت بر اساس اصول مشابه برنامه ریزی مراکز روستایی یک راهبرد توسعه منطقه ای است که هدف از آن فوریت بخشی و تقویت یک شبکه نقاط مرکزی به سامان ، در قسمت روستایی توزیع مراکز زیستگاهی ، یعنی در مراکز پایین تر سطح و قسمت تحتانی مراکز سطح میانی می باشد . در اینجا ایجاد سلسله مراتبی که بدون آسیب زدن به اکوسیستم موجود بیشترین رشد اقتصادی با وسیعترین اثرات را پدید آورد ضروری است و از این رو لازم است که برای برنامه ریزی مراکز روستایی قبل از تخصیص سرمایه و بودجه تحلیل دقیقی وجود داشته باشد . آنچه که برنامه های مراکز روستایی خوانده می شود عبارتند از : ابزاری سودمند ، اگر نگوییم ضروری برای تحلیل الگوی پیوستگی ، استقرار آگاهانه و سنجیده ی تلاشهای مربوط به توسعه و توسعه یک نظام خوب طراحی شده فضایی در منتهی الیه پایین توزیع اندازه سکونتگاههاست . بنا بر این برنامه ریزی مراکز روستایی :
1- سلسله مراتب موجود مراکز روستایی و الگوی پیوندهای کنونی را تشریح می کند .
2- شناخت و تجزیه و تحلیل تلاشهای توسعه را آسان کرده و مناسب ترین محل استقرار آنها را تعیین می کند .
3- با ارائه پیشنهاد در مورد سلسله مراتب آتی مراکز روستایی و بهبود تقویت الگوهای پیوستگی مطلوب ، توسعه هماهنگی را به سمت یک نظام فضایی به خوبی طراحی شده میسر می سازد .
برای پیش برد یک نظام به هم پیوسته مراکز روستایی ، انجام برنامه ریزی صحیح در مورد مراکز روستایی سلسه مراتبی موضوع بسیار مهمی است . این امر به ویژه در کشورهایی با کمبود منابع مالی ، فاقد نیروی انسانی با تجربه و آموزش دیده و ظرفیتهای مدیریتی و سازمانی بسیار محدود روبرو هستند از اهمیت ویژه ای برخوردار است . در ابتدا برنامه ریزی مراکز روستایی به گونه قوی رویکردی با جهت گیری بخشی بود . لیکن به تدریج بیشتر با اجزا راهبرد مراکز رشد ترکیب شد و جدای از ساختار سلسله مراتبی از خدمات عمومی – خصوصی کارکردهای اقتصادی – اجتماعی وسیع تری را در بر می گرفت . در نتیجه در طول زمان برنامه ریزی مراکز روستایی به منزله ی یک اصل سازمانی صرف برای توزیع خدمات دولتی در سلسله مراتب سکونتگاهی تلقی گردید .گرچه مفهومش اهداف متنوع تری را در بر گرفت . امروزه رویکرد برنامه ریزی روستایی اغلب کمتر به منشا آغازین آن اشاره دارد و تبدیل به یک مقوله همه کاره شده که مبهم و نارسا می نماید . در مراکز کوچکتر دارای الگوهای فیزیکی ، ویژگیهای اجتماعی وکارکردهای اقتصادی هستند . در حالی که مراکز بزرگتر با ویژگیهایی چون آب لوله کشی شده ، برق ، جاده های آسفالته یا شوسه و تلفن وکارکردهای اقتصادی متنوع تر ساختار تولیدی ،کمتر میلی به بخش اصلی یعنی کشاورزی دارد . (جاودان، 1373: 37)
2-1-7- نظریه آگروپلیتن
برای فهم و شناخت نظریه اگروپلیتن لازم است که ابتدا پایه های فکری آن را بشناسیم . نظریه اگروپلیتن و دیگر نظریات هم راستا ، در واکنش به روند موجود برنامه ریزیها ی توسعه مطرح شد . این نظریات چرخش آشکاری بود از راهبردهای متداول تولید- محور ، صنعت مدار و شهرگرا به سوی راهبردهای مردم – محور ،کشاورزی مدار و روستاگرا . ( صرافی ، 1377: 122 ) دو پایه مهم فکری نظریه اگروپلیتن ، مدل مرکز – پیرامون و راهبرد نیازهای پایه بود . تبدیل مدل مرکز – پیرامون بر اساس تحقیقات فریدمن در آمریکای جنوبی صورت گرفت . (فریدمن ، 1966: 68) فریدمن برخلاف باور رایج ، تمایز و اختلافات منطقه ای را جدا از یکدیگر ندیده و نظام فضایی کشور را به دو زیر نظام تقسیم کرد . او رابطه بین این دو نظام را رابطه ای استعماری دانست که قطبی شدن را در مرکز و حاشیه ای شدن را در پیرامون به دنبال دارد . روند تحکیم تسلط مرکز بر پیرامون دارای جنبه های مختلف است و شامل اثر سلطه ، اثراطلاعاتی ، اثر روانی ، اثر نوسازی ، اثرزنجیره ای و اثر تولیدی است . فریدمن روند قطبی شدن و دوگانگی در سازوکار مرکز – پیرامون را خود – تقویت کننده برشمرد که در ارتباط مستقیم با نظامهای محیط آن است . درحالی که در یک کشور فقیر دو زیر نظام مرکز و پیرامون وجود دارد ، خود آن کشور زیر نظامی حاشیه ای از نظام جهانی است که زیر نظام مرکز در این نظام جهانی ،کشور یا کشورهایی از شمال هستند . از سوی دیگر درون زیر نظام حاشیه در هر کشور نیز نظامهای جزء تری که مجددا قابل تقسیم به مرکز و حاشیه است وجود دارد . و از این رو ، سلسله مراتبی از نظامهای درون یکدیگر وجود دارد که جریان تخلیه حاشیه به سوی مراکز در بالا دست بوده ، اگر چه هر مرکز نیز به نسبتی حاشیه ای است و سکوهای پرش برای جریان سراسری منابع را فراهم می کند . در این مدل شهرها به عنوان مرکز منافع و منابع روستایی را به مراکز بزرگتر زهکشی می کنند .
