پایان نامه رایگان با موضوع فراهم نمودن اطلاعات، رشد و توسعه اقتصادی

دانلود پایان نامه

2-1-3- شبکه لوش
تجزیه و تحلیل لوش مبتنی برشبکه روستاهای کشاورزی است که در یک دشت زراعی به شکل مثلث پراکنده اند . شش مثلث از این مثلث ها ، تشکیل دهنده ناحیه بازاری اصلی شش ضلعی است .کالاهای مختلف دارای دامنه های مختلف می باشند و به تعداد متغیری از شش ضلعی ها برای حمایت از آنها نیاز است تا شبکه پیچیده ای در ناحیه بازاری به وجود آید . افزون بر این مراکز یادشده با چرخیدن و با بزرگ شدن شش ضلعی ها قادر به تامین فضای بازاری بیشتری هستند . طبق نظر لوش الگوی واقعی به این ترتیب لزوما هم رده ی سلسله مراتب خالص نیست به طوری که مراکز تقریبا هم رده ممکن است کارکردهای خاص مجموعا متفاوتی داشته باشند . مراکز رده بالاتر ، به طور خودکار تمام وظایف مکان مرکزی رده پایین تر را انجام نمی دهند . باچرخانیدن این شبکه های شش ضلعی به دور یک نقطه مرکزی ثابت دوازده بخش پدید می آید که متفاوت با مناطق غنی زیستی و مناطق فقیر نشین هستند . در این پدیده ممکن است مراکز اصلی به صورت خارج از مرکز استقرار یابند . هر نظام منطقه ای دارای شهر بزرگی به عنوان مرکز است اما هر شهر بزرگ ، لزوما مرکز چنین نظامی نیست . اساسا ساختار مکانی ارائه شده توسط لوش با الگوهای کوچک و ساده آغاز می شود و رفته رفته با الگوی بزرگتر و پیچیده تکامل می یابد . لوش اعتقادی به سلسله مراتب ندارد و توجه وی به شرح الگوهای پیچیده نواحی بازاری موجود معطوف است . برنامه ریزی در رده بندی سلسله مراتب مکانهای مرکزی که این مراحل علمی را به دنبال دارد مورد توجه او نبوده و به هیچ نکته ای که در مورد روندی که کشورهای توسعه نیافته باید برای رسیدن به یک ساختار بازاری متوازن طی کنند اشاره نمی کند . (مهندسین مشاور DHV، 1371: 83)
2-1-4- نواحی بازاری گالپین
گالپین و پیروانش مکانهای مرکزی را از دیدگاه روستایی تجزیه و تحلیل کردند و از این راه سلسله مراتب عملکردی را به صورت تجربی به دست آوردند . براساس اطلاعات جمع آوری شده در مصاحبه ها ، نقشه ها ، دامنه مکانی کالاها و خدماتی که با مکانهای ویژه به دست آمده بودند نشان داده شده بود . در این نقشه ها ، نواحی داد و ستد با هم تداخل نداشتند و برخی بزرگتر از دیگر مناطق بودند . افزون بر این هرکجا که فضای خالی به وجود آید دقیقا بیانگر نقاط وسیعی بود که از تسهیلات یا تولیدات استفاده نمی کردند .
با بکار گیری یک رهیافت تجربی معلوم گردید که عوامل توپوگرافیک به شدت بر شکل واقعی داد و ستد تاثیر می گذارد . یکی از مهمترین مشاهدات گالپین ، مشاهده مرزهای مصنوعی اداری است که ضمن ایجاد ابهام در حقایق ، مانعی در مسیر پیدایش یک الگوی منطقی وکارایی منطقه ای پدید می آورند . به اعتقاد گالپین برای اصلاح آن عمل برنامه ریزی شده و آگاهانه لازم است تا ساختار (سلسله مراتب)مناسبی ایجاد کند و این فرایند برنامه ریزی به گامهای ویژه ای نیازمند است :
1- ترسیم دقیق توپوگرافی اجتماعی
2- تاسیس حکومت محلی
3- حل مسایل ویژه و تنگنا های موجود . (مهندسین مشاورDHV، 1371: 84)
در ارزیابی وکارایی مدلها از دنیای واقعی باید گفت که بعضی از این مدلها تنها به خدمات پرداخته اند و تصویر واقعی از طبیعت سکونتگاهها به دست نمی دهند . سکونتگاهها ، سرزمین ایده آل نظریه پرداز ، دارای نواحی مشخص ، جهت همگون و متوازن هستند . ولی با وجود این نظریه های کلاسیک و جدید مکان مرکزی می توانند نقش ارزنده ای در هدایت وکمک به برنامه ریزان ناحیه ای ایفا نمایند . که به چند مورد اشاره میکنیم :
1- هدایت و راهنمایی برنامه ریزان در شناخت مکانهای مرکزی یا خدمات مورد نیاز .