راهبرد نیازهای پایه مبتنی بر تامین نیازهای جامعه بود . این راهبرد به کشورهای جهان توصیه می کرد که ایجاد اشتغال و پاسخگویی به نیازهای اساسی در کشورشان را در راس تمامی اهداف برنامه های توسعه قرار دهند . این نیازها شامل حداقل نیازهای ضروری یک خانوار و خدمات ضروری مورد نیاز اجتماع است .
با توجه به مدل مرکز – پیرامون که مانع اصلی توسعه در منطقه را زه کشی منابع به سوی خارج می دید ، و با توجه به مبانی نظری قطب رشد که وجود آستانه جمعیتی را برای سرمایه گذاری لازم می دانست و همچنین دیگاه هایی که مشکل اصلی روستاییان را فقدان قدرت سیاسی می دانست ، و متاثر از راهبرد نیازهای پایه که رفع فقر و ایجاد اشتغال ، خود اتکایی و تامین نیازهای اساسی را محور قرارمی داد ، نظریه اگرو پلیتن مطرح شد .
این نظریه مبتنی بر الگوی تئوریکی ، به این شرح بود : درون منطقه ، محدوده های محصوری شامل مجموعه ای از روستاها و مزارع و شهر کوچکی با اختیار بر منابع هر قلمرو و قدرت خود گردانی به رسمیت شناخته شودکه در واقع حفاظت از تولید داخلی و جلوگیری از خروج منافع تولید و نگهداری ارزش افزوده داخلی هدف آن است (دیور، 1986: 132) . از جنبه فضایی این محدوده تراکم جمعیتی حدود 200نفر در کیلومتر مربع و شعاعی قابل رفت و آمد آسان (5 تا 10 کیلومتر) یا حداکثر یک ساعت با دوچرخه ، دارا می باشد . مرکز آن کشت – شهر یا آگروپلیس از 5 تا 30هزار نفرجمعیت با شبکه ارتباطی خوبی با تمام نقاط درون محدوده برخوردار است . منظومه در مجموع بین 20 تا 100هزار نفر جمعیت داشته که مقیاس مناسبی برای شناخت نسبی ساکنین ، مشارکت همه جانبه و حسابرسی متقابل در نظر گرفته شده است . از جنبه اقتصادی – اجتماعی اضافه بر حفاظت گرا بودن ، افزایش توان تولید رفع نیازهای اساسی ساکنین منظومه را مهمتر از معیار متداول رشد تولید ناخالص تلقی می کند وکوشش برای افزایش تولید در نواحی روستایی را اولویت می دهد . کاهش نابرابریهای در آمدی بین طبقات اجتماعی و بین نواحی شهری و روستایی از اهداف اصلی این رویکرد است . و بر بازتخصیص منابع ، تغییر قیمت گذاری محصولات و اشاعه فن آوری مناسب تاکید می کند . منظومه می بایست متناسب با مقیاس خویش خودکفا باشد . نقش اگرو پلیس ، ایجاد همبستگی یکایک واحدهای منظومه و فاقد برتری جوییهای شهری است . همچنین اصلاحات ارضی در چارچوب تعیین حداقل و حداکثر ابعاد بهره برداریها ، بهبود شرایط تبادل بین شهر و روستا وکشاورزی و دیگر بخشها ،کنترل محلی برکمکها و حضور سرمایه های با منشاء خارج از منظومه توصیه می شود . (سومون1990 :81) از جنبه سیاسی – فرهنگی علاوه بر خودگردانی ، ایجاد آگاهی جمعی از طریق یادگیری اجتماعی و نهادینه شدن مشارکت فراگیر در روند برنامه ریزی از پایین به بالا ، مبنای منظومه است که مفهوم کلیدی در تحقق این راهبردها ، اجتماع محلی است . این اجتماعات ،گروههای ازساکنین منظومه اند که در مکانی با احساس اشتراک منافع نسبت به سرنوشتشان زندگی می کنند .
هدف آرمانی توانمند سازی جمعی این اجتماعات است تا انرژی اجتماعی عظیمی برای گذار به توسعه همه جانبه آزاد شود . در این راه تاکید ویژه ای بر یکپارچه سازی فضاهای سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی می شود . (فریدمن1980: 23-24 ) در واقع هرگز به سیاستهای اقتصادی اکتفا نشده و پویشی اجتماعی – سیاسی را همراه نموده و حکم می کند : اگر قراراست منظومه اگروپلیتن توسعه یابد ، توسعه را خود تعیین کرده ، خود راه انداخته و ساخته و خود صاحبش می شود . (همان) در رابطه با مناسبات ما بین منظومه ها ، نظام اداره منطقه به صورت شورایی از نمایندگان منظومه ها پیشنهاد شده است که رابط بین سطح محلی و سطح ملی محسوب می شود . از اهداف این تئوری می توان به این موارد اشاره کرد :
تغییر چهره نواحی روستایی ، از طریق انطباق عناصر زندگی شهری بر زمینه های ویژه روستایی . یعنی به جای سرمایه گذاری در شهرها و تشویق انتقال روستاییان به آنجا ، با سرمایه گذاری در نواحی روستایی آنها را تشویق کنیم که در جای خود بمانند و به این ترتیب ، آبادیهای کنونی را متحول سازیم و ترکیب جدیدی به آن بدهیم که آنرا اصطلاحا روستاهای توان یافته می نامیم . در این مدل ، تضاد دیرینه بین شهر و روستا از میان برداشته می شود .
گسترش شبکه کنشهای متقابل اجتماعی در نواحی روستایی که فراتر از محدوده یک روستای منفرد است . و نیز ایجادکردن فضای اجتماعی – اقتصادی و سیاسی ، یا ناحیه روستا شهری (این نواحی می توانند پایه و مبنای شهرهای بزرگ و مراکز شهری قرار گیرند) .
کاهش نا به سامانیهای اجتماعی درمسیر توسعه ، حفظ انسجام خانواده ، تقویت تامین روانی ، و بنای نظم اجتماعی نوین به منظور شکفتن استعداد فردی و اجتماعی .
تثبیت در آمدهای روستایی و شهری ،کاهش اختلاف بین آنها ازطریق تنوع امکانات تولیدی و بخصوص از طریق اتصال فعالیتهای کشاورزی به فعایتهای غیر کشاورزی ، در درون یک اجتماع منطقه ای .
استفاده موثر از نیروی کار موجود ، از طریق هدایت آن به سوی یک توسعه فشرده تر و فعالترمنابع طبیعی ناحیه روستایی ، شامل بهبود تولید کشاورزی ، پروژه های حفظ وکنترل منابع آبی ، تاسیسات عمومی روستایی ، خدمات گسترده روستایی و صنایع جهت یافته به سوی کشاورزی .
اتصال نواحی روستایی به شبکه های ارتباطی منطقه ای ، از طریق بهبود کانالهای ارتباطی میان نواحی روستایی و شهرهای بزرگتر ، و از طریق منطقه ای کردن خدمات مهمتر و پیچیده تر و فعالیتهای پشتیبانی ،که به پایه جمعیتی بیشتر از یک ناحیه احتیاج دارد .
طراحی یک نظام اداری و برنامه ریزی ،که با ویژگیهای محیط مناسب بوده و دست مردم محل را برای تعیین اولویتها و برای اجرای برنامه ها باز بگذارد . آنچه در اینجا مد نظر است ، یک نظام اداری است که قدرت موثر تصمیم گیری را به نواحی روستایی تفویض کند ، تا آنها را به بهره گیری از امکانات موجود قادر سازد .
فراهم ساختن منابع مالی برای توسعه روستاها از طریق ایجاد این تضمین که قسمت اعظمی از پس اندازهای محلی ، در همان ناحیه سرمایه گذاری شود ، و ایجاد نظام کار برای هر عضو بالغ اجتماع ، انتقال اعتبارات توسعه از مراکز شهری و نواحی صنعتی به روستاها و ایجاد شرایط مناسب داد و ستد بین نواحی روستایی و سایر نقاط پیرامونی .
2-1-8- نظریه اقتصاد مقیاس
صرفه جوییهای مقیاس ، صرفه جویی حاصل از رشد است که در نتیجه گستردگی زیاد ظرفیت بازدهی یک فعالیت حاصل شده و منجر به افزایش بهره دهی وکاهش هزینه می شود (مایکل تودارو ، 1366: 854) روندینلی و رادل معتقدند که تمرکز فعالیت های اقتصادی و اجتماعی در مراکزی که به خوبی انتخاب شده اند ، موجب به وجود آمدن صرفه جویی های مقیاس و توزیع می شوند که برای جمعیت در حال افزایش بسیار مفید است . (مهندسین مشاور DHV هلند ، 1371: 152)گرچه تاثیر مستقیم آستانه های خدماتی در سال های اخیر کاهش یافته اند ، برنامه ریزی سکونتگاه روستایی به گونه ای ثابت بر اساس برخی استدلال های اقتصادی ، بر تحلیل های آستانه خدماتی ترجیح داده می شود . این استدلال ها این گونه بیان شده است :

                                                    .