2- کمک به شناخت برنامه ریزان در نواحی که مردم دسترسی به خدمات فرعی یا خدمات مرکزی ندارند .
3- کمک به برنامه ریزان ناحیه ای برای ساماندهی مجدد مکانهای مرکزی برای پوشش دادن کلیه مردم جهت استفاده از خدمات از جمله پسکرانه ها .
4- فراهم نمودن اطلاعات به روز برای برنامه ریزان در کلیه سطوح پیشنهادی مکان مرکزی در مسائلی چون توزیع جمعیت ، جایگاه دولتها و خدمات خصوصی در رتبه و میزان مبادله کالا و خدمات با مدیریتهای مختلف .
با توجه به این نقشها است که اهمیت نظریه های مکان مرکزی در تحلیل های ناحیه ای روشن می گردد تا جایی که این نظریه ها توانایی تحلیل مقایسه ای مراکز ناحیه ای ، تحلیل وابستگی شهر و روستا و شهر و ناحیه به همدیگر ، طراحی کارکردهای سلسله مراتب و سکونتگاهی ، تاکید بر رقابت اصولی بین مراکز ، پیش بینی سر مایه گذاری در مراکز خدماتی و تغییرات آن و امکان پیش بینی الگوهای سکونتگاهی در آینده را برای برنامه ریزان ناحیه ای فراهم می کند .
2-1-5- رویکرد کارکردهای شهری درتوسعه روستایی
علیرغم چند دهه برنامه ریزی بخشی و اقتصادی ، برتضادهای مکانی- فضایی در کشورهای در حال توسعه افزوده شده است و همچنان فقرای روستایی به منابعی که برای افزایش تولید و درآمدشان به آن نیازمندند دسترسی فیزیکی و اقتصادی ندارند ، برای اینکه بتوان رشد و توسعه اقتصادی و منافع حاصل از آن را انتشار داد تا درسایه آن قشر وسیعی از مردم روستایی و نواحی عقب مانده اقتصادی فعالیتهای تولیدی خود را افزایش داده و در نهایت سطح معقولی از زندگی را در فرایند توسعه پذیرا شوند . سرمایه گذاریها باید در نقاطی جابجا شوند که علاوه بر قشر وسیعی از مردم خود و مناطق اطراف به قشرهای واقع در سطوح پایین تر از مرکز نیز خدمات ارائه نموده و دسترسی به آنها آسان باشد . بنابر این رویکرد ، در تلاش است تا روابط میان عدالت اجتماعی ، رشد اقتصادی و توزیع مکانی – فضایی خدمات ، تسهیلات ، زیرساختها و فعالیتهای مولد را در مناطق فقیر میان سکونتگاههای شهری و روستایی مورد آزمون قرار دهد . پیش فرضهای عمده این رویکرد عبارتند از :
1- مردم در اندازه های متفاوت سکونتگاهی در عرصه فضایی توزیع شده اند .
2- آنها علاوه برنیازهای طبیعت زیستی ، خواهان نیازهای اجتماعی – اقتصادی نیزهستند .
3- انسانها از نظر مورفولوژیکی اشکال مختلف سکونتگاهها مثل مزرعه ، دهکده یا روستا ، شهرک و شهر را ایجاد نموده اند و تا زمانی که امکان بقا موجود باشد به زندگیشان ادامه می دهند .
4- منابعی که برای رفع نیازها مورد استفاده قرار می گیرند محدود است در حالی که نیازها نامحدود است .
5- انسانها در جستجوی کالا و خدماتی که در سکونتگاههایشان قابل دسترسی نیست به مکانهای دیگر می روند .
با توجه به پیش فرضهای این رویکرد مهمترین عوامل در فقدان یکپارچگی فضایی در بیشتر سکونتگاههای کشورهای در حال توسعه عبارتند از :
1- مکانهای مرکزی با نظم پایین تر ، کارا و کافی در سیستم سکونتگاهی وجود ندارد .
2- توزیع خدمات و تسهیلات در شهرهای میانی و کوچک در مناطق روستایی متناسب با جایگاه هر یک عادلانه نیست .
3- ارتباط (افقی – عمودی ) میان سکونتگاهها در مناطق روستایی بسیار محدود و ضعیف بوده یا اصلا وجود ندارد